آهنگ شعر معاصر (II)

شعر کلاسیک یک پیشینه ی قدرتمندِ نقش بازی کردن برای ارضاءِ حسِ هنریِ ایرانی داشته است و به دلیل ممنوعیت سایر هنرها از جمله موسیقی تنوانست آهنگ درونیِ شعر را متبلور کند اما در دوره ی معاصر به دلیل گذر از انقلاب صنعتی و هم آمیزی با دوران توسعه در علم و هنر موسیقی در شعرِ بسیاری از شاعران از جمله هوشنگ ابتهاج نمودی عینی پیدا کرد.
شاعر در شعر:
نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید
چه بی نشاط بهاری که بی رخ تو رسید!
نشانِ داغِ دلِ ماست لاله ای که شکفت
به سوگواریِ زلفِ تو این بنفشه دمید
بیا که خاکِ رهت لاله زار خواهد شد
ز بس که خونِ دل از چشمِ انتظار چکید
به یادِ زلفِ نگونسارِشاهدانِ چمن
ببین در آینه ی جویبار گریه ی بید
به دورِ ما که همه خونِ دل به ساغرهاست
ز چشم ساقیِ غمگین که بوسه خواهد چید؟
چه جای من؟ که درین روزگارِ بی فریاد
ز دست جورِ تو ناهید بر فلک نالید
از این چراغ توام چشم روشنایی نیست
که کس ز آتش بیداد غیر دود ندید
گذشت عمر و به دل عشوه می خریم هنوز
که هست در پی شام سیاه صبح سپید
کِراست سایه درین فتنه ها امید امان؟
شد آن زمان که دلی بود در امان امید
صفای آینه ی خواجه بین کزین دمِ سرد
نشد مکدر و بر آه عاشقان برچید

یک فضای پلی ریتمیک در شعر ایجاد کرده است. به این صورت که با تاکیداتی در فضای موسیقی بیرونی شعر و همزمانی آن با ضرباهنگ وزنِ درونی شعر مفاعلن/فعلاتن/مفاعلن/فعلن دو دورِ ریتمیک را با هم آمیخته است. در مصرع اول- نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید- وزن شعر یک دور شش تایی را طی می کند اما هنگام خوانش همین مصرع بر اساس موسیقی بیرونی با تاکید بر روی “نه”، “آ”، “نه” و “به” دورِ ریتمیک از شش تایی ثابت به ۴-۸-۶-۴ تایی تغییر می کند. همینطور در مصرع دیگری – به سوگواریِ زلفِ تو این بنفشه دمید- تاکیدات موسیقی بیرونی به شکل ۷-۳-۷-۴ تایی بر وزن شش تایی ثابتِ موسیقی درونی منطبق می شود. یعنی “به”، “یِ”، “فِ”، “شه” تاکیدهایی جدا از تاکیدات وزن منطبق بر شعر دارند. و همینطور در مصرعِ -که هست در پیِ شامِ سیاه صبحِ سپید- کسره های “پیِ”، “شامِ”، “صبحِ” و کشیده های “آ” در “شام” و در “سیاه” ترکیبی خوشه ای از آکسان ها را بوجود آورده که با وزن شش تایی درونی شعر، پُلی ریتمیِ دیگری بوجود آورده است. تکرارهایی این چنین از صدادارهای سنگین و صدادارهای سبک در شعر سایه ما را با روند منقاد کننده در مینی مالیسم نیز روبه رو می کند. یک ساده کردن بی نهایت و مسحور کردن در این نگرش مطرح است تا متقاعد کردن.

در – به یادِ زلفِ نگونسارِشاهدانِ چمن- تعدد کسره ها همان پدالِ آشنا در موسیقیِ مینی مال را به یاد می آورند که در لایه ی بالایی آمده است و در تنالیته ای دیگر هم “الف” ها پدال دیگری را می سازند. تکراری لجوجانه در سلول های ریتمیک به همراه واریاسیون هایی جزیی و یک نوع بازگشت به خاستگاه ها در این رویه مطرح است. پس از انقلاب مشروطه مفاهیم مدرن وارد زندگی مردم شد و طبقه متوسط شهری از آن بهره مند شدند.

