تفضلی: در من انگیزه کرال نویسی ایجاد شد

محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
تفضلی: اولین اثر کرالی که نوشته شده است، اثر آقای گریگوریان در سال ۱۳۱۳ است و قبل از آن یک سری سرود به صورت تک صدای داریم از موسیو لومر و امثال آن. خود ارامنه هم به خاطر آشنایی با فرهنگ مسیحی در این چند ساله پیشقدم شده اند و طبیعی است که سطح آثار کر کشور های اروپایی پیشرفته تر باشد ولی به هر صورت آهنگسازهای ما هم در حال تلاش هستند. در واقع، کمیت آثار ازشمند فرهنگ موسیقی کرال غربی خیلی بیشتر از ماست و ما هم در حال تلاش هستیم که این رپرتوار را گسترش دهیم مثل تاریخ موسیقی کلاسیک است. آهنگ ساز های ما واقعا تلاش کرده اند و آثار ارزشمند از خودشان به جا گذاشته اند ولی نمی توان پیشینه محدودی که ما در ساخت آثار کلاسیک داریم را با پیشینه ای که در اروپا از قرن نهم میلادی وجود داشته است، مقایسه کرد.

در هر صورت، این قطعات را در حدی می دانستید که آنها را در کنار هم به صورت یک کنسرت قرار دهید.
بله، ۱۰۰ درصد.

مهدی قاسمی: در تکمیل صحبت های آقای تفضلی بگویم که در بهمن سال ۷۸، هیچ گروه کر آماتوری در ایران نبود. تلاشهایی شده بود: آقای آریایی و آقای کیوان میرهادی بودند و چند نفری تلاش کرده بودند ولی ادامه دار نبود؛ اکثرا در حد ۶ ماه تا یکسال کرها عمر داشتند. الان ما چند گروه کر فعال داریم؟ این خیلی خوب است و به همین خاطر برای دیدن کر باید ادبیات کرال ایرانی تولید شود. اگر این گروه ها بخواهند در سبک گرگوریان بخوانند در سال ۱۳۱۳ می مانیم. از طرفی باید بستری باشد از طرف دیگر، آهنگسازهایی نیز باید وجود داشته باشند. خوشبختانه هر دو این اتفاقات افتاده است. ما در تهران، ۱۰ تا ۱۲ گروه کر داریم که در جشنواره با هم رقابت می کنند و این اتفاق خوبی است. در شهرهای بزرگ کشور و شهر های اراک، شیراز، گرگان و شهر های دیگر نیز گروه کر داریم. باید بستری باشد تا آهنگساز در آن آهنگ بنویسد و به این زمان نیاز دارد.

این قطعات، مثلا قطعه ای که آقای تفضلی ساخته اند، قبلا ساخته شده و بعد شما از ایشان گرفته اید یا اینکه خودتان به ایشان سفارش دادید؟
تفضلی: من خودم ساخته بودم ولی اجرا و کر آقای قاسمی را دیدم و انگیزه زیادی در من ایجاد شد که این قطعات را برای اجرا به ایشان بسپارم و به خاطر کثرت گروه های کر، انگیزه ای در من ایجاد شد که آثار کرال دیگری بنویسم.

در حال حاضر قطعه ای نوشته اید یا در حال نوشتن هستید؟
باز هم چند کار کرال نوشته ام ولی هنوز اجرا نشده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«پالیز ۱» منتشر شد

گروه مستقل موسیقی ایرانی «پالیز» پس از حدود یک دهه فعالیت عملی و آکادمیک همراه با تمرینات آنسامبل مستمر در حوزه موسیقی ایرانی، اولین آلبوم خود با نام «پالیز۱» و در آواز بیات اصفهان با ۸ قطعه با عنوان‌های «لالایی، کمانچه، امشب، سنتور، شیدا، تنبک، رقص ژاله، یارمن» با نوازندگی و تکنوازی کیخسرو مختاری (کمانچه)، سولماز بدری (سنتور), ستار خطابی (تنبک) و با صدای علی صمدپور و سولماز بدری را منتشر کرد.

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (V)

موسیقی ایران موسیقی بی‌نهایت وسیعی است. به خاطر اینکه موسیقی ایران یک سیستم دوگانه «دوآل‌سیستم» (Dual System) دارد که از قرن‌های متوالی به ما رسیده است. بخشی از این سیستم که قدیمی‌تر است سیستم «مقام» است که از قرن هشتم میلادی تا قرن نوزدهم میلادی در ایران رواج داشته است. و به خاطر شرایطی تاریخی که من از آن آگاه نیستم، به علت اینکه موزیکولوگ نیستم، سیستم جدیدتری به اسم «دستگاه» در ایران رشد می‌کند ولیکن مقام از بین نمی‌رود و در موسیقی نواحی ایران هنوز با سیستم مقام سروکار داریم و هنوز مقام به زندگی خودش ادامه می‌دهد. درنتیجه با دو سیستم در موسیقی ایران مواجه هستیم. به همین خاطر وسعت این سیستم دوگانه بی‌نهایت زیاد است. نمی‌خواهم به مسائل تکنیکی بروم اما مثل اقیانوسی است که می‌شود از هر کجایش آب برداشت. هر نوع موسیقی‌ای که بخواهیم می‌شود از این سیستم درست کرد.

