روش سوزوکی (قسمت بیست و دوم)

به محض دیدن این کودک بی گناهی که تمام زندگیش را باید با دست ها و انگشتانش لمس می کرد، چشمانم پر از اشک شدند. دوست نداشتم که همان موقع آری بگویم، چرا که می‌بایست به کشف متدی می‌رسیدم که یک کودک کاملا نابینا را بتواند راهنما باشد. به این خاطر از او خواهش کردم که یک هفته به من فرصت بدهد. گمان می کردم که اگر من توانایی و جرئت و اعتماد به نفس کافی برای آموزش به این کودک را داشته باشم، پس هر چه در توانم باشد را به کار خواهم گرفت.

هر شب در اطاق کار آرام خودم به این مسئله فکر می‌کردم که چگونه می‌توانم به یک کودک نابینا درس بدهم؟ ایده‌ای نداشتم. ناگهان به ذهنم خطور کرد که خودم را در وضعیت این کودک و دنیای تاریکش قرار بدهم. بپا خاستم و کلید برق را خاموش کردم. در تاریکی محضی که پدید آمده بود دوباره برگشتم و در جای خودم نشستم. باید تصور می کردم که در تاریکی محض بسر بردن و زندگی کردن چگونه است؛ اینگونه می‌توانم دنیای تاریک نابینایان را لمس کنم.

احساس کردم اطاق برای من کاملاً خالی است. ویولون خودم با آرشه‌اش را نمی‌توانستم ببینم، اگر چه مطمئن بودم که آنها در آنجا هستند چهار سیم آن (سیم‌های ویولن) و ترتیب و تنظیم آن و برداشتن و فرود آوردن آرشه و انگشت گذاری‌ها و… چگونه می‌توانم تمام کار‌هایی که باید بر روی این ساز انجام ‌شود را به این کودک انتقال دهم؟

در دنیای تاریک دور و بر و اطراف خودم را لمس ‌کردم، سپس ویلن و آرشه را از جعبه اش بیرون آوردم و شروع به نواختن کردم. احتمالاً برایم امکان پذیر بود که در تاریکی یا روشنایی صدای ساز را در بیاورم، چون من غالباً با چشمان بسته اجرا می‌کنم، من می‌توانستم گذشته را لمس کنم و سیم‌ ها، خرک ویلن و پرده‌ هایش همه را حس می‌کردم.

می‌توانستم همه را ببینم غالبا در هنگام نواختن چشم هایم را می‌بستم بدون آنکه به آن فکر کنم که چشم هایم بسته است. اما حالا برایم روشن ‌شد که ما بعضی وقتها که چشم هایمان را بسته‌ایم یعنی متکی به چشمانمان نیستیم بوسیله کان (Kan) همینطور با جسم و روحمان معطوف می‌شویم به اجرا.

تمرین‌هایی که همینطور در تکرار هستند ناخواسته و ناخودآگاه بوسیله شور و تلاش های زندگی به ما قدرت عجیبی می‌بخشد، این توانایی ما را در مرحله‌ای قرار می‌دهد که تا بر تمام سختی ها غالب بشویم و استادانه بر آنها فائق آییم. به این دلیل توانستم در این اطاق و تاریکی محض آن که قادر به دیدن چپ و راست خودم نبودم بر روی سازم بنوازم و بعد…
***
«حالا می‌خواهیم سعی کنیم، سرآرشه را با دست چپ بگیریم اینجا آرشه را به دست راست بگیر آن را می‌بینی؟ درسته؟ خوب، شروع کن!

می‌خواهیم ببینیم که آیا تو با یک حرکت می‌توانی این کارها را انجام بدهی، کوشش کن، یکبار سعی کن.» اما دست چپش با آرشه فاصله زیادی داشت. او سعی می‌کرد با نوع کاراکتر خودش این کارها را که بعضاً به دفعات تکرار می شد، امتحان کند… و اینکار برایش جالب بود.

گاهی اصلاً سعی اش درست از آب در نمی‌آمد و دفعات بعد آرشه را در جهاتی کاملاً دور نگه می‌داشت. خانم و آقای تاناکا هیجان زده و ساکت بودند و به نظر می‌آمد که زیرلب دعا می خواندند.

بالاخره تائیچی توانست سرآرشه را با دست چپ لمس کند. «خوبه… حالا همین کار را پنج بار پشت سر هم تکرار کن و بدون اشتباه و این تمرین ‌های تو خواهد بود برای هفته دیگر.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

میراث منگوری (III)

وقتی «ریچارد ریکو استوور» در سن ۷۳ سالگی (۳ فوریه) بر اثر سرطان در ایالت واشنگتن (ایالت متحده آمریکا) درگذشت، گیتار کلاسیک جهان چهره مهم دیگری را از دست داد. ریکو، مشهورترین فردی است که تمام زندگی خود را وقف مطالعه و ترویج زندگی و آثار آهنگساز و گیتاریست پاراگوئه ایی، «آگوستین باریوس» کرده بود. او نه تنها زندگی نامه ی قطعی، «شش پرتوی نقره ای ماه»، (زندگی و بارهای آگوستین باریوس منگوره) را نوشت، همچنین بیش از هر شخص دیگری مسئولیت پخش گسترده موسیقی باریوس را برای گیتاریست ها به عهده داشت.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (I)

موضوع اصلی در فرآیندهای زایندگی و خلاقیت اتصالی است که این روند میان میراث های گذشتگان با خواسته ها و آرزوهای آیندگان (و حتی گذشتگان) برقرار می کند. در این شرایط به همان اندازه که میراث ها قادرند برای خود حریمی از تکرار و فرومردگی در خود را پدید آورند خواسته ها و آرزوها نیز از نیروی تحمیل توهم به خودآگاه فرد راهی شده بهره مندند.

از روزهای گذشته…

بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

بلندگو ، عامل مهم کیفیت پخش موسیقی

در یک سیستم پخش صوتی جعبه بلندگوها۱ عامل تبدیل انرژی الکتریکی به صوتی هستند لذا بنظر می رسد انتخاب نا مناسب آنها با وجود کیفیت بالای دستگاه پخش و آمپلی فایر، می تواند بر نتیجه نهایی تاثیر نامطلوب بگذارد.
روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

روش سوزوکی (قسمت نوزدهم)

ناهمواری ها و ضعف و ناتوانی در کودکان عادی و معمولی تبدیل به عادت می‌شود و جزو خصلت و شخصیتشان می شود و در نهایت طبیعت و کاراکتر شان را تشکیل می دهد، به همین منوال هم می‌ماند. ولی با یک برنامه‌ریزی ده ساله تربیتی پرورشی می توان کودکانی عالی و برجسته به جامعه سپرد اگر کسی طالب و خواستار این روش باشد، من یقین دارم که بعد از ده سال هر کسی می تواند استعداد خود را به شکوه و جلا رساند و به فرهنگی والا دست یابد.
هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

هنر و انقباض ایدوئولوژیک (I)

سیاست و فرهنگ دو روی متضاد سکّه ی امنیت اند. یکی از طریق فشار بیرونی و دیگری از طریق آگاهی درونی. سیاست از آن رو که موضوعش ایجاد امنیت از طریق عوامل بیرونی ست، همواره با دو سلاح قانون و زور وارد میدان می شود. فرهنگ امّا چنین نیست. فرهنگ از آن رو که موضوعش آگاهی بر آمده از درون فرد است، همواره با دو سلاح تحلیل استدلالی (به کارگیری و عمل) و تحلیل انتقادی (زایش درونی) وارد میدان می شود.
برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (III)

برخی از مشکلات پزشکیِ نوازندگانِ سازهای بادی‌برنجی (III)

فشار داخل دهان نوازنده در حین نواختن سازهای بادی‌برنجی ممکن است بسیار بالا باشد و اختلالات گوش و حلق و بینی نظیر «ناکارآمدیِ وِلوفارنژیال» (۱۳) را سبب شود. این بیماری، ناتوانی بدن در بستن موقتی مجرای ارتباطی حفرۀ بینی و دهان به دلیل نقص در عملکرد کام نرم یا دیوارۀ پشتی یا جانبیِ حلق است که باعث فرار هوا از طریق بینی در طی نواختن، برگشت مایعات به بینی و صدای تودماغی (۱۴) و ناهنجار می‌شود. همین طور ممکن است نوازنده به بیماریِ لارینگوسل (۱۵) مبتلا شود: بیرون‌زدگی غشای مخاطی بخشی از حنجره که ممکن است به‌سمت داخل حنجره باشد و باعث خشک و خش‌دارشدنِ صدا و انسداد مجرای تنفسی شود و یا به‌سمت بیرون باشد و منجربه ایجاد برآمدگی قابل مشاهده در ناحیۀ گردن شود. ناکارآمدی ولوفارنژیال با استراحت و تمرینات دهانی، بهبود می‌یابد و برای درمان لارینگوسل نیز به‌ندرت نیاز به جراحی خواهد بود و عمدتاً با استراحت و مراقبت التیام می‌یابد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