شعر هم از آنجایی که قبل از مشروطه با ممنوعیت های بسیار روبه رو بود می بایست بار مسئولیت همه ی هنرها را به دوش می کشید. در نتیجه ادبیات آهنگین از دل این ماجرا بیرون آمد. شعر جدید نیز جدا از عروض و قافیه به آهنگی نیاز داشت تا با صورت بندی و مدل بیانی اش وارد میدان شود. در غزل معاصر این هوشنگ ابتهاج بود که این آهنگ را به خوبی می شناخت و به خوبی هم از آن بهره برد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

بیابانگرد: تقلید باعث بوجود آمدن آسیب های جسمی و هنری می شود

چون متدهای مدونی برای آموزش تکنیک آوازی نداشته ایم و فقط از طریق گوش هست که جوانان به شنیدن صدایی که استایل نادرست و تکنیک ناقص هستند عادت می کنند و آنها را الگو خودشان می کنند و این جریان باعث می شود، تکنیک و استایل افت کند و متاسفانه تقلید تا آنجاست که علاوه بر تقلید جنس صدا، از فیگور ظاهری هم و نوع آرایش مو خوانندگان دیگر هم تقلید می کنند!

گزارش از نقد آلبوم عطاریه (II)

پورقناد در پایان گفت: به نظر من آلبوم عطاریه به جز در قطعه «سرچشمه» به صورت خودخواسته سعی کرده پا را فراتر از فرم های شناخته شده نگذارد. در این اثر قطعات «سرچشمه» و دو تصنیف در آواز بیات ترک که از قدرت ملودیک قابل قبولی برخوردار است، بهترین آثار این آلبوم محسوب می شوند. وی همچنین با انتقاد از اجرای بعضی از بخش های متر آزاد این اثر به صورت بداهه گفت: بخشی از آواز های این آلبوم خوشبختانه به صورت طراحی شده ارائه شده بود که کیفیت قابل قبولی داشت ولی ظاهرا در بخش هایی از آلبوم بداهه نوازی انجام شده که بهتر است امروز از این کار اجتناب شود چراکه به خاطر تکرار مکررات، دچار کلیشه و اشباع شده ایم.

از روزهای گذشته…

ویولون آنتیک، اوتو موکل (Otto Möckel)

ویولون آنتیک، اوتو موکل (Otto Möckel)

نظارت ویژه به مدت دو سال تحت نظر کارگاه تخصصی «رضا ضیائی» (RZW) ۳۵,۰۰۰,۰۰۰ تومان برای کسب اطلاعات بیشتر با شماره ۰۹۳۵۱۲۶۸۲۴۰ تماس بگیرید. درباره اوتو موکل (Otto Möckel) اوتو موکل (Otto Möckel) در تاریخ ۱۰ می ۱۸۶۹ در برلین چشم به جهان گشود. او فرزند اوسوالد موکل سازنده ویولون بود که هنر ساخت ویولون…
ادامهٔ مطلب »
“موسیقی همه زندگی من است” (I)

“موسیقی همه زندگی من است” (I)

متنی که پیش رو دارید، مصاحبه ای است که در سال ۱۹۷۲ انجام شده با سارا لوئیز وائوگن (Sarah Lois Vaughan) خواننده سرشناس جاز آمریکایی که در زمینه پاپ و راک نیز فعالیت داشت.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (V)

نقش بسیار مهمی ایفا می کند. بستگی به تکنیک دست چپ یک شخص نیز دارد، نوازنده ای می تواند حتی ویبریشن سیم را از بین ببرد اما به همان شکل کیفیت صدا را حفظ کند و یا به ساز اجازه آن را بدهد که آزادانه بلرزد و ویبریشن داشته باشد و صدا را قوی برساند. همانطور با آرشه، بیشتر مردم یک کار را انجام می دهند و آن هل دادن سیم به سمت پائین است بر روی fingerboard. متاسفانه این کار صدایی کسالت بار تولید می کند و اتصال انگشتان را قفل می کند.
ملوترون

ملوترون

Sampler دستگاهی است الکترونیکی که می تواند صداهای مختلف را ضبط کرده، ذخیره کند و سپس با توجه به نیاز آهنگساز آنها را در رنجهای مختلف فرکانسی پخش نماید. ملوترون سازی بود که در اوایل دهه ۶۰ ساخته شد و پایه گذار دستگاههای دیجیتال پیشرفته امروزی است که ما آنها را بنام Sampler می شناسیم.
دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره جایزه بین المللی پیانوى باربد برگزار شد

دور نهایى نخستین دوره ی جایزه ی بین المللی پیانوى باربد با حضور پیانونوازانی از سراسر ایران و کشور ارمنستان در شهر شیراز برگزار شد و دو نفر از برندگان نهایی که تابستان ١٣٩۶ برای شرکت در مستر کلاس های بزرگان پیانونوازی فرانسه و اجراى کنسرت عازم این کشور خواهند بود، معرفی شدند.
گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

