سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶ ،
سجاد پورقناد
خرداد ماه امسال آخرین اثر با ارزش علیرضا میرعلینقی منتشر شد؛ "کتابشناسی و مقاله شناسی توصیفی موسیقی ایران"، جلد اولش بدون تبلیغات و سر و صدای خاصی به بازار آمد و به سرعت کم یاب شد. همانطور که در مقدمه کتاب هم آمده، شماره اول کتابشناسی موسیقی که امروز به بازار کتاب راه پیدا کرده در واقع باید سال 1369 منتشر میشد، ولی این نوشته ها تا امروز به دلایلی که بر همه پیگیران این عرصه واضح است به انتشار نرسید.
هرچند در آنزمان نه میرعلینقی، میرعلینقی امروز بود نه شرایط انتشار و خبر رسانی اینگونه بود و ممکن بود این کتاب هم سرنوشت کتب با ارزشی را پیدا کند که در این سالها آمدند و گرد و خاک گرفته به دور ریخته شدند (در همین کتاب نام نمونه هایی از این دست بسیار است) و نویسنده این کتاب هم افسرده و ناامید از انتشار جلد های بعدی منصرف میشد.
فراموش نباید کرد که کتابشناسها هم در بسیاری مواقع درگیرهای روانی ای مانند کلکسیونرها پیدا میکنند، چراکه برای بی نقص بودن اثرشان همواره باید از مقالات و کتب جدید باخبر باشند و این تشویش همواره در چنین افرادی وجود دارد؛ مخصوصا این روش طاقت فرسا و پرزحمتی که میرعلی نقی برای کتابش در نظر گرفته که زیر هر عنوان مختصری از مقاله یا آن کتاب را بطور خلاصه آورده است.
در مقدمه کتاب شرح آشنایی میر علینقی با استاد عبدالحسین آذرنگ و آشنایی او با شیوه استاندارد نگارش کتابشناسی و مقایسه این کتاب با کتابهای مشابه قبلی، مفصلا" نوشته شده است، همچنین 1000 مدخل جدید و تجدید نظری که روی تمام کتاب پس از ملاقات و استفاده از نظرات آذرنگ اعمال شده.
میرعلینقی درباره کتابش در گفتگویی میگوید:" قرار است تا سال آینده دو جلد دوم و سوم این کتاب هم منتشر شود" این خبر مسرت بخشی است البته اگر کیفیت مطالب و چاپ، کمتر از جلد اول نباشد و باز بتوان سرمایه گذاری مانند حوزه هنری داشته باشد که حداقل تضمینی برای تجدید چاپ آن تا حدی وجود داشته باشد.
میر علینقی درباره این کتاب می افزاید: "این جلد ها مقید به زمان بندی "خطی" نیست که مثلا از دوره قاجار شروع شود و تا امروز ادامه پیدا کند. کتابشناسی مخصوص اطلاع رسانی و معرفی منبع است و برای من، کتابشناسی از زمانی شروع میشود که ما، مجله مخصوص موسیقی داریم و نیز کتابهای تخصصی موسیقی، یعنی تقریبا" از عصر مین باشیان ها و وزیری شروع میشود تا به امروز."
"کار من این است که در هر جلد تعدادی از نشریات را حوزه استخراجی مقالات در نظر میگیرم و این نشریات دو خصوصیت باید داشته باشند اول اینکه "دوره کامل" باشند (یعنی تاریخ تولد و پایان فعالیت مطبوعاتی داشته باشند) و دوم اینکه مقالات موسیقی داشته باشند."
همانطور که گفته شد مهمترین مشخصه کتابشناسی میرعلینقی نسبت به کتابشناسی های قبلی (به غیر از کاملتر بودن آن) داشتن خلاصه نویسی هایی است که زیر مشخصات هر کتاب یا مقاله ارائه داده است.
