نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (II)

محمدرضا لطفي
محمدرضا لطفي
اشاره‌ به «موسیقی رسمی» و سعی در تبیین آن از ویژگی‌های اندیشه‌ی لطفی در باره‌ی موسیقی ایران به حساب می‌آید. این بخشی از معادل‌هایی است که او به جای واژه‌های مرسوم که آن‌ها را نادرست می‌داند، می‌نشاند. او صفت «سنتی» را برای توصیف موسیقی دستگاهی ایران درست نمی‌داند و معتقد است، “آن‌چه در شدن مدام است” نمی‌تواند سنت باشد.

پس به جای آن واژه‌ی «کلاسیک» را جانشین می‌کند. شاید در این طرح اندیشگی جایگزینی یک واژه با دیگری چندان مهم نباشد بلکه توجه و تفکر درباره‌ی این جدال میان تصلب سنت و پویایی هنری رسمی است که جالب توجه است.

از سوی دیگر او در نوشته‌هایش (به‌خصوص نوشته‌های اولیه و بیشتر از همه «لغزش از کجا شروع شد») جدال فکری با طرفداران تفکر «وزیری» را پی می‌گیرد و استدالال‌‌هایی بر علیه آن‌گونه نوسازی موسیقی ایران که وزیری و شاگردانش به آن معتقد بودند، می‌آورد.

این برخورد آرا و اندیشه‌ها که جان‌مایه‌ی اصلی جنبش حفظ و اشاعه‌ی موسیقی ایرانی را تشکیل می‌داد، در برخی از مقالات مضمون اصلی و در برخی دیگر به صورت حاشیه‌ای ظاهر شده است.

برای مثال مقاله‌ی «لغزش از کجا شروع شد» که پیش‌تر به آن اشاره شد با ایده‌ی پرداختن به همین موضوع تالیف شده است اما در مقاله‌ی دیگری مانند؛ «از نظریه‌ی صفی‌الدین ارموی تا فواصل ردیف»، با وجود این‌که ایده‌ی اصلی مقاله، ارائه‌ی سامانه‌ی فواصل موسیقی ایرانی بوده، آن‌جا که مقایسه‌ای میان سامانه‌های پیشنهادی دیگر نظریه‌پردازان پیش می‌آید، بحث به این‌جا نیز کشیده ‌می‌شود. به طور کلی این بحث که در ابتدا (اولین مقالات در کتاب سال و آن‌ها که سال تالیف‌شان قدیمی‌تر است) بسیار داغ به شکلی شبه سیاسی دنبال می‌شد (که می‌توان آن‌ را عکس‌العمل همین نوع برخورد گروه مقابل دانست)۴، در ادامه با بیانی معتدل‌تر به نقد اندیشه‌ی وزیری از دیدگاه نظریه‌ی موسیقی ایرانی می‌پردازد.

در این برهه او تنها تا آن‌جا اعتراض به این تفکر را جایز می‌داند که بگوید “این شیوه نباید به عنوان تنها شیوه و حذف کننده‌ی تمام شیوه‌های دیگر عمل می‌کرد.” در واقع وی می‌اندیشد اگر شیوه‌ی وزیری یکی از شیوه‌های موجود و در شرایطی برابر (بدون حمایت دولت) ارائه شده بود می‌توانست یکی از گونه‌های موسیقی موجود را شامل شود و به دور از هیاهو به راه خود ادامه دهد.

در همین مورد او نیز مانند دیگر هم‌فکرانش در مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی معتقد است که اگر قرار بود در ایران مدرسه‌ی موسیقی تشکیل شود باید با کمک موسیقی‌دانان بزرگ ایران مانند: «درویش» و «عارف» انجام می‌شد.

او حتا در چند مقاله‌ی خود نیز به مواد درسی پیشنهادی‌اش برای چنین مدرسه‌ای اشاراتی کوتاه می‌کند. او در این نوشته‌ها متذکر می‌شود که اهمیت درس‌هایی که به شناخت کلی از فرهنگ ایران می‌پردازند، کمتر از درس‌های تخصصی موسیقی نیست.

برای مثال او به درس‌هایی مانند تاریخ ادبیات فارسی، تاریخ و جغرافیای ایران، ادبیات فارسی و صد البته مبانی عرفان و تاریخ عرفان فارسی اشاره می‌کند که به نظر وی از مهم‌ترین مباحث غیر موسیقایی هستند که یک موسیقی‌دان باید با آن‌ها آشنا باشد.

