نگاهی به اندیشه‌های محمدرضا لطفی، از خلال نوشته‌هایش (III)

محمد رضا لطفی
محمد رضا لطفی
تغییر از درون و دریافت درون متنی موسیقی ایرانی دیگر نکته‌ی کلیدی اندیشه‌ی لطفی را تشکیل می‌دهد. این موضوع در دو جنبه بیشتر نمود دارد؛ نخست زمانی که وی به زیباشناسی موسیقی ایرانی می‌اندیشد -بویژه در برابر اندیشه‌ی وزیری- معتقد است که قواعد زیباشناسانه‌ی موسیقی ایرانی باید از دل خود این موسیقی استخراج شود به گونه‌ای با هنجار‌های زیباشناختی دیگر هنرهای ایرانی تطبیق داشته باشد هر چند در این گروه نوشته‌ها از وی کمتر کاری در این زمینه به چشم می‌خورد، اما در بحث‌های مرتبط با شیوه‌ی وزیری آن‌جا که وزیری به انتقاد از موسیقی ایرانی می‌پردازد، در جواب، این مسئله طرح می‌‌شود که قواعد زیباشناخت یک موسیقی را باید از خودش گرفت نه از جای دیگری.

مورد دوم؛ زمانی است که به نظریه‌ی موسیقی می‌ردازد: در این‌جا نیز بر علیه نظریه‌ی وزیری-خالقی استدلال می‌کند اشکال آن‌ها این است که ابتدا نظریه‌ای را انتخاب و بعد سعی کرده‌اند مختصات موسیقی ایرانی بر آن منطبق شود.

همچنین در جایی که به «تعریف علمی موسیقی» و «علمی بودن موسیقی ایرانی» می‌پردازد (که این نیز خود عکس‌العملی در برابر ایراد‌هایی است که به موسیقی ایرانی گرفته شده بود) باز معتقد است که دانش مرتبط با این موسیقی نیز باید از خود این موسیقی برآید. لطفی این مطلب را در مقاله‌ی مشهور «بنیاد‌های نوازندگی تار» و مقالات دیگری که درباره‌ی تعاریف بنیادی موسیقی ایران یا فرم‌شناسی این موسیقی نوشته، به شکلی عملی نشان داده است.

در این گروه از مقالات او با دقت نظر زیاد از تجربه‌ی نوازندگی و آموزگاری خود استفاده می‌کند و توصیف دقیقی از آن‌چه وی «تعاریف بنیادی» در نوازندگی یا نظریه‌ی موسیقی می‌نامد، ارائه می‌دهد. در این راه او به جز توصیف، دست به تاسیس مفاهیم و قواعد نیز می‌زند.

برای مثال در جایی او طیفی از شدت‌های۵ مختلف را از مثبت هفت تا منفی هفت عددگذاری می‌کند و هر یک از شدت‌های یاد شده را با یکی از تکنیک‌های اجرایی مرتبط می‌کند. برخوردی با موضوع شدت در نظریه‌های دیگر موسیقی ایران دیده نشده است. مثال‌هایی از این دست نشان می‌دهد که لطفی نه تنها در وادی زیباشناسی و هنر که در وادی نظریه‌پردازی هم نوآوری و خلاقیت را جایز بلکه ناگزیر می‌داند.

او علاوه بر این دو مورد، تغییر و نوآوری در موسیقی ایرانی -و هر موسیقی دیگر- را از درون میسر می‌داند. وی معتقد است که اگر نوآوری با شناخت همراه و در جهت زیباشناسی موسیقی کلاسیک ایران قرار داشته باشد، دارای ارزش هنری است و به بخشی از موسیقی رسمی تبدیل می‌شود.

به بیان دیگر او به شکلی ضمنی تغییر از درون همراه با آگاهی از موسیقی کلاسیک ایران را ابزار تمیز زیباشناختی آثار موسیقی می‌داند. هر چند امکان آفرینش آثار هنری از راه‌های دیگر را منتفی نمی‌داند، اما آشکار است که او این‌گونه آثار را بخشی از موسیقی کلاسیک ایران به حساب نمی‌آورد.

البته لطفی کمتر به معرفی این موضوع پرداخته و این کار را به زمانی دیگر موکول کرده است. بنابراین در اندیشه‌ی او موسیقی ایرانی دارای زیباشناسی خاص خود است، اما شرح این‌که این زیباشناسی چیست؟ کمتر در نوشته‌ها و بیشتر در آثار موسیقایی او یافت می‌شود. بنا بر آن‌چه گفته شد او آماده است تا هر تعریف از پیش تعیین شده‌ای را برای منطبق شدن با فرهنگ موسیقایی ایران تغییر دهد و آن‌جا که چنین تعریف‌هایی موجود نباشد خود اقدام به ساختن آن‌ها کند.

