کج بشینیم، راستشو بگیم (II)

انسان شناسی و فرهنگ
زادگاه من (محله‌ی قره‌آغاج شهر تبریز) نیز یکی دو تا مجنون خیلی جالب و با مزه داشت. یکی‌شان «دلی جاواد» یا همان جواد دیوونه بود؛ خیلی بعید است هنوز زنده باشد. این آدم، عجیب دوست داشتنی بود؛ تپل بود و قد بلند. غالبن سنگریزه جمع می‌کرد. عاشق نان سنگک بود و ویژگی منحصربفردش این بود که بیشتر اوقات زار زار گریه می‌کرد. در حدی که جگر شمر کباب می‌شد! یا مورد دیگری که در دوره‌ی دانشجویی از دوستان سبزواری‌ام شنیدم؛ مجنونی موسوم به «هَنتال»، در روستای بِیزَخ سبزوار که سال ۸۷ از دنیا رفت. هنتال را «کِله شِفتله» (کله شفتالو) هم صدا می‌کردند. ریش سفید بلندی داشت و سرش طاس بود. بیشتر اوقات مشغول هیزم جمع کردن بود. می‌گویند روی تشت و این قبیل چیزها ضرب می‌گرفت و یکی از دوستان اهل موسیقی که هم‌روستایی هنتال نیز بود می‌گفت درک ریتم شگفت‌انگیزی داشت. هنتال گاه ساعتها در سکوت به صدای پرندگان گوش می‌داد و اگر کسی در آن حوالی سر و صدایی می‌کرد در ساکت کردن او با جدیت تمام، فرمان «هیس!» می‌داد.

موردهای مشابه دیگر فراوان‌اند. نمونه‌هایی از این دست، دست کم در فرهنگ ما همیشه جذابیت داشته و مورد توجه بوده‌اند. البته ظهور چنین پدیده‌هایی، امروزه و در شهرهای بزرگ نادر است و در جوامع کوچکتر و سنتی‌تر اینگونه افراد بیشتر یافت می‌شوند. به نظر می‌رسد روان پریشی‌ها و دیوانگی‌ها هم در کلان شهرها مدرن شده‌اند و اَشکال دیگری به خود گرفته‌اند. نظریه‌هایی نیز وجود دارند که معتقدند، این جامعه‌ی مدرن است که -نسبت به جوامع سنتی- با اینگونه افراد برخورد متفاوتی دارد.

اما در مورد جامعه و فرهنگ خودمان، نمی‌دانم که آیا دیوانه‌پرستی ما هم مانند مرده‌پرستی‌مان ورای جنبه‌های روان شناختی موضوع، یک خصیصه‌ی فرهنگی مذموم است یا صرفن ریشه‌های نوع دوستانه دارد؟!

به هر حال در مورد بیوک آقا جاذبه‌ی شخصیت او، بواسطه‌ی دست به ساز بودنش و البته زبان و گفتار شیرین‌اش به مراتب بیشتر بود و او را از موارد مشابه دیگر کاملن متمایز می‌کرد. بدیهی‌ست بیوک آقا و نمونه‌هایی که به آنها اشاره شد قیاس‌ناپذیرند؛ چرا که هم خوشبختانه و هم متأسفانه آسیب‌های ناشی از آن رخداد نامعلوم، آنچنان شدید و بنیان‌کن نبودند. خوشبختانه از این نظر که هنوز بقایایی از وجود هنری او حفظ شده بود و متأسفانه از این نظر که آسیب‌ها آنقدر جدی نبودند که بیوک آقا را به تمامی از درک درد و رنج پیرامون خود و زندگی حسرت‌بارش رها سازند. او در همان عوالم پریشان خود، به اغلب نداشته‌هایش آگاهی داشت. برای نمونه در فیلم یادشده، در جایی بیوک آقا می‌گوید هیچگاه به دخمه‌ی خود تاری نمی‌برد، چرا که آنجا خانه نیست و تنها یک دخمه است. شاید همین تعلیق بیوک آقا بین عقل و جنون بود که او را به جایگاه کنونی رساند.
بیوک‌آقا شکورزاده

اما آنچه که بیش از هر چیز دیگر برای من انگیزه‌ای شد تا موضوع یادداشت حاضر را به «دَلی بیوک آقا» اختصاص دهم، نوشته‌ها و تذکره‌هایی بود که بعد از فوت ایشان شنیدم و خواندم. علاقمندان بیوک آقا، چه آنها که ارتباط قدیمی و بسیار نزدیکی با او داشتند و چه ذوق‌زده‌هایی که با خواندن خبر فوت بیوک آقا از وجود و عدم اش باخبر شده بودند و حتی برخی خبرگزاری ها، جملات یکسانی را به اشتراک گذاشته بودند؛ همان عبارات کپی‌شده‌ای که مشابه آنها را امروز در ویکی پدیای فارسی و دیگر سایتها و یادداشت‌ها نیز می‌توان خواند:
“او یکی از بزرگترین نوازندگان تار در ایران بود. فیلم مستند زخمه بر زخم نیز شرح حال زندگی او می باشد که بعد از اکران این فیلم نام وی در سطح بین المللی شهرت یافت. محمدرضا شجریان در ۱۸ شهریور ۱۳۸۹ نامه ای برای بیوک آقا نوشت. …او سال ها در مراغه زندگی کرده است و در مجالس شادی مردم تار می‌نواخته است. در اوایل میانسالی بیوک آقا برای مدتی در شهر دیده نمی شود. بعد از چند روز او را می‌بینند که با لباسی مشکی بر تن به شهر باز می‌گردد. هرگز کسی ماجرای آن روز را نمی‌فهمد و او نیز هرگز در مورد آن روز با کسی صحبت نمی‌کند. بعد از این دیگر بیوک آقا برای چند سالی تار نمی زند و آواره‌ی خیابان ها می شود. …در دخمه ای زندگی می‌کرده و تنها دوستش یک سازنده تار در مراغه بوده است…”

یک دیدگاه

  • آرزو
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۴ در ۴:۰۹ ب.ظ

    به نظر می‌رسد روان پریشی‌ها و دیوانگی‌ها هم در کلان شهرها مدرن شده‌اند و اشکال دیگری به خود گرفته‌اند..
    چقدر زیبا نوشتین..حقا که عین حقیقت رو گفتین..
    درود بر شما..

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

آمد بهار ِ جان‌ها ای شاخ ِ تر به رقص آ

دهه شصت را می توان سال های اوج تمرکز آهنگسازان ایرانی بر روی اشعار مولوی دانست؛ گویا فضای خاص کشور تحت تاثیر جنگ، موجبات گرایش جامعه به سمت مفاهیم عرفانی اشعار مولوی را دوچندان کرده بود و تصانیفی که برای ارکستر سازهای ایرانی و حتی ارکستر سمفونیک در آن برهه ساخته می شد، از اشعار مولانا بهره زیادی می بردند.

از روزهای گذشته…

«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

«اهالی موسیقی کار مطالعاتی را جدی نمی گیرند»

در ایران، چندین مجله موسیقی با گرایش‌های گوناگون فعالیت دارند؛ «فصلنامه موسیقی ماهور»، «ماهنامه هنر موسیقی» و «ماهنامه فرهنگ و آهنگ» از اصلی‌ترین مجلات موسیقی در ایران هستند. در چنین فضایی و با توجه به اینکه فعالیت‌های موسیقی در ایران چندان وسیع نیست، یک نشریه‌ی تازه‌ی موسیقی که به جنبه‌های عوام‌پسندانه‌ی موسیقی هم نمی‌پردازد تا چه حد می‌تواند توجه دوستداران موسیقی را جلب کند؟
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (II)

