ساز به ساز (II)

برای آنکه ببینیم چرا چنین پرسش هایی پیش می آید لازم است کمی بر مفهوم «قطعه ی موسیقی» درنگ کنیم و بیاندیشیم که «یک اثر موسیقایی» چیست؟ زیرا آنچه در این موارد اتفاق می افتد ساز به ساز کردن یک اثر یا قطعه ای موسیقی است که خود از پیش هویتی معین و مستقل دارد. برای کاربرد مورد بحث در این مقاله کافی است فرض کنیم هر قطعه یک ساختار صوتی است که امکان به فعلیت رسیدن از طریق واسطه های موسیقایی را دارد (۳) و ببینیم به چه نتایجی می رسیم. اگر چنین باشد باید بتوانیم بی دردسر و بدون کم شدن از ارزش موسیقایی، و نیز بدون وارد آوردن آسیب به بافت قطعه، آن را با ساز دیگر بنوازیم. یعنی جایگزین شدن صداها نباید تفاوتی چشمگیر در وضعیت قطعه پدید آورد.

با کمک چند مثال ذهنی می-توان روشن ساخت که وضع دقیقا این گونه نیست. سونات شماره ی ۲۹ در سی بمل ماژور اپوس ۱۰۶ اثر بتهوون مشهور به همرکلاویه (Hammerklavier) یا قطعه ی دریا اثر اردوان کامکار یا ترکمن حسین علیزاده را در نظر بگیرید (۴) و به عنوان یک آزمایش ذهنی در خیالتان، اجرایی از اولی را با هارپسیکورد، دومی را با قانون و سومی را با دیوان (حتا شاید تار) تصور کنید. احتمالا شما نیز با من هم عقیده خواهید بود که بخش بزرگی از آنچه را که از این قطعات می شناختیم (یعنی پاره ای از هویت این قطعات به پندار ما) از میان می رود: برای مثال پاساژهای قدرتمند و حیران کننده ی پایانی همرکلاویه، یا آرپژهای مواج و سریع سنتور یا شوریدگی ریزهای پر تنش سه تار.

درست است که تفاوت هایی در این اجراها احساس می شود اما این پایان کار نیست زیرا در هر سه مورد سازها نزدیک به ساز اصلی انتخاب شده اند (۵). حال تلاش کنید در تخیل، سونات بتهوون را با ویلن و آن دو دیگر را با کمانچه بشنوید؛ احتمالا موافقید که این کار از لحاظ تکنیکی غیرممکن است، و به فرض که ممکن هم بشود این قطعات را متلاشی خواهد کرد. یعنی باعث می شود آنچه می شنویم دیگر همان نباشد که قبلا بود. هویت این قطعات یا دست کم بخش بزرگی از آن سلب خواهد شد. درست است که در نهایت ملودی اصلی (و تا حدی ریتم) انتقال پذیر می ماند و ما می-توانیم آن را بازشناسیم اما این کافی نیست، در این گونه قطعات چیزی بیش از ملودی صرف وجود دارد. یعنی با توجه به تعریف اولیه باید بپذیریم که در حالت کلی امکان به فعلیت درآمدن هر ساختار صوتی خاص برای واسطه های گوناگون یکسان نیست.

پی نوشت
۳- در حوزه ی هستی شناسی موسیقی پاسخ های دیگری هم به این پرسش می توان داد اما برای روشن کردن شرایط انتقال همین پاسخ کافی است. برای یافتن فشرده ای از دیگر پاسخ ها بخش ۱ این مدخل با اهمیت از «اندرو کانیا» را بخوانید.
۴- گذشته از سونات شماره ۲۹ بتهوون که مثال استاندارد پیوند ساختار صوتی یک اثر موسیقایی با واسطه ی اجرا، در بحث های مربوطه اعم از نقد یا فلسفه ی موسیقی است، مثال هایی نیز از موسیقی ایرانی برگزیده ام که به نظر می رسد مناسب این بحث اند. افزودن این انتخاب ها فایده ای دوگانه دارد؛ هم برای خوانندگانی که تنها با موسیقی ایرانی آشنایند ملموس تر است و هم با موضوع نوشتار که نواختن موسیقی کلاسیک غربی با سازهای ایرانی است، نسبت دارد.
۵- نزدیک بودن رنگ-ویژگی دو ساز نیز همانند میزان وابستگی قطعه به این عنصر، در موفقیت یا عدم موفقیت اجرا، یا از دید این بخش مقاله میزان قلب هویت اثر، نقشی تعیین کننده دارد. به عنوان یک مثال می توان اجرای «ژیلا»ی «جواد معروفی» (در اصل برای پیانو) با سنتور به دست «فرامرز پایور» (از آلبوم «گروه نوازی های استاد پایور») را در نظر آورد که به گمان من بر اثر نزدیکی دو ساز (و البته تفسیر شخصی نوازنده) هنوز هویت خویش را (جدای از ملودی قابل بازشناسی و …) حفظ کرده است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

خسرو جعفرزاده درگذشت!