برای مثال در روش تحقیق او، بیشترین اعتبار اسنادی را گفته‌ها و نقل قول‌های استادان یا راویان دارد، چیزی که فقط با شرایط خاص فرهنگ شفاهی موسیقی ایرانی قابل توجیه است. مفاهیمی که او مطرح می‌کند، بیشتر دریافت وی از تجربه‌ی موسیقایی‌اش هستند که گاه به وسیله‌ی برخی اظهار نظر‌های استادان تقویت شده‌ است.۶

پس اگر او به بنیانی عرفانی (به مفهوم عام) در موسیقی ایرانی قائل است؛ این اعتقاد را به کلیه‌ی قسمت‌های تفکرش درباره‌ی آن تعمیم می‌دهد. یعنی حتا روش تحقیق او هم بر اساس این اصل کلی دگرگون شده و به جای روش تحقیق اسنادی نوعی حکمت در باره‌ی موسیقی ایرانی را بازگو می‌کند.

با توجه به آن‌چه گفته شد مطالب مورد علاقه‌ی او در میدان پژوهش و تفکر را می‌توان به چند دسته‌ی کلی تقسیم بندی کرد؛ مطرح کردن بحث پایه‌های فرهنگی موسیقی ایرانی از مهم‌ترین موضوعات مورد علاقه‌ی او است.

این موضوع تا آن‌جا مهم است که وی هر گونه اجرای هنری در محدوده‌ی موسیقی رسمی را منوط به آشنایی و انس با این پایه‌های فرهنگی می‌داند. دیگر موضوع مهم تلاش برای دست‌یابی به نظریه‌ای جامع و کامل برای موسیقی ایرانی است. این تلاش تاکنون بیشتر شامل تعاریف فرم‌شناختی، سعی در تبیین نظری نظام فواصل و یافتن نوعی قاعده‌ی قابل بیان (نه عملی) در نظام جمله‌پردازی ردیف و سپس روشی برای تجزیه و تجلیل اجرا، بوده است.

پانوشت
۴- حتا در یکی از موارد لطفی صریحا به گروهی از موسیقی‌دانان که در آن زمان در کتاب ماهور مقالاتی در ترویج و دفاع از این روش نوشته بودند اعتراض می‌کند.
۵- دینامیک.
۶- تنها در مقاله‌ی «از نظریه‌ی صفی‌الدین ارموی تا فواصل ردیف» او این روش را ندیده می‌انگارد چرا که در آن‌جا باید به نظریات دیگری که مکتوب بوده‌اند می‌پرداخت. حتا آن‌جا هم اعتبار اسنادی را زیاد جدی نمی‌گیرد به شکلی که در پایان آن مقاله اشاره‌آی به منابع‌اش نمی‌یابیم.

روزنامه شرق

یک دیدگاه

  • ح.پ -سمنان
    ارسال شده در بهمن ۷, ۱۳۸۶ در ۱:۵۴ ب.ظ

    با سلام و تشکر از مقاله خوبی که مرقوم فرموده اید میخواهم بعرض برسانم استفاده از برخی موقعیت ها و حمایتها برای عرضه یک موسیقی خاص تنها مربوط به دوره استاد وزیری نبوده است. مثلا استاد ی چون علی اکبر خان شهنازی را به دانشکده موسیقی دعوت نکردند و یک روایت از ردیف را بعنوان استاندارد بجای همه روایت های دیگر موسیقی گذشته ارائه نمودند تا جویندگان و عاشقان موسیقی برای آشنائی با دیگر آثار موسیقی سنتی به زحمت بسیار بیافتند و یا در سالهای پس از پیروزی انقلاب نیز بدلیل شرایط خاص آن زمان موسیقی چاووش (با احترام به همه ارزشهای آن ) به عنوان تنها تریبون ارائه موسیقی اصیل فعالیت داشت و بسیاری از اساتید این هنر که در آن زمان در اوج شکوفایی نیز بودند در تنهایی خون دل خوردند و هنوز هم روال بر همین است .
    براستی آیا هنرمندان سایر مکاتب و اساتیدی همچون ادیب خوانساری و قوامی و تاج و بنان و شهناز و عبادی و کسائی و تجویدی و پایور و بسیاری دیگر موسیقیدان نیستند ؟
    چرا باید با موسیقی آنان بعنوان موسیقی درجه دو برخورد شود ؟
    آیا هیچ کجای دنیا به این راحتی از بخش عظیمی از ذخایر فرهنگی و هنری خود صرفنظر میکنند ؟
    و آیا اصطلاح “موسیقی رسمی” که استاد لطفی بکار میبرند به معنای غیر رسمی شمردن بقیه موسیقی این سرزمین نیست ؟
    بنظر میرسد باید نظر همه اهل فن را جویا شد.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

اولین دکتر موسیقی (I)

حســین ناصحی در سال ۱۳۰۴ در خانواده ای هنردوست به دنیا آمد. مادرش از شاگردان استاد درویش خان بود و تار می نواخت. به همین جهت ذوق موسیقی او از اوان کودکی پرورش یافت. وی از ســن ۱۴ سالