گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

نقش پردازش شنیداری در آموزش جواب آواز (III)

از منظر علمی جواب آواز یعنی دریافت صوت خواننده توسط مغز نوازنده و تجزیه و تحلیل و پاسخ دادن به آن که همان نواختن ساز است. لازمه انجام صحیح این موضوع برخوردار بودن نوازنده از حافظه و تربیت شنیداری قدرتمند و توانایی پردازش شنیداری است. تربیت و حافظه شنیداری برای یک موسیقیدان را می توانیم توانایی تفکیک و تشخیص سریع و صحیح زیر و بمی های (فرکانسهای) تولید شده توسط حنجره خواننده و پردازش شنیداری را مقایسه صوت مذکور با اصوات ساز و انتقال و اجرای آن توسط نوازنده تعریف کنیم. در مورد یک نوازنده ویرتوز، پردازش شنیداری بسیار سریعتر و دقیق تر از افراد عادی جامعه رخ می دهد.

در کتاب «اختلالات پردازش شنیداری، ارزیابی، تشخیص، کنترل، مهار و درمان» (۳)، درباره پردازش شنیداری و عوامل وابسته به آن که در جواب آواز دخیل هستند می خوانیم: «پردازش شنیداری مرکزی عبارت است از توانایی و کارآمدی دستگاه عصبی مرکزی در استفاده از اطلاعات شنیداری» (چاپ اول -۵۴).

بر اساس این تعریف، نتیجه می گیریم نوازندگانی در زمینه جواب آواز موفق و توانمند هستند که اطلاعات شنیداری دقیقی کسب می کنند. پس تنها آشنایی با ساختار مدال دستگاه ها و آوازها و اطلاع از درجات پر تکرار دانگ ها و گام ها برای جواب آواز دقیق و زیبا کافی نیست و اهمیت توانایی دستگاه عصبی نوازنده در استفاده از اصوات دریافت شده بسیار بالاست.

در ادامه با سه مفهوم دیگر آشنا می شویم که عبارتند از «تشخیص شنیداری: یعنی توانایی متمایز ساختن یک صدا از صدای دیگر. شناسایی الگوی شنیداری: یعنی توانایی تشخیص شباهت ها و تفاوت های موجود در شیوه ی تولید صدا. جنبه های زمانی شنیداری: یعنی توانایی پردازش محرک های آکوستیکی در طول زمان، شامل نادیده گرفتن یا فراموش کردن واج های ضعیف تر قبل یا بعد از واج های قوی تر و یا توانایی یک صدا در کم کردن اثر صدایی که قبل و یا بعد از آن قرار می گیرد.» (همان، ۵۵)

از تعاریف فوق متوجه این مسئله می شویم که برای جواب آواز، نوازنده باید به توانایی در تشخیص سریع اصوات از هم، درک تفاوت ها در شیوه تولید صدا توسط خواننده و توانایی تفکیک صدای اصلی از برخی تزئین ها و نت های ریز پرده ای که نیاز به نواختن آنها نیست، رسیده باشد یا با آموزش صحیح توسط مدرس آگاه، برسد.

در واقع نوازنده زمانی به تبحر بیشتر در جواب آواز می رسد که توانایی تحلیل بسامد فرکانس صدای خواننده را داشته باشد. «تحلیل بسامد از توانایی های دستگاه شنیداری است تا اجزای یک صدای پیچیده را از یکدیگر متمایز نماید» (همان، ۱۵۸) منظور از صدای پیچیده، اصواتی مانند صدای آلات موسیقی و یا آواز انسان است که هر نغمه از چندین صدای هارمونیک تشکیل شده است.

توانایی نوازندگان بزرگی چون فرهنگ شریف در درک این هارمونیک ها و نواختن جواب به شکل آزاد اما با حفظ ارتباط کلی نغمات ساز با آواز و یا سایر اساتید، در نواختن کاملا دقیق جواب، می تواند برخاسته از توانایی در شنیدن و درک هارمونیک های اصوات اصلی ملودی نیز باشد که گاه خود را به صورت زینت های نیم پرده ای و ربع پرده ای بروز می دهد.

کتابشناسی

۳- دونا جفنر، دبورا راس سواین: اختلالات پردازش شنیداری، ارزیابی، تشخیص، کنترل و مهار و درمان، ترجمه دکتر جمشید پورقریب، انتشارات ستایش هستی: صفحات ۵۴ و ۵۵ و ۱۵۸ و ۱۸۳-۱۳۹۶

مسعود پورقریب

مسعود پورقریب

۱ نظر

بیشتر بحث شده است