تفضلی: کر در ایران هنوز جوان است

محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
در مورد آثاری که از خودتان در این برنامه اجرا می شود توضیح بدهید.
سال گذشته گروه کر تهران مجموعه ای به نام ۵ مینیاتور کرال را از من اجرا کردند که روی اشعار ۵ شاعر معاصر ایران، نیما یوشیج، مهدی اخوان ثالث، احمدرضا احمدی، سهراب سپهری و علی شریعتی بود که البته در این فستیوال تنها قطعه “سوتک” با شعر دکتر شریعتی اجرا می شود و یکی از برنامه های جالب گروه کر شهر تهران -همانطور که آقای قاسمی فرمودند- برنامه فستیوال هفته موسیقی معاصر تهران بود که آثار کرال آهنگسازهای چند نسل ایران را اجرا کردند و می توانستیم رویکردهای متفاوت را در آن آثار به خوبی مشاهده کنیم. من فقط می خواهم در مورد آثار آهنگسازهای هم نسل خودم صحبت کنم. دغدغه ها متفاوت است. دغدغه خودم، بیشتر هارمونی بود. سعی می کنم که در کارم کمی از هارمونی متعارف فاصله بگیرم و هارمونی های پیچیده تری را به کار بگیرم که البته آقای قاسمی -در آن دوره ای که تمرین می کردند- با وجود چالشهای متفاوت به خوبی از پس کار برآمدند.

مثلا من اگر بخواهم در مورد کار آقای اسلامی -البته بهتر است خودشان حضور داشته باشند و در مورد کارشان صحبت کنند- صحبت کنم، به نظر می رسد که دغدغه های ریتمیکشان بیشتر بود و سعی می کردند که از پلی ریتم های مختلف استفاده کنند. هر چه نسل ها رو به جلو می رود، لحن ها تغییر می کند. در آثار نسل اولی ها، رنگ ملی به شدت وجود داشته است و مثل کار آقای گرگوریان، هارمونی ها به صورت متعارفی بوده است. هر چه جلوتر می رود هارمونی پیچیده تر می شود و ابزار کمپوزسیونی تغییر می کند.

قطعات ایرانی که در این کنسرت اجرا می شود در مقایسه با قطعات غربی که در کنار آن در حال اجراست، را در چه سطحی ارزیابی می کنید؟
تفضلی: سوال بسیار سختی است. من نمی خواهم مقایسه کنم! قطعات غیر ایرانی که ما اجرا می کنیم، قابل مقایسه با آنها نیست چون رپرتوار اگر قطعات معاصر غربی بود، می توانستیم مقایسه کنیم ولی چون قطعاتی که اجرا می شود، باروک هستند و ۳۰۰ سال اختلاف زمان و لحن دارند، مقایسه امکان پذیر نیست.
مقایسه قابل انجام است اگر در مقایسه ها، مشترکات را پیدا کنم و آنها را با هم می سنجیم. مثلا با وجود اختلاف سبک، می توان این سوال را مطرح کرد که باخ آهنگساز بزرگتری است یا مثلا بروخ. این مقایسه می شود در پیشرفتی که در آثار موسیقی داده اند و استفاده از هارمونی های جدید و استفاده از تکنیک های جدید آهنگسازی و… این آثار و آهنگسازانشان را با همدیگر مقایسه کنیم. آثاری که در این برنامه اجرا می شود در بخش باروک، قطعاتی هستند که سالها مانده است و در مورد آن صحبت شده است و در بسیاری زمینه ها نوآورانه بوده است و از دوره باروک تا حالا اجرا می شده اند، حالا نیز در حال اجراست و شما در حال اجرای آن هستید. خب حالا می پرسم آیا کار ایرانی آن پتانسیل را دارد؟
کر در فرهنگ اروپایی به خاطر فرهنگ مسیحیت، با پیشینه چندین صد ساله، ریشه دارتر است و کر در ایران بسیار جوان است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

ربنا با صدای شجریان

ربنا با صدای شجریان

برای بسیاری از ایرانیان، افطار بدون ربنا رنگ و بویی ندارد. سالهاست صدای چابک و زیبای شجریان در این ساعات مردم را مجذوب خود می کند.
دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

دوسکو گویکویچ به زبان خودش (III)

