بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (II)

از این رو مؤلفان «احساس ضرورت» نموده اند به:
«…تدوین یک تئوری موسیقی ایرانی، برای آموزش در هنرستان ها که از دل همین موسیقی برآمده باشد… و با آگاهی از اینکه نظام موسیقایی ایران در حال حاضر با گذشته تفاوت های دارد، مفاهیم نظری بنیادین را از رسالات کهن اخذ کرده و اصول و قواعد موسیقی ایرانی را از آنچه امروزه در عمل اجرا می شود استخراج کرده است… و این اصول و قواعد مربوط به موسیقی کلاسیک ایرانی است که آن را معمولا “موسیقی ردیفی” می نامند.»

«قرن حاضر» قرن ۱۴ هجری شمسی است که اینک دهه آخر آن را می گذرانیم؛ دقیقا در اوایل این قرن، سال ۱۳۰۱ علینقی وزیری با «دستور تار» به ایران آمد و موسیقی ایرانی را در غالب پنج دستگاه به سبک گام های هفت صدای اروپایی مطرح کرد. بعد از او شاگردش روح الهی خالقی تقریبا به همان سبک گام شناسی ی اروپایی اما برای هفت دستگاه و پنج آواز بر اساس تقسیم بندی های دوران قاجار، با تالیف کتاب «نظری به موسیقی» در سال ۱۳۱۷ راه وزیری را ادامه داد. در مورد این دو استاد و همکارانشان می توان «توجه به مبانی نظری موسیقی اروپایی» را شناسایی کرد. اما در «قرن حاضر» و بعد از تئوری پردازی های «وزیری- خالقی» تئوری ها و کتاب ها و مقاله های چندی نوشته، مطرح و تدریس شده و مورد بحث و نقد و بررسی هم قرار گرفته اند که «به مبانی نظری موسیقی اروپایی» توجه نکرده اند. تا آنجایی که نگارنده اطلاع دارد، نوشته های زیر- بدون توجه به توفیق یا عدم توفیقشان- همه سعی براین داشتند که دور از «مبانی نظری موسیقی اروپایی» به موسیقی ایرانی بپردازند:
• ۱۳۶۸ مجید کیانی، کتاب «هفت دستگاه موسیقی ایران»
• ۱۳۷۲ داریوش طلایی، کتاب «نگرشی نو به تئوری موسیقی ایرانی»
• ۱۳۷۲ به بعد محمد رضا لطفی، کتاب های سال «شیدا»
• ۱۳۷۵ نریمان حجتی کتاب «بنیان های نظری موسیقی ایرانی»
• ۱۳۷۷ مجید کیانی «پژوهش» جدیدی تقریباً با نام همین اثر مورد نقد ما، «مبانی نظری موسیقی ایران»
• ۱۳۷۹ حسین علیزاده در دستور تار و سه تار دوره متوسطه
• نوشته های دیگری هم از هرمز فرهت، مرتضی حنانه، محمدتقی مسعودیه، پرویز منصوری در دست است که آنها هم سعی براین داشتند، دور از «مبانی نظری موسیقی اروپایی» به موسیقی ایرانی بپردازند.

نمی توان تصور کرد که مؤلفان محترم از این نوشته هایی که ذکر شدند بی خبر بوده باشند. به ویژه که در فهرست منابع نوشته های داریوش طلایی، هرمز فرهت و مجید کیانی هم آمده اند. اما در متن هیچ جا اشاره ای نشده که از این منابع چه استفاده ای شده است. نمی توان از نوشته های قبلی استفاده کرد، بدون اشاره به آنها در متن و علاوه برآن در مقدمه چنین وانمود کرد که آنها به «مبانی نظری موسیقی اروپایی» توجه داشته و قابل استفاده نیستند. در هر حال چنین گزارشی با امانت داری علمی و حرفه ای در تضاد است.

درباره موسیقی رایانه ای و سمپل (I)

«موسیقی رایانه ای» موسیقی است که بالطبع ابزاری به نام رایانه و نرم افزارهای رایانه ای ساخته می شود. با مراجعه به تاریخچه شکل گیری این موسیقی متوجه می شویم که این ابزارها سالهاست به اجرایی شدن بسیاری از ایده های آهنگسازان کمک قابل توجهی کرده و توانسته اند در تولید اصوات مورد نظر آهنگساز و همچنین اجرای ایده ها و ترکیبات صوتی و همچنین فواصلی که در عمل قابل اجرا نیستند و در خلق آثاری زیبا و قابل دفاع سهیم شوند.

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).

از روزهای گذشته…

رکوئیم های مرگ موتسارت

رکوئیم های مرگ موتسارت

موتزارت در آخرین سال از زندگی کوتاه خود با شخصی که حاضر نبود چهره خود را به او نمایان کند ملاقات می کند. این مرد سیاه پوش به موتزارت سفارش ساخت رکوییم یا مسی را برای مرگ می دهد و ادعا میکند که از طرف مردی این درخواست را دارد که برای گرامی داشتن خاطره همسر فوت شده اش نیاز به این موسیقی دارد.
ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ارابه های آتش برنده جایزه اسکار

ونجلیس در اغلب کارهای خود مسئولیت ساخت قطعه، تنظیم و اجرا را خود بعهده می گیرد، او از روشی که بنام روش سیال از آن یاد می کند به ترکیب صداهای سازهای الکترونیک و اکوستیک می پردازد. ترکیب و میکس استادانه این صداها بیانگر آن است که ونجلیس در هر دو عرصه هنری و فنی (مهندسی صدا) دارای مهارت های بسیار می باشد.
گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه پانزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