در این خلاصه نویسی ها نویسنده در آزمونی سخت قرار میگیرد، چراکه هم او از نظر علمی باید متوجه منظور مقالات مختلف در رشته های گوناگون موسیقی شود و هم باید با وجود رساندن جان مطلب بی طرفی خود را نیز حفظ کند.
یکی از نمونه های مهمی که از حفظ بی طرفی نویسنده برای نگارنده جالب به نظر رسید در خلاصه نویسی مطلبی بود که در نقد یکی از آثار خودش (میرعلینقی) نوشته شده بود و میرعلینقی میتوانست به جای اینکه بنویسد "ذکر تناقض گویی ها، کلی گویی ها و گفته های غیر مستند (میرعلینقی) " ، زیرکانه بگوید "نقدی بر نوشته میرعلینقی"! ولی کامل و بی طرفانه مقاله را توصیف کرده بود.
آبان ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۴:۴۷ ب.ظ
آقای مير علی نقی اثر اگر ارزشمند باشد خودش جا باز ميکند نياز به اين همه تبليغ و… نيست شما هر ده سال يک کتاب سازی انجام ميدهيد واز طريق ارتباطاتتان آن را تو بوق و کرنا میکنيد .به والله کار عجيب غريبی نکردهايد کافي است به کتابشناسی کتابشناسی ها مراجعه کنيد مفهميد کار چندان علمی ومفيدی انجام نداده ايد .به هر حال وقت گذاشتيد وکاری انجام شده منتش را سر کل عالم داريد می گذاريد کتابشناسی ويدا مشايخی هنوز هم کامل تر گويا تر کاربردی تر است .لطفا با اين تبليغات زورکی ملت را مرعوب نکنيد ايگونه کتابها مخاطب خودش را دارد اگر کسی نياز داشته باشدحتما دنبالش میرود ونيازش را بر آورده میکند نياز به هياهو نيست .(لطفا سانسور نشود)
آبان ۱۰م, ۱۳۸۶ at ۷:۲۱ ب.ظ
دوست گرامی! مثل اینکه متوجه نشدید تصویر بالای صفحه مربوط به نویسنده این مطلب نیست! نویسنده این مطلب بنده هستم اگر شما هم دوست دارید کتاب گرانقدر خانم مشایخی را بخونید کسی جلوی شما را نگرفته! و اگر دوست دارید در تاریخ آن کتاب بمانید مشکلی نیست بمانید! شاید دوست داشته باشید اخبار ۱۰ سال پیش را هم ببینید این هم مشکلی نیست فقط مشکل اینجاست که با بی انصافی زحمات فردی را نادیده میگیرید که در این سالها عمرش را برای شما گذاشته است و حتما میدانید (با مطالعه تیراژ و قیمت این کتاب) برگشت مالی نسبت به عمر رفته وجود نداشته.
بهتر است مشکلات شخصیتان را با نویسنده کنار بگذارید و اگر دلیل قانع کننده ای برای عدم کیفیت این کتاب دارید بفرمایید.
آبان ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۱۱:۰۸ ق.ظ
سلام آقای پور قناد شما چرا بهتان بر خورده است آقای مير علينقی که خودش عادت دارد با بی رحمی تمام هر کسی را که به او گفته باشد بالای چشمش ابرو در روزنامه ها ومجلات از دم تيغ بگذراند او که معروف است با ۱۰ هزار تومان پرونده يکی را میبندد والا از ميرعلينقی در اين زمينه ها بی رحمتر وبی انصاف تر کسی هست.سجاد خان شما هنوز خوش نام هستيد خودتان را برای اين گونه افراد به آب وآتش نزنيد.در مورد کتاب ايشان هم دوست عزيز ما مهربان خيلی هم بی راه نگفتن .اينجا جای نقد نيست جای نظرات کوتاه است اگر تا کنون کسی پاسخ تبليغات صوری ايشان را نداده ممکن است به دليل اهميت ندادن به اين کتاب وبه ايشان بوده.شما که زحمت کشيديد واز زحمات ايشان تقدير کرده ايد کاش درباره کثافت کاری های اين مرد هفت خط هم چيزی می نوشتيد همه از رفتار اين آقای تاريخ دان با خبرند يک تاريخ دان قبل از هر چيز بايد راستگو با وجدان وفاداربه واقعيات با عطوفت یکرنگ و… باشد اگر شما اين خصوصيات را ديده ايد من ديگر حرفی ندارم نمونه اش کارهای ايشان در برابر آقای درويشی و…
آبان ۱۱م, ۱۳۸۶ at ۳:۵۴ ب.ظ
آقای میلاد! (فکر میکنم این نام هم واقعی نباشد چون ایمل شما واقعی نبود! حالا مهم نیست)
استفاده از این الفاظ در شان سایت و بینندگانش نیست.