گفتگو با مدرس ویلنسل، ایرنه شارپ (II)

من اغلب با گرفتن پرینتهایی از کتاب “روشهایی برای ویلنسلیت های جوان” (Pathways for Young Cellists) از اُلگا استائورت (Olga Stuart) با هنرجویان شروع می کنم. این کتاب شبیه کتاب اول پیانو است، در هر صفحه اطلاعات اندکی آمده و به هنرجویان حسی از یادگیری سریع را منتقل می کند. پس از آن با چندین کتاب روشها و تمرینها ادامه می دهم: روشهای فیلارد برای ویلنسلیست های جوان (Feuillard Method)، تمرینهای آرشه زدن سوچیک اپوس ۳ (Sevcik Opus 3)، کتاب دبیرستان ویلنسل نوازی پوپر (Popper High School of Cello Playing) و پیاتی کاپریسز (Piatti Caprices).
موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند: <br>امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (II)

موسیقی مردمی، موسیقی هنری، موسیقی مردم پسند:
امروزه این دسته بندی ها چه معنایی دارند؟ (II)

وی ادعا کرد که اتحاد اقوام ژرمن تنها می تواند از طریق فرم های بیانی ای، به خصوص فرم های شعری، احیا شود که هنوز هم نزد کسانی که “روح ملی” در آنها تجسم یافته، جان سالم به در برده است: این “مردمی” یا محلی است. او رعایا را در این نقش قرار داده است زیرا رفتار و فرم های بیانی آنها را برای نمایش یک بعد عاطفی (یا غیر عقلانی؟) در طبقه ای مخالف با طبقه ممتاز، اشرافی، درک کرده است؛ این به این دلیل رخ داده است که زندگی، آنگونه که آنها می کنند، به دور از توسعه “تمدن”، رعایا را بر خلاف نخبگان، متأثر از ارزش های “عقلانی” روشن فکران نکرده است. از این رو، نزد رعایا میراث منحصر به فرد تاریخی و زیست محیطی آلمان حفظ شده بود.
سه تنور کوچک

سه تنور کوچک

یک گروه آواز سه نفره (Trio) که در گروه کر مدرسه کشف شده بودند، با کمپانی موسیقی کلاسیک یونیورسال (Classic Universal) قراردادی ۵۰۰ هزار پوندی منعقد کردند.
موسیقی و معنا (IV)

موسیقی و معنا (IV)

در تبیین روش‌هایی که معنای موسیقی را مرتبط با موسیقی (و روان‌شناسی آن) پژوهش می‌کنند، ضروری‌ست بدانیم در مورد موسیقی چه چیزهایی ممکن است ابژه‌های معنا باشند. آیا آنها وضعیت‌هایی از جهان مادی‌اند یا حالت‌هایی از جهان‌های ذهنی ممکن؟ (نک. Johnson-Laird 1983: 172) یا آنکه همچون اعتبار (یا ارزش صدقِ) قضایای منطق صوری در نظام منطقی‌شان، اموری انتزاعی هستند که تنها در درون آن نظام معتبرند؟ (Tarski 1956) و یا مانند آنچه در زیبایی‌شناسی مطرح می‌شود، وضعیتی از حوزه‌ای انتزاعی هستند که با قضایای منطق صوری توصیف نمی‌شوند و باز تنها در رویکرد زیبایی‌شناختی اعتبار دارند؟ (Sibley 1959). آیا پدیده‌هایی ذهنی مانند افکار و عقاید و امیال افراد هستند (Dennet 1987) یا همچون شکل واره های مفاهیمی پیشینی در نظریات لیکاف و جانسون؟
مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

مصاحبه ای با رنه فلمینگ (IV)

علاوه بر اجرای قطعات فرانسوی، من به آرا بلا (Arabella) می روم، آثار استرائوس (Strauss) را اجرا خواهم کرد، زیرا موسیقی فوق العاده زیبایی است. هسته اجراهای من آثار وی و موزار خواهد بود به همراه موسیقی فرانسوی و بخشهایی از اشعار بل (bel)، زیرا می خواهم صدایم را جوان نگاه دارم، خود را درگیر اجراهای سنگین نمی کنم. در کنار آنها چند قطعه غیر معمول… نقشهای وردی (Verdi)، سچ (Czech) و جانک (Janacek) و احتمالا راسالکا (Russalka) که نقش محبوب من است، آثار بسیار وسیعی هستند اما از لحاظ نوع صدا آنچنان متفاوت نیستند.