متاسفانه با خبر شدیم، خسرو جعفرزاده، موسیقی شناس و معمار و از نویسندگان ثابت سایت گفتگوی هارمونیک، بدورد حیات گفت و جامعه نویسندگان موسیقی ایران را در اندوه و درد باقی گذاشت. ژورنال گفتگوی هارمونیک، این واقعه دردناک را به همسر هنرمند او پروفسور فروغ کریمی و علاقمندان نوشته های او تسلیت گفته و امیدوار است به زودی انتشار آثار منتشر نشده او را از سر بگیرد. در ادامه نوشته ای از علیرضا میرعلی نقی نویسنده نام آشنای عرصه موسیقی و محقق تاریخ معاصر موسیقی ایران را در این باره می خوانید:

از روزهای گذشته…

کنسرت لیلی افشار در نیاوران

کنسرت لیلی افشار در نیاوران

رسیتال گیتار کلاسیک لیلی افشار در تاریخ ۱۸ و ۱۹ مرداد ماه طی دو شب در فرهنگسرای نیاوران برگزار خواهد شد. افشار در این کنسرت به اجرای قطعاتی از آهنگسازانی چون تدسکو، باخ، لئو براور، آلبنیز و همچنین قطعات محلی تنظیم شده برای گیتار کلاسیک خواهد پرداخت. بلیط فروشی این کنسرت از طریق گیشه فرهنگسرای نیاوران آغاز شده است.
مستر کلاس ارکستراسیون و آرانژمان شهرداد روحانی برگزار می شود

مستر کلاس ارکستراسیون و آرانژمان شهرداد روحانی برگزار می شود

موسسه فرهنگی هنری فرزانه برگزار می‌کند؛ ورک شاپ ارکستراسیون و آرانژمان برای آنسامبل‌های مختلف توسط شهرداد روحانی. کلاس‌ها از ۱۸ تیرماه برگزار خواهد شد و مهلت ثبت نام تا ۱۰ تیرماه خواهد بود.
بنان، هنرمند زمان

بنان، هنرمند زمان

غلامحسین بنان در سال ۱۲۹۰ در تهران متولد شد. او در خانواده هنردوست و اعیان خود که نسبت نزدیکی با ناصرالدین شاه داشتند (مادرش برادرزاده ناصرالدین شاه بود) با آوازهای پدراولین درسهای موسیقی را آغاز کرد و پس از مدتی همراه با خواهرانش به مکتب مرتضی نی داوود نوازنده و آهنگساز نامدار ایران راه یافت که اولین معلم رسمی او در واقع نی داوود بود. او آواز را بعدها نزد ضیاء الذاکرین و ناصر صیف به روش سینه به سینه ادامه داد، او آنزمان شناختی از تئوری موسیقی و نت نداشت و آواز را به شیوه قدما و بدون توجه به جایگاه صدایش می خواند.
درباره ابراهیم منصوری (II)

درباره ابراهیم منصوری (II)

در این ارکستر نوازندگانی چون: یحیی زرپنجه: تار و مصطفی نوریانی: ویلن شرکت داشتند که به نوبت جای خود را تعویض می کردند این ارکستر ۴ نفره به سرپرستی حسین استوار بوده است.
بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VII)

بررسی تطبیقی سه نغمه‌نگاری مختلف ردیف میرزا عبدالله برای سنتور (VII)

برای مکتوب ساختن تکیه هر سه علامت مرسومی را که در کتا‌ب‌های وزیری و صبا هم دیده شده برگزیده‌اند. تنها منا جای قرار گرفتن این علامت را که در موسیقی غرب برای فلاژوله مورد استفاده است، کمی تغییر داده و به جای آنکه تکیه را درست بالای سر نت‌ها قرار دهد آن را میان دو نتی گذاشته که دو سوی تکیه واقع می‌شوند.
ساز به ساز (III)

ساز به ساز (III)

