موسیقی در ایران باستان (II)

هخامنشیان
پس از سقوط دولت ماد توسط کورش، سلسله ی هخامنشی تاسیس گردید. دوران هخامنشی را آغاز تاریخ شاهنشاهی ایران می دانند. طبق گفته ی مورخان در دوره ی هخامنشیان موسیقی محترم شمرده می شد و سه غالب موسیقی بزمی یا درباری، موسیقی مذهبی و مردمی، موسیقی رزمی یا نظامی رواج داشت.

موسیقی بزمی یا درباری
این نوع موسیقی مخصوص درباریان بود که در مراسم مختلف نظیر جشن مهرگان، عید نوروز، جشنها و… برگزار می شد. البته در این دوران در کنار موسیقی بزمی موسیقی مردمی نیز متداول بود.

موسیقی مذهبی و مردمی
این نوع موسیقی در بستر جامعه و در میان مردم عادی رواج داشت و بازگو کننده ی غم ها، شادی ها، کامیابی ها و ناکامی های مردم بود. در این نمونه از موسیقی همیشه رد پایی از مذهب و اعتقاد مذهبی که بین مردم رایج بوده دیده می شود. هرودوت که خود ناظر بر جنگهای ایران و یونان بود می نویسد: مغ ها هنگام ستایش آواز می خواندند و هنگام تقدیم نذر و قربانی به خدا، آواز مذهبی مخصوصی را می خواندند.

موسیقی رزمی یا نظامی
این نوع موسیقی روحیه ی سلحشوری سربازان و سرداران را ترغیب می کرد. در کتاب خصایل کوروش تالیف گزنفون می خوانیم که کوروش کبیر هنگام حمله به ارتش آشور بنا بر عادت خود سرودی را آغاز کرد که سپاهیانش با صدایی بلند و با احترام آن را می خواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدمهای مساوی و با نظم تمام به راه افتادند و باز می نویسد که در جنگ کوروشبا سربازان پادشاه لیدی، کوروش پس از کشته شدن سربازان لیدی از مرگ آنان متاثر شد و برای آنان سرود عزا سر داد و این همان سرودی است که در دوره های بعد به سرود مرگ سیاوش شهرت یافت.

سلوکیان
پس از مرگ اسکندر چون جانشینان سلوکوس اول (یکی از سرداران اسکندر) به سلوکی ها معروف بودند این سلسله را سلوکیان نام گذاری کردند. در این دوره ایران تحت حکومت یونانیان بود و شاهد تحول چندانی در هنر و موسیقی ایرانی نیستیم. چون اسکندر مقدونی شاگرد ارسطو بود و به تمدن و هنر یونانی علاقه ی زیادی داشت، باعث ترویج فرهنگ و هنر یونانی در ایران شد و به عبارتی فرهنگ شرق و غرب را با هم ادغام کرد.

یونانیان نیز علاقه ی خاصی به فرهنگ و هنر ایرانی داشتند اما از آنجایی که ایرانیان به یونانیان کین می ورزیدند، هیچگاه بستر کاملا مساعدی برای تبادل این دو فرهنگ به وجود نیامد اما تاثیرات هر دو فرهنگ در یکدیگر به وضوح دیده می شود.

به قول فارمر یونانی ها بیشتر از اینکه بتوانند در ایرانیها تاثیر بگذارند از ایرانیها متاثر شدند. جیمز دارمستتر (James Darmesteter) می گوید: اسکندر یونانیان را ایرانی کرد نه ایرانیان را یونانی. ایرانیان آن دوره بیشتر در لشکر کشی و کشور گشایی سرآمد و متبحر بودند و هیچ تلاشی برای بهره گیری از هنر غنی یونانیان که در آن دوره کشور متمدنی بودند نکردند.

اشکانیان
پس از مرگ اسکندر مقدونی، سلوکیان که ضعیف شده بودند توسط پارتها (اشکانیان) منقرض شدند. پارتها دسته ای از آریایی ها بودند که همانطور که اشاره شد در شمال شرقی ایران سکونت داشتند. در کتاب پهلوی به نام یادگار رزیران به سازهای نظامی مانند نای و طبل اشاره شده است و چنین نوشته است: تمام لشکریانی که به کاخ ویشتاسب احضار شدند با صدای نای و طبل صف آرایی کردند.

قدح تزیین شده ی به جای مانده از دوران پارتها که در نساء کشف شده است به خوبی بیانگر کاربرد موسیقی در آن دوران است که دو مرد را نشان می دهد که در حال نواختن دو ساز هستند و یکی از سازها بادی دو زبانه است و مرد سومی گوسفندی را همراه دارد که شاید این اثر بیانگر موسیقی مذهبی اشکانیان است که در هنگام ادای نذر اجرا می شده است.