از روزهای گذشته…

ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران در زمان جنگ

ارکستر سمفونیک تهران پیش از انقلاب مانند بیشتر ارکستر سمفونیک های جهان فعالیتی در چهارچوب موسیقی سمفونیک داشت و حتی در برنامه های تشریفاتی هم حضور چشمگیری نداشت. هیات انتخاب قطعه برای ارکستر نسبت به امروز استقلال بیشتری داشت و بی توجه به مسائل سیاسی روز به اجرای رپرتوار معمول جهانی و کم و بیش آثار برجسته آهنگسازان سمفونیک ایران میپرداخت. پس از انقلاب با بوجود آمدن موج قوی هنر سیاسی و هنر مربوط به انقلاب، ارکستر سمفونیک تهران به عنوان یک عنصر بی طرف هنری شناخته میشد و روز به روز سازمان این ارکستر با تهدید فروپاشی مواجه بود.
گروه ریمونز (IV)

گروه ریمونز (IV)

به عقیده جانی، اجراهای همراه با بارک که نامش به الویس ریمون (Elvis Ramone) تغییر یافته بود، فاجعه بودند! بارک بعد از دو اجرا اخراج شد زیرا درام نوازی وی به هیچ وجه به کیفیت دیگر اعضای گروه نبود. پس از آن مارکی که الکل را ترک کرده بود، خود به گروه بازگشت. دی دی ریمون بعد از آلبوم “تهی مغز” (Brain Drain) سال ۱۹۸۹ که توسط ری تولید شد گروه را ترک کرد و بیل لازول (Bill Laswell) سولو نواز توانست صاحب نام “شاه دی دی” شود.
نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت برگزار می شود

نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت برگزار می شود

فرهنگ و هنر ایران زمین، هنرمندان بزرگ بسیاری را در دامان خود پرورانده است که هر یک با نوایی و کلامی و نقشی روح ایرانیان و جهانیان را جلا بخشیده‌اند. استاد جواد معروفی یکی از این بزرگان است که با خلق ملودی‌ها و تنظیم‌های زیبا و دلنشین خویش و همچنین نوازندگی منحصر بفرد و تربیت شاگردان بسیار، همواره در یاد و خاطره هنردوستان خواهد ماند.
فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

فخرالدینی: پشتوانه موسیقی ما دانشمندان بزرگ هستند

به طور کلی گلسرخی مرد بسیار خوبی بود. یادم هست که وقتی یک روز حقوق ما دیر شده بود به اتاقشان رفتیم و با دوستانمان نشسته بودیم و اعتراض می‌کردیم. ایشان در صندوق خودشان را باز کردند و به ما پول دادند و گفتند که هر وقت حقوقتان را گرفتید بیارید و به من بدهید و به این راحتی مشکل ما را حل کرد!
چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

چه کار کنیم که او به ایران نیاید! (III)

من فکر می‌کنم که بچه‌ها خیلی زیادند و خیلی هم مثبت هستند. نه همه، ولی تعداد زیادی از آنها. مثلاً ارکستری مثل «پارسیان» که حدود ۲۵ نفرند، یکدفعه تصمیم گرفتند دوهزار کیلومتر پرواز کنند، با پول خودشان هزینه‌ی هتل را بپردازند و به استانبول بیآیند، که فقط من با آنها کار کنم. نه کنسرت، نه ضبط! چون من خودم آنجا کنسرت داشتم. هر روز من سه ساعت تمرین‌های خودم را داشتم بعد پنج یا شش ساعت بدون خستگی می‌آمدند که کار کنیم. فقط برای اینکه یاد بگیرند. اینها هم ایرانی هستند.
بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.
گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه ششم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گفته شد که اگر این تعریف (یا مشابه آن) مورد قبول باشد تاثیر چنین شاخه‌ای از فلسفه بر نقد بسیار روشن است؛ احکام و گرایش‌های زیباشناختی پایه‌ی ارزیابی‌های نقادانه قرار می‌گیرند و البته گاه هم از طریق کنش نقد دگرگون می‌شوند. گفتمان زیباشناختی با تکیه بر این تعریف‌ها از گفتمان:
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

اندازه گیری مقدار طولی ناحیه Nose در روی الگوی خط محیطی رسم شده ۱۰/۸ میلی متر می باشد که اگر این مقدار را از اندازه طولی (۳۶۵/۸۳ میلی متر) کسر نماییم، باقیمانده که همان عدد طول خالص در الگوی خط محیطی است، ۳۵۵/۰۳ میلی متر می شود.
لطفی را در خور لطفی نشناختیم

لطفی را در خور لطفی نشناختیم

از درگذشت محمد رضا لطفی بیش از یک سال می گذرد؛ تحقیق و مطالعه ی آثار لطفی نیازمند سالها پژوهش است. درایت و آگاهی لطفی به جمله بندی و فواصل دقیق موسیقی ایرانی از شاخصه های نوازندگی او محسوب می شود. نوازندگی ای که نیازمند پژوهشی ژرف است و بیانگر رمز و رازهای نوازندگی لطفی است.
گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

گاهی لازم می‌شود نه های دردناکی بگوییم (IV)

شما یک قطعه‌ی ۵۰ دقیقه‌ای را در ۴۰ سال پیش نمی‌توانستید منتشر کنید. باید فکری می‌کردید که تبدیل به یک قطعه‌ی ۲۲ یا ۲۴ دقیقه‌ای شود. دلم می‌خواست این کارها از کشوهای ذهنی آدم‌ها بیرون بیاید. بعضی‌ از کارها ضبط هم ‌شده بودند. این یک جنبه از آن دوستی‌هاست. و گاه پیش می‌آید که اثر کاملی را از یک دوست نپذیرم. پیتر سلیمانی‌پور آلبومی ارائه داد که از او عذرخواهی کردم و بعد از آن هم ماکت آلبومی را آورد که باز هم گفتم ببخشید! عین همین اتفاق با محمدرضا علیقلی افتاد که یک ببخشید به همراه داشت و او مدتی هم از دست من دلخور شد ولی بعد دوباره حل شد درحالی که پیتر حتی دلخور هم نشد. «در دنیای تو ساعت چند است» هم نزدیک‌ترین نمونه‌اش است.