در ترکیب فرهنگ‌ها دو نوع فرایند از نظر تئوریک قابل دسته بندی است که به آن‌ها اصطلاحاً ظرف سالاد و دیگ حلیم گفته می‌شود. در شرایط اول خصوصیات دو فرهنگ با هم به گونه‌ای مخلوط می‌شوند که هنوز اجزای اولیه هریک از جنبه‌های فرهنگی به وضوح در ترکیب حاصله قابل روئیت است. در شرایط دوم که به آن در این‌جا اصطلاحاً دیگ حلیم گفته شد، جنبه‌های فرهنگی آن‌چنان در هم ادغام می‌شوند که عناصر اولیه در ترکیب حاصله دیگر قابل بازشناسی نیست. شکل زیر این دو فرایند را به وضوح نمایش می‌دهد:
گزارشی از رونمایی «لحظه های بی زمان» در شهر کتاب فرشته

گزارشی از رونمایی «لحظه های بی زمان» در شهر کتاب فرشته

پنجشنبه بیستم آذر، شهر کتاب فرشته برگزار کننده رونمایی آلبوم «لحظه های بی زمان» با آهنگسازی‌، روزبه تابنده و رهبری پروفسور منوچهر صهبایی بود. «لحظه های بی زمان» به تازگی توسط موسسه فرهنگی و هنری «شهر آفتاب» شیراز منتشر شده است و توسط پخش «جوان» در فروشگاه های آثار صوتی و تصویری در اختیار علاقمندان قرار گرفته است.
گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

گزارشی از دومین نشست «نقدِ نقد» (VIII)

صداقت‌کیش در ادامه گفت: عزل «وا» کردم از «واکاوی» و می‌خواهم «وا» را به آن برگردانم. گفتم «کاویدن» از نظر من در نقد چه کاری می‌کند و می‌خواهم ببینم چرا «واکاوی» یعنی دوباره به یاد آوردن، در موقعیت ما اهمیت دارد. اگر قبلا هم از طریق نوشته‌های نظری و غیره متوجه نشده بودیم، اینجا متوجه شدیم که نقد موضوعی شدیدا تاریخی و تاریخ‌مند است، هم عنوانش و هم انواع کنش‌هایی که زیر این عنوان می‌گنجد و هم مفهومی که ما از آن درک می‌کنیم و هم خود آثار و کنش‌های هنری و روابط جامعه هنری و از این قبیل. این‌ها هم تاریخ‌مندند. بنابراین ما آن «وا» را حداقل به نظر من نیاز داریم برای بازگشتن دوباره به سراغ آثار یا دوباره وارسی کردن آثار.
تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

تور اروپایی کر فلوت تهران منتشر می شود

کر فلوت تهران (TCF) به سرپرستی فیروزه نوائی و رهبری سعید تقدسی مجموعه کنسرت هایی را در شهرهای زوریخ، فلدکیرش، گراتس و وین در روزهای ۲۳ تا ۲۸ مارچ به روی صحنه بردند و همچنین قرار است سی دی این کنسرت به زودی به انتشار برسد. فیروزه نوایی سرپرست کر فلوت تهران درباره این برنامه می گوید: فراهم کردن مقدمات برگزاری تور اروپاییِ کر فلوت تهران شش ماه طول کشید و ما در ماه مارچ وارد اروپا شدیم و ۱۲ روز در اروپا بودیم و در شهرهای زوریخ، فیلدکیرش، گراتس و وین به روی صحنه رفتیم. گرفتن ویزا و دعوت نامه ها هر کدام مشکلات زیادی داشت ولی به نتیجه رسید و اعضای کر در ۲۹ اسفند به اروپا آمدند و عید را اینجا جشن گرفتیم و تمرینات را شروع کردیم. در این کنسرت ها پیام تقدسی و کیان سلطانی با ویولنسل و نینا کلینار با ساکسوفن همگی یک کنسرتو از ویوالدی را در هر کنسرت اجرا کردند. در شب آخر نیز رضا ناژفر به عنوان سولیست کر فلوت را همراهی کرد. در یکی از شب ها نصیر حیدریان راستی رهبر ایران و استاد دانشگاه گراتس اتریش به صورت افتخاری بخشی از کنسرت را رهبری کرد.
بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