در این دوره آهنگهای پارتیان را فهلویات می نامیدند و از موسیقیدانان و خنیاگران با نام گوسانی یاد می کردند.

آخرین دوره در ایران پیش از اسلام دوره ی ساسانیان بود که در مورد موسیقی آن دوره پیش از این صحبت کردیم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان نشر موسیقی پتریکور (پروژه‌ی آهنگسازان جوان ١٣٩٩)

نشر موسیقی پتریکور از آهنگسازانِ زیر سی‌و‌پنج سالِ مقیم ایران دعوت می‌کند که آثار خود برای تکنوازی ساز‌های خانواده‌ی فلوت را تا پانزدهم مرداد‌ماه سال ١٣٩٩ به دفتر نشر ارسال نمایند. علاقه‌مندان می‌توانند در دو گروه سنی در این فراخوان شرکت کنند.

نگاهی اجمالی به شیوه‌ی کار واروژان (VIII)

بسیاری از خواننده‌هایی که در دوران حیات واروژان با او کار کرده‌اند، وسعت صدای گسترده‌ای دارند؛ اما واروژان بهترین تکه‌ی دامنه‌ی صوتی این خواننده‌ها را برای آهنگ‌هایی که ساخته یا تنظیم کرده استفاده کرد. مثلاً در آهنگ «بوی خوب گندم»، با اینکه خواننده هم می‌توانسته بم‌تر و هم زیر‌تر از گام اصلی آهنگ بخواند، واروژان متناسب با حال‌و‌هوای ترانه و همچنین متناسب با رجیستر بهینه‌ی خواننده، از استفاده از گام بم‌تر در ساخت آهنگ اجتناب کرد؛ کاری که اصلاً تصادفی نیست و هوش و حسابگری فراوان او را در آهنگ‌سازی نشان می‌دهد؛ زیرا راوی داستان ترانه در حالتی انفعالی قرار دارد و برایش مهم نیست چه‌چیزی را به‌علاوه‌ی آن چیز اصلی از دست بدهد.

از روزهای گذشته…

طبقه‌بندی سازها (I)

طبقه‌بندی سازها (I)

مدت‌ها قبل سازها و نوازندگان از شـأن امروزین برخوردار نبودند. فلوت، چنگ و طبل در اصل هیچ‌گاه به نیت لذت بخشیدن به‌کار نمی‌رفتند. هنگامی که این سازها برای اولین بار ساخته شد، برای شکار، آماده سازی غذا و ارتباطات، دفع حمله‌ی دشمنان یا ارواح شیطانی، خشنود ساختن خدایان و از بین بردن هراس، مورد استفاده قرار می‌گرفت. بدین ترتیب آن‌ها به بقای جسم و جان نژاد بشر یاری می‌رساندند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIII)

اندازه گیری مقدار طولی ناحیه Nose در روی الگوی خط محیطی رسم شده ۱۰/۸ میلی متر می باشد که اگر این مقدار را از اندازه طولی (۳۶۵/۸۳ میلی متر) کسر نماییم، باقیمانده که همان عدد طول خالص در الگوی خط محیطی است، ۳۵۵/۰۳ میلی متر می شود.
بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XVI)

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XVI)

پیش درآمد شور، این قطعه پیش درآمدی است که در دستگاه شور ساخته شده و از لحاظ ساختار و جمله بندی شباهت زیادی به قطعۀ سروناز دارد به نحوی که برخی از جملات آن تحت تاثیر آن قطعه ساخته و پرداخته شده و در فضای دستگاه شور اجرا می شود. وزن آن به مانند سروناز…
ادامهٔ مطلب »
منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

منبری: نمی خواستم کارم منحصر به آواز باشد

این سوال شما حوزه گسترده ای را شامل می شود و لازم است من تاریخچه ای از فعالیتهای موسیقی ام را بازگو کنم. من کار موسیقی را با همان آواز شروع کردم. از نوجوانی و حتی از کودکی. محیطی که در آن بزرگ شدم هم محیطی علاقمند به موسیقی فاخر و نجیب و سنگین بود. می توانم بگویم من با صدای بنان و ادیب خوانساری بزرگ شدم و بعدها در دوره نوجوانی با صدای آقای شجریان.
«سودای ناتمام» منتشر شد

