روش سوزوکی (قسمت بیست و سوم)

برای کودک نابینا
با وجود تمرین‌های پیوسته و فشرده ی دائم او توانست از پنج تمرین، چهارتای آنها را به انجام برساند و در صورت بروز حتی یک اشتباه باید دوباره همه را از اول شروع می‌کرد و اتفاقاً همین تکرارهای مداوم بود که‌ توانست به او اطمینان و استحکام ببخشد. “در جواب سوال: تو سر آرشه را می‌بینی؟ درسته؟” همیشه جواب می‌داد “بله! من می‌بینم.” این جواب چه معنی می‌داد؟ بعضی وقت‌ها واقعاً اشک در چشمان من جمع می شد وقتی که می‌دیدم از دهان کوچولوی تائیچی، کودکی که این جهان را نه می‌توانست ببیند و نه می‌شناخت، بطور ناخودآگاه چنین پاسخی برمی آید.

تمرین هر روز تائیچی این بود که آرشه را از یک جای معلوم و مشخصی لمس کند. آرشه را و سرش را.

شناخت و درک و دیدن، اینها سخت ترین و مهمترین مشکل و مسئله اش بود
تمرین بعدی‌اش شروع شده: آرشه را باید بطور عمودی در برابر خودش نگه میداشت و سعی می‌کرد که با سرآرشه کف دست چپش را حس کند و آنرا لمس کند. وقتی که من در تاریکی نوازندگی می‌کنم، می‌توانم آشکارا احساس کنم که آرشه چگونه و کجا ها به حرکت در ‌آید.

تائیچی هم باید همین حس را برای خودش پیدا می‌کرد. در ابتدای راه باید این مشکلات را پشت سر می گذاشت، که بفرض بتواند، آرشه را به طور عمودی نگه دارد.

برای چنین کودکی با چنین شرایطی بسیار دشوار است که بتواند کاری کند که کف دست چپ و نوک و تیزی آرشه همدیگر را لمس کنند. اما برای تائیچی این تمرین و انجام آن بسیار جالب و هیجان انگیز و اصلا یک بازی جالب محسوب می شد و این کار را با صبر و حوصله فراوان با کمک خانواده اش به همین شکل ادامه می‌داد. وقتی در هر دفعه تدریس سه بار پشت سر هم به هدفش می‌رسید ولی یک بار اشتباه می‌کرد، اوه… من با خوش رویی جواب می‌دادم و سعی می‌کردم به او اعتماد به نفس بدهم: “این یکبار نشد بگذار که دوباره شروع کنیم، دفعه بعد حتماً پنج بار پشت سر هم می‌توانی درست انجام بدهی” برای بدست آوردن و توانمندی راهی به غیر از این وجود نداشت.

با گذشت زمان تائیچی توانست به این توانمندی برسد که پنج یا شش بار بدون اشتباه این تمرین‌های اولیه را درست انجام بدهد. بعد از آن تمرین‌های بعدی اش شروع شد. به اینگونه که انگشت بزرگ دست چپش را باید بالا نگه می‌داشت و این انگشت بزرگ و نوک آرشه باید همدیگر را لمس می‌کردند با خود اندیشیدم که اگر به این تمرین بتواند فائق شود، از آن به بعد انسانی خواهد شد که می‌تواند با نگاه درونش ببیند.

بعد از سالی طاقت فرسا
وقتی به پای صحبت خانم و آقای تاناکا می‌نشینیم می‌توانیم سختیها و پیچیدگی‌های گذشته را مرور کنیم؛ ابداً کار ساده ای نبوده، بخصوص در اولین هفته دشواری کار بسیار زیاد بود، در هفته دوم از سعی و تلاش برای انجام یک تمرین که پنج بار هر کدام را انجام می‌داد و آن هم پشت سر هم، به او می‌گفتم: “خوب حالا پروفسورِ تو، این کار را انجام می‌دهد” به عقیده خودم می توانستم بدون اشکال آنرا انجام بدهم، آرشه را محکم جلوی چشم نگه می‌داشتم و دست چپ را بالا می‌آوردم و انگشت بزرگ و بعد…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره‌ی پتریس وسکس (VI)

در آغاز این قرن در سال ۲۰۰۵ وسکس قطعه‌ی دیگری با عنوان کانتو دی فورتزه برای دوازده ویولنسل و فیلارمونیک برلین نوشت. او می‌گوید «این قطعه با قسمتی ساکن و خاموش شروع می‌شود. قلب کار شامل دو موج گسترشی است. ابتدا قطعه به آرامی فرود می‌کند و دور می‌شود تا با موفقیت به اوج برسد. سپس منجر به یک نقطه‌ی عطف می‌شود. در مقایسه، بیشتر قطعات و ترکیبات من در سکوت حل می‌شوند. نقطه‌ی اوج کانتو در فورتزه در یک فورتیسیمو بسیار پر قدرت وجود دارد. من متوجه شده‌ام که با موسیقی می‌توان جهان را متعادل نگه داشت.»