همچنین در یکی از نوشته‌هایش از بی‌توجهی به کیفیت ارائه‌‌ی این مباحث در هنرستانی که خود وی در آن تحصیل می‌کرده شکایت می‌کند. به نظر می‌رسد بخش بزرگی از مخالفت وی و دیگر همفکرانش با شیوه‌ی وزیری مربوط به رفتار تحقیر‌آمیزی است که وزیری و طرف‌دارانش نسبت به استادان بزرگ موسیقی ایرانی روا داشته است.

روزنامه شرق

یک دیدگاه

  • حسن مولوی بیستونی
    ارسال شده در خرداد ۲۰, ۱۳۹۰ در ۵:۴۵ ب.ظ

    استاد محمد رضا لطفی استاد بی همتادر عرصه تک نوازی و هنر بداهه نوازی می باشد که سخن استاد شجریان هم گواه این صحبت است که لطفی در تکنوازی برآوردگار یک گروه نوازی بزرگ است

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به غلبه موسیقی پاپ بر موسیقی کلاسیک در کنسرت «ارکستر سازهای ملیِ» جدید

به یاد می آورم پس از اولین کنسرت ارکستر سمفونیک تهران با عنوان جدید «ارکستر سمفونیک ملی ایران»، غوغایی در جامعه موسیقی به پا شده بود و طرفداران طرح علی رهبری (که تعطیلی ارکستر ملی و ادغام آن با ارکستر سمفونیک تهران و تغییر نام این ارکستر بود) و فرهاد فخرالدینی (که خواستار تشکیل ارکستری مجزا از ارکستر سمفونیک تهران به مانند سالهای گذشته با عنوان ارکستر ملی بود) در مقابل هم صف کشی کرده بودند؛ در نهایت برنده این بحث رهبر سابق ارکستر ملی فرهاد فخرالدینی بود و به سرعت طی برگزاری جلسه ای، ارکستر ملی تقریبا با همان ترتیب سابق شکل گرفت البته با این تفاوت که قرار شد با دعوت از رهبران میهمان، وضعیت تک بعدی ارکستر ملی که به شدت تحت تاثیر موسیقی سبک ارکسترال ایرانی بود تعدیل یابد. *

پویان آزاده: قصد ضبط «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» را دارم

در اولین روز برگزاری جشنواره موسیقی فجر، ارکستر ملی به رهبری فریدون شهبازیان، اثری از حسین دهلوی را به روی صحنه برد که بر اساس قطعه ای از جواد معروفی ساخته شده بود. این قطعه که برای یک پیانو و ارکستر با نام «چهارگاه برای پیانو و ارکستر» تنظیم شده بود، با تکنوازی پیانوی پویان آزاده به اجرا رسید. به همین بهانه امروز با پویان آزاده گفتگویی کرده ایم که می خوانید:

از روزهای گذشته…

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

درباره حسین خان اسماعیل زاده (II)

پس از بازگشت به ایران با مخالفت شدید جناب میرزا حسینقلی با محصول ضبط شده می گردند جناب میرزا حسینقلی به عنوان ریاست موسیقی دربار قاجار در سال ۱۲۹۱ ش در ضبط چهارم آن دوره در تهران تنها میرزا اسدالله خان را به دلیل پیشکسوتی و سن بالا به ضبط دعوت می ناید حتی باقرخان داماد خودش در این دوره از ضبط حضور ندارد.
نقش سکوت در موسیقی

نقش سکوت در موسیقی

تشبیه سکوت به صفحه سفیدی که موسیقی بر آن نقش میشود، چندان صحیح نیست. در واقع سکوت، یکی از رنگهای موجود در جعبه رنگ آهنگساز است. آنچه موسیقی جز را از قالبهای دیگر موسیقی مجزا میکند این است که هر نوازنده –از طریق بداهه نوازی- به نوعی آهنگساز هم محسوب میشود و باید شیوه استفاده موثر از سکوت را به خوبی بشناسد.
عصیان ِ کلیدر (I)

عصیان ِ کلیدر (I)

با گذشت دو هفته از برگزاری کنسرت ارکستر زهی کیف در تهران به رهبری ولادمیر سیرنکو، هنوز بازار نقد این کنسرت داغ است و در سایت هر خبرگزاری، چند تیتر مربوط به این کنسرت وجود دارد. عطا نویدی، از همکاران سایت “گفتگوی هارمونیک” که در این کنسرت حضور داشته، در این مطلب سعی داشته، غیر از جمع آوری گفته های مختلف در خبر گزاری ها با موسیقیدانان دیگری هم به تبادل نظر بپردازد که بخش اول این مطلب شش قسمتی را میخوانید:
چرا سنتور سل کوک؟ (III)

