«لحظه های بی زمان» (I)

روزبه تابنده و سجاد پورقناد
روزبه تابنده و سجاد پورقناد
«لحظه های بی زمان» نام آلبومی است که به تازگی منتشر شده است با دو نام آشنا و کم آشنا! منوچهر صهبایی رهبر و ابوایست با سابقه که در کارنامه خود ضبط چندین اثر سمفونیک ایرانی از ساخته های بزرگان رشته آهنگسازی ایران را دارد و دیگری روزبه تابنده، آهنگساز. اینکه چطور منوچهر صهبایی با حساسیت هایی که در مورد آهنگسازی دارد، تن به ضبط اثری از آهنگسازی جوان داده سئوالی است که در اولین لحظات شنیدن این آلبوم به پاسخ آن میرسیم.

«لحظه های بی زمان» اولین اثر منتشر شده از روزبه تابنده آهنگساز و نوازنده سنتور و ویولون کلاسیک و رهبر و بنیان گذار ارکستر هنگام است. روزبه تابنده متولد شهر شیراز است و عمده فعالیت های هنری او در شهر شیراز بوده است و طبعا شهرت اصلی او در این شهر است مخصوصا با رهبری ارکستر هنگام.

روزبه تابنده همیشه در کنار فعالیتهایی که به عنوان رهبر و نوازنده داشته، به آهنگسازی نیز می پرداخته است؛ بعضی از این آثار نیز با ارکستر هنگام در شیراز و تهران به روی صحنه رفته است. بعضی از قطعاتی که در آلبوم «لحظه های بی زمان» می شنویم قبلا در تهران و شیراز با رهبری منوچهر صهبایی اجرا شده است. در ادامه گفت و شنودی خواهیم داشت با روزبه تابنده آهنگساز «لحظه های بی زمان»:

در این اثر ما با شیوه های مختلفی از آهنگسازی شما برخورد می کنیم؛ آیا تجربه این روش های مختلف، مربوط به تغییر دیدگاه شما در طول زمان نسبت به تکنیک های آهنگسازی است یا این که همیشه روش های گوناگونی را تجربه می کرده اید؟
نوشتن پارتیتور آثار این آلبوم، در یک بازه زمانی پنج ساله اتفاق افتاده و به طور طبیعی، هر کدام داستان خودش را دارد. برای مثال آهنگسازی قطعه “لحظه های بی زمان” از سال ۸۸ شروع شد و درزمستان ۸۹ به پایان رسید. از طرف دیگر دو قطعه “آواز چهارگاه” و “طلوع” در تابستان ۱۳۹۰ و کلا در سه روز نوشته شدند! کار آهنگسازی قطعه “سه گانه ایرانی” هم بیش از دو سال طول کشید و من در این مقطع چندین بار کل دست نوشته های اثر را دور ریختم و دوباره از اول، یعنی از ساختار ایده اصلی و ربط آن به موضوع هویت شروع کردم. در طول این پنج سال، خود من هم بسیار تغییر کرده ام. گاهی با گذشت زمان احساس می کنم چیزی که نوشته ام با خودم معاصر نیست! در حقیقت همه تلاش من این بوده که از خودم عبور کنم. زمانی فاصله این عبور آن قدر زیاد است که آثار قبلی، به ناگزیر جا می مانند و مثل بسیاری از آثار من یا دستخوش تغییر می شوند و یا به طور کلی منتشر نمی شوند.

اما این اتفاق برای قطعه “طلوع” نیفتاد چون بر اساس تمی از آقای اردشیر کامکار شکل گرفت و در مدت کوتاه سه روز برای ارکستر تنظیم شد. یکی از نوازنده هایی که در ارکستر ما ساز می زد هنرجوی آقای کامکار بود. بعد از یکی از تمرین ها، این ملودی را برایم با کمانچه زد و پیشنهاد کرد که برای ارکستر تنظیم کنم. از او خواستم که نت قطعه را که برای تکنواز کمانچه بود از آقای کامکار امانت بگیرد و بیاورد. بعد از دیدن نت، احساس کردم قابلیت تبدیل شدن به یک کار خوب را دارد. تنها مشکلم با اسم آن بود. چون این قطعه بیشتر از اینکه شبیه طلوع باشد، شبیه ساعت ۱۲ ظهر بود! بسیار پر انرژی و سرشار از ریتم.

