گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

یادداشتی بر موسیقی فیلم آرایش غلیظ (III)

شجریان پس از طی دهه نخست فعالیتش به خصوص در اوایل انقلاب به خواندن تصنیف هم روی آورد که از تصانیف شاخص آن زمان می توان به آثاری همچون سپیده ساخته مرحوم محمد رضا لطفی، از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی و…اشاره کرد. می دانیم که همایون شجریان دست پرورده ی پدر است و موقعیت و پیشرفتش را مدیون زحمات ایشان و پشتکار خودش است و بدون شک فعالیتهای هنری همایون از چشم پدر و نگاه موشکافانه وی پنهان نیست.

شجریان پس از طی دهه نخست فعالیتش به خصوص در اوایل انقلاب به خواندن تصنیف هم روی آورد که از تصانیف شاخص آن زمان می توان به آثاری همچون سپیده ساخته مرحوم محمد رضا لطفی، از خون جوانان وطن ساخته عارف قزوینی و…اشاره کرد. می دانیم که همایون شجریان دست پرورده ی پدر است و موقعیت و پیشرفتش را مدیون زحمات ایشان و پشتکار خودش است و بدون شک فعالیتهای هنری همایون از چشم پدر و نگاه موشکافانه وی پنهان نیست.

اولین اثر همایون با عنوان «نسیم وصل» به صورتی منتشر شد که قالب اثر را تصانیف تشکیل می دادند.

همانطور که بیان شد این اثر پیرو محتوای سنت بود نه توالی فرم سنت که هم با اقبال عموم و هم با اقبال اهل فن روبرو شد.

از سایر آثار همایون چشم پوشی می کنیم تا به آرایش غلیظ برسیم…
این اثر به دو بخش ارکستری و آوازی تقسیم می شود.

بخش آواز کاملا ایرانی است و در این فرصت یکی از قطعات آوازی را بررسی می کنیم:
بنا به آنچه گفته شد، این آواز را می توان در دسته اصیل طبقه بندی کرد نه آواز سنتی ایرانی. این آواز با شعری از مولانا: “با من صنما دل یک دله کن…” با وزن کم یاب “مستفعلتن مستفعلتن” یا “مستفعل فع مستفعل فع” ساخته شده که بیشتر این وزن را مختص مولانا دانسته اند.

رویداد این فیلم در عصر حاضر و در جامعه ی ملموس امروز اتفاق می افتد. مولانا در قرن هفتم هجری قمری می زیسته و این شعر در آن دوره سروده شده است. فیلم آرایش غلیظ در قرن پانزدهم هجری قمری اتفاق افتاده است. اختلاف تاریخی این دو رویداد هشت قرن است. شکی در این نیست که شاعر برجسته ای چون مولانا متعلق به همه دورانهاست اما این هم انکار ناپذیر است که مثلا امروز کسی به جای “اگر” نمی گوید “گر” چون زبان معیار دچار تغییر و دگرگونی شده است.

فیلم آرایش غلیظ دارای تحرک بالایی است و طبیعتا باید موسیقی گویای این تحرک ساخته می شد و در بخش آوازی از شعر مولانا “با من صنما” که دارای وزن دوری هم هست و از موسیقی درونی پرتحرکی برخوردار است استفاده شده است. اما سوال اینجاست که آیا بهتر نبود از میان شاعران توانمند معاصر که زبانشان با زبان معیار داستان نزدیک تر باشد استفاده می شد!

هستند شاعرانی که از وزنهای پرتحرک و حتی دوری در اشعارشان استفاده می کنند. اگر این چنین شده بود فضای آواز با زبان معیار داستان همخوانی بیشتری پیدا می کرد و این مهم مستلزم کمی مطالعه بود.

ابوالفضل زنده بودی

۱ نظر

بیشتر بحث شده است