وزیری زاده: رو به پیشرفت هستیم

محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
محمدرضا تفضلی، مهدی قاسمی و گلاره وزیری زاده
شما کار تعلیم آواز را چگونه با اعضای کر آغاز کردید؟
سابقه همکاری من با آقای قاسمی به سال ۸۱ به یک همکاری کوتاه در کر در فرهنگسرای بهمن برمی گردد. در این دوره کوتاه با گروه، صدا سازی را کار می کردم. بعد از آن، به قصد تحصیل از ایران رفتم و مدت زیادی نیست که دوباره در حال کار با همدیگر هستیم. زمان بسیار کوتاهی داشتیم که فقط توانستیم روی صدای اعضای گروه، تکنیک های آوازی و نفس گیری و بخش هایی از قطعات به صورت قسمت قسمت کار کنیم. در یکی یا دو جلسه تمام اعضای گروه بودند.

هم خانم ها و هم آقایان بودند؟
بله!

قبل از اینکه با آنها کار کنید، وضعیت آنها چطور بود؟
قطعاتی که گروه در حال اجرای آن هستند از لحاظ تکنیک آوازی و موسیقی، قطعات دشواری است. در ایران خواننده کر حرفه ای بسیار کم داریم، در عوض وقتی در خارج از ایران برای یک گروه کر فراخوان داده می شود، مثلا ۲۰۰ نفر خواننده حرفه ای امتحان می دهند. سختی کار برای رهبر یا کسی که می خواهد گروه کر تشکیل دهد این است که می خواهد با خواننده های غیر حرفه ای کار کند و آنها را به سطح بالاتری برساند. آقای قاسمی و اعضای گروه ایشان زحمت زیادی کشیده اند، در حالی که نمی توان گفت ضعف تکنیکی وجود ندارد ولی گروه در حال خواندن قطعات هستند و از پس آن بر می آیند و به آنها تبریک می گویم که توانسته اند به این صورت روی بچه ها کار کنند. بسیاری از بچه ها هستند که به کلاس آواز می روند و در حال کار روی تکنیک هایشان هستند؛ این طور نیست که همه غیر حرفه ای باشند ولی همه نوع سطحی در بین اعضای گروه است و قطعا وضعیت رو به پیشرفت است.

بسیاری اعتقاد دارند که خوانندگی سولو با خوانندگی کرال فرق دارد. این تفاوت ها چیست و اگر واقعا تفاوت دارد چرا اکثرا معلم های آواز گروه کر، خودشان سولیست نیز هستند؟
فرق دارد به این دلیل که وقتی خواننده ای می خواهد به عنوان یک سولیست بخواند، بیشتر روی جنس صدا و رزونانس ها کار می کند ولی وقتی تصمیم دارد در گروه کر بخواند، نباید هیچ صدایی بیرون زده شود. یعنی بایستی یک صدای یکدست شنیده شود. دشواری این مساله اینجاست که بسیاری اوقات رهبرها مایلند که صدا حجیم تر شود ولی خواننده ها باید مراقب باشند که یکدست باشد و خیلی ویبر نداشته باشد یعنی اگر قرار باشد که همه مثل یک خواننده حرفه ای با ویبر عظیم بخوانند، در کر، فالشی شنیده می شود. به همین خاطر، مهم این است که در حین اینکه روی تنفس درست می خوانند، صدا یکدست و خیلی صاف شنیده شود. این سختی در کر خواندن است و بسیاری مواقع به خاطر اینکه اعضای گروه صدای همدیگر را نمی شنوند، یعنی وقتی با همدیگر در حال خواندن هستند، صدای خودشان را نمی شنوند و ممکن است روی جنس صدایشان تاثیر بگذارد؛ به همین دلیل بهتر است که -به عنوان پیشنهاد- ابتدا آواز کار کنند سپس وارد کر شوند. بسیاری اوقات کسانی که در بخش باس می نشینند ولی جایگاه صدایشان باس نیست، رنگ صدایشان را بم می کنند تا بتواند صدای حجیم در باس بوجود بیاورند و به تدریج از رنگ طبیعی صدای واقعی خودشان دور می شوند. معلم های آواز نیز به همین دلیل دوست ندارند که شاگردانشان در گروه کر بخوانند، در صورتیکه این کار اصلا کار ساده ای نیست و به اندازه یک خواننده حرفه ای بایستی تکنیک آوازی بدانند.

