دیبازر: دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم

حمید رضا دیبازر
حمید رضا دیبازر
۱۴ سال از آلبوم اول می گذرد و آلبوم “بوم” امروز روانه بازار شده است. چرا این همه وقفه؟
نمی دانم چرا باید در یک ریتم مسلسل واری مثل بسیاری افراد که در سینما یا موسیقی کار می کنند، بایستی هر سال آلبوم عرضه شود و دلیلی برای آن متوجه نشدم که این وقفه بخواهد پاسخی برای آن باشد. فکر می کنم هر وقت حرفی برای گفتن هست باید حرف زد و الان احساس می کنم که در قالب یک آلبوم به اندازه “بوم” حرفی برای گفتن داشتم که زدم.

نسبت به آلبوم اول پیشرفت کردید؟
در حوزه تکنولوژی ضبط، میکس و مسترینگ پیشرفت کردیم ولی اندیشه همان اندیشه ها است که در حال توسعه پیدا کردن، عمیق تر و ریشه‌دارتر شدن است.

من در حوزه موسیقی شاگرد شما هستم اما به عنوان یک فردی که کار مطبوعاتی می کنم انقادی به آلبوم “بوم” دارم و آن اینکه غیر از لحظاتی از این آلبوم، آلبوم جدید “پرواز” از این آلبوم بهتر بود و خیلی از مخاطبان این را بازگو می کنند. خودتان همینطور فکر‌ می‌کنید؟
من چون دوست ندارم پدیده ها را در قیاس با همدیگر بسنجم، هر پدیده ای با مجموعه چیزی که دارد پدیده ای مستقل است؛ انسان ها را هم هیچوقت با همدیگر مقایسه نمی کنم -مثلا بگویم فلانی در زمینه ریاضیات از تو بهتر است- هر کدام از پدیده ها از یکدیگر استقلال دارند و برآمده از دوره ای هستند، حاصل مجموعه ای از دغدغه ها و اندیشه ها هستند. خوب، من در دوره جزیره پرواز یک دانشجوی ۲۳-۲۴ ساله بودم، بر روی چیزهای خاصی کارمی کردم و دغدغه های مربوط به آن دوره را داشتم، توانمندی های فنی و تکنیکال من برای تجلی آن دغدغه ها تا حد خاصی بوده است. در حال حاضر در بعضی چیزها ثبات ایجاد و در چیزهای دیگری مرزهای تازه ای برایم مطرح شده است که نتیجه اش این آلبوم شده است.

چرا اسم آلبوم را “بوم” گذاشته اید؟
چون قطعات بوم تنوع زیادی دارند و در ابتدا کسی که پیگیری نکند ممکن است برایش این سوال ایجاد شود که چرا قطعات این آلبوم تنوع زیادی دارد ولی وقتی لایه‌کاوی کنید متوجه می شوید که چیزی از عمق، این قطعات را به هم پیوند می دهد که همان دغدغه من نسبت به صلح است که تجلی اش در عنصر عشق‌محوری است ولی اینکه چرا اسمش را بوم گذاشتم به خاطر این است که یک فضای خنثی ایجاد کنم که هر کس با ذهن خودش رنگ‌آمیزی و تعبیر خودش را در بوم سفید ذهنش بکشد.

اگر آقای دیبازر روی جلد آلبوم یادداشت نمی کرد که این قطعات مربوط به صلح است و قطعه ای که “سالار” خوانده است را از آلبوم برداریم، چگونه این آلبوم مسئله صلح را تداعی می کند؟

این سوال جالبیست که می توان به اندازه تک تک مخاطبین آن را طرح کرد و پاسخ شنید ولی من پاسخ خودم را می دهم و آن این است که فکر می کنم که صلح در قالب یک نماد می تواند از امکان همنشینی سازهای مختلف از اقلیم های مختلف استفاده کند یا اینکه بازه بازتری را در نظر بگیرد تا انواع مختلفی از موسیقی ها بتوانند در یک قالب در کنار هم بنشینند و هر کدام به اندازه خودش با همدیگر گفتمان داشته باشد.

