انتشار اولین کتابشناسی توصیفی موسیقی ایران (II)

علیرضا میرعلینقی
علیرضا میرعلینقی
خلاصه نویسی مقالات موسیقی غیر از مشقت زیادی که به نویسنده وارد میکند، عملی بسیار فنی و دشوار است که لغزش در آن میتواند اعتبار نویسنده را به کلی زیر سئوال برد ولی در این زمینه میرعلینقی با همراه داشتن تجربه سالها نشست و برخواست با اهالی موسیقی و شنیدن نکاتی از آنها که در هیچ کنسرواتوار و دانشگاهی هم ممکن است تدریس نشود، این توانایی را کسب کرده تا نقاط کلیدی مقالات را شناسایی و جان مطلب را خلاصه نویسی کند.

مثلا در یک مصاحبه طولانی “هارمونی روی شور” و “آثار خطرناک اختلاط موسیقی ایرانی با موسیقی کشورهای دیگر” (!) از میان صحبت های حسین ناصحی انتخاب شده در صورتی که اگر پشتوانه یاد شده وجود نداشت، قسمتهایی که چندان جدید نیست و نکات خاص مقاله را نشان نمیدهد گفته میشد.

یا در جای دیگر از میان مقاله ای طولانی به داستان استفاده از ترمپت سوردینه در موسیقی ایرانی و کوک و پایه های چهارمضراب ویولون ایرانی اشاره میکند که نشاندهنده اطلاع او از بحث های اهل موسیقی و نیازهای آنها از این کتاب است.

البته این مسئله گاهی مورد غفلت هم قرار گرفته است، مثلا زیر عنوان “حضوری در بر گیرنده” میتوانست به خاطرات گریگوریان از مونش و دوستی و همکاری با این هنرمند طراز اول جهانی اشاره کند که زیر این تیتر هیچ توضیحی قرار گرفته نشده است (هرچند دلیل این غفلت نشناختن مقام هنری مونش نیست، چراکه اطلاعات میرعلینقی درباره استادان اینچنینی موسیقی کلاسیک اگر از هنرمندان ایرانی مانند گریگوریان و محمود بیشتر نباشد کمتر نیست و حتما دلیل اینگونه مشکلات، حجم بالای نوشته های این سلسله کتابها است.)

ولی باید اعتراف کرد که این اشکالات در کتاب انگشت شمار است و بیشتر خلاصه نویسی ها قابل تحسین و اعتماد است، مخصوصا وقتی خواننده متوجه میشود که نویسنده فقط به جهت پرشدن کتاب مطالب را از فهرست کتابها رونویسی نکرده و مطلب را به دقت خوانده است و نکات مورد نیاز و نه کلیشه ای را خلاصه نویسی کرده کتاب را با خیال راحت تری مطالعه میکند و خیالش آسوده است که جان مطلب را خوانده است.

به عنوان نمونه از مطلب دو سه صفحه ای از نقدهای خسرو جعفرزاده ( درمورد تئوری های پیشنیان از جمله وزیری و خالقی در مورد موسیقی ایران)، ۱۵ خط خلاصه نویسی شده ولی در مورد کتابی کلیشه ای به یک خط نوشته بسنده شده است.

از دیگر نکاتی که خواننده این کتاب را ترغیب به مطالعه آن نه بصورت یک مرجع بلکه به صورت یک مطالعه عادی کتاب میکند، به غیر از توصیفی بودن آن (که در میان کتابشناسی های موسیقی نویسندگان دیگر یگانه است) خلاصه نویسی مطالبی است که امکان مطالعه آن برای مخاطبان امروزی مقدور نیست، مثلا مطلبی که در سال ۱۳۱۸ توسط غلامحسین مین باشیان به چاپ رسیده یا مطلبی که در تیراژی اندک در سال ۱۲۹۸ به چاپ رسیده، بدون شک (در کشوری که یک محقق نتوانست تمام شماره های مجله موسیقی آهنگ که مخصوص جشنواره فجر و مربوط به همین ۲۰ سال اخیر است را بیابد!) ارزش بی اندازه ای دارد، هرچند خلاصه شده در چند خط باشد!