من خودم را به “آب و آتش” نمیزنم فقط از شما خواستم برای اتهاماتی که وارد کردید(!)سندی ارائه بدهید، فرمودید اینجا جای نظرات کوتاه است (امیدوارم این را برای فرار از دلیل و مدرک نگفته باشید) ولی وقتی “اتهام” را وارد کردید لطفا دلیل و سندی بفرمایید، از ماجرای آقای درویشی و … هم اطلاعی ندارم!
دی ۳م, ۱۳۸۶ at ۴:۵۴ ق.ظ
سلام.
آقای سجاد نمیشناسمتون !!!
از اون آقا خواسته بودین نمونه بیاره !!!!
میخوام یه مطلبی رو خدمتتون عرض کنم.
انقدر ترور شخصیت توسط حضرت آقای میر علی نقی انجام شده که حد نداره .
جماعت موسیقی کاملا واقفند از نون به نرخ روز خوردن ایشان و تعریف و تمجیدشان از هر آنکه دوش محفل انسی با وی داشته .
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد
قصه ماست که در هر سر بازار بماند
شاید ایشون بتونه از عاطفه زمان سو استفاده بکنه ولی وجدان بیدار زمان رو چه میکنه ؟
مواظب خودت باش .
بدون داری تو آسیاب کی آب میریزی .
فروردین ۸م, ۱۳۸۷ at ۷:۴۵ ب.ظ
رفقای گران مایه فکر میکنم شما کمی اشتباه آمده اید، اینجا کتابی که توسط جناب میر علی نقی نوشته شده است معرفی شده است، اگر این بالا نوشته شده بود معرفی شخصیت جناب میر علی نقی شاید حق با شما بود که باید از تمام ابعاد به این شخصیت نگاه شود، اما در حال متاسفانه یا خوشبختانه این مقاله به معرفی این عزیز نپرداخته است پس این همه های و هوی که هوده ای در بر ندارد به راه نیاندازه اید.
اگر جناب میر علی نقی با تبر هم رفته بود سر کسی را ز ده بود باز ربطی به این مسئله نداشت که کتابش در این سایت معرفی نشود، چه برسد با قلم که هر شخصی آزاد است که هر گونه مایل است از آن استفاده کند و شما حق ندارید از این بابت به ایشان حمله کنید و خواستار سلب آزادی ایشان باشید، صرفا می توانید جواب ایشان را در محل مناسب به آن بدهید، و اگر به نظرتان مطلب ِ اشتباهی نوشته است به آن جوابیه ای بدهید و اشتباهات ایشان را گوش زد شوید.
سجاد عزیز هم خوش نامی اش را به خاطر طرفداری از این و آن به دست نیاورده که حالا با طرفداری از کسی بد نام بشود، هر چند که ایشان در حال طرفداری نیستند و از قضا منصفانه قضاوت می کنند.
و به قول سجاد البته با کمی تصحیح بهتر است اگر مشکل شخصی با نویسنده دارید آن را در مکان دیگری بیان کنید و در اینحا به نقد اثر بپردازید.