اپرای توسکا (III)

پرده سوم: قلعه آنجلوی مقدس؛ اعدام گاه کاوارادوسی
نقاش در زندان انتظار مرگ را می کشد. نامه ای به توسکا می نوسید و آخرین یادداشت خود را می نگارد: “و من هیچ گاه بدین گونه عاشق زندگی نبوده ام” و می گرید. توسکا به همراه نگهبان و نامه ای که مبنی بر آزادی کاوارادوسی در دست دارد وارد قلعه می شود و در حالی که به نقاش توضیح می دهد چگونه اسکارپیا را کشته می خواند: “او خون تو را می خواسته یا عشق مرا.” دوئت: “گوش کن، زمان نزدیک است.” کاوارادوسی: ” مرگ تلخ است تنها به خاطر جدایی از تو” توسکا: ” عشق به تو مرا قادر ساخت که زندگیت را نجات دهم.” آخرین دوئت: ” جشن می گیریم، با امیدهای تازه.”

در اینجا آتش شلیک می شود و کاوارادوسی به روی زمین می افتد، توسکا به سمت او می رود در حالی که او را برای چنین بازی طبیعی تحسین می کند: “این است هنرمند “. زمانی که هیچ صدایی از نقاش بر نمی خیزد توسکا به حقیقت پی می برد؛ اسکارپیا هیچ گاه دستور بخشش نقاش را نداده بود. زمانی که سربازان سعی به دستگیری توسکا می کنند وی می گریزد و خود را به پائین پرتاب می کند در حالی که می خواند: ” اسکارپیا، باید قبل از دیدار با خداوند ملاقاتی کنیم.” زمانی که از بالای قلعه به روی زمین می افتد، صدای ارکستر خشن تر شنیده می شود و فورته آغاز می شود.

حوادث تاریخی اگرچه در نمایشنامه آماده بود اما در اپرا آنچنان به آن پرداخته نشد.

سبک آهنگسازی توسکا
ملودی خوانندگی در اپرای توسکا بسیار تلخ تر از آثار پیشین پوچینی می باشد، در عین حال شخصیتهای کوتاه کمدی را نیز حفظ نموده. پوچینی همواره در معرفی شخصیتهای فرعی با دقت عمل کرده. در تقابل کمدی و تراژدی به صدای خوانندگی وسیعی نیاز است که با عمق صدای تنور کاوارادوسی (امیلیو د مارچی) و ترکیب آن با تن صدای خادم کلیسا به دست آمده است. زمانی که آنجلوتی به صحنه باز می گردد، موسیقی تیره می شود اما با ورود توسکا به شادمانی و شفافیت می رسد.

آنجلوتی به وضوح کلید موسیقی تراژدی در این اپرا است، خیلی بیشتر از اسکارپیا. تلفیق خادم کلیسا و کر، ارکستر را تا حدی به سبک موسیقی امپرسیونیست فرانسه می برد.

زمانی که آنجلوتی بار دیگر حضور می یابد، پوچینی سیاهی را مستولی می کند، چیزی شبیه شروع عمیق و محزون سکانسهای اولیه در پرده اول. ملودی شاد ارکستر و خادم کلیسا ناگاه با ورود اسکارپیا قطع می شود، موسیقی ارکستر مبهم تر و تاریک تر می گردد.

هر کلام و موسیقی اسکارپیا آگاهانه و موشکافانه توسط پوچینی تنظیم شده تا شیطانی وی را نمایان کند که قابل مقایسه با شخصیت ایاگو در اپرای اتلو ی وردی است. با ورود توسکا، ملودی به طور محسوسی ملایم می شود اما هنگام ملاقات اسکارپیا و توسکا موسیقی به تلخی می گراید و تا پایان پرده دوم حفظ می شود. سبک خوانندگی توسکا، یادآور موسیقی باروک است.

در پرده سوم، موسیقی ارکستر به نوعی موسیقی محلی رومن است که با زمزمه آهنگهای پسربچه چوپان آغاز می شود و با سه ریتم گامهای: B-flat – A-flat – E-major به پایان می رسد و ملودی تلخ و شیطانی اسکارپیا حتی پس از مرگش ادامه می یابد که بیان گر حضور پایان ناپذیر وی است و در پایان پرده آخر با مرگ توسکا، ملودی خشمگین ارکستر و فورته مجدد به گوش می رسد.

manitobaopera.mb.ca
en.wikipedia.org

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

واکاوی نظری موسیقی امبینت (VIII)

به نظر می رسد همزمان با ظهور عصر فضا، در موسیقی نیز فناوری جدیدی متناسب با آن ظهور کرده است تا موسیقیدانان بتوانند احساسات خود را با آن بیان کنند. همین احساس بعدها (۱۹۸۳) هنوز در برایان انو زنده است و در پشت جلد آلبوم «آپولو» از شیفتگی خود برای خلق آثاری که در راستای دستاوردهای نوین علمی بشر باشد می نویسد.

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (XIX)

بیشتر آثار پرویز مشکاتیان برای گروه ساز های ایرانی تنظیم شده اند و تعدادی معدودی از آنها توسط هنرمندانی چون محمدرضا درویشی و کامبیز روشن روان برای ترکیب ساز های ایرانی و جهانی تنظیم شده اند. این آثار به شرح زیر هستند:

از روزهای گذشته…

یادداشتی بر آلبوم «باغ بی باران»

یادداشتی بر آلبوم «باغ بی باران»

ای کاش می‌شد «باغ بی ‌باران» را بدونِ نوشته‌ی احساساتیِ آهنگساز در دفترچه‌ و بدون طراحی جلدِ سبُک و بی‌ربط آن شنید. اما اینها نیز بخشی از این بسته‌ی فرهنگی‌اند. وقتی آهنگساز اظهار می‌کند که در لحظه به لحظه‌ی خلقِ اثرش صادقانه پلاسکو، سانچی و شرف و آبروی ساکنان سرزمین‌اش، که هر لحظه‌ی تاریخ‌اش پاک است! را در ذهن داشته آیا بیراه خواهد بود اگر در موسیقیِ سراسر باکلام‌اش دنبال رد پای این عواطف باشیم؟
«به آهستگی» (I)

«به آهستگی» (I)

از چندی پیش خبری مبنی بر اجرای ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر که برای نخستین بار کل رپرتوار آن اختصاص به آثار خانواده کامکار داشت، از طریق رسانه های گروهی و نیز به صورت سینه به سینه در جامعه ی موسیقایی انتشار یافت. از این رو چهارشنبه هفته گذشته به همراه تنی چند از دوستان عازم تالار وحدت شدیم تا نخستین شب از اجرای ارکستر را شاهد باشیم.
نقشه‌برداری موسیقایی (II)

نقشه‌برداری موسیقایی (II)

معماری را در دانشگاه فنی وین تحصیل کردم. در سال ۱۹۶۸ دیپلم گرفتم؛ بعد از ده سال کار و تجربه در نزد استادانم، در سال ۱۹۷۶، اوّلین کارم را که «تئاتر تجربی در خانه هنرمندان وین» بود، اجرا و از سال ۱۹۸۰ دفتری مستقل برای طرح و نظارت معماری در وین راه‌اندازی کردم و عضو کانون معماران و مهندسین اتریش هستم. اوّلین مقالۀ من به زبان فارسی با عنوان «پیدایش معماری مدرن در وین» در شماره ۴۷-۴۸ مجلۀه هنرْمعماری و در جولای ۱۹۷۹ در تهران منتشر شد.
جان کیج و ذن بودیسم (III)

جان کیج و ذن بودیسم (III)

