مقایسه‌ی روش‌های آموزش ساز عود در موسیقی ترکی (VIII)

۴٫۳ مقایسه‌ی‌ روش‌ها بر حسب سبک عودنوازی
مقایسه‌ی روش‌ها بر حسب سبک نوازندگی نشان می‌دهد که سبک عودنوازی، مبین روش‌هایی است که نوازندگان پس از گذراندن آموزش‌های اصلی در پیش می‌گیرند. ممکن است چنین به نظر برسد که در روش تارگان، پس از آموزش اصلی، هدف، رسیدن به ویرتوئوزیته است. اگرچه تارگان نوازنده‌ی بسیار خوبی ا‌ست، به سبب تحصیل موسیقی غربی، سبک او فاقد سنت‌گرایی‌ ا‌ست که این امر بسیار طبیعی ا‌ست. بازتاب ذوق و قریحه‌ی تارگان در شیوه‌اش مشخص است، اما به نظر می‌رسد که روح مقام‌ها کاستی‌هایی‌ دارند و روش خاص تارگان، برای نوازندگان سنتی عود، مناسب نیست. اما این روش برای اجراهای تکنوازی بسیار مناسب است. تارگان در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد و از مقام‌های سنتی مانند صبا و هُزام نیز بهره نمی‌برد (Yildiz,2005:42).

او در آموزش‌ عمدتاً از ساخته‌ها‌ی خود استفاده می‌کرد. هویت سبک شنچالار نیز به سبب نوازندگی در مکان‌هایی مانند کازینو مشخص نیست. در روش تانریکرور اجرای تکنوازی دیده می‌شود اما او از سبک سنتی خاصی برخوردار است. در این روش، سبک فراموش شده‌ای مشاهده می‌شود که به سبک تنبورنوازی نزدیک است. تانریکرور بیشتر با اجراهای تکنوازی خود شناخته می‌شود. او نیز، مانند تارگان، در اجراهای گروهی شرکت نمی‌کرد.

تانریکرور در روش خود از سبک سنتی عودنوازی، به شکل ماهرانه‌ای استفاده کرده‌‌است. تورون در شیوه‌ی خود به غیر از سبک تارگان و تانریکرور، از سبک خود نیز بهره برده‌‌است. در نهایت اینکه، آکدوغو گذشته از اینکه نوازنده‌ی عود بسیار چیره‌دستی ا‌ست، پژوهشگر خوبی نیز هست، اما سبک او در متدش نمایان نیست. روش یحیی نیز نشان می‌دهد که مسیر تانریکرور را دنبال می‌کند.

۵- نتیجه‌گیری
در این پژوهش، متدهای آموزشی عود بررسی، تحلیل و مقایسه شده‌اند. روش خواجه‌علی‌صلاحی‌بیگ در نوازندگی عود کاملاً ساده است و قصد آن نیست که با دیگر روش‌ها مقایسه شود. دیگر روش‌های یادشده را در دو گروه می‌توان طبقه‌بندی کرد: در گروه نخست، روش‌های تارگان، شنچالار و آکدوغو، و در گروه دوم شیوه‌های تانریکرور، تورون و یحیی به یکدیگر شباهت دارند. مقایسه‌ی روش‌های آموزش این دو گروه نشان از تأثیر فراوان موسیقی غربی بر گروه اول و موسیقی سنتی بر گروه دوم دارد؛ اما ویژگی اصلی تمامی این شیوه‌های آموزشی، معرفی ساز عود، ذکر پیشینه‌ی کوتاهی از آن و فنون استفاده از مضراب است؛ سپس هر یک از روش‌ها اطلاعاتی درباره‌ی نواختن به صورت دست باز و آموزش‌ پوزیسیون‌ها ارائه می‌کنند.