نقد فمینیستی (و البته بعضی گرایش‌های دیگر در نقد نیز) هراسی از آن ندارد که به جای جهانشمول دیدن معیارهای ارزیابی هنرهای زیبا و آثار مرجعی که مصداق‌های ارزیابی و بسترهای عینی آن را شکل می‌دهند، آنها را آفریده‌ی گرایش‌های «مرد سفیدپوست اروپایی» بداند و به جست‌وجوی علل حذف گرایش بخش‌های بزرگی از جمعیت جهان (به‌ویژه غیبت زنان و زنانگی در تعیین آثار مرجع) در آن بپردازد.
بنیادهای موسیقی (III)

بنیادهای موسیقی (III)

حال در این قسمت به دومین عامل یعنی قوه شنوایی می پردازیم، همانطور که می دانیم عملکرد ویژه این سیستم باتوجه به موقعیت فعلی آن قابل اهمیت است. همه میدانیم که با گوش ها می شنویم اما آموختن این که چگونه این اندام کار می کند نیازمند مطالعات وسیعتری است. گوش انسان با توجه به تمام جزئیات و بخشهای مختلف به ۳ قسمت اصلی تقسیم می شود، گوش بیرونی، گوش میانی و گوش درونی
ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

ضیائی: با بیشتر سازندگان مطرح ویولون اروپا ملاقات کرده ام

مجموع ابزارها و دستگاه ها بسیار متنوع هستند، از قطعات کوچک تا دستگاه های پردازشگر قوی مورد استفاده قرار می گیرند، وسایلی که پارامترهای مختلفی از اصول ریاضیات، هندسه، شیمی، فیزیک، مکانیک و آکوستیک را که در یک قطعه بکار رفته است را پردازش می کند.
یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

یادمان بهمن بوستان برگزار می شود

همزمان با روز پژوهش و به مناسبت هشتادمین سالروز تولد پژوهشگر، ادیب و نویسنده عرصه موسیقی و ادبیات، زنده یاد بهمن بوستان، یادمان وی چهارشنبه ۲۵ آذرماه ۱۳۹۴ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار خواهد شد.
وقتی همه خوابیم (III)

وقتی همه خوابیم (III)

در ادامه حسین شریفی نوازنده مسلط و خوش تکنیک ترمبون با اشاره به برگشتن مجدد به ارکستر گفت: “من با افتخار در زمان صهبایی اخراج شدم و به نظر من بزرگ ترین اشتباه ارکستر سمفونیک،دعوت از منوچهر صهبایی بود. هیچ کس نپرسید چرا در دوره ایشان چند نوازنده درجه یک ایرانی اخراج شد و نوازنده درجه چند خارجی به ارکستر آمد. من جوابش را می دانم. برای اینکه ایشان بتواند رهبری کند.” عجیب اینجاست که منوچهر صهبایی به کلی منکر اخراج این نوازنده از ارکستر شده و حتی نبود وی را، برای ارکستر سمفونیک زیان بخش میدانست! دیگر نکتۀ قابل بحث در گفته های حسین شریفی این است که ایشان به اتفاقات مشابهی که پس از رفتن منوچهر صهبایی رخ داده هیچ اشاره ای نکرده است، مانند خروج نوازندگان مسلط و جوانی که در آخرین کنسرت به ارکستر دعوت نشده بودند و انگار اصلا نوازندگانی مثل آروین و آرین قیطاسی، باربد بیات، امیر حسین محمدیان، سحر ابراهیمی آذر، مصطفی ادیبان و شبنم پرورش در ارکستر نبوده اند!
موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

موسیقی ایرانی برای گیتار کلاسیک (III)

نوازنده برای اجرای صحیح آنچه که در کتاب آمده باید سطح تکنیکی قابل قبولی داشته باشد در غیر این صورت چه در «تمپو» و چه در موزیکالیته و پیوستگی و آرتیکولاسیون دچار مشکل می‌شود. پیش‌تر ضبط برخی از این قطعات در سی‌دی‌ هزار و یک‌شب به‌نوازندگی افشار عده‌ای را ترغیب به یادگیری آن‌ها کرده بود که اینک با در دسترس قرار‌گرفتن نت آن‌ها می‌توان انتظار داشت که بیشتر شنونده‌ی این آثار در برنامه‌های اجرایی گیتار باشیم.
پابلو پیکاسو

پابلو پیکاسو

پیکاسو تنها یک نقاش حرفه ای نبود او کسی بود که از تکنیک های مختلف برای خلق آثار هنری استفاده میکرد. تکنیک هایی که تا آن روزگار هیچکس جرات استفاده از آنها را نداشت.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (II)

در سال ۱۹۷۵ هیئت مدیره کنسرواتوار دولتی موسیقی ترکی در استانبول (İstanbul Devlet Türk Müziği Konservatuarı) عارف ساق را به عنوان استاد مدرس و عضو هیئت علمی خود برگزید. تدریس موسیقی مردمی و نوازندگی باغلاما در این آکادمی بر عهده او بود. در سال ۲۸۹۱ از کنسرواتوار بیرون آمد و تدریس را در خانهی موسیق عارف ساق ادامه داد. خانهی موسیقی عارف ساق در سال ۱۹۸۰ با همکاری یوسف تورامان (Yusuf Toraman) نوازنده و سازندهی باغلاما پایه گذاری شد. در یک دوره از سال ۴۸۹۱ تا ۷۸۹۱ با دیگر استادان باغلاما از جمله موسی اَراُغلو (Musa Eroğlu)، مُخلص آکارسو (Muhlis Akarsu) و یاووز تُپ (Yavuz Top) سری آلبومهای “محبت ۵-۱” را منتشر کرد( معروف به گروه چهار نفرهی باغلاما).