ناظری نمودار یک فرهنگ ملی (I)

شهرام ناظری
شهرام ناظری
قاعدتاً باید در اینجا آواهایی را ارائه کنیم و مردانی را معرفی سازیم که هیچ تصمیم خودسرانه و واکنشی دور از مشروعیت در آن حضور نیافته باشد. پس نخستین کلام این که آواز نباید در خدمت امیال خودی باشد و امیال نباید در خدمت روایت های کوتاه ذهنی آواز خوان. ما قرار است در اینجا بحثی مشترک درباره ی نشانه هایی داشته باشیم که آواز خوان هنگام تولید آواها، مهر خود را بر آن می گذارد و این سلسله غالباً بر اساس شواهد موجود یا با پایان هنرمند آواز خوان به پایان می رسد و یا بدون هیچ افزوده ای توسط دیگران تکرار می گردد.

آنچه از گذشته به صورت ” آوایی مقدس” باقی مانده، در اکنونِ ما نمادین شده است و ما آن را تحسین می کنیم، حتی اگر رمز و راز آن را درک نکرده باشیم. دست یابی به این آوای مقدس، امروز تنها رویایی بیش نیست.

با تأسف باید گفت که در اکثر مواقع این رویا فراتر از ذهن مجری آواز نمی رود، همچنین این رویا انسانی و موسیقایی نمی گردد، در حالی که آواز، زبانِ رویایِ مردم است. رویای تواناییِ خواندن، برای همه ی زبان ها و همه ی گوش ها و سفر به جای جای دنیا برای گستردگی شنود بیش از آنچه گوش تصور می کند. در این شرایط ما همه قادر خواهیم بود به صداهای اطراف مان و آواز درون مان گوش بسپاریم و زیر آسمان جهان، آواز بخوانیم و این همان لحظه ی فراموش نشدنی است.

تا کنون اندیشیده ایم کدام آواز خوان ما را به سوی لحظات ناب فرا می خواند؟ بیایید با هم به نام های پرطمطراق و لورفته تکیه ندهیم و هم زمان از دوراهی به سوی افتخار قدم بگذاریم و ببینیم چه کسی آوازِ تنهایی را در میان ما می خواند؟ پس ابتدا آشتی می کنیم و بعد به سوی مشروعیت پیش میرویم و حواس مان را جمع کرده تا به آزادی خیانت نکنیم.

بسیاری از مجریان هنری که در این بحث به طور اخص منظورمان آواز خوان ایرانی در سی سال گذشته است، دچار یک سازه ی ذهنی و روان نژندی شده اند.

خوانندگان موسیقی ایران به این سبب که در اندیشه ی ناآگاه شان سنت های هنری را به گونه ای اقتدارگرا و پدرسالارانه تجربه می کنند، چون نتوانسته اند هم در بُعد توانایی و هم شهرت از استادان خود پیشی بگیرند و شکست خورده اند، هم در حافظه ی فرهنگی و هم در واقعیت مادی با مرگ روبه رو می شوند و چون خیال پروری اودیپی شان به کامیابی نمی رسد و پرواز مجری هنر انجام نمی گیرد، هر مجریِ آواز، در کاخی که برای خود ساخته است، پس از مدتی کوتاه کشته می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (V)

فیاض ادامه داد: من به روشنی به خاطر دارم که اگر ۳۰ سال پیش می‌گفتیم که فلانی نقد می‌کند، معنی‌اش این بود که فلانی با چیزی مخالفت می‌کند ولی در ذهن حداقل بنده و فکر می‌کنم شمار بسیار زیادی از دوستانی که در آذر ۱۳۹۷ زندگی می‌کنند منتقد کسی نیست که ایراد بگیرد. این جا یک رویداد همزمانی را شاهد هستیم. یعنی ما همزمان دوستانی را داریم که در زمانی زندگی کرده‌اند که نقد عبارت بوده است از موضع‌گیری مخالف با یک موضوع و بعد به مرور با کنش‌های نسل‌های دیگری معانی دیگری پیدا کرده است و این از جمله جاهایی است که من شکاف نسلی را می‌بینم. اگر به خیلی از عزیزانی که مثلا ممکن است ۲۰ سال از من بزرگ‌تر باشند بگوییم قرار است نقد شوید با نوعی جبهه‌گیری آن‌ها مواجه می‌شویم، چون فکر می‌کنند منتقد به معنی مخالف است.

یادداشتی بر مجموعه کنسرت‌های «چندشب عود»

شاید اگر با چند جابه‌جایی یا اضافه‌کردن شب چهارم، اجرای نوازندگانی همچون حمید خوانساری، شهرام غلامی، مریم خدابخش، سیاوش روشن و امیرفرهنگ اسکندری و… را در چنین برنامه‌ای می‌شنیدیم، می‌شد سنجه‌های دقیق‌تری از عیار عودنوازیِ امروز ایران بدست داد. با اینحال آنچه در این سه شب رخ داد چنین بود:

از روزهای گذشته…

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

نگاهی به«پانزده آوای بومی» از ایرج صهبایی

با پرسش آغاز میشود ، با پرسشی منعکس در دالان تودرتوی تاریخ موسیقی این سرزمین پرسشی که دستکم ۸۰ سال است اهل اندیشه و هنر این سرزمین را به خود مشغول داشته است و همچنان بی پاسخ، از این قدمت و آن نبود پاسخ چه باک – مگر نه اینکه بیشتر سوالات اساسی نوع بشر از روز اول تا کنون چنین اند .
سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

