گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نگاهی به واگنر و موسیقی او (VI)

ویلهلم ریچارد واگنر (۱۸۱۳–۱۸۸۳)

البته مثل هر انسان نابغه و خلاقی، ماجرای واگنر و نازی ها چندان هم سادگی نیست. مثلا برایان مگی در فصل آخر کتاب فوق العاده خود، «واگنر و فلسفه»، به طور کامل این ارتباط را شرح می دهد. وی توضیح می دهد که هیتلر به شکسپیر هم علاقه داشته پس لزوما دوست داشتن هیتلر دلیل بر هم عقیده بودن با وی نیست. کما اینکه هیتلر بروکنر را هم دوست داشت. به نظر «دریک کوک»، احتمالا هیلتر موسیقی های عظیم با سازهای بادی برنجی را دوست داشته، بنابراین احتمالا اگر مالر یهودی بود، او را هم دوست داشت (۱۴) اما، اجرای اپراهای واگنر در زمان حکومت رایش سوم نه تنها بیشتر نشد بلکه به طرز قابل توجهی کم شد! (۱۲) آهنگسازان اپرایی که بیشترین اجرا را در این دوران داشند شامل موتسارت، وردی و پوچینی بودند. در منابع مختلفی به تلاش های فراوان هیتلر و شکست وی برای علاقه مند کردن افسران نازی اشاره شده است (۱۹).

به گفته هاینز تیتن (Heinz Tietjen): «در واقعیت اعضای ارشد حزب با واگنر مخالف بودند. حزب علاقه هیتلر به واگنر را تحمل می کرد ولی همزمان افراد نزدیک به روزنبرگ آشکارا و افراد نزدیک به گوبلز، پنهانی با آن مبارزه می کردند» (همان) به گفته روزنبرگ «اپرای حلقه نه حماسی است نه آلمانی» (همان) و حتی اپرای پارسیفال از سال ۱۹۳۹ ممنوع شد (۱۲) البته مخالفت رایش سوم با واگنر قابل درک است؛ چرا که پیام او، مخالفت با قدرت طلبی و یافتن سعادت با شفقت و عشق است.

بخشی از ارتباط و علاقه هیتلر به واگنر از رابطه شخصی وی با عروس واگنر، وینیفرد واگنر، نشات می گرفت. وینیفرد واگنر از ابتدا عاشق هیتلر بود. او ادوات لازم برای نوشتن «نبرد من» را در زندان به هیتلر داد. پس از مرگ زیگفرد واگنر، همسر او در ۱۹۳۰، تمایل به ازدواج با هیتلر داشت ولی برای پیشگیری از به هم خوردن تصویر سیاسی هیتلر از این کار امتناع کرد. حتی در مصاحبه برایان مگی با او، هنوز علاقه خود را به هیتلر نشان می داد. او همچنین در این مصاحبه به بریان مگی گفت بود که چقدر سطح فرهنگی و هنری حزب نازی پایین بوده و غیر از تعداد انگشت شمار، هیچکس نه برای واگنر و نه برای هیچ هنری ارزشی قائل نبودند. (همان)

برای نشان دادن پیچیدگی شخصیت واگنر و نگاه برتری قومی آلمانی وی، دیدگاه او درباره حافظ شیرازی گویاست:

«من همچنین می خواهم شاعری را معرفی کنم که اخیراً او را بزرگترین شاعر شناخته ام: او حافظ شاعر ایرانی است که اشعار او در حال حاضر اقتباس بسیار لذت بخش او به آلمانی به ترجمه داومر موجود است. آشنایی با این شاعر مرا با وحشت بسیار واقعی ای فراگرفته است: ما با فرهنگِ فکریِ اروپاییِ پر زرق و برق خود، باید در حضور این محصول استوار، همراه از آرامش خاطر و متعالیِ مشرق زمین، خِجل باشیم.» (۲۰)

تمام اینها، گوشه بسیار کوچکی از تاثیر واگنر بر موسیقیدانان و متفکران پس از خود بود. این مقاله می توانست ده ها برابر این چیزی باشد که گفته شده است. من در مورد تاثیر واگنر در به وجود آمدن نمایشنامه های سمبولیست چیزی ننوشتم (۱۲) که خود موضوع بسیار جالب و جداگانه ای است یا تاثیر خارق العاده وی بر نیچه که بسیار به آن پرداخته شده است.