از مهم‌ترین الزامات آموزش ساز عود، بهره‌مندی از استعداد ذاتی موسیقی و رعایت نظم و انضباط کاری است. به بیان دیگر، هر چه توانایی و قابلیت هنرجو بیشتر باشد، میزان همکاری مربی نیز بیشتر خواهد بود و هر چه هنرجو در کار، نظم و انضباط بیشتری داشته باشد، میزان اثربخشی کلاس یا شیوه‌ها نیز افزایش خواهد یافت. به علاوه، افزون بر نقش متدها در یادگیری، گوش دادن به آثار نوازندگان ماهر نیز تأثیر فراوانی در پیشرفت یک هنرجوی عود خواهد داشت.

مراجع

Akdogu, O.
۱۹۹۲ Ud Method 1-2, Izmir:Anadolu Pub.
Gazimihal, M. R.
۱۹۷۵ Kopuz and Plucked String Instruments in the countries. Ankara: The Ministry of Culture Pub.
Jebrini, A.
۱۹۹۵ “Farabi” TDV.Encyclopedia of Islam v.12. Istanbul: TDV Pub.
Koc, F.
۲۰۱۰ Abdulaziz b. AbdulkadirMeragi and the Place of Named “Nekavetu’l-Edvar” His Book in The XV. Century Turkish Music Theory. Unpublished Phd. Thesis. Ankara: ESS University of Ankara.
Tanrikorur, C.
۲۰۰۱ Unpublished Oud Method
Targan, S. M.
۱۹۹۵ Ud Method.Istanbul: Gokhan Pub. (Publisher: ZekiYilmaz)
Torun, M.
۱۹۹۳ Ud Method “Tradition into The Future”. Istanbul: Caglar Pub.
Turabi, A. H.
۱۹۹۶ El-Kindi’s Music Tractate. Unpublished Master Thesis. Istanbul: University of Marmara ESS.
۲۰۰۴ IbnSina-Music. Istanbul: Litera Pub.
Uygun, M. N.
۱۹۹۹ Safiyuddin Abdulmu’min Urmevi and Kitabu’l-Edvar. Istanbul: Kubbealti Pub.
Yahya, G.
۲۰۰۲ Ud Method. Ankara: Yurtrenkleri Pub.
Yildiz, K.
۲۰۰۵ A Comparative Study on Methods of Oud. The Graduation Thesis. Sakarya: State Conservatory University of Sakarya.

مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (IV)

در مورد من امّا، تجربیاتی که در معماری داشته‌ام، در موسیقی بیشتر به کمکم آمده است. موسیقی خیلی انتزاعی است و دست‌و‌بالِ آدم برای خلّاقیّت خیلی باز است؛ یعنی محدودیت‌هایی که در معماری هست، از جمله اقتصاد، مسائل سیاسی و اجتماعی و مصالح، نظریات کارفرما و «من می‌خواهم»‌هایش، دست تو را خیلی می‌بندند، امّا در موسیقی تو خود می‌گویی «من می‌خواهم». من تغییراتی روی سازها داده‌ام، مثلاً دامنۀ صوتی نی را گسترش داده‌ام و به شش اکتاو رسانده‌ام.

سعیدی: همیشه با ساز همسرم می نوازم

همیشه یادشان می‌کنم، همیشه… در حقیقت می‌توانم بگویم که یکی از اساتیدی بودند که در زندگی هنری من خیلی مؤثر بودند هم ایشان هم استاد دکتر صفوت و البته استاد مفتاح هم که جای خودشان را دارند چون سبک مضراب زدن را در حقیقت ایشان به من یاد دادند و اگر ایشان نبودند، خب من نمی‌توانستم به اینجا برسم. هرچند تکنیک‌های ایشان با چیزی که امروز من اجرا می کنم فرق دارد چون من دیدم کارم یک جور دیگر است، تکنیک را عوض کردم و فرم کار را عوض کردم. حالا ان‌شاءالله این سی دی هزار گیسو که به بازار بیاید تمام این تغییرها و تمام این تفاوت‌ها را شما می‌توانید حس بکنید.