به طور کلی هر دو آواز (سولیستی و کرال) یکی است ولی تفاوت در میزان توجه به ضرورت های موسیقی در حال اجرا و هماهنگی با آن است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«داستان وست ساید» با همراهی نوازندگان ایرانی اجرا شد

هنرآموزان موسسه “Bridge of Art” (پل هنر) که از از ۲۴ اگوست وارد کشور اتریش و استان فورالبرگ شده بودند، با رهبری ایوو وارنیتش (رهبر و نوازنده کلارینت اتریشی و مدیر مدرسه موسیقی درنبیرن) آثاری از موسیقی کلاسیک از جمله اثر مشهور لئونارد برنشتاین به نام «داستان وست ساید» را اجرا کردند. در کنار این گروه، هنرجویان دیگری به آموزش نزد استادان کنسرواتوار دولتی فورارل برگ پرداختند.

الیاس: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.

از روزهای گذشته…

علوانی فقط یک آواز نیست (IV)

علوانی فقط یک آواز نیست (IV)

ابوذیه ها دارای چهار بیت (اشطر) که سه بیت اول را به نام “ازهیری” معروف است و این سه بیت، هم قافیه می باشد. اما با معنی و مفهوم های مختلف و کلمه بیت اخر به نام “ایه” معروف است؛ نمونه ای از ابوذیه تغزلی:
ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

ستایشگری نیچه ای و شوپنهاوری در موسیقی (I)

“زندگی بدون موسیقی اشتباهی بزرگ بوده است”. آری این همان کلام آشنای فردریش نیچه، در باب ستایش موسیقی است. البته همه ما می دانیم که شروع تفکرات نیچه به شدت تحت تاثیر افکار دیگر فیلسوف هم وطن خود شوپنهاور بوده است. اما سئوالی که اینجا برای من مطرح می باشد این است که آیا نیچه نیز چون او موسیقی را نه تنها از سایر جلوه های زندگی که از سایر هنرها نیز جدا می سازد یا خیر؟
بوطیقای ریتم (IX)

بوطیقای ریتم (IX)

هر دو موضوعی که بررسی شد کمک می‌کند که موسیقی از دید شنونده تکراری شنیده نشود. او نوعی بی‌قاعدگی (Irregularity) در ریتم را در مقیاس جمله‌ی ریتمیک پدید می‌آورد. در این جا ممکن است این سوال پیش بیاید که اگر بی‌قاعدگی بر مقیاس جملات حاکم باشد پس چگونه حس ریتمیک-متریک و تناوب حفظ می‌شود؟
برای که می نوازید؟

برای که می نوازید؟

چندیست که خبر اجرای کنسرت موسیقی ایرانی توسط محمدرضا لطفی و محمد قوی حلم به خبر اول محافل هنری تبدیل شده است. مسلما چنین اجرایی آن هم پس از ۳۰ سال فاصله از جذابیت های خاص خود برخوردار خواهد بود. خصوصا شاید این تاخیر ۳۰ ساله باعث زنده شدن بسیاری از خاطرات علاقمندان و شنوندگان اینگونه برنامه ها باشد. به همین دلیل چنین اجراهایی آن هم پس از سه دهه با استقبال مردم مواجه می شود. اما اولین نکته ای در محاورات و صحبت های مردم و مخاطبان به نظر می آید، قیمت بسیار بالای بلیط این برنامه آن هم قیمتی بین ۲۰۰۰۰ تا ۳۰۰۰۰ تومان می باشد.
سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

سپنتا؛ نقطه پایان یک مکتب (III)

بدین ترتیب موسیقی‌شناس مکتب وزیری کار بر روی آثار باقی‌مانده از عهد قاجار را برمی‌گزیند و در تحلیل‌هایش اگر چه گاه و بیگاه نقدی هم نثار ناکوکی و … آنها می‌کند اما نتیجه‌ی کار نه تنها نفی نیست بلکه اغلب همراه با دلبستگی زیباشناختی به آثار آنان است. او به ویژه به خوانندگان مشهور آن عصر علاقه داشت و ضبط‌های بعضی‌شان را واجد ارزش‌های هنری می‌دانست.
توماس فتس والر (۱۹۴۳-۱۹۰۴)

توماس فتس والر (۱۹۴۳-۱۹۰۴)

به جرات می توان گفت که بزرگترین پیانیست و خواننده Jazz ای که توانایی آنرا داشته که ساعت ها برای مردم ساز بزند و بخواند بدون آنکه مردم احساس خستگی و یکنواختی کنند کسی نبوده جز توماس فتس والر.
خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت سوم

خلق موسیقی موفق برای انیمیشن – قسمت سوم

جودی گری، آهنگساز مجموعه هفتگی سگ ترسویی به نام شهامت Courage the Cowardly Dog، تمام فیلمهای کوتاه لونی تونز Looney Tunes موجود در اینترنت، کارتونهای ویژه شبکه Cartoon Network و تعداد بسیاری از کارتونهای تلویزیونی دیگر است.
ریچارد رایت؛ از اعضای پینک فلوید در ۶۵ سالگی درگذشت

ریچارد رایت؛ از اعضای پینک فلوید در ۶۵ سالگی درگذشت

داگ رایت سخنگوی پینک فلوید (که نسبتی با هنرمند ندارد) اعلام کرد: “ریک رایت بعد از مبارزه با سرطان در خانه اش در انگلستان درگذشت. خانواده او از شرح جزییات بیشتر درباره مرگش خودداری کرده اند.”
چه آتش‌ها

چه آتش‌ها

کنسرتی که گروه همنوازان حصار در پاییز ۱۳۹۰ در تالار وحدت تهران اجرا کرد، پاییز امسال در قالب آلبومی به نام «چه آتش ها» به بازار آمد. انتشار آلبوم نیز همانند اجرا، واکنش های ضد و نقیضی در پی داشت. روهی آن را فاقد اصالت و قوام موسیقایی دانستند و گروهی نیز آن را خلاقیتی جسورانه خواندند. اما به زعم نگارنده، این نگاه های سیاه و سفید، ریشه در خود آلبوم و محتوای آن دارند و خود این چیدمان ۹۰ دقیقه یی نیز کشکولی از عناصر سیاه و سفید است؛ به این معنی که از سویی نگاه شنونده را با درخشش و شکوه خود در لحظاتی خیره می کند و از دیگر سو نه تنها با کنش هایی دیگرآزارانه، مخاطب را گیج و منگ رها می کند بلکه وجود مخاطب را در لحظاتی نادیده می گیرد و راه خود را می رود.
مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

مروری کوتاه بر چهار کتاب از فرهاد فخرالدینی (III)

اما به غیر از این موضوع در فصلی از کتاب در خصوص ریتم و ارتباطش با افاعیل و اوزان عروضی نکات جالبی مطرح شده است. در متن کتاب، نویسنده به یادداشتی که استاد فقید علی تجویدی در تقدیمیه‌ی کتاب خود «موسیقی ایرانی» به وی نوشته اشاره می‌کند که مرحوم تجویدی کتاب خود را «حاصل یک عمر تلاش عاشقانه» خوانده است. بی‌شک این کتاب فرهاد فخرالدینی نیز اینگونه است و به رشته‌ی تحریر درآمدن این کتاب به جهت اینکه ما و آیندگان بدانند که این استاد چه تلقی‌ای از محتوای موسیقی ایرانی داشته، رخداد مهمی‌ست و بی‌تردید نوشته شدن این کتاب از نوشته‌نشدن‌اش بهتر بوده است.