او به زودی خود را مستغرق میان دنیای سریالیسم شوئنبرگ و نئوکلاسیسیسم «استراوینسکی» پیدا کرد و عمیق ترین تآثیرات را از کلاس های آهنگسازی «هنری کاول» پذیرفت. در ۱۹۳۴ به بهترین شاگرد کلاس شوئنبرگ بدل شد. یک بار شوئنبرگ در باره ی او گفت: او برای من نه تنها بهترین شاگردِ آهنگسازی که افتخارِ کشفِ یک نبوغ است.
یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

یادداشتى بر اجراى ولادیمیر اشکنازى

بى شک سرگئى راخمانینوف یکى از بزرگترین موسیقیدان هاى معاصر است. او آهنگساز، پیانیست و رهبر ارکستر خارق العاده اى است. در روسیه متولد، و بعدها تبعه آمریکا شد. در سال ۱۸۸۲ وارد کنسرواتوار سن پترزبورگ شده که در مسکو، نیکولاى ژوزف پیانو را به او آموخت. او از سال ۱۸۸۶ شروع به آهنگسازى کرد. اولین کنسرتو را در سال ۱۸۹۰ آغاز و تابستان سال بعد تکمیل کرد. در تابستان سال ۱۸۹۲ او پرلود در دو ریز مینور را نوشت که از محبوب ترین آثارش شد.
صداسازی در آواز (VI)

صداسازی در آواز (VI)

قرار گرفتن صدا در ناحیه خاکستری به این مفهوم است که کانون صدا درجایی بیرون سر احساس شود و در صورتی که این کانون خارج از ناحیه خاکستری باشد یعنی صدا داخل سر احساس می شود.
بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

بررسی کتاب های آموزش سازدهنی در ایران (I)

سازدهنی (Harmonica) با وجود کوچکی و سادگی قابلیت های اجرایی فراوان و جذابی دارد و به همین خاطر جزو رایج ترین و محبوب ترین سازهای موسیقی در جهان به شمار می آید. در کشور ما هم چند سالی است که با اقبال بیشتر هنرجویان و گروه های موسیقی مواجه شده و به تازگی می توانیم صدای سازدهنی را در تبلیغات تجاری پخش شده از شبکه های داخلی رادیو و تلویزیون نیز بشنویم. خوشبختانه در زمینه آموزش سازدهنی (انواع ترمولو و کروماتیک) چندین کتاب به زبان فارسی منتشر شده است که در این سری مطالب به بررسی آنها می پردازیم.
بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

بررسی ساختار و نقش دانگ‌های مورد استفاده در گوشه‌های راک ردیف میرزاعبدالله (VII)

از میان دانگ‌هایی که در تصویر پیشین نمایش داده شده‌اند، به‌استثنای دانگ M1 و تتراکرد رـ سل بالا‌دسته، سایر دانگ‌ها در گوشه‌های راک مورد استفاده قرار می‌گیرند. این نکته هنگامی جالب‌تر می‌شود که بدانیم اینها، دارای فواصل متغیری نیز هستند و با لحاظ‌کردن این تغییرات، می‌توان شش دانگ مختلف را در راک شناسایی کرد. این دانگ‌ها عبارت‌اند از:
آرشه کشی در سازهای زهی

آرشه کشی در سازهای زهی

خوب، همان گونه که ما به محض آنکه برای اولین بار، آرشه را روی سیم باز گذاشتیم فهمیدیم، این کار آن قدرها هم ساده نیست. سپس، اکثر ما هنگامی که برای به دست آوردن صدای خوب تلاش می‌کنیم، دست راستمان را سفت می‌کنیم؛ از فشارهای غلط در جهت نادرست استفاده می‌کنیم و صداهایی تولید می‌کنیم که به یاد ما می‌اندازد، سیمها از زه ساخته شده‌اند.
فرانک سیناترا (II)

فرانک سیناترا (II)

سیناترا در سال ۱۹۵۵ پس از بازی در چند فیلم فرصت همکاری با هنرپیشه های مطرح هالیوود همچون مارلون براندو (Marlon Brando) را در فیلم Guys and Dolls پیدا کرد. همچنین فیلم High Society که در آن Bing Crosby و Grace Kelly بازی میکردند.