سلطانی: ارتباط زیادی بین مینی مال موسیقایی و هنر مفهومی می بینم

هیچ کدامشان غوطه ور نشدند، اما حرکت از مدرنیسم به پست مدرنیسم کمک خواهد کرد تا موضوعات مطرح شده در سطحی گسترده و وسیع به صورت شفاف تر بیان شوند. که یکی از این راه های بیان، خودِ مینی مالیسم است. برای همین مینی مالیسم به یک جریان شبیه می شود تا مکتب یا یک جنبش. موسیقی مینی مال در واقع نقش یک پل ارتباطی را هم بازی می کند.
زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

زنان و فضای موسیقی در ایران (I)

خانه، کار، فراغت و معبر چهار رکن زیست انسانی اند.خانه قلمروی عاطفی و وابستگی آفرین دارد ضمن آن که می تواند تحت تاثیر کار تبدیل به میدانی برای فراغت و زایش شود. کار قلمرو استقلال در مبارزه با ضرورت های اجتماعی را می آفریند. فراغت که خود حاصل مازاد ارزش تولیدی کار است، می تواند در میدانی میان بازآفرینی نیروی کار تا زایش هنر فعال شود و سرانجام معبر قلمرو تجلی و ارتباط حوزه های سه گانه است.
نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (XI)

نگاهی به «شوشتری برای ویولون و ارکستر» (XI)

تکنیک فوق الذکر اینگونه است که نوازنده در حین نواختن قطعه ضربی، با حفظ پایه (اکثراً) بر روی سیم های آزاد، تک نغمه هایی اجرا می کند که برای شنونده حالی از دو نوازی را با یک ساز ایجاد می کنند و بیشتر حالت یک تردستی متبحرانه را دارد؛ در اینجا دهلوی برای مشخص تر شدن این نتها و همچنین پر زنگ شدن و درخشندگی بیشتر آن، نغمه های مشخص شده را با سنتور دوبله می کند و همچنین با ایجاد یک پدال در رجیستر باس برای ویولونسل و کنترباس، صحنه تردستی ویولون را با پد سازهای بم، برجسته تر می کند:
یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

یاشا یوزف روبرتویچ هایفتز

هایفتز از اسطوره های ویلن و کسی که خیلی از موسیقیدانان و منتقدین از او به عنوان بزرگترین نوازنده تاریخ یعنی در رده همپایی با لیست و پاگانینی یاد می کنند، در سال ۱۹۰۱ در ویلنای روسیه متولد شد. اولین درسهای موسیقی را نزد پدرآموخت و سپس در مدرسه ویلن نزد ایلیا مالکین (Ilya Malkin) به تحصیل ادامه داد.
نوازندگی نی (II)

نوازندگی نی (II)

در نی اگر ازصدای اول شروع کنیم، با کمی تغییر درحالت زبان و زاویه دمیدن به صدای دوم نی می رسیم که صدای سوم(غیث) نی با دمیدن بیشتردر صدای دوم تولید میشود. صدای بم نرم نیز با کم کردن شدت دمیدن در حالت صدای دوم ایجاد می شود. البته نوع دیگری از صدای بم نرم در نی وجود دارد که از صدای اول ساخته می شود.
گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
زنان و موسیقی (III)

زنان و موسیقی (III)

سبکِ او تحت تأثیر گرایش جدید ایتالیایی قرار گرفته بود که در آن زمان در فرانسه در حال رشد بود. اِلیزابت توانسته بود برای خود حرفه مستقلی ایجاد کند. وی علاوه بر آموزشی که در خانواده خود دیده بود، با ازدواج با مَرَن دُ لَ گِر که خود نیز نوازنده و از خانواده ای اهل موسیقی بود، توانست بر هویت هنری خود بیافزاید و به این ترتیب با استفاده از شهرت دو خانواده اهل موسیقی پیوندهای خوبی را با جامعه موسیقایی آن زمان برقرار کند.
ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

ال سیستما، مدلی موسیقی و اجتماعی متولد ونزوئلا (III)

آبرئو پس از اتمام تحصیل به عنوان اقتصاددان برای دولت کار می کرد. سپس در سال های ۱۹۶۰ به عنوان نماینده پارلمان در انتخابات برگزیده شد؛ اما موسیقی هیچ گاه از ذهن او جدا نشد.
چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

چشمه ای جوشیده از اعماق (IV)

۴٫ تمپو تغییری در این سبک ندارد. ریتم نیز (در صورت وجود) بسیار ساده و پراز عناصر تکرار شونده است. از این رو به نظر می رسد مهمترین ویژگی این سبک سادگی فرمی و محتوایی آن باشد: آنچه که در سادگی صدای یک ناقوس وجود دارد. شیوه ابداعی پارت متأثر از صدای ناقوس است و هارمونیک های ناقوس یا زنگ، نقش مهمی در این سبک ایفا می کنند. گذشته از اینکه ناقوس برای پارت منبع الهامی مهم بوده، خصوصیات ویژه آن بواسطه شکل، هارمونیکها و شیوش منحصر بفردش بسیار مورد توجه او بوده است.