هر قطعه ی موسیقی سازی علاوه بر ملودی و ریتم (و احتمالا بافت چند صدایی) هویت خود را از رنگ و ویژگی های تکنیکی سازی که برای آن ساخته شده (ساختار صوتی اش بر آن استوار شده) نیز کسب می کند. همرکلاویه بدون پیانو، ترکمن بدون سه تار و دریا بدون سنتور به سختی تصورپذیرند. بنابراین قطعه ی موسیقی (اغلب) همه ی عناصر نامبرده هست به علاوه ی رنگ-ویژگی سازی اش. با وجود این به نظر می رسد که درجه ی وابستگی به این عامل از قطعه ای به قطعه ی دیگر تفاوت می کند. این تفاوت آنقدر است که قطعاتی را می یابیم که انتقالشان از یک ساز به ساز دیگر هویتشان را به کل سلب نمی کند.
درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

درباره‌ی نقد نماهنگ (V)

در نمونه‌های نزدیک به سرِ راست طیف چیزی جز اجرای صرف در اختیار نیست. پس آنچه دستمایه می‌شود نگریستن است. زبان بدن، حرکت، تمهیدات صحنه و مسایلی تکنیکی‌ مانند دوربین و تدوین و … مولفه‌های زبان‌آفرین و نگاه معناساز هستند. اما این نهایت نماهنگ نیست. هنرمندان هرگز به این سادگی موضوعی را وانمی‌گذارند و راضی نمی‌شوند. آنها به دنبال طرح‌های ظریفانه‌تر و راه‌های پیچیده‌تر ابراز هنری می‌گردند. از همین رو به مرور که از سر طیف دور می‌شویم و به بخش‌های میانی می‌رویم گونه‌های دیگری سر برمی‌آورند. پیوسته با آنها عناصر جدید هم پا به میدان می‌گذارند و با نگاه ترکیب می‌شوند.
نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VIII)

نقد تاریخ نگاری موسیقی ایرانی (VIII)

تقی بینش در تاریخ مختصر موسیقی ایرانی (ص ۴۵): «در آثار منظوم و منثور دوران اسلامی ایران، نام و شرح حال افسانه آمیز عده ای از موسیقی دانان دوره ساسانی به ویژه زمان خسرو پرویز دیده می شود که خود موضوع بحث انگیزی را تشکیل می دهد. نبودن این اسامی در متون پهلوی یا به عبارت صحیح تر متون بازمانده و بازسازی شده پهلوی از یک سو و اختلاف در ضبط آن ها از سوی دیگر (مانند سرکش، سرکس، سرگس، سرکب) سایه شک یا تردیدی ایجاد می کند که شاید تمامی آن ها یا بخش عظیمی از آن ها، زاییده تخیل یا ساخته و پرداخته کسانی باشد که خبر مختصری را شنیده و در جایی دیده و از قبیل داستان های مربوط به باربد، شاخ و وبرگ داده اند.»‌ در مورد نام آهنگ ها در همان جا (ص ۶۵) آمده است:
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گفت و گو در مورد قیاس با طرح یک ایراد معمول علیه آن گسترده شد. معمول است که گفته می‌شود «این دو چیز را نمی‌توان با یکدیگر مقایسه کرد زیرا از یک جنس نیستند» این ایرادی است که خیلی وقت‌ها به قیاس انجام شده می‌گیرند. اما در مورد موسیقی بهتر است پیش از این که تسلیم این ایراد شویم بررسی کنیم که قیاس از کدام جنبه انجام شده است. برای مثال مقایسه‌ی «شب دگرگون» اثر آرنولد شونبرگ و «مقام شاختایی» از کارگان خراسانی به طور عمومی ممکن است امکان‌پذیر نبوده و شایسته‌ی عنوان «قیاس مع الفارق» گردد اما مقایسه‌ی همین دو قطعه از نظر میزان جمعیتی که به آنها توجه نشان می‌دهند (آمار عددی میزان مردم‌پسندی) قیاسی -از لحاظ منطقی- درست است.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (X)

پس از ارائه تم اصلی توسط سازهای زهی و بادی چوبی، ناگهان پیانو با چندین آکورد فورته قدم به صحنه گذاشته و زمینه را برای تکنوازی و هنرنمائی نسبتا طولانی خود فراهم ساخته و با الهام گیری از تم اصلی ارائه شده و همچنین تم گرم و بیانگری که پیانو در اوایل موومان اول معرفی نمود، بسیار پر احساس نواخته و زهی ها نیز به همراهی آن می پردازند.