از روزهای گذشته…

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

از میان دانگ‌هایی که در تصویر پیشین نمایش داده شده‌اند، به‌استثنای دانگ M1 و تتراکرد رـ سل بالا‌دسته، سایر دانگ‌ها در گوشه‌های راک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نکته هنگامی جالب‌تر می‌شود که بدانیم اینها، دارای فواصل متغیری نیز هستند و با لحاظ‌کردن این تغییرات، می‌توان شش دانگ مختلف را در راک شناسایی کرد. این دانگ‌ها عبارت‌اند از:
گفتگو با علی صمدپور (III)

گفتگو با علی صمدپور (III)

بعدها همکاری من با ماهور کمتر شد. از بحث اصلی خارج نشویم… به هر حال این نسلی که امروز می‌بینید ماها را دیگر نمی‌شناسند از آن فضایی که درواقع یک بخشی از آن‌را خود من ایجاد کردم به‌وجود آمدند. بعد از دوره‌ی ما هم دیگر آرامش پس از جنگ به وجود آمده بود و نسل بعد زندگی‌شان خوشبختانه به‌هم ریخته نشد. آنموقع ترس از سربازی رفتن هم وجود داشت که می‌روی و دیگر برنمی‌گردی. همه‌ی اینها جزء جزء مهم‌اند. به هرحال نشد که آن نسل موسیقی خودش را درست بکند و به‌نظر من بخشیش هم طبیعیبود. نسل بعد از ما هم، روی به نسل قبل از ما داشتند چون قطعه و موسیقی قابل توجهی قبل از خودشان ندیدند، دیدند که آنها هم دارند کارهای نسل‌های قبل‌شان را می‌زنند و آموزش می‌دهند. این وضعیت تا «راز نو» ادامه داشت و تقریباً بعد از «راز نو» بود که دیگران هم شروع به کار کردند.
گفتگو با پولینی (V)

گفتگو با پولینی (V)

پلینی هنوز هم چپی است و از اینکه برلوسکنی این چنین قدرت را در دست گفته است اظهار تأسف می کند. «اوضاع الآن با اوضاع دهه شصت فرق کرده است اما هنوز هم وحشتناک است. برلوسکنی دارد با تصویب قانون هایی که در مغایرت با دموکراسی هستند قدم به قدم به سوی دیکتاتور شدن پیش می رود. آنچه دارد رخ می دهد نمایش خنده دار و کاملا مضحک، شرم آور و همچنین خطرناک است و به نظر می رسد که حزب چپ هم ضعیف تر از آن است که مخالفتی کند. به عبارت هنری، اوضاع بسیار اسفناک است. درست است که با یک بحران مالی روبرو هستیم اما دولت نیز با فرهنگ مخالف است. قطع بودجه سازمان های موسیقیایی توسط دولت، ادامه فعالیت را برای آن ها تقریبا غیر ممکن ساخته است که این امر فاجعه ایست که نباید رخ می داد.»
روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

روش سوزوکی (قسمت دوازدهم)

ادامه جنگ رفته رفته بد و بدتر می شد و تامین مواد غذایی غیر ممکن می شد. شهر کوچک کیسوــ فوکوشیما (kiso-Fukushima) در سرپایینی قسمت بالای رودخانه کیسو (kiso) قرار گرفته است و از آنجائی که این قسمت در بین کوه ها و دره ها محاصره شده است، از لحاظ محصولات غذایی خود کفا نیست. در مراحل آخر جنگ ما مانده بودیم بدون سهمیه مواد غذایی ولی از آنجائیکه کارخانه ما جزو صنعت جنگ به حساب می آمد، این امکان برای ما وجود داشت که از بازار سیاه خرید بکنیم، اما من به هیچ عنوان حاضر به این کار نبودم! خواهر کوچکتر من که در آن زمان همسرش را ازدست داده بود، با دو فرزندش پیش من آمدند که با هم زندگی کنیم.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (I)