چه واگنر را دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم، تاثیر واگنر غیر قابل انکار است. به قول ریچارد تاروسکین در کتاب تاریخ آکسفورد موسیقی غرب: «واگنر به طور خلاصه یکی از سخت ترین و پیچیده ترین هنرمندانی است که هیچگاه چالش آفرینی او متوقف نشده است. این موضوع به خودی خود گواهی آشکار بر نبوغ وی است. فقط یک هنرمند با بزرگترین و محکم‌ترین جایگاه می تواند چنین مسئله ای عظیم و غیر قابل تزلزل بیافریند.» (۷)

منابع

۱- Jacques Barzun, Darwin, Marx, Wagner: Critique of a Heritage, second edition, 1981.

۲-Friedrich Nietzsche, The Case Of Wagner, Nietzsche Contra Wagner, and Selected Aphorisms, trans. Anthony Ludovici, 2017.

۳-Louis Laloy, Louis Laloy (1874-1944) on Debussy, Ravel and Stravinsky, trans. Deborah Priest, 2000.

۴-Eric Frederick Jensen, Debussy (Master Musicians Series), first edition, 2014.

۵-Simon Trezise, ed., The Cambridge Companion to Debussy, ۱st ed. (Cambridge University Press, 2003)

۶-Bryan Magee, The Philosophy of Schopenhauer, Rev. ed (Oxford : New York: Clarendon Press ; Oxford University Press, 1997).

۷-Richard Taruskin and Richard Taruskin, Music in the Nineteenth Century, The Oxford History of Western Music, v. 3 (Oxford ; New York: Oxford University Press, 2010).

۸-Simon Rattle, “Leaving Home: Orchestral Music in the 20th Century, Vol. 2,” n.d.

۹-Igor Stravinsky, George Seferis, and Igor Stravinsky, Poetics of Music: In the Form of Six Lessons, trans. Arthur Knodel and Ingolf Dahl, 16. print (Cambridge, Mass: Harvard University Press, 2003).

۱۰-Richard Taruskin, Stravinsky and the Russian Traditions: A Biography of the Works through Mavra (Berkeley: University of California Press, 1996).

۱۱-Peter Tchakovsky, “Tchaikovsky’ letter to Nadezhda von Meck,” August 26, 1877,

en.tchaikovsky-research.net.

۱۲- Bryan Magee, Wagner and Philosophy (London: Penguin, 2001).

۱۳- Bryan Magee, The Philosophy of Schopenhauer, Rev. ed (Oxford : New York: Clarendon Press ; Oxford University Press, 1997).

۱۴- Deryck Cooke, I Saw the World End: A Study of Wagner’s Ring (London ; New York: Oxford University Press, 1979).

۱۵- Bernard Shaw, The Perfect Wagnerite: A Commentary on the Niblung’s Ring, Unabridged republ. of the 4. ed. London, 1923, Dover Books on Music and Music History (New York, NY: Dover, 1967).

۱۶-Robert Donington, Wagner’s “Ring” and Its Symbols: The Music and the Myth, ۳rd ed (London: Faber & Faber, 1984).

۱۷- Hans von Wolzogen and Ernst von Wolzogen, Guide through the Music of R. Wagner’s “The Ring of the Nibelung” ( Nabu, 2011).

۱۸- Sir George Solti, An Introduction To Der Ring Des Nibelungen, CD (Decca, n.d.).

۱۹- Frederic Spotts, Bayreuth: A History of the Wagner Festival (New Haven: Yale Univ. Press, 1994).

۲۰- Richard Wagner, Stewart Spencer, and Barry Millington, Selected Letters of Richard Wagner, ۱st American ed (New York: W.W. Nort

فرهاد پوپل

فرهاد پوپل

۱ نظر

بیشتر بحث شده است