چرا سنتور سل کوک؟ (III)

ابتدا از لحاظ ابعاد: طول سنتورهای سی کوک حدوداً ده سانت و عرض آن یک یا حداکثر دو سانت کمتر از سنتورهای سل کوک است و این اندازه کاملاً مناسب با میزهای جدیدی است که سطح آنها کوچکتر شده (تقریبا نصف میزهای قدیمی). بنابراین ابعادِ یک سنتور سی کوک با جعبه فقط “کمی” بزرگتر از ویلن (با جعبه) خواهد بود. (ویلن هایی که جعبه ی آنها مستطیل شکل است).
رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

رئیسیان: «بعد از فراموشی» تولید شناسنامه ای برای «ایران جوان» بود

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با آرش رئیسیان، کارگردان و مستند ساز موسیقی درباره فعالیت های اخیرش، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. آرش رئیسیان ساخت مستند «بعد از خاموشی» را در کارنامه خود دارد و هم اکنون نیز در حال آماده سازی مستند دیگری در مورد گروه چاووش است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VIII)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VIII)

بامشاد، خارکش، رامتین، کاسه‌گر، سرکب، نکیسا، آزاده، آرزو، آزادوار چنگی، مشک‌دانه، که مهم‌ترین آن‌ها: بامشاد موسیقی‌دان شهیر زمان خود که او راهم رده با باربد ذکر کرده‌اند.
همگون و ناهمگون (III)

همگون و ناهمگون (III)

حسی‌ترین نقش‌خوانها، دختران و پسرانی هستند که به سن بلوغ رسیده‌اند و به آغاز یک زندگی مجدد می‌اندیشند. اوستاهای نقش‌خوان (صاحبان کارگاه) گاه برای پرداختن به دیگر کارهای خود ـ شخم‌زنی یا چراندن ـ کارگاه را ترک می‌کنند و کار (نقش‌خوانی) را به یکی از بافندگان می‌سپارند.
نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

نصیحت کورساکوف به استراوینسکی

در کتاب داستان هنر موسیقی آمده است که ریمسکی کورساکوف به استراوینسکی نصیحت کرده بود که هرگز به موسیقی دبوسی گوش نده. او همواره هشدار میداده است که باید از این موسیقی پرهیز کرد (احتمالا” بخاطر نوآوری های او در موسیقی و سبک کاریش یعنی امپرسیونیسم ).
به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

به‌استقبال «ماراتن پیانو» در پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران (I)

درست یک‌روز پیش از پریشانی حملات چهارشنبه، در لابه‌لای گرما و خشکی فضای اداری دانشگاه، گروه موسیقی دانشگاه تهران رویدادی را سامان داد که بی‌شک خجسته بود. «ماراتن پیانو» عنوان برنامه‌ای بود که در لابی دانشکده‌ی هنرهای نمایشی و موسیقی دانشگاه تهران و یکی از کارگاه‌های گروه موسیقی برگزار شد و طیّ آن، بیش از پنج‌ساعت انواع و اقسام قطعات از رپرتوار موسیقی کلاسیک غربی توسط نوازندگان گوناگون –عموماً دانشجویان- اجرا شد. تنها وجه اشتراک این قطعات این بود که در آن‌ها ساز پیانو نقشی را برعهده گرفته بود. این رپرتوار از حیث فرم، سبک و نیز دوره‌ای که قطعات به آن تعلق داشتند بسیار متنوع بود و قطعاتی از آهنگسازانی چون باخ، شوبرت، استامیتز، گریگ، راخمانینف، موتسارت، بورن، پروکفیف، هیندمیت، برامس، کورت وِیل، پولنک و سن ‌سانس در آن اجرا شد.
سان را و فلسفه کیهانی (VI)

سان را و فلسفه کیهانی (VI)

زندگی در شیکاگو علاوه بر اینکه باعث پیشرفت حرفه ای بلاونت شد، دیدگاه او را نیز تغیر داد. شیکاگو مرکز فعالیت های سیاسی و جریان های حاشیه ای آفریقایی آمریکایی ها بود که در آن مسلمانان و یهودی های سیاهپوست و دیگران به تبلیغات مذهبی، بحث و گفتگو، پخش جزوه ها و کتاب مشغول بودند.