آیا آقای حمید رضا دیبازر در علائق موسیقی و شنیداری خودش دچار سردرگمی نیست؟ سردرگمی که روی آفرینشهای بیرونی تاثیر بگذارد.
سردرگمی یعنی چه؟

ببینید! آقای “فرهت” وقتی می گوید: “موسیقی کلاسیک (موسیقی سمفونیک)”، سپس در همین زمینه فکر و خلق اثر می کند، شاید سراغ موسیقی های دیگر هم نرود ولی همیشه آقای دیبازر ما را تشویق کرده است تا همه موسیقی های دنیا را بشنویم، تست کنیم و سردر آوریم. آیا در انتخاب موسیقی مورد علاقه اش دچار سردرگمی است؟ چه چیزی باعث شده است که موسیقی اش همه موسیقی ها را در بر بگیرد؟
من خودم را دچار سردرگمی نمی دانم ولی سرشار از کنجکاوی نسبت به نشنیده ها می دانم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جنبه‌هایی از فرم مقدمه‌ بیداد پرویز مشکاتیان (IX)

گردش الگوی مضرابی در این بخش نیز مانند بخش قبل عمل می‌کند و تا لا بمل اوج گرفته و به شاهد بیداد باز می‌گردد. در این بین اما، ظاهر شدن نقش‌مایه‌هایی مشابه با آنچه در بخش اول نقش اصلی را برعهده داشت خبر از آمادگی سیر موسیقی برای بازگشت می‌دهد. درست از همین بخش است (شاید با کمی چشم‌پوشی از مشابهت‌های کم‌رنگ‌تری که در قسمت اول بخش دوم دیدیم) که یادآوری از طریق اشاره‌ی ضمنی (برپایه‌ی مشابهت) یا تکرار عینی، نقش خود را علاوه بر افزایش طول قطعه، به مثابه حافظه‌ در ساختار بزرگ مقیاس هم به نمایش می‌گذارند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (III)

اما خدا نکند بخواهیم اطلاعاتی درباره‌ی مسائل و پدیده‌های مربوط به کشورمان و البته به زبان فارسی در اینترنت جست‌وجو کنیم. اول اینکه به تعداد قابل توجهی از سایت‌هایی برمی خوریم که همه‌چیزی در آن‌ها هست به‌جز آنچه جست‌وجو شده است. تبلیغ ساعت مچی، لوازم آرایشی، فیلم‌های کپی و غیرقانونی و جان مرغ تا شیر آدم در این سایت‌ها هست و فقط یک خط از تیتر مطلبی را که مورد نظر شما است زیر تمام این تبلیغات دفن کرده‌اند تا گوگل را گول بزنند و صفحه‌ی اینترنتی تبلیغی در جست‌وجوهای مختلف به‌جای نتیجه‌ی جست‌وجو برای مردم ظاهر شود.

از روزهای گذشته…

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

امینی: وفادار آثارش را پارت نویسی می کرده است

صفحاتی که در لیبل دیسکو گراف‌های مثل آقای امیر منصور و آقای شرایلی انجام شده در حوزه موسیقی وجود دارد، مهمترین‌های آن را داریم ولی یکی از مهمترین‌های آن را که نتوانسیم پیدا کنیم، صفحه‌ایی است که در سال ۱۳۰۶ یعنی در سن ۱۷ سالگی در کمپانی پولیفون ریکوردز با تار علی اکبر شهنازی ضبط کرده اند؛ دو صفحه هست که اصلا مجید وفادار تصنیف خوانده با تار شهنازی که متاسفانه آن لیبل صفحه وجود دارد ولی خود صفحه را نداریم و نتوانسیم اثر صوتی آن را پیدا کنیم و در این برنامه رونمایی کنیم ولی بقیه تصنیف‌ها وجود دارد.
سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

سلطانی: ما در فضای چند زبانی و پلی فونیک قرار داریم

تحریر در موسیقی آوازی تبدیل به یک فرهنگ و یک شاکله شده، در واقع ساختار موسیقی آوازی را در کنار عناصر دیگری تعریف می کند، معانی بسیار زیادی در پی خود دارد و تعاریف و شیوه ها و علم خاص خود را دارد. با این وصف، تحریر را به دِلِی دِلِی یا با عرض معذرت عرعر عنوان کردن نشان از عدم آگاهی و عجولانه صحبت کردن ایشان دارد. از شاملو با آن دانش و خلاقیت و هوش سرشار در مورد قضاوت شان انتظار دیگری می رفت.
ساز به ساز (II)

ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.
آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

آرشه و تاریخی بر پدیده های آن (II)

از شرق تا غرب و با کمی تلاش و کوشش در مسیر شناخت تاریخ تحولات آرشه می توان بسیاری از سازها را نام برد و حتی تصاویری را نشان داد که استفاده از این عامل در آنها تعبیه شده است. البته این نمونه ها قطعا در حالت اولیه، سازهایی بوده اند که برای نواختن با مضراب و یا ناخن انگشتان تنظیم و ساخته می شده است اما کم کم و به مرور زمان فکر به اینکه وسیله و یا عاملی که بتواند بصورت ممتد صدایی را تولید کند دور از ذهن نبوده و یقینا مورد آزمایش و تجربه قرار گرفته است.
بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای، سمبل شیکاگو بلوز (II)

بادی گای بلوز مدرن را آفرید، او بدون حذف ذره ای از اصول بنیادین و ریشه های کهن این سبک ، موجبات پیشرفت و توسعه آن را فراهم آورد. هر چند نام گای با “شیکاگو بلوز” عجین شده ، اما سبک نوازندگی او کاملا منحصر بفرد است و دامنه فعالیت هایش بسیار گسترده .
منا: ملاک ما مستندات صوتی بوده است

منا: ملاک ما مستندات صوتی بوده است

کتاب اول در واقع به شرح حال استاد محجوبی می پردازد و یک بیوگرافی از رضا محجوبی است که چکیده این پژوهش است و بعد مستندات از قبیل تصاویر، اشعار و… در مورد رضا محجوبی آمده است و بعد هم کلیه اسناد مهم و دست اولی که از رضا محجوبی در قالب کتابها عرضه شده بودند، گردآوری شده و در نهایت هم با اشخاصی که رضا محجوبی رو دیده اند، چه موسیقی دان یا دوستدار موسیقی مصاحبه شده است که جای خیلی از آن ها امروز خالی هست یعنی زمانی این کتاب منتشر شده است که خیلی از آن ها روی در نقاب خاک کشیده اند.
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
شرایط خلق یک ایده (I)

شرایط خلق یک ایده (I)

آگاهی از کجا آغاز می شود و چطور شکل می گیرد، و درک بهتر، پیرامون وقایع محیطی از سرچشمه کدام تجربه حقیقی می چوشد؟ نشانه های رشد و کمال در شرایط حیاتی چه موجودی می تواند ظهور کند؟
عصیان ِ کلیدر (III)

عصیان ِ کلیدر (III)

پژمان طاهری در مورد این ارکستر میگوید:«ارکستر برخلاف نامش سمفونیک نبود بلکه ارکستر زهی بود. مضاف بر اینکه پانزده میکروفونی که بالای سر ارکستر گذاشته بودند با تعریفی که از سازبندی ارکستر زهی شده منافات دارد. چون اصولا سازبندی و صدا دهی ارکستر سمفونیک بدون آن تعداد میکروفون است البته این میکروفونها میتوانست برای ضبط باشد در حالی که شما میتوانید با دومیکروفون که در جای مناسب قرار میدهید کار را ضبط کنید ولی این میکروفونها برای پخش بود و این نمیتواند برای بزرگی سالن باشد زیرا ارکستر برای سالن بزرگتر از این هم جواب میدهد و نکته ی دیگر کم تمرینی بارز ارکستر بود. این در قطعاتی که برای گوش مردم آشنا بود مانند نینوا بسیار مشهود بود. ناهماهنگی بسیارمشخص بود البته این نکاتی که من میگویم ایراد گیری نیست چون اصولا املای نا نوشته غلط ندارد من خودم این کنسرت را دائما پیگیری میکردم که حتما بروم و کسانی مثل آقای علیزاده و درویشی اندیشه ای برای کار دارند»
ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

ضرابی: هر قطعه باید به زبان همان ساز دربیاید

یکی از دلایل دیگر ساده تر کردن این قطعات بود برای هنرجویان سنتور که بتوانند به راحتی آن را اجرا کنند و در اجرای آن مشکلی نداشته باشند. این قطعات به خاطر زیبایی شان مورد علاقه هنرجویان است ولی اگر نت آنها نباشد شاگرد با گوش به شکل نادرستی آنها را مینوازد.