گفتگوی هارمونیک | Harmony Talk

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (III)

«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!

در مورد سابقه تاریخی موسیقی ایرانی و خانواده، ترکی و عربی اش، هم فقط در اینجا با اشاره ای می گذرم تا بیشتر به نقد مطالب اصلی رساله بپردازیم؛ قدمت هزار ساله این خانواده مورد تردید است چرا که در آن زمان فارابی «موسیقی کبیر» را نوشته و این سند تاریخی نشان می دهد که در جهان کوچک و متمدنِ آن دوران از دیدگاه تئوری موسیقی، یک زبان مشترک بین شرق و غرب از هند و ایران، بین النهرین، آسیای صغیر، روم و یونان تا مغرب و اندلس بوده است. یعنی خانواده ای به مراتب بزرگتر از ترکی و عربی است و ترک ها هم هنوز در آن دوره در صحنه نیستند. فراموش نشود که تا اواسط قرن ۱۸ ساز بین المللی «عود» یا «لاوته» در اروپا ساز اصلی و مهم موسیقی بود و نقشی مانند پیانوی زمان ما داشت و برای این ساز بر اساس انگشت گذاری نت نویسی می شد. علاوه بر اینها، ارمنستان و موسیقی ارامنه مسیحی از اعضای مهم خانواده موسیقی ما بوده و امروز هم هستند.

متدِ «برآمدن تئوری از دل موسیقی»، عامیانه گویی است و نشان دهنده اینکه شیوه ای برای شناخت و بررسی موجود نیست. در متن به این که نام گذاری ی مفاهیم بر چه اساس و علتی بوده، یا کدام مفاهیم و نام ها از «رسالات کهن اخذ» شده و کدام ساخته مؤلفان هستند، هیچ گونه اشاره نشده است. به عنوان مثال در ص ۴۲ آمده:
«هر دستگاه یا آواز یک مقام اصلی دارد که به آن مقام مادر می گویند.» علاوه بر اینکه این یک عامیانه گویی است، معلوم نیست که کجا و چه کسانی چنین «می گویند». شاید ذکر این نکته جالب باشد که زنده یاد محمد رضا لطفی در تئوری پردازی خود بر این باور بود که «شور مادر دستگاه ها است». اما اینجا مقام درآمد هر دستگاه «مقام مادر» نامیده شده است که با این حساب «شور» آقای لطفی «مادربزرگ» دستگاه ها خواهد بود!

۲- درباره نام ها و تعریف های که عنوان شده اند. فقط چند مورد به عنوان نمونه:
اولین جمله و اولین تعریف از «موسیقی» و «صدا» دقیق و علمی نیستند. آمده است که:
«همه می دانیم که موسیقی بیش از هر چیز از صوت یا صدا ساخته می شود.»
بعد در تعریف «صدا» آمده است که:
«صدا از ارتعاش اجسام به وجود می آید.»

بعد «توجه» داده شده است که «بدون هوا یا هر سیال دیگری (گاز یا مایع) صدایی وجود نخواهد داشت. اگر جسمی در خلاء مرتعش شود صدایی تولید نمی کند.» (ص ۷)

از این دو تعریف پایه ای معلوم می شود که هیئت مؤلفان تصور دقیق و درستی از صدا و موسیقی ندارند؛ اول این پرسش که این «همه» یِ دانا، کیستند؟ چه کسانی می دانند که «موسیقی بیش از هر چیز از صدا ساخته می شود؟ همه شش نفر هیئت مؤلفان؟ چنین می دانند، یا همه موسیقی دانان ایران یا جهان؟ یا کلِ بنی آدم.»

دوم، «بیش از هر چیز» یعنی چه؟ یعنی غیر از صدا، «چیز» های دیگری هم در ساختمان موسیقی موجود است؟ که معمای جالبی می تواند باشد. اما این «چیز» های دیگر، چه چیز هایی هستند؟

سوم این که، آنچه از ارتعاش اجسام به وجود می آید، موج است، صدا نیست که فاصله محل ارتعاش را در هوا می پیماید و به گوش یک جاندار می رسد و اگر گوش سالم باشد، تکان های موج از راه اعصاب به مغز رسیده و احساس «صدا» در مغز به وجود می آید. «صدا» در سیال و خلاء موجود نیست. (در خلاء ارتعاش منتقل نمی شود) اهمیت این روند برای موسیقی شناسی کم نیست (۱).

پی نوشت
۱- در مورد رابطه صدا و موسیقی نک به «موسیقی ایرانی » شناسی به همین قلم ناشر هنر موسیقی ۱۳۹۲

خسرو جعفرزاده

متولد ۱۳۲۰ همدان – ۱۳۹۸ وین
موزیکولوگ و معمار
khdjzadeh@gmail.com

۱ نظر

بیشتر بحث شده است