پژوهشگران آکوستیک از ابزارها و روش های متفاوتی برای ساده کردن طیف پیچیده موسیقی بهره می گیرند. به عنوان مثال، عایق صوتی و تاثیر مواد بکار رفته در آن و تعداد دفعات پژواک صوت در سالن ها در تحلیل باند ۳/۱ اکتاو اندازه گیری می شوند که رزولوشن (resolution) فرکانس خوبی برای زمینه آوایی آزمایش شده به دست می دهد و این باند اکتاو بسیاری از «باندهای مهم شنوایی» یعنی باندهای طیفی طبیعی گوش انسان را نیز دربر می گیرد.
موسیقی درمانی – ۲

موسیقی درمانی – ۲

موارد آموزشی و تعلیمات موسیقی درمانی بسیار گسترده است. یک موسیقی درمانگر نه تنها باید دارای مهارتهای موسیقایی بالایی باشد، بلکه باید در زمینه تاثیرات موسیقی در درمان نیز تعلیم دیده باشد. با وجود اینکه پروژه های دانشجویی در مراکز آموزشی مختلف متفاوت هستند، همه از خط مشی تعیین شده توسط AMTA پیروی میکنند. این دستورالعملها شامل موارد زیر هستند :
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (II)

پدر و مادر الگار، خانه ی زمان تولد وی را که “فیرس” (The Firs) نامیده می شد، اجاره کرده بودند. پدر الگار که ویلیام نام داشت، تجارتی به سامان و تثبیت شده در زمینه ی موسیقی داشت. از این رو تنها می توانست آخر هفته ها را همراه الگار در کلبه ی کوچکشان بگذراند. به نظر می رسد که زندگی در آن کلبه و در شهر برادهیت، انتخاب مادر الگار بوده است که با ذوق و قریحه ی هنری ای که در نهاد خود داشته است، می خواسته که فرزندانش در محیطی طبیعی و در شرایط روستا به زندگی خود ادامه دهند.
پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

پیانو – نحوه انتخاب ، قسمت چهارم

درنوشته های قبل راجع به انواع پیانوهای موجود در بازار که شامل پیانو های دیواری، بزرگ (رویال) و دیجیتال بودند، صحبت کردیم. در اینجا در دو قسمت تا آنجا که ممکن است راجع به نحوه تصمیم گیری و فاکتورهای مهم برای انتخاب ساز بحث کنیم.
روش سوزوکی (قسمت سی نهم)

روش سوزوکی (قسمت سی نهم)

من نزد خانم آندو درس‌های هفتگی ویولونم را می‌آموختم. او به من پیشنهاد کرد که برای سال آینده در امتحان آکادمی ‌موسیقی اونو ثبت نام کنم و همانطوری که خانم آندو می‌گفت من در آن آکادمی ‌می‌توانستم درس‌های دیگر مربوط به موسیقی را آموزش ببینم و بگذرانم، خودم را آماده کرده بودم که در این آکادمی‌تحصیل کنم و برای آن شروع به آموزش و یادگیری کرده بودم. در نزدیکی‌های امتحان که به توصیه خانم آندو به دانشگاه اونو می رفتم و کنسرتهای پایان تحصیلی را گوش می دادم، بطور ناگهانی ناامید و سرخورده شدم، روز بعد به دیدار خانم آندو رفتم و تمام مشاهداتم را برای او تعریف کردم.
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (VI)

پس از این مقدمه ی کوتاه که نقش فضاسازی را دارد (میزان های ۱ تا ۲۰)، ایده فیکس در بخش آلگرو برای آخرین بار به صحنه می آید ولی نه چونان گذشته «نجیبانه و محجوب». این بار به نغمه رقصی مبتذل و ناهنجار بدل شده که با صدای گوش خراش و زیر به وسیله کلارینت می بمل نواخته می شود، و نت های چالاک دارد که با تریل تزیین یافته اند.