برای سالها من یک نوازنده معمولی بودم و به تدریج به پیشرفت و ثبات دست یافتم. زمانی که با موسیقیدانان فوق العاده همنواز می شوید و نتهای بالا و پائین آنان را بارها در گوشتان پذیرا می شوید، به تدریج در وجود و ذهن شما شکلی شایسته می گیرد. باید در فضایی باشید که احساس اعتماد به نفس و تلاش را در شما زنده نگهدارد، در محیطی که به شما می گویند: “می توانی این کار را انجام دهی اگر سعی کنی. اگر من می توانم انجام دهم تو هم قادری.” این به شما قوت قلبی می دهد، برای باز شدن امکاناتی که شاید قبل از این به وجود آنان نیندیشیده بودید. اگرچه همه اینها نیاز به تمرین مستمر و آمادگی دارد، درست مانند یک ورزشکار که نیاز به تمرین مداوم و تلاش سخت دارد.
فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

فرج نژاد: معتمدی را خواننده توانمندی می بینم

خواننده‌ها هر کدام یک قواعدی دارند و صدا و رنگ صدا و تکنیک‌های خواننده‌ها هر کدام یک احساسی را به مخاطب منتقل می‌کنند، من احساس کردم در این مجموعه صدای محمد معتمدی و نوع بیان شعرش و دراماتیک اجرا کردن او با دیدگاه من به عنوان یک آهنگساز و با هدف عالی من برای این آلبوم سنخیت بیشتری داشت و خوب نتیجه فکر می‌کنم نتیجه‌ای شد که امروز وقتی به آن فکر می‌کنم من را خشنود می‌کند و خوب سینای سرلک خواننده بزرگی است و مسلماً من همکاری خودم را با سینای سرلک هم ادامه خواهم داد هر دو از دوستان و هنرمندان بسیار خوب هستند.
درباره انتشار دو کتاب از علینقی وزیری

درباره انتشار دو کتاب از علینقی وزیری

به تازگی جعفر صالحی موسیقیدان و نت نگار، دست به انتشار کتابی از علینقی وزیری زده است؛ نوشته ای که پیش رو دارید، به قلم جعفر صالحی و درباره این کتاب است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (V)

“آمی ین مارسلین می‌نویسد: مرگ یک شخص عادی نیز با موسیقی و رقص که جزء تشریفات سوگواری بود برگزار می‌گردید. گاهی یک آواز جمعی تشکیل می‌دادند و آواز و رقص هم بدان اضافه می‌کردند. این بازی‌ها را «دسته‌بند» می‌خواندند و ظاهراً چنین بوده است: دست یکدیگر را می‌گرفته و به شکل حلقه در آمده و می‌رقصیده‌اند و خود حلقه رقص نیز متحرک بوده و تغییر مکان می‌داده است.”
آلبوم فراموش شده پینک فلوید – ۲

آلبوم فراموش شده پینک فلوید – ۲

ترک های ابتدایی و انتهایی آلبوم Animals با عنوان Pigs on the wing هر دو با فضایی عاشقانه برخلاف انتظاری که عمومآ از کارهای واترز می رود تهیه شده اند. بنظر می رسد که واترز این دو ترانه را برای همسر دوم خود – که در زمان تهیه آلبوم تا زه با او ازدواج کرده بود – تهیه کرده است.
مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).
واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت دوم

واپسین سالهای زندگی بتهوون – قسمت دوم

در روزهای آخر زندگی بتهوون دوستانش شیندلر (Schindler)، هوتنبرنر (Hutenbrenner) و استفان برورینگ (Stephan Breuring) در کنارش بودند. او این روزها را در اتاقی کهنه و کثیف که به هیچ وجه فضای مناسبی برای یک فرد بیمار نبود، به دور از برادرزاده محبوبش در نهایت تنگدستی سپری نمود. علاوه بر این مشکلات او به بیماری بی خوابی نیز دچار شده بود و وضعیت جسمی اسفناکش روز به روز وخیم تر می شد.
شاهین مهاجری

شاهین مهاجری

متولد ۱۳۵۰ تهران لیسانس زمین شناسی٬ دانشگاه تهران٬ ۱۳۷۴ نوازنده و محقق تمبک٬ میکروتونالیست acousticsoftombak@gmail.com
منتشری: از ده سالگی تهران بودم

منتشری: از ده سالگی تهران بودم

دلیل اصلی آن، این است که من از سنین ۱۰-۱۱ سالگی از شهرستان [لنگرود] به تهران آمدم و بقیه سال های زندگی ام را در این شهر بودم. یعنی منزل ما یا در سه راه سیروس یا بازار آهنگرها بوده است و با افرادی همراه بودم که همین لحن را شنیده ام و “بیات تهران” که می خوانم را تهرانی اصیل هم نمی تواند بخواند. “هفت سین” و “چهارشنبه سوری” و “کوچه باغی” و… مربوط به تهران است که استاد بعدا این ها را با ردیف های آوازی تطبیق داده بود.