چند تصویر از حضور نوازندگان در شهر تهران: ایستگاه‌های مترو (II)

ایستگاه میدان انقلاب: در ایستگاه متروی میدان انقلاب، دو نقطه بیش از هر مکان دیگری محلّ تجمع نوازنده‌ها بوده است. اوّلی همکف ایستگاه دقیقاً پس از عبور از ورودی تنگ ایستگاه و پشت به سوپرمارکتی است که در یکی دوسال اخیر باز شده است. تنها دفعاتی که دیده‌ام نوازندگانی در این نقطه به اجرای موسیقی بپردازند دو نوازندهٔ دف و سه‌تار بوده است. این دو نوازنده یک زن و مرد حدوداً سی و چند ساله بودند. مرد سه‌تار می‌نواخت و زن هم دف. بعد از چند بار متوالی که آن‌ها را دیدم، دیگر هیچ‌گاه آن‌ها را ندیدم. ازدحام و سروصدای آن نقطه آن‌قدر زیاد است که نوازندهٔ سه‌تار همواره با میکروفون می‌نواخت و نوازندهٔ همراهش هم به‌جای آنکه مثلاً تنبک‌نواز باشد دف‌نواز بود؛ احتمالاً‌ هم برای آنکه صدای سازش راحت‌تر شنیده شود و هم اینکه ظرائف تنبک در آن فضا قابل شنیدن و درک کردن نبود.

از روزهای گذشته…

کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

کریمی: هر نوازنده، حال و هوای شخصی خود را دارد

فروغ کریمی استاد فلوت و کین زیولوژی دانشگاه موسیقی وین، از سال ۲۰۰۴ سمت داوری در مسابقات موسیقی جوانان (در رشته فلوت) در اطریش را به عهده داشته است، همچنین او به مستر کلاسهای فلوت در دانشگاه موسیقی لهستان دعوت شده تا متد جدید خود در فراگیری موسیقی و نحوه پیدا کردن آرامش هنگام آمدن به روی صحنه، در مدت کوتاه، را آموزش بدهد. او در سالهای اخیر دعوت به برگزاری سمینارهای بیشماری برای سازهای مختلف مثل ابوا، فاگوت و سازهای دیگری مثل هارپ در سراسر شهرهای اطریش شده است.
ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

ادوارد الگار، آهنگساز انگلیسی (XXI)

برای ارضای حس ادبی خویش (البته که او نویسنده ای دارای چند کتاب چاپی بود) و همچنین برای تامین سوخت برای آتش موسیقی های الگار، آلیس در بسیاری از قطعات نقش ترانه سرا را ایفا کرده است:
اصلانی: در آثارم جنبه آموزشی را مد نظر دارم

اصلانی: در آثارم جنبه آموزشی را مد نظر دارم

سوسن اصلانی، نوازنده سنتور و آهنگساز، شاگرد مرحوم فرامرز پایور و همسرش حسین دهلوی است. او از پیش از انقلاب فعالیت های موسیقایی خود را شروع کرده و همچنان در این زمینه به فعالیت می پردازد. اصلانی سالهاست که با هنرستان موسیقی همکاری داشته و همیشه تدریس جزو مهمترین دغدغه های او بوده است. با او به گفتگو می نشینیم درباره فعالیت هایش در زمینه موسیقی و آثاری که اعتقاد دارد جنبه آموزش موسیقی ایرانی نیز دارد.
درویش خان در گذار تمدن (I)

درویش خان در گذار تمدن (I)

غلامحسین درویش معروف به درویش خان، بخشی از زندگی خود را در روند دگردیسی یک تمدن گذراند و شاهد دو دوره ی تاریخی ایران- قاجار و پهلوی – بوده است. مشروطه از او انسان دیگری ساخت و زخمه هایش بر تار آهنگی دیگر گرفت. او در میانه های دوره ی قاجار در اولین سال سلطنت ناصرالدین میرزا در سال ۱۲۵۱ به دنیا آمد، با جنبش مشروطه به اوج رسید و به هنگام صدور فرمان تاریخی مشروطه و هم زمان با پیروزی و جشن و پایکوبی مردم، استادی بی مانند شده بود.
دو اصطلاح مهم

دو اصطلاح مهم

اگر خیلی دقیق موسیقی را دنبال کرده باشید حتما” تابحال با اصطلاح Opus برخورد کرده اید. Opus یک اصطلاح لاتین به معنای کار(Work) است که برای مشخص کردن توالی کارهای آهنگسازان بکار میرود.
موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

موسیقی‌شناسی‌ای که نمی‌شناسیم (IV)

ممکن است که خواننده‌ی کتاب و نقد حاضر بیاندیشد که این یکی از معدود مثال‌های موجود است و به گناه یک مثال تا این اندازه ریز شدن بر یک متن را بی‌رحمی و دوری از عدالت در مورد یک کتاب مفید تلقی کند اما شوربختانه این گونه نیست و مثال‌هایی مانند این دست‌کم در جاهایی که دو متن درایه‌های کاملا یکسان دارند، فراوان می‌یابیم. به این مثال دیگر از مدخل «روشن‌گری/Enlightenment» توجه کنید:
اپرای توسکا (II)

اپرای توسکا (II)

در فوریه ۱۷۹۸ لشکر فرانسه روم را اشغال نمود و مدعی جمهوری رومن جدیدی شد. شخصیت “سزار آنجلوتی” در اپرا (بر اساس شخصیت تاریخی لیبوریو آنجلوسی) که یکی از رهبران جمهوری و حاکم روم بود، ساخته شده. پاپ مجبور به فرار به توسکانی شد. پادشاه نپال سعی به نجات پاپ کرد اما خودش نیز مغلوب شد. در ژانویه ۱۷۹۹ جمهوری نپال اعلام حاکمیت کرد. در آوریل ۱۷۹۹ زمانی که ناپلئون در مصر بود، ارتش روسی – اتریشی به شمال ایتالیا راه یافت و انگلیسیها را شکست داد.
رپرتوار جز و کلاسیک در کنسرت کر شهر تهران

رپرتوار جز و کلاسیک در کنسرت کر شهر تهران

گروه کر شهر تهران در روزهای ۱۷ و ۱۸ آبان ۱۳۹۰، ساعت ۲۰، در سالن رودکی به اجرای کنسرت می پردازد. در این کنسرت که به رهبری مهدی قاسمی انجام می شود، منتخبی از رکوییم های موتسارت و فوره و همچنین قطعات کلاسیک Jazz به اجرا گذاشته می شود. این دومین بار است که گروه کر شهر تهران در رپرتوار خود از قطعات جز استفاده میکند.
ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

ویژگیهای ارتعاشی چوب و کوک کردن صفحات ویولن (XII)

در آخرین مرحله آزمایشات Niewczyk (تصویر۱۶-۱) ضخامت صفحات را طوری مشخص می کنیم که بتوانیم آنها را با نتایج حاصل از تجربیات هاتچینز(Hutchins) مقایسه کنیم. بر اساس این قیاس باید بگویم که اگر کل سطح صفحه نازک شود، فرکانس های رزونانس اول و دوم به اندازه ۷۰% از مقدار ضخامت کم شده، کاهش می یابند، در حالیکه در رزونانس پنجم این عدد به ۵۰% می رسد و زمانیکه ضخامتها در یک صفحه تخت کم می شود به اندازه ۱۰۰% از کاهش ضخامت در صفحه، فرکانس های رزونانس نیز کاهش می یابند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که قوسهای صفحات بیشترین تأثیر را در کاهش رزونانس می گذارند و این حالت بیشتر در رزونانس پنجم دیده می شود.
رساله ابن خردادبه (I)

رساله ابن خردادبه (I)

رساله‌ای تحت عنوان «اللهوو الملاهی» از «ابن خرداد به» (تولد ۲۱۱ هجری/وفات ۳۰۰ هجری) در لبنان چاپ شده که شرحی راجع به آن در سومین شماره مجله‌ «الدرسات الادبیه» چاپ لبنان نوشته شده است. رسالهء فوق در بیست و نه صفحه تنظیم گشته و از آن‌ اطلاعات سودمندی دربارهء موسیقی و سرود و شعر ایرانی‌ پیش از اسلام می‌توان بدست آورد. در این رساله نام برخی از آلات موسیقی ایرانی و بعضی از اصطلاحات و مقامهائی که‌ در موسیقی وجود داشته و همچنین یک تصنیف فارسی‌ مرکب از سه مصرع شعر دیده می‌شود و ضمن همین قطعه‌ دو حکایت نیز از باربد موسیقی‌دان نامدار دربار خسرو پرویز آمده است. نویسندهء مقاله در پایان مقدّمه می‌افزاید: