نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (I)

محمد رضا لطفی
محمد رضا لطفی
“موسیقی کنونی ایران در دایره‌ای مسدود گرفتار آمده است. تجربه‌های نویی که در ابتدای انقلاب شکل گرفته بود به زردی گرایید و خزان بی‌رنگی، افق آن را پوشانید.”۱ این‌ جملات سخنان مردی است از تبار موسیقی‌دانان برجسته‌ی این سرزمین که در دهه‌ی هفتاد زینت بخش آغازین مقاله‌ی کتاب سال شیدا شد.

او در پیش درآمد «موسیقی کنونی در ایران» این چند کلمه را از سر درد نوشت. دردی که از ناهمیاری زمانه و یاران غار برمی‌خاست. اما او اهل ناله از سر درد نه که اهل درمان بود.

چند خط بعد درمانی که این طبیب دردآشنا تجویز می‌کرد از راه می‌رسد: “جواب به این سوال که در کجا و از کجا باید این خرابی را دید و عمق آن را شناخت، کاری نیست که نگارنده مدعی آن باشد تا همه‌ی جوانب آن را باز گوید، اما تلاش شده تا در این حداقل، رئوس بنیادی‌ترین بخش‌ها به صورت فشرده طرح شود…”۲ محمدرضا لطفی را همگان به عنوان نوازنده‌ی تار و سه‌تار و آهنگساز می‌شناسند.

اما آن که این سطور از نوشته‌هایش در آغاز نخستین کتاب سال شیدا آمده، لطفی متفکر و نویسنده است. وی که بر خلاف بسیاری از موسیقی‌دانان دیگر به مسائل و مشکلات بنیادی در موسیقی ایرانی می‌پردازد. از او که روزگاری در آفرینش آن تجربه‌های نو -که در ابتدای این مقال آمد- پیش‌گام بود انتظار می‌رفت که در یافتن جواب این سوال و بسیاری سوال‌های بی‌پاسخ موسیقی ایرانی نیز پیش‌قدم شده و برای آن‌ها راه حلی بیابد درخور.

این کلمات جهت‌گیری مقالات بعدی وی را در شماره‌های دیگر کتاب سال شیدا مشخص کرد.۳ مقالاتی که در هر یک از آن‌ها یکی از مسائل مهم موسیقی ایرانی مورد بررسی قرار گرفته، و حتا اگر هم برای آن‌ها راه حل مشخصی ارائه نداده، دست‌کم طرح شده است. ما از خلال این مقالات با آن لطفی‌ای آشنا می‌شویم که کمتر شناخته شده است. هر چند او پژوهش در موسیقی را حرفه‌ی اصلی خود قرار نداده‌، اما در این وادی نیز حرف‌هایی برای گفتن دارد.

در این نوشته‌ها به روش خاصی برای پرداختن به مسائل برمی‌خوریم، که شاید بتوان آن‌را «نگاه او به موسیقی» نامید. اولین ویژگی این روش تفکر، پرداختن به ریشه‌های فرهنگی موسیقی ایران است. از دیدگاه لطفی موسیقی ایرانی ریشه‌ای فرهنگی دارد و لازم است هر کس می‌خواهد موسیقی‌دان موفقی باشد با این ریشه‌ها آشنا شود.

از نظر وی، حتا نوآوری و آفرینش هنری موسیقی ایرانی هم برای موسیقی‌دانی بدون آشنایی با این ریشه‌ها ممکن نیست و اگر هم ممکن باشد اثر هنری بوجود آمده منطبق با سنت موسیقی رسمی ایران نخواهد بود. لطفی مهم‌ترین بخش این ریشه را عرفان ایرانی می‌داند. آن‌چه که بزرگانی چون حافظ، سعدی، عطار، مولانا، سهروردی، حلاج، خرقانی، بایزید و شمس تا سده‌ی هفتم نماینده‌اش هستند.

از نوشته‌های وی در این مورد بر می‌آید که او به این تفکر به عنوان نوعی بستر فکری برای موسیقی ایرانی نگاه می‌کند. چیزی مانند کارکرد تفکر فلسفی غرب برای موسیقی هنری آن خطه. این دیدگاه لطفی به‌خصوص در شماره‌های ابتدایی کتاب سال شیدا بیشتر به چشم می‌خورد. او درباره‌ی این نحله‌ی فکری می‌گوید: “تا سده‌ی هفتم آزادی بخش بوده است.”