البته میرعلی نقی بارها از این نوع استفاده از کتابهایش (کتابشناسی موسیقی و سالنامه موسیقی) ناراضی بوده و این نوع استفاده را نامعقول میداند؛ ولی وقتی “تخت خواب وجود ندارد، صندلی پیوسته ماشین هم برای خواب غنیمت است!” پس بهتر است میرعلینقی به این طرز استفاده عادت کند تا سالها بگذرد و آثار او (از یادنامه هایی که در دست دارد تا نشر و نقد آثار هنرمندان) به بازار آید تا یک بیوگرافی ساده و یک عکس در سالنامه، سالها به عنوان مرجعی نایاب در کتابخانه هنردوستان بایگانی نشود!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

همه همصدا با سمفونی نهم بتهوون (II)

این تجربه‌ای است که به ندرت می‌شود به آن رسید، و به‌نظر من همین گروه کر شهر تهران چه اعضای دائمی و چه اعضایی که به آن اضافه شده‌اند، این تجربه را همراه خودشان در زمان‌های طولانی خواهند داشت و همین باعث خواهد شد که مطمئناً بیشتر علاقه‌مند بشوند و فعال‌تر بشوند و در کارشان ثابت‌قدم‌تر شوند.

مقدمه ای بر نحوۀ ترسیم و برش خطوط کانال سه زه صفحات ویولن

کانال سه زه جایگاه استقرار سه زه بر روی باند محیطی صفحه می باشد و دور تا دور محیط صفحه را در بر می گیرد. این کانال نه تنها نقش اساسی در زیبایی سه زه ها دارد بلکه عملکرد مکانیکی بسیار مهمی را نیز ایفا می نماید. اجرای دقیق کانال سه زه مستلزم داشتن مهارت بوده و همچنین صفحه ای که دارای لبه های کاملا صاف و باند محیطی مسطح باشد، تا بتوان با ترسیم خطوط راهنما مراحل اجرا و برش کانال سه زه را کاملاً تحت کنترل قرار داد.

از روزهای گذشته…

هنر رنسانس

هنر رنسانس

لغت فرانسوی رنسانس (Renaissance) به معنی تولد دوباره و همچنین نام یک دوران فرهنگی تاریخ اروپا است. این دوران سالهای پایانی قرون وسطا (دوران تاریکی) تا آغاز باروک را در بر میگیرد و در واقع به معنی نوعی نگرش تازه به فلسفه، هنرهای تجسمی، معماری، تئاتر، ادبیات و موسیقی در طول این عصر است.
لئوپاد آئور (I)

لئوپاد آئور (I)

لئوپاد آئور (Leopold Auer) ویلنیست، استاد، رهبر و آهنگساز بزرگ مجار است؛ آئور در خانواده ای یهودی به دنیا آمد. ابتدا موسیقی را با یادگیری ویلن آغاز نمود. بعدها زیر نظر ریدلی کوهن (Ridley Kohné) یادگیری موسیقی را در بوداپست ادامه داد. با اجرای کنسرتو ویولون مندلسون، چندین هموطن توانگر هزینه تحصیل وی را قبول کردند و او را برای تحصیل به وین فرستادند. آئور در وین در منزل استادش جاکوب دونت (Jakob Dont) زندگی می کرد.
درباره “پرنده های شهر من” (I)

درباره “پرنده های شهر من” (I)

حمیدرضا* ١٢ سال داشت که به کلاس تئوری من آمد. پسری کم حرف و خجالتی ولی با شوری درونی که هرگاه زبان می گشاد، این شوریدگی بر ملا می شد. در گیر و دار ورود به هنرستان موسیقی بود و ساز ویلن کلاسیک می زد. با ورود به هنرستان موسیقی سوره، کمانچه را انتخاب کرد و گرایشات موسیقی اش به موسیقی ایرانی بیشتر و بیشتر شد.
پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VIII)

پهلوگرفته بر ساحل اقیانوس موسیقی ایران (VIII)

مجموعه ۱ تا ۴ برای آواز است و پیانو. مجموعه شماره ۵ برای کر خانم‌ها و آنسامبل و سولو است. مجموعه شماره ۷ برای آواز و ارکستر است و مجموعه شماره ۸ برای آواز و آنسامبل است و مجموعه شماره ۹ برای فلوت و ویلن‌سل است. یعنی اساساً سازی است.
ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

ارسلان کامکار: شاید دیگر جسارت کنسرتو زدن پیدا نکنم!

