منتشری: نگه داری سنت ها وظیفه ماست

محمد منتشری
محمد منتشری
نسل بعد از ما که دهه شصتی هستیم چون که شاگردی شما را کردیم و ارتباط با پدربزرگهایمان و پدرمان داشتیم، می دانیم چراغ‌زنبوری چیست. می نشینیم و گوش می کنیم تا ببینیم که معجون افلاطون چه بوده است، چینی بند زن و آب حوضی را دیده ایم. وقتی که موسیقی آن دوره را برایمان می خوانند مثلا می گوید: “گل پونه نعناع پونه”، “یکی یه پول خروس” ما این واژه ها را می‌فهمیم. یک نوجوان ایرانی متولد ۱۳۸۰ که الان ۱۱-۱۲ ساله است، تکلیف او با موسیقی شما چه خواهد بود؟
ما این سی دی ها را به همین دلیل ضبط می کنیم چون وظیفه ماست. کلام و آهنگ و تصنیفش وارد بازار می شود. پدر و مادر ها وظیفه دارند که اینها را گوش کنند و تاریخچه و فلسفه اش را برای بچه هایشان بگویند. ما که این ها را به صورت مجموعه وارد بازار می کنیم. یادم است که روزی در خیابان می رفتم آقایی که موجه به نظر می آمد به سمتم آمد که سی دی “هفت سین” و “چهارشنبه‌سوری” در دست داشت و با من سلام و احوال پرسی کرد؛ من به او گفتم که می توانم بپرسم که چرا شما این دو تا سی دی را خریدید؟ گفت بچه های من در حال بزرگ شدن با فرهنگ امریکا هستند.

نمی دانند که ما چه مراسم چهارشنبه سوری زیبایی داشتیم – آن پریدن از روی بوته، آن کوزه فروش، آجیل مشکل گشا و… – من اینها را که شما خوانده ای به آنجا می برم که به بچه ها بگویم که ما در کشور چنین مراسم زیبایی داشتیم.

الان من می بینم که از یک بابا نوئل یا پاپا نوئل یک پدیده بین المللی ساخته اند ولی ما هنوز نتوانسته ایم از آجیل مشکل گشا یک محصول صادراتی بسازیم.
چه کسی مقصر است؟

مدیریت!
من به سهم خودم در حال ضبط اینها هستم. یک شناسنامه ای هم در رادیو {در این باره} داریم. مثلا من فلسفه “قاشق زنی” را برای شما بگویم. اینکه در خانه ای می روند یک خانه به او ماش، خانه دیگر به او لوبیا، جای دیگر به او برنج می دهند، از مجموعه این ها آشی به نام آش “ابو دردا” یعنی پدر همه دردها درست می کنند و معتقدند که هر کس از این آش بخورد دیگر مریض نمی شود. یک فرهنگ پشتوانه این مساله است.

کاشانی ها اصلا یک جایی به نام ابو دردا داشتند.
ابودردا شاید همین آش ابودردا بود.

محلی در کاشان بود -مثل اینکه آن را خراب کردند- که مثلا می گفتند: “درد من را بردار”.
این آش به خاطر همین نیت ساخته می شد. یا این که می گویند ایرانیها آتش پرستند درست نیست، ایرانی ها آتش دوست اند. آتش به عنوان مظهر پاکی مطرح بوده است و در زمان قدیم لباسهای مریض را می سوزاندند به همین دلیل آتش مظهر پاکی است به این علت آن را دوست داشتند و آتش پرست نبودند. اینکه می گویند “سرخی تو از من، زردی من از تو”، یعنی آرزوی سلامتی برای توست و ناراحتی برای من است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی )سازهای موسیقی کلاسیک ایران( با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

در اندیشه برداشت های دیگر از موسیقی دفاع مقدس (I)

پیش از شروع به نوشتن این مطلب، یکی از دوستان نویسنده در تاریخ دفاع ۸ ساله، به آرامی و با تاکید، یادآور شد که ما «موسیقی جنگ» نداریم بلکه موسیقی دفاع مقدس داریم؛ در واقع، تاکیدش بر پرهیز از واژه «جنگ» بود. دوست ما بار سیاسی و حتی تاریخی این واژه را در نظر داشت. درست می گفت که ما مردمی جنگ طلب نیستیم. ولی نمی شد انکار کرد که همین واژه منحوس که به قول ملک الشعرای بهار «فغان ز جغد جنگ و مرغوای او که تا ابد بریده باد نای او در تمام ۸ سالی که ایران درگیر آن بود، میلیون ها بار از طریق رسانه های نوشتاری و شنیداری و دیداری، پخش شد.

از روزهای گذشته…

آکورد مینور ۹

آکورد مینور ۹

اغراق نیست اگر بگوییم آکورد مینور۹ بنظر یکی از زیباترین آکوردهای ساده ای است که دنیای موسیقی بخود دیده.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (V)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (V)

موومان چهارم برگرفته از مارش نگهبانان از اپرای Les francs-juges (برلیوز- ۱۸۲۶) می باشد. برای سازگار کردن این قطعه با سمفونی فانتاستیک، در اوج مارش، یک کلارینت سولو نواختن ایده فیکس را آغاز می کند و این در واقع توصیف لحظه ایست که هنرمندِ محکوم به سمت محل اعدام برده می شود و روی سکوی اعدام خاطره ی معشوق دیگر بار در برابرش پدیدار می شود.
گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

گزارشی از نشست اپرا مولوی در دانشگاه بین المللی قزوین

شنبه ۱۸ اردیبهشت دانشگاه بین المللی قزوین میزبان چهار تن از دست اندرکاران اپرای مولوی بود. در این برنامه کارگردان اپرا بهروز غریب پور و سه تن از خوانندگان آن محمد معتمدی، حسین علیشاپور و سجاد پورقناد حضور داشتند. در هنگام برگزاری این نشست قرار بود بهزاد عبدی آهنگساز اپرا و همایون شجریان خواننده نقش شمس حضور داشته باشند که به دلیل سفر بهزاد عبدی از ایران و مشکل مجوز برای حضور همایون شجریان در دانشگاه، جلسه بدون حضور این دو هنرمند اجرا شد.
گاه های گمشده (IV)

گاه های گمشده (IV)

به طور کلی این دستگاه از سه نت امکان آغاز دارد. (نوعی دیگر از آغاز نیز توسط نوازندگان استفاده می شود که از گوشه مخالف شروع و با نوع خاصی از جملات پایین رونده به درآمد و نت پایان آن متصل می شود) این سه نت عبارتند از:
گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز: گوش‌ها را باید شست!

گفت‌و‌گو با مهران روحانی، آهنگساز: گوش‌ها را باید شست!

برای یک حرکت موسیقایی، به خصوص آهنگسازی، کاری که من انجام می‌دهم، عوامل زیادی باید وجود داشته باشد. یادم می‌آید که در انگلستان معلمی داشتم به عنوان آنتونی ویلدر، به من می‌گفت: فکر نکنید وقتی شروع به آهنگسازی می‌کنید می‌توانید مانند موتزارت قلم روی کاغذ بگذارید و یکسره تا پایان قطعه را بنویسید. در مدت نوشتن لحظه‌ای وجود دارد که حس می‌کنید نیرو‌ی‌تان به پایان رسیده است. در این مواقع کار را رها کنید و محیط را عوض کنید (چیزی بخورید، کمی قدم بزنید سپس به خانه برگردید و کار را ادامه بدهید) این درست مانند پر کردن باک و سرویس کردن یک ماشین است.
میراث منگوری (II)

میراث منگوری (II)

از سال ۱۹۱۰ تا سال ۱۹۳۱ «باریوس» فعالیت های خود را محدود به کشورهای «آرژانتین»،«اروگوئه» و«برزیل»کرد؛ حتی یک تور گسترده از رودخانه آمازون برگزار کرد. او بعد از کامل کردن تور آمریکای جنوبی خود با کنسرت ها در «فرنچ گایانا»، «ونزوئلا» و «کلمبیا»، در آمریکای مرکزی طوفان به پا کرد. در اوج کارش، در «سن خوزه» کاستاریکا، «باریوس» ۱۵ کنسرت با برنامه های مختلف در ۳۱ روز اجرا کرد.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
“موسیقی همه زندگی من است” (V)

“موسیقی همه زندگی من است” (V)

البته. اگر من استعداد نداشتم هیچ کار نمی توانستم انجام دهم. در حال حاضر گاه حتی موسیقی راک اند رول و جاز نیز با یکدیگر ترکیب می شوند. من چند گروه راک اند رول را می شناسم که وقتی آنان را روی سن می بینید افرادی متفاوتند از آنچه در هنگام ضبط هستند، به دلیل آنکه افراد با سوادی دارند، موسیقیدانان خوبی نیز دارند.
«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

«نیاز به کمالگرایی داریم» (II)

شاید نویسنده و نوازنده سه تار و سردبیر مجله گفتگوی هارمونیک به نظر من عنوان قابل قبولی است، چراکه در این سه زمینه به اندازه ای کار کرده ام که قابل توجه باشد البته در کنار این ها به تار نوازی و آواز کلاسیک هم پرداخته ام و توانسته ام آنها را نیز به جایگاه آبرومندی برسانم و کارهایی نیز در این زمینه انجام دادم که کم و بیش به دست اهالی هنر رسیده است.
سرگشته در تودرتوی زمان (I)

سرگشته در تودرتوی زمان (I)

از «لالایی زیر آوار» تا «زرمان» راهی است از سبکبال رفتن جوانی تا هیمنه و شکوه بلوغ، آکنده از آن لحظه‌های ناپیدا که به چشم نمی‌آیند و هستند. همان لحظه لحظه‌های ریختن قهوه‌ی صبحگاهی یا می شامگاهان که چون پروانه‌های رنگی میان تارعنکبوت زمان از پریدن باز ایستاده‌اند. منجمد یا غیر از آن، این لحظه‌ها اکنون سپری شده و اینجاییم، مقابل آثاری امروزی از آهنگسازی که پیش‌تر از این هم اعلام کرده بود سر در پی نوجویی دارد.