بنا براین تصمیم گرفتم قطعه “آواز چهارگاه” را به شکل یک مقدمه، به ابتدای آن اضافه کنم. خامی و لختی آکوردهای دیسونانس اول این قطعه، یاد آور لحظه های اول صبح است که ما تازه از خواب بیدار می شویم و مبانی ادراک ما از محیط اطراف هنوز به درستی شکل نگرفته اند. من حتی از نوازنده ها خواسته بودم که ویبراسیون هم ندهند. پس از آن به تدریج صداهای پراکنده ادامه پیدا می کنند تا اولین نت کمانچه، که نماد اولین طلیعه صبح است نواخته شده و پس از آن ماجرا آغاز می شود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (I)

ریتم و ترادیسی دو روشِ فهم نظم های زمانی در جهان پیرامونِ ما را در تباین با هم قرا می دهد: فهم مستقیم به-واسطه ی قوه ی ادراک، و فهم غیر مستقیم به واسطه ی تجزیه و تحلیل. «ریتم» به دستگاه ادراکی ای که امکان مشاهده و دریافتِ بی دردِسرِ پدیده های ریتمیک را در اختیار افراد قرار می دهد گریز می زند، درحالیکه «ترادیسی» ابزارهای ریاضی ای را که برای کشف نظم ها و مطالعه ی الگوها مورد استفاده قرار می گیرد پیشِ روی می گذارد.

موسیقی و شعر در «گرگیعان و گرگیعان» (II)

بیرون‌رفتن مردم از خانه و برگرفتن و دورافکندن کلوخ در آخرین روز ماه شعبان به احتمال فراوان به نشانه ترک عیش و عشرت و باده‌نوشی در ماه مبارک روزه‌گیران و دورکردن دیو گناه باده‌نوشی از خود بوده است و این آیینی بازمانده از دوره پیش از اسلام بوده که با دگرگونی نظم و روال زندگی عادی مردم در تغییر ماه همراه بوده است (۲) و یا جشن «هالووین» در فرهنگ غربی. «هالووین» یک جشن مسیحیت غربی و بیشتر سنتی می‌باشد که مراسم آن سه شبانه‌روز ادامه دارد و در شب «۳۱ اکتبر» (نهم آبان) برگزار می‌شود. بسیاری از افراد و مخصوصا کودکان و نوجوانان در این شب با چهره‌های نقاشی شده، لباس‌های عجیب یا لباس‌های شخصیت‌های معروف، چهره و ظاهری که آن به‌نظرشان ترسناک باشد خود را آماده جشن می‌کنند و برای جمع‌آوری نبات و آجیل به در خانه دیگران می‌روند. این جشن را مهاجران «ایرلندی» و «اسکاتلندی» در سده نوزدهم با خود به قاره آمریکا آوردند. (۳)

از روزهای گذشته…

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

نگاهی به آلبوم بوم، ساخته حمیدرضا دیبازر (I)

حمیدرضا دیبازر در فروردین ماه سال ۱۳۵۰ در تهران متولد شد. او در کودکی با راهنمایی پدرش با دنیای موسیقی آشنا گردید. از چهارده سالگی فراگیری پیانو را نزد ماری یوسف شروع کرد و در سال ۱۳۶۶ وارد هنرستان موسیقی شد و در این دوره، آهنگسازی را با ساخت دوئتی برای هورن آغاز نمود. در سال ۱۳۷۰ با ساز تخصصی فرنچ هورن زیر نظر شریف لطفی فارغ التحصیل شد.
ادیت در ویولن (IX)

ادیت در ویولن (IX)

میزان های شماره ۹۸ تا ۱۰۱ از موومان اول کنسرتو ویولن برامس، مشتمل بر چهار جمله مشابه در بخش ویولن تکنواز است که این جملات پیوند زننده پاساژ آغازین تکنواز به هنگام ورود به ارکستر به جملات سکستوله (Sextole) سه سیمه سولیست می باشد. هر چند این جملات از لحاظ شنیداری القا کننده فضایی همانند و تکرار شونده هستند و الگوی فواصل موسیقایی نت های هر جمله مشابه دیگر جملات است و نیز هر جمله با آکوردی خاتمه می یابد، اما از دیدگاه اجرایی پیچیدگی در بخش دانش آرشه و انگشت گذاری در ویولن (Violin Fingering و یا ادیت) بر میزان دشواری این پاساژ می افزاید.
نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (III)

نگاهی به رقابت درجشنواره موسیقی فجر (III)

در رسانه ها و میان منتقدان، جشنواره موسیقی فجر به درستی مهمترین و بزرگترین در کشورمان در عرصه موسیقی شمرده می شود. در شرایطی که کمتر جشنواره ای به شکل منظم و با این فشردگی در طول سالیان داشته ایم، انتظار از جشنواره فجر خود به خود بالا رفته است. گروه های موسیقی حاضر در بخش رقابتی فجر، اغلب به منظور حضور در همین جشنواره تشکیل می شوند و ادامه نمی یابند. طبیعی است که ادامه دار بودن یک گروه در اجراهای سالیانه و ضبط آلبوم موسیقی میسر است. جوایز مالی این جشنواره به گروه های اول تا سوم از مهمترین دلایل حضور گروه ها در بخش رقابتی است.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (I)

نوشتن درباره‌ی فلسفه، مدتی است که به مد روز بدل شده است. هر نوشته‌ی سخت‌فهمی که چند سوال (احتمالاً) بنیادی نیز در آن به بحث گذاشته شده باشد؛ جدا از رهیافتی که نویسنده برای حل آنها ارایه می‌کند یا میزان موفقیتی که به‌دست می‌آورد، فلسفه نام می‌گیرد. به وفور واژه‌ی فلسفه به جای دلیل یا هدف یا… به کار می‌رود، بی‌ آنکه در حقیقت نزدیکی‌ای میان گفتار مطرح شده و روش‌های فلسفه به عنوان یکی از بنیادی‌ترین شیوه‌های اندیشیدن بشر وجود داشته باشد. این مد شدن فلسفه باعث شده نوشته‌های کم‌مایه درباره‌ی آن زیاد شود.

تاریخچه آموزش موسیقی به کودک در دنیا (IV)

سوزوکی، ویلنیست، معلم و فیلسوف انسان دوست ژاپنی نیز فعالیتهای بسیار چشمگیر و موفقیت آمیز در زمینه آموزش موسیقی به کودکان داشته است. او در سال ۱۹۲۱ ژاپن را ترک کرد و به نقاط مختلف دنیا سفر نمود. بالاخره تصمیم گرفت در آلمان بماند و به تحصیلات موسیقی ادامه دهد. به همین منظور ابتدا از انجمنهای گوناگون موسیقی در برلین دیدار کرد تا استادی برگزیند.
نقش و جایگاه استاندارد در نوازندگی

نقش و جایگاه استاندارد در نوازندگی

ایجاد و استفاده از استانداردهای معین در تعیین حالت و تغییر شکل اعضای بدن به هنگام نوازندگی از جهات گوناگون می تواند یاریگر نوازندگان باشد و این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که به نقش فرسایشی تمرین و فرسودگی تدریجی بدن توجه شود.
تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

تاریخچه ای خلاصه از استرادیواری و گوارنری (II)

هرچند آماتی و استرادیواری، در مرحله اول حرفه اش، برای سازها از ورنی طلایی رنگی گرم با سایه های مختلف استفاده می کردند اما در این زمان (آغاز قرن هجدهم) بود که استرادیواری به ورنی نارنجی متمایل به قرمز روی آورد که به استاندارد سازهایش تبدیل شد. با آغاز قرن هجدهم، استرادیواری به دوران طلایی حرفه اش رسید که تا دهه بیست این قرن ادامه داشت.
افشاری: انتظاراتی که بازار از تولید کننده دارد در جهت پایین آمدن قیمت و کیفیت است

افشاری: انتظاراتی که بازار از تولید کننده دارد در جهت پایین آمدن قیمت و کیفیت است

چهار نوع بلز که عبارتند از ۱٫۵ اکتاو دیاتونیک (در ۳ سایز کوچک،متوسط وبزرگ) و نیز بلز۲ اکتاوکروماتیک، سه مدل متالوفون( باس، آلتو و سوپرانو) و سه مدل سیلوفون(باس،آلتو و سوپرانو).
بررسی اجمالی آثار شادروان <br />روح الله خالقی (قسمت چهارم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت چهارم)

این اثر بگفته خود خالقی در مصاحبه سال ۱۳۴۰ که قبلا از آن سخن رفت، نخستین موسیقی بدون آواز است که او آنرا پسندیده و به دور نینداخته است و آنرا “رنگارنگ۱” نامیده است. این آهنگ بعده ها بوسیله بیژن ترقی ترانه گذاری شده و بر اساس کلام او به نامهای فوق شهرت یافته اما آقای ترخی خود این اثر را “گلریزان” نامیده است.
موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

موسیقی سمفونیک ایرانی (قسمت سوم)

در سال ۱۲۳۵ ش. «بوسکه» و «رویون» ، دو کارشناس موسیقی نظامی از فرانسه رهسپار ایران شدند و «دسته ی موزیک سلطنتی» را به شیوه ی فرانسوی در ایران دایر کردند. سال ها بعد، در ۱۲۴۸ش. آلفرد لومر ، معاون اوّل گارد پیاده نظام فرانسه با عنوان رییس موزیک به استخدام دولت ایران درآمد و به تجدید سازمان دسته ی موزیک سلطنتی پرداخت. به پیشنهاد وی، شعبه ی موزیک نظام در دارالفنون راه اندازی شد و خود به تدریس سازهای بادی، سلفژ ، پیانو ، هارمونی و ارکستراسیون نظامی را در کلاس های آن به عهده گرفت.