برای کنسرتو زدن و سولیست بودن باید نوازنده‌ای توانا بود. من بعد از اجرای کنسرتو ویولون بتهوون، پشت دستم را داغ کردم که دیگر کنسرتو نزنم! چرا که در آن اجرا از لحاظ روانی به من فشار زیادی وارد شد.
بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

بررسی و نقدِ «مبانی نظری موسیقی ایرانی» (IV)

تعریف «نغمه» به عنوان «صدایی که دارای بسامد مشخص و ثابت باشد» روشن نیست. از مورد استفاده این واژه چنین برمی آید که منظور «صدای موسیقایی» است. برای تمیز دادن صدای موسیقایی همیشه یک فاصله موسیقایی (یا بقول قدما بعد) لازم است. هر صدایی به تنهایی یک بسامد مشخصی دارد اما به این واسطه موسیقایی نیست. از طرف دیگر بسامد صداهای موسیقایی هم ثابت نیستند. مالش و ویبراتر باعث تغییر بسامد می شود. به عبارت دیگر صداهای موسیقایی از نسبت بسامد ها تعریف می شوند اما در مورد فاصله ها توضیحات خوب و جامعی داده شده است.
استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

استاد شجریان آیا ثابت می‌کنید؟ (II)

“سه سیم یا سه تار در حدود ۱۵۰ سال قبل به دست درویشی به نام مشتاق علی شاه که خود نوازنده برجسته‌ای نیز بود دارای سیم چهارمی شد. افزودن این سیم برای بهتر شدن صدا دهی و همراه کردن بیشتر صدای واخوان در هنگام نوازندگی بوده‌است، و این عمل را می‌توان اقدامی در جهت سیر تکاملی تدریجی این ساز دانست. این کار که بدون گرته برداری از هر گونه ساز غربی انجام شد، به قدری لازم و واجب بود که به رغم تناقض آشکار با نام ساز، مورد تایید اکثر موسیقی دانان آگاه آن روزگار که ردیف و موسیقی دستگاهی را از درون مقامی، پایه ریزی کردند قرار گرفت. قطعا اضافه کردن یک سیم به سه تار تغییر زیادی در بلندی صدای آن ایجاد نکرد اما تا مدت‌ها پس از آن اساتیدی نیز بودند که سه‌تار را با سه سیم می‌نواختند و یا حتی امروز نیز می‌نوازند” (رامین جزایری – فصلنامه ماهور ۱۰)
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (IV)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (IV)

مهم ترین ارزش حضور بخش مدرَسی یا آسکولاستیک در هنر، علاوه بر صیانت از مقولاتی چون هویّت و ظرفیت های نقد هنری و آموزش، آن است که با نقش گذاری بر فضای هنری از ظهور شارلاتانیزم در بخش آوانگارد جلوگیری می کند. همان بخشی که آمادگی زیادی برای جذب ویروس های توّهم و خودبس انگاری دارد و گاه برای مقابله با نظام های نقّادی و گریز از آشکارسازی ضعف های خود، تن به استفاده از شرایط غیر اخلاقی و غیر حرفه یی می دهد.
فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (V)

فرهنگ اسلامی و پیدایش موسیقی چند صدائی در اروپا (V)

البته تجزیه و تحلیل موسیقی و ملودی برای اثبات این نظریه که موسیقی اسلامی سرچشمه اصلی موسیقی مکتب له اونیسوس بوده، در ابعاد محدود یک مقاله نمی گنجد. (۱۳) اما مقابله و مقایسه ساده ی قسمتی از یک “Haece dies” له اونین با یک موسیقی سازی که در دهکده ای عرب نشین در اسرائیل اجرا و ضبط شده است، تا حدی روشنگر است. برای نتیجه گیری بهتر، ملودی عربی(A) و موسیقی ملیسمای له اونین (B) خط به خط، پشت سرِ هم نوشته و مقایسه می کنیم: (۱۴)
گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان: حضوری دربرگیرنده (I)

گریگوریان گرم است، خوب است و حضورش پرکنده و در برگیرنده است. دربرگیرنده محیط و آدمهای دور و برش، و به همین دلیل در یک رابطه، در یک گفت و شنود، اوست که حاکم است. راطه را خودش رهبری میکند. سئوالها را مطابق میل با حوصله خودش تغییر میدهد و هر چه دلش میخواهد میگوید، اصلا بعضی پرسشها را نشنیده میگیرد و به حرف خودش ادامه میدهد.