- گفتگوی هارمونیک Harmony Talk - http://www.harmonytalk.com -

جایگاه «گوشه» در موسیقی کلاسیک ایرانی (IV)

هرمز فرهت ویژگی های گوشه را وابسته به پنج سازمایه (شاخص) می داند:‌ پایان (فرهت،‌ پایان و نه «شاهد» را برابر تانیک در موسیقی غربی دانسته)،‌ آغاز،‌ ایست،‌ شاهد و متغیر. متغیر می تواند در بسیاری از گوشه ها وجود نداشته باشد و از چهار سازه ی نخست،‌ دو یا سه تایشان می توانند در یک گوشه مشترک باشند. مثلن گوشه ی درآمد شور می تواند دارای آغاز،‌ شاهد و پایان یکسانی باشد و از متغیر نیز استفاده نکند.

هومان اسعدی ایست ها را چهار گونه می داند که به ترتیب کم شدت به پر شدت “تعلیقی،‌ موقت،‌ قطبی و قطعی” نامگذاری کرده است. (اسعدی،‌ ،‌۱۳۸۲ ۴۹)

آرش محافظ دو اصطلاح دیگر را برای شخصیت گوشه پیشنهاد کرده است: “نمایان” برای درجاتی چون دو در شور سل و فا در سه گاه لا کرن و “محسوس” که “می تواند با شاهد نه الزامن نیم پرده،‌ که هر فاصله ای باشد برای درجاتی چون سیِ زیرِ شاهد در ماهور دو،‌ فای زیر شاهد در نوای سل.” (محافظ ۱۳۹۰: ۱۱۰)

نام گوشه ها
گوشه ی درآمد در همه ی دستگاه ها و آوازها وجود دارد و معمولن اولین یا دومین گوشه است.

دیگر نام های گوشه ها گوناگونی معنایی بسیاری دارند: نام شهرها (زابل،‌ اصفهان،‌ بیات شیراز،‌ شوشتری،‌ آذربایجانی)،‌ نام های قطعه های موسیقی قدیم یا شخصیت های تاریخی و افسانه ای (خسروانی،‌ تخت طاقدیس،‌ گرایلی،‌ لیلی و مجنون)،‌ نام قوم های ایرانی یا غیر ایرانی (گیلکی،‌ بیات کرد،‌ راک هندی،‌ بختیاری)،‌ مربوط به چگونه گی ساختار تئوری گوشه مثلن نسبت به مقام مادر مانند پایین آمدن (یا شکسته شدن) درجه ی سوم در گوشه ی “شکسته” و تبدیل درجه ی ششم از نمایان به شاهد در “مخالف” که در مخالف بودن با نقش آن در درآمد است (نتل ۱۹۸۷: ۲۷)،‌ مربوط به فرمهای شعری (دوبیتی،‌ مثنوی)،‌ نشانگر احساسها (مویه،‌ سوز و گداز،‌ غم انگیز،‌ طرب انگیز)،‌ مربوط به شخصیت های دینی یا پیروان آنها (گبری،‌ مسیحی،‌ حسینی)،‌ نام شخصیت هایی که احتمالن سازنده ی آن گوشه بوده اند (مراد خانی،‌ راک عبدلله،‌ حسن موسا،‌ خلیل خانی) و بسیاری دیگر نام هایی هستند که رابطه ی مستقیم موسیقایی ندارند مانند خارا (نوعی سنگ)،‌ زیرافکند (انداختن چیزی مانند قالی)،‌ صفا (روشنی و صافی)
(نتل،‌ ۲۷-۲۸،‌ ۱۹۸۷).

یا گوشه هایی که نام اشان معنی دیگری ندارد و در فرهنگ های لغت به معنی “مقام موسیقی” یا “اصطلاح موسیقی” آورده شده اند (مانند سلمک و بوسلیک). نام بعضی گوشه ها بسیار قدیمی هستند (خسروانی،‌ گردانیه)‌ اما گواهی بر مشترک بودن نغمه و مقام آن ها با موسیقی پیش از اسلام وجود ندارد و بسیار احتمال دارد که دگرگون شده باشند.