یک گام بلندتر برای سرک کشیدن به کمی دوردست‌تر. کیهان کلهر را با گام‌های دوستانه‌اش به سوی همسایگان جغرافیایی می‌شناسیم. او می‌گوید: «فاصله‌ی ما با شبه قاره‌ی هند و فلات آناتولی تنها یک گام به راست و یک گام به چپ است.» (نقل به مضمون) و در نتیجه به دنبال همنشینی و تجربه‌ی موسیقایی با آن‌ها می‌رود. او با این جملات در حقیقت بخشی از ایده‌ی موسیقی تلفیقی امروز دنیا را بازگو می‌کند و نیز برخی بی‌توجهی‌های پیشین به فرهنگ‌هایی که شاید همسایگی‌شان با ما بیش از آن باشد که می‌پنداریم.
سور سایه ها

سور سایه ها

معبد پیکره هاى چوبى آفرینش ذهنى خلاق و دیگر اندیش است که با شجاعت «تقدس مى شکند». از لحاظ چیدمان اجرا شاید این نخستین بار است که یکى از سازهاى کوبه اى ایرانى (تمبک) در کنار آواى انسان، آن هم به صورت یک مجموعه چند صدایى و با هدف ارائه موسیقى، بدون نیاز به استفاده از هر گونه ساز یا صداى دیگرى، قرار گرفته است.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
نگاهی به آلبوم «تمام تو»

نگاهی به آلبوم «تمام تو»

«تمام تو» نزدیکی دو ذهن با دو بیان شخصی و با دو پیشینه‌ی متفاوت و ناهمگون است. بستری است برای آمیزش دو ساز و هم‌نشینی دو نگاه و تلاشی برای یافتن یک فصل مشترک بین دو عنصر نامتجانس و غریب. حاصل این آمیزش رسیدن به انتزاعی از موسیقی ایرانی است که در آن خصائص مُدال قوی‌ترین نقش را دارد.
بدفهمى از مدرن (II)

بدفهمى از مدرن (II)

طبعاً این آگاهى وجود دارد که اندیشه ها نمى توانند نقش یک کالا را ایفا کرده و نمى توانند به عنوان یک ثروت خانوادگى محسوب شوند. به محض اینکه ایران وارد بازار جهانى شده، با تکنولوژى غربى آشنا شده و در این داد و ستد رشد بازار صنایع اش را در رقابت شکل داده و برخى را نیز از دست مى دهد. لذا با نوعى از آن تفکر هم روبرو مى شود و درون روندگى فرهنگى را آغاز مى کند ، طبعاً متأثر مى شود، تأثیر مى گذارد، رقابت مى کند و بخشى از اصالت ها را نیز از دست مى دهد. سال ها پیش ایران یکى از صادرکنندگان پنبه در جهان به حساب مى آمده که امروز دیگر این چنین نیست.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (VII)

مولفان در این باره می‌گویند: «ایده‌ی این کتاب درخلال تجربه‌ی تدریس به دانشجویان موسیقی (کارشناسی و تحصیلات تکمیلی) پدیدار شد.» (Beard &Gloag 2005: VIII)و پی‌آمد آن هدف کتابشان را چنین اعلام می‌کنند: «هدف این کتاب فراهم ساختن سلسله‌ای از ایده‌ها برای بحث و بررسی بیشتر است […] بنابراین تلاش کرده‌ایم تا آنجا که ممکن است نسخه‌های جدید متن‌ها را استفاده کنیم که احتمالا خواننده به آنها دسترسی دارد. […] امیدواریم نقطه‌ی آغاز تماسی را شکل بدهیم که از طریق آن راهی به سوی دیگر متن‌های اصلی و مفاهیم مرتبط در پیش گرفته شود.» (Beard &Gloag 2005: IX) روشن است که وقتی حوزه‌ی استفاده‌کنندگان با این دقت تعیین شده باشد جهت دادن به متن و مسائل بعدی نیز آسان‌تر صورت می‌پذیرد.