اپرت رودابه به روی صحنه می رود

مطلبی که پیش رو دارید از کنفرانس مطبوعاتی اپرت رودابه توسط توسط شقایق خان زادی تهیه شده است. این اپرت ایرانی قرار است سوم تا نهم اردیبهشت‌ ماه سال جاری در تالار وحدت به روی صحنه رود.

اپرت رودابه برداشتی آزاد از شاهنامه است که متن و موسیقی آن را محمد کیاخسروی مترجم محقق و دانشجوی رشته آواز در دانشگاه گراتس اتریش نوشته است.

اما اپرا و اپرت تفاوت هایی با هم دارند؛ در اپرا در تمام قسمتها، کلام و موزیک به کمک هم همراهی می شوند اما در اپرت اینطور نیست، در اپرت قسمتهایی است که مانند تئاتر، تماشاچی فقط دیالوگ می شنود. زمان اپرت کوتاه تر از اپرا هست و بعضا فاقد کر می باشد. اعضا کمتر و فضا کوچکتر است و گاها فضای کمدی به خود می گیرد.

این اپرت قصه رودابه است که یکی از عشاق شاهنامه است و در تقسیم بندیهای شخصیت های زن شاهنامه (که یازده گونه می باشند) جزء دسته دلبران است. اما اصل داستان، عشق رودابه و زال نسبت به هم هست اما از آنجاییکه این دو از دو نژاد متفاوت زابلستانی و کابلستانی هستند، نباید پیوند داشته باشند. شکستن ساختار اجتماعی منجر به ازدواج این دو می شود که حول این محور داستانهایی پیش می آید که این داستانها در این اپرت مختصرا روایت می شود و بیشتر به موضوع اصلی که همان عشق این دو به هم است پرداخته می شود.

سعید میرزایی کارگردان این اپرت از فعالین عرصه تئاتر است که کارهای صحنه ای زیادی را بازی و کارگردانی کرده است که در این رابطه جوایزی را نیز کسب کرده است؛ از جمله این جوایز می توان به هفت کردار و پانتومیم فرش ایرانی اشاره کرد که به گفته خود او پس از تجربه تلخی که در کار “استنطاق لوکولوس” داشت تصمیم می گیرد که دیگر کار صحنه ای نداشته باشد و پس از آن در آموزشگاههای تئاتر وقت خود را صرف آموزش به هنرجویان و آشنا کردن جوانان با تئاتر و متون ایرانی و نیز خواندن رشته سینما، ادیت و تدوین فیلم می کند و در این مدت با صحنه و خانواده تئاتر فاصله می گیرد.

اما از آنجا که در گذشته تئاتر خسرو شیرین را به اجرا در آورده بود و مهدی باقری (برادر شقایق باقری سرپرست موسیقی اپرت) آهنگسازی آن اثر را عهده دار بوده است، طی تماسی که شقایق باقری با برادرش داشته در زمینه اجرای این اپرت مهدی باقری، سعید میرزایی را که تخصصی هم در شاهنامه خوانی داشته است، جهت کار به شقایق معرفی می کند و همین ماجرا خود شروعی می شود بر شکل گیری این اپرت.

از اینجا به بعد سعید میرزایی به عنوان کارگردان عهده دار این نمایش می شود و شقایق باقری نیز سرپرستی موسیقی این کار را به عهده می گیرد. سعید میرزایی کار با خواننده هایی که فقط به طور صرف خواننده هستند و هیچ سررشته ای به عنوان بازیگری نداشتند را جزو سختیهای این کار بر می شمرد و اشاره می کند که همین امر منجر به طولانی تر شدن دوره تمرین شد؛ او دیگر سختیهای این کار را داشتن خواننده زن جهت کسب مجوز میداند که به گفته وی با اضافه کردن دو خواننده ای که نقش فرشته را داشتند و همزمان در تمام صحنه ها تکخوان ها را به صورت اونیسون همراهی می کنند، این مشکل نیز برطرف شد. گرفتن سالن، تعیین روز، هماهنگی ها و… همگی جزءلاینفک مشکلات برگزاری این برنامه هاست.

اما ویژگی مهم و خاص اپرت رودابه این است که اپراهای اجرا شده در ایران یا کلا خارجی و غیر ایرانی بودند و یا کلا متن و موسیقی هر دو کاملا ایرانی و سنتی بوده اند و یا متن ایرانی بود موسیقی کلاسیک مثل رستم و سهراب که تئاتر زنده نداشت و عروسکی اجرا شد. اما تفاوت اپرت رودابه با دیگر اپراها در این است که متن آن کاملا فارسی و ایرانی است اما موسیقی آن کاملا کلاسیک است که توسط یک پیانو و فلوت نواخته می شود در دو قسمت از سه قسمتی که طراحی حرکت موزون انجام می شود، صدای فلوت نیز علاوه بر پیانو خوانندگان را همراهی می کند. طراحی و سرپرستی حرکات موزون را سعید داخ بر عهده دارد.