بیانیه دبیر ششمین دوره جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت

ششمین جشنواره نوشتارها و سایت های موسیقی در اینترنت با تفاوتی اساسی نسبت به دوره های گذشته روبرو بود، آن هم اینکه، نام جشنواره تغییری اساسی یافت و ضمن تاکید بر نوشته های موسیقی، نام وبلاگ از عنوان جشنواره به کلی حذف گردید. با اینکه در این شش دوره تلاش کردیم با تشویق به وبلاگ نویسی و نشان دادن اهمیت های آن، مشوق فعالین در این عرصه باشیم، نتوانستیم در مقابلِ سونامیِ جهانگیرِ مرگِ وبلاگ ها و فرهنگ وبلاگ نویسی، توفیقی داشته باشیم. امروز تقریبا بر چهره تمام وبلاگ هایی که فعال و مشهور بودند، گرد فراموشی و خاموشی نشسته است و وبلاگ نویسان شان نیز در فضاهای تاریک اپلیکیشن های پیام‌رسان موبایلی، گم شده اند. این جشنواره با تغییر عنوان خود ناگزیر از بازگفتن این واقعیت تلخ بود.
مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

مطالعه تطبیقی عود و گیتار (I)

ساز عود یا بربت تغییر شکل یافته و تکامل یافته ساز لیر است. اعتبار جهانی و اهمیت موسیقایی این ساز سبب شده است بسیار از کشورها که تاریخشان با این ساز مرتبط است به نوعی تبار آن را به زاد بوم خود برسانند. تاریخ پیدایش و استفاده از عود آنطور که آثار باستانی نشان می دهد به دوره بعد از سقوط بابل می رسد و از آن به بعد در سرزمین های دیگراستفاده از این ساز رواج یافته است. گمان می رود که تاریخ نواختن گیتار از دوران باستان در منطقه خاور نزدیک آغاز شده باشد. باستان شناسان در این منطقه سازها و تصاویری از آن ها کشف کرده اند که نشانه هایی از قلمرو نسبتا” ناشناخته پیدایش این ساز محسوب می شود. در میان مصنوعاتی که از طریق حفاری های شهر بابل بدست آمده است لوحه هایی گلی دیده شده که در آن پیکره های انسانهایی را نشان می دهد که در حال نواختن سازهایی هستند که برخی از آن ها شباهت کلی به گیتار دارند.
گاه های گمشده (XIII)

گاه های گمشده (XIII)

با توجه به مقامات معرفی شده توسط صفی الدین ارموی، مقام نوا از فواصل ط + بـ + ط + ط + بـ + ط + ط تشکیل شده است که در دانگ اول با پنجگاه منطبق است و در دانگ دوم در یک نت ربع پرده اختلاف دارد که با توجه به بحور و اصناف، این اختلاف قابل توجیه است.
آوازهای تلخ سرزمین من  (II)

آوازهای تلخ سرزمین من (II)

او که بسیار به موسیقی محلی ایران علاقمند بود، در سال ۱۳۳۸، به ضبط هشت ترانه ی محلی ایران پرداخت که در کشور فرانسه جایزه ی اول “شارل کروس” را دریافت نمود. وکیلی پیش از این به تحقیق در مورد شیوه ی اجرای این ترانه های روستایی در مناطق مختلف ایران پرداخته بود.
انیو موریکونه – ۲

انیو موریکونه – ۲

موسیقی “روزی روزگاری در آمریکا” علاوه بر تم کند اصلی، در جاهایی با موسیقی رقص متعلق به آن دوران جایگزین میشود و همچنین در آن از سازهای نامتعارفی چون بانجو و پن فلوت Pan-Flute (سازی شامل چندین ساز فلوت مانند با ارتفاع متغیر که مانند ساز دهنی در کنار هم قرار گرفته اند) استفاده کرده است.