«سودای ناتمام» منتشر شد

آلبوم «سودای ناتمام» با صدای علیرضا مَهدیزاده و آهنگسازی فواد سمیعی، از سوی نشر و پخش جوان راهی بازار شد. «سودای ناتمام»، تازه ترین اثر به آهنگسازی فؤاد سمیعی و آواز علیرضا مهدیزاده است که در فضایی از موسیقی کلاسیک ایرانی و در قالب ۱۱ قطعه به عناوین «تصنیف شبگیر»، «تصنیف بگذر ز وفا»، «چهار مضراب شهنواز»، «ساز و آواز قاب اشک»، «تصنیف سودای ناتمام»، «فاصله»، «آواز فاصله»، «تصنیف در آینه»، «تکنوازی سنتور»، «تصنیف هنوز» و «تصنیف طلوع خاموش» به اجرا در آمده است.
سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

سه مرحله آموزش موسیقی ایرانی (II)

حال پرسش اینجاست که چرا ردیف که باید جایگاهی مانند رپرتوار در «موسیقی کلاسیک» را در موسیقی کشور ما داشته باشد، کاربردش به شکل کتاب تئوری و متد تحریر، مضراب و… تغییر یافته است؟
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (III)

نکته‌ی کلیدی گفتارهای این متن در یک اشاره‌ی کوتاه در پیش‌گفتار گفتار سوم آمده: «اصل موضوع در این گفتار، اصالت عرفان است.» (ص ۳۷) این مطلب که در اینجا به روشنی بیان شده در قسمت‌های دیگر نیز بدون شرح رعایت شده. اما در این گفته اولین تناقض مهم با ادعای کتاب پیدا می‌شود؛ فرض سخن عرفانی بر خردورزی به مفهوم فلسفی آن نیست بلکه بی‌شمار عارفان به مذمت این‌گونه تفکر پرداخته و در رد آن کوشیده‌اند.
عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

عشق‌بازی می‌کنم با ˝نام˝ او (II)

آیا عنوان “مثنوی در موسیقی دستگاهی” به معنای معرفی و سپس بسط این گوشه در موسیقی دستگاهی نیست؟ و اگر پاسخ سوال پیشین مثبت است، این اتفاق چگونه رخ داده؟
مغالطات ایرانی – موسیقی کودک (I)

مغالطات ایرانی – موسیقی کودک (I)

دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مقالۀ «حافظ و بیدل در محیط ادبی ماوراءالنهر در قرن نوزدهم» در باب نفوذ شعر و آموزشهای مربوط به آن در زندگی مردم تاجیکستان با توجه به کتاب «یادداشتهای صدرالدین عینی» می نویسد: «اینان برای شاعر شدن، به همان اسلوب سنتی صاحب چهارمقاله (که خود از سنت ادبی شاعران عرب سرچشمه می گیرد و می توان گفت از طبیعت و ماهیت شعر مایه دارد) معتقد بودند که “برای این کار شعرهای شاعران کلان را بسیارتر خواندنت، یاد کردنت و نوشته گرفتنت و با شاعرهای کلان هم صحبت شده، از آنها آموختنت، لازم است” و این خود نصیحتی بوده است که پدر عینی در خردسالی وی به او آموخته است و چنین ادامه داده: “حالا که تو خردسال هستی، وظیفۀ تو درس خواندن، شعر خواندن، شعر یادکردن، و شعر نوشته گرفتن است. حالا به فکر شعرگویی خود را آواره نکن” و از شگفتی ‌ها و در عین حال حقایق محیط ادبی آن سامان، یکی این بوده است که اینان حافظه های خود را از شعرهای خوب و نمونه های رایج بین اهل ادب سرشار می‌گرده‌اند و هیچ کوششی برای اینکه معنی این اشعار را بطور کامل بر خود روشن کنند، نداشته‌اند. این ادامۀ سنت ادبی ملل فارسی زبان است و تا همین اواخر در مملکت خود ما نیز رواج داشت. از روزگاری که تعلیم و تربیت جدید رواج گرفت، به فکر آن افتادند که برای کودکان ادبیات ساده و قابل فهم آنان پدید آورند. و شعری برای کودکان عرضه کنند که در خور فهم آنان باشد. و جوجه جوجه طلایی/ نوکت سرخ و حنایی، جای “دوش دیدم که ملائک در میخانه زدند”، را گرفت.
شکوری: ساعت های طولانی تمرین می کردم

شکوری: ساعت های طولانی تمرین می کردم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با شهره شکوری آهنگساز و مدرس و نوازنده‌ پیانو، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. شهره شکوری هم اکنون در انگلیس زندگی می کند و به آهنگسازی، نوازندگی و تدریس پیانو می پردازد.