لطفی تفکر عرفانی را بیشتر به عنوان نوعی صافی روح هنرمند به میان می‌آورد و معتقد است موسیقی‌دان ایرانی برای آفرینش اثر هنری در محدوده‌ی موسیقی رسمی باید این پالایش روحی را داشته باشد. او در شرح این مطلب میان عرفان و صوفی‌گری تفاوت قائل می‌شود و می‌گوید نیازی نیست تا حتما موسیقی‌دان دارای “پیر طریقت باشد” یعنی عضوی از یکی از فرقه‌های عرفانی (صوفی‌گری) باشد. بلکه به نوعی آن‌ها را نیز به دلیل ریا و تزویرشان و این‌که “عرفان را به شغل تبدیل کرده‌اند.” مضر می‌داند.

نکته‌ی دیگری که در این اندیشه به طور مداوم تکرار می‌شود تقسیم‌بندی خاصی است که وی برای انواع موسیقی در نظر می‌گیرد. او موسیقی دستگاهی ایرانی را «موسیقی کلاسیک ایران» و «گاه موسیقی رسمی» می‌نامد و آن‌ را با زبان رسمی، فارسی، مقایسه می‌کند. از نظر لطفی همه‌ی اجرا‌های موسیقی دستگاهی را نمی‌توان جزئی از موسیقی رسمی یا کلاسیک ایرانی به حساب آورد. این نگرش‌ که در مقاله‌‌های اولیه‌ی وی (یا آن‌ها که تاریخ تالیف قدیمی‌تری دارند) موجب مرزبندی محسوس‌تری می‌شد در مقالات بعدی تعدیل و به بررسی شیوه‌های مختلف نوازندگی موسیقی ایرانی منجر شد.

پی نوشت:
۱- اولین کتاب سال شیدا، موسیقی کنونی در ایران،آوای خورشید، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۱٫
۲- اولین کتاب سال شیدا، موسیفی کنونی در ایران،آوای خورشید، تهران ۱۳۷۷، ص ۱۱٫
۳- به دلیل این‌که تعدادی از آثار چاپ شده‌ی محمد‌رضا لطفی در کتاب سال شیدا سال‌ها پس از انتشار نخستین شماره‌ی آن تالیف شده بود، می‌توان گفت وی این روش را از قیل و هم‌زمان با همان نو‌آوری‌ها آغاز کرده است.

روزنامه شرق

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

خودآموختگی؛ از ورطه های تکرار تا هاویه های توهم (II)

به این ترتیب نظام آموزشی دو جزیی با نظام سه جزیی یک اختلاف بنیادین پیدا می کند و آن حضور فرد با توان خودآموزشی است. البته برخی از افراد جامعه خود به خود دارای این استعداد هستند اما در بیشتر موارد این استعداد انسانی باید تحریک شود و استاد نظام سه جزیی چنین می کند. بنابراین روابط او با شاگردانش دیگر نمی تواند نشان روابط استاد در نظامی دو جزیی باشد. در جدول زیر چند تمایز مهم را آورده ایم.

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) از مجید کولیوند منتشر شد

کتاب سازشناسی کاربردی (سازهای موسیقی کلاسیک ایران) با نویسندگی مجید کولیوند، نوازنده سنتور، آهنگساز و مدرس دانشگاه هنر تهران، با همکاری نشر نای و نی منتشر شد. کتاب در سه بخش نگارش شده است. بخش نخست هوا صداها (سازهای بادی) که ساز نی را در بر می گیرد. بخش دوم، زه صداها که خود به دو بخش زهی مضرابی شامل سازهای سنتور، قانون، تار، سه تار و عود و زهی آرشه ای شامل کمانچه، قیچک سوپرانو، قیچک آلتو، قیچک باس می باشد. در نهایت بخش سوم به پوست صداها (سازهای کوبه ای) اختصاص داده شده که شامل ساز تنبک و دف است.

از روزهای گذشته…

بالشتک نوین (III)

بالشتک نوین (III)

در ابتدا ممکن است که نوازنده با این موقعیت کنار آمده و با کمی فشار بر بدن خود این مشکلات را در روند تکرار و عادی سازی بر طرف شده تلقی نماید اما به مرور زمان بر اثر عدم انطباق لازم بالشتک (shoulder rest) را با بدن، آسیب های جسمی بروز نموده و در نتیجه با توجه به آسیب های احتمالی بر اندام و تحمل آن شاید به کیفیت دلخواه در نوازندگی دست نیافته و آنگونه برداشت شود که اشکالات نوازندگی او به دلایل دیگری همچون ناتوانی هوشی و یا استعداد او باشد که در نهایت می تواند باعث ترک دنیای نوازندگی شود.
تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

تحلیلی بر «چنگ رودکی» (II)

البته چنین تفسیری، بر پایه ی این فرض مورد پذیرش و نسبتاَ عمومیّت یافته بنا شده که «ماهور» تداعی گر احساسات نشاط آورتری است. تداعی حس «تحرک» در این موتیف ها به گونه ای دیگر نیز بروز یافته و آن نیز نواختن تمامی نت های چنگ (به استثنای آنهایی که با تریل اجرا می شوند) با «استکاتو» ست که حالتی کوبه ای تر به آنها می بخشد.
موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

موزاک، کسل کننده یا آرام بخش؟

دانیل بارنبویم یک بار دیگر انتقاد علیه موزاک را شروع کرده است! موسیقى ملایمى که اکنون به بخش جدایى ناپذیر زندگى روزانه بسیارى از مردم تبدیل شده است. رهبر ۶۳ ساله ارکستر سمفونیک شیکاگو امسال در مجموعه برنامه تلویزیونى BBC REITH که ۵۹ سال است از آغازش مى گذرد، سخنرانى مى کند.
CREMONA 1730–۱۷۵۰ nell olimpo della liuteria

CREMONA 1730–۱۷۵۰ nell olimpo della liuteria

نمایشگاهی کم سابقه برای ویلنهای تاریخی که بدست سازندگان بزرگی همچون ANTONIO STRADIVARI – GIUSEPPE GUARNERI DEL GESU, – CARLO BERGONZI ساخته و امروز معرف آثاری هنری و ارزشمند است.
درباره آلبوم «باد و گندم زارها» (I)

درباره آلبوم «باد و گندم زارها» (I)

دو سال از انتشار آلبوم «باد و گندم زارها» می گذرد؛ اثری با ارزش و متفاوت که توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شد و متاسفانه به سرنوشت دیگر آثار این کانون عریض و طویل دچار شد! شوربختانه، آثاری که توسط این انتشارات منتشر می شود – و در بسیاری از موارد آثار با ارزشی هستند – تنها در مراکزی وابسته به این انتشارات پخش شده و در نتیجه به شکل بسیار محدودی به بازار عرضه می شوند. در این یادداشت نگاهی داریم به توانایی های این اثر که به عقیده نگارنده، از بهترین آلبوم های سال ۹۱ بوده است.
نگاهی به زندگی جادوگر Hammond  B3

نگاهی به زندگی جادوگر Hammond B3

جیمی اسمیت (Jimmy Smith) در ۱۹۲۵ در Norris Town ایالت پنسیلوانیا از پدر و مادری هنرمند متولد شد. پدر او که خود نوازنده پیانوی جاز بود، اولین معلم موسیقی جیمی بود. او از پدرش پیانو را آموخت و رفته رفته استعداد خود در موسیقی جاز را نشان داد و در رادیوی ایالتی به نوازندگی مشغول شد و شبها در کنار پدرش در کلوبهای شبانه می نواخت.
موسیقی کریسمس (I)

موسیقی کریسمس (I)

موسیقی کریسمس ژانرهای مختلفی از موسیقی را در بر می گیرد که معمولا در فصل کریسمس، یعنی از چند ماه مانده به روز کریسمس تا چند هفته پس از آن، اجرا یا پخش می شوند.
نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوازندگان شاخص تاریخ کمانچه نوازی

نوشته ای که پیش رو دارید متن کامل سخنرانی سجاد پورقناد است در نشست پژوهشی”سازها و شیوه ها” ویژه ساز کمانچه که به همت خبرگزاری مهر برگزار شد؛ این سخنرانی به علت کمبود وقت نیمه تمام ماند.
آن روزهای سالم سرشار!

آن روزهای سالم سرشار!

« پسران به یاد پدران»؛ تیتر اول روز یکشنبه ی شرق بود که اشاره ای داشت به کنسرت چند شب گذشته ی همایون شجریان و سهراب پورناظری با همراهی آیین مشکاتیان، و البته طراحی صحنه و لباس باران کوثری. این چهار اسم، هسته ی اصلی این کنسرت را شکل داده اند. چهار اسمی که هیچ کدام در عرصه ای برابر و سالم قد علم نکرده اند. همایون شجریان اگر پسر شجریان بزرگ نبود، احتمالاَ نه از لحاظ تکنیک در حد و اندازه های امروزش بود (به عبارت دیگر: فرصت دست یافتن به استادی به بزرگی محمدرضا شجریان را نمی داشت) و نه از لحاظ شهرت. سهراب پورناظری هم به همین شکل، از راه پدر و پسر عموی او، به فرصت هایی دست یافته که در دست دیگران نبوده.
قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

قایقی بر رودخانه سرزمین مردگان

در سال ۹۵، کار آماده سازی یک آلبوم گلچین از آثار استیکس، توسط اعضای سابق گروه قرار منجر به اتحاد مجدد آنها شد. یکی از مشهورترین ترانه های این گروه در ایران، ترانه Boat On The River از آلبوم Cornerstone است.