در این اپرت شقایق باقری، سرپرست موسیقی، بازیگر و خواننده نقش های رودابه و پریدخت است که او نیز فعالیت موسیقی خود را سالها پیش در کرمانشاه آغاز نموده است و سابقه فعالیت در گروه کر نامیرا به سرپرستی فرهاد هراتی و فراهنگ به سرپرستی مهدی شمس نیکنام را در پرونده کاری خود دارد و آواز کلاسیک را نیز نزد اساتیدی چون: ماریو تقدسی، محمد کیا خسروی و بتینا هوسپیان فراگرفته است و همینک مشغول تدریس موسیقی در آموزشگاهها می باشد. او از شاگردان و دوستان و آشنایان خود برای اجرا در این اپرت استفاده کرده است.

شقایق باقری، میلاد باقری، محمد کیا خسروی، فرزاد برهمن، نگین گودرزی، الهه حیدری، فلورا فرزانه، سارا مصطفوی نسب، پاس چکاد و کیمیا پوری خوانندگان و بازیگرانی هستند که در این اپرت ایفای نقش خواهند کرد و در بخش موسیقی نیز نوازنده پیانو آلوین آوانسیان و نوازنده فلوت ترانه پور یوسف، گروه را همراهی خواهند کرد. مدیر اجرایی این برنامه حمیدرضا خسرو بیگی است.

       
 
       
 
   

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

‌‌‌مـوسیقی‌ به چه درد ما می‌خورد؟

در یکی از جلسات بحث در یکی از دانشکده‌ها‌ ضمن‌ پرسشهای‌ گوناگون، دانشجوئی پرسـید: «مـوسیقی بـه چه درد ما می‌خورد؟» این سؤال می‌تواند در هر مورد دیگر‌ هم پیش‌آید مثل «میز به چه درد مـا می‌خورد؟» نکته این تست که معمولا این‌ سؤال بقصد آگاهی از‌ ماهیت‌ مسئله نیست بلکه پرسـش کننده اغلب خود را آمـاده رد هـمه جوابها کرده است، مثلا اگر بگویند میز هنگام غذا خوردن یا نوشتن به کار می‌آید خواهیم گفت: «روی زمین هم‌ می‌توان خورد و روی زانو هم می‌توان نوشت» و از این قبیل جوابها بسیار می‌توان جـست.

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (V)

این انتخاب، انتخابی عجیب به نظر می آمد. خانه ای در مرکز شهر بود و دیگر مناظری از دهکده و طبیعت زیبا نداشت. همچنین، برای یک شخصیت ملی بزرگ و معروف مانند الگار که نیاز زیادی برای سفرهای متعدد به لندن داشت، هیرفورد حتی دورتر از مالوِرن بود. شاید به علت جدا افتادگی هیرفورد بوده که الگار آن را برای نواختن موسیقی احتیاج داشته و برای خرید انتخاب نموده است.

از روزهای گذشته…

مصائب اجرای دوباره (II)

مصائب اجرای دوباره (II)

متاسفانه هنوز هم تنها اجرای در دسترس عموم همان اجرای استودیویی قدیمی است. هر چند در سال‌های گذشته ارکستر استراسبورگ به رهبری «ایرج صهبایی» و تکنوازی «شهاب فیاض» (در فرانسه)، ارکستر زهی پارسیان با تکنوازی «پاشا هنجنی»، کوارتتی از پروژه‌ی «راه ابریشم»(؟) با تکنوازی «سیامک جهانگیری»، ارکستری لهستانی با تکنوازی «رسولی» و اخیرا هم بخش زهی ارکستر ناسیونال اوکراین به رهبری «ولادیمیر سیرنکو» و تکنوازی پاشا هنجنی؛ این اثر مجددا اجرا کرده‌اند اما حاصل کار آن‌ها تاکنون منتشر نشده است.
مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (IV)

مغالطات ایرانی – اتنوموزیکولوژی (IV)

شاگردان محمود و دیگرانی که موسیقی کلاسیک را جدی دنبال می کردند، تا سالها از موسیقی ایرانی فاصله گرفتند و بعضی تا پایان عمر خود این کینه را به دل داشتند و وقتی قرار بود از مصالح موسیقی ایران بهره ببرند، به موسیقی محلی روی می آوردند نه موسیقی دستگاهی.
اصول نوازندگی ویولن (XV)

اصول نوازندگی ویولن (XV)

همانطور که پیشتر درباره الگوی دست گیری آرشه اشاره شد، نرمچه شست راست بر کناره بالایی دهانه پاشنه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و فرم کلی این انگشت به شکل صاف و بدون انحنا به سمت داخل و در حالت مطلوب تر به شکل هلالی به سمت خارج دست می باشد.
نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

نگاهی به سانسور موسیقی در ایران (I)

تاریخ مکتوب و اطلاعات در دسترس از موسیقی گذشته‌ی ما آنقدر زیاد نیست که بتوان به کمک آن‌ها دورنمای تاریخی طولانی‌ای از سانسور در موسیقی ترسیم کرد. بر خلاف دیگر هنر‌ها (به ویژه ادبیات) که مسئله‌ی سانسور در آن سابقه‌ی طولانی دارد، به سختی می‌توان از موسیقی نمونه‌هایی آورد، البته این به دلیل عدم سانسور موسیقی در تاریخ نیست بلکه بیشتر به این خاطر است که در این باره کمتر نوشته شده است.
نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

نگاهی به اپرای مولوی (XXII)

پس از این صحنه شاهد تغییر متر ارکستر از دو ضربی ساده به شش ضربی ترکیبی هستیم و همینجاست که گروه همخوانان باز در ماهور می خوانند: «هله ای عشق برافشان گهر خویش بر اختر» هنوز کل ارکستر تغییر گام نداده و در بخش بادی برنجی القائات ریتمیک در پرده هایی خارج از گام است و آهنگساز با این ترفند وجود اضطراب و تردید را به سرعت خاموش نمی کند تا آنجا که کنترپوان زهی ها این اشعار را همراهی می کند: «که همه اختر و ماهند و تو خورشید جمالی …»
باغسنگانی: کتابسازی نکردم

باغسنگانی: کتابسازی نکردم

وقتی شما نواری را از آرشیو تحویل می گیرید یک کارت به شما داده می شود تا اسامی و شماره نوارها را در آن بنوسید من با دوستانی که در آرشبو کار می کردند رفاقت خوبی داشتم و به من اجازه می دادند تا مابقی کارتها را هم ببینم. بسیاری از تهیه کنندگان برنامه های فرهنگی و هنری مراجعه کنندگان به این برنامه بوده اند. چند سال بعد متوجه یک فاجعه بزرگ شدم. متوجه شدم بخش قابل توجهی از این گنجینه در آرشیو مرکزی ناپدید شده است.
یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

یادداشتی بر نوشته ی «وهم یا نبوغ؟!» (I)

چندی پیش مطلبی در سایت به قلم یکی از نویسندگان «گفتگوی هارمونیک»، سعید یعقوبیان به نام «وهم یا نبوغ؟!» به انتشار رسید که از طرف مخاطبان مورد توجه و بحث های زیادی قرار گرفت. چند روز پیش یکی از خوانندگان سایت، یادداشتی را بر این نوشته ارسال کرد که امروز این مطلب را می خوانید:
اپرای متروپلیتن (III)

اپرای متروپلیتن (III)

اجرای ۴ اپرا برای اولین بار در دنیا و ۲۲ اپرای جدید از برنامه خاص متروپلیتن بود. اجرای آثار جدید در دوره ولپ بیش از دیگر دوران بود. ولپ، والری گرگیف (Valery Gergiev) را در سال ۱۹۹۷ به عنوان رهبر اصلی میهمان منصوب نمود و اجرای قطعات روسی را در اپرا وسعت بخشید.
دیمیتری شوستاگویچ (IV)

دیمیتری شوستاگویچ (IV)

تاثیر شوستاکویچ بر آهنگسازان غیر روس پس از خود کم بود، اگرچه آلفرد شنیتکه (Alfred Schnittke) از مکتب التقاطی و تضاد بین حرکت و سکون شوستاکویچ اقتباس کرده و همچنین موسیقی آندره پروین (André Previn) ارتباط واضح آثار او را با سبک ارکستری شوستاکویچ نمایان می کند. تاثیر او همچنین بر روی آهنگسازان اسکاندیناوی دیده می شود همانند؛ کالفی آهو (Kalevi Aho)، لارس-اریک لارسون (Lars-Erik Larsson). بسیاری از معاصران روس او و هنرجویانش در کنسرواتور لنینگراد، بسیار زیاد تحت تاثیرسبکش بودند همچون؛ جرمن اکنف (German Okunev)، بوریش تیچنکو (Boris Tishchenko) که سمفونی پنجم سال ۱۹۷۸ خود را به شوستاکویچ تقدیم کرده؛ همچنین سرجی اسلونیمسکی (Sergei Slonimsky) و دیگر آهنگسازان.
در نکوهش خواننده سالاری

در نکوهش خواننده سالاری

دیرگاهیست دوستان اهل قلم، هر از گاهی از آنچه به بحث علمی شدن موسیقی ایرانی در همه عرصه ها بوده، یاد می کنند و هر از چند گاهی از گوشه و کنار چنین میرسد که بعضا عزیزانی با این مقوله ها سر سازگاری ندارند و آن را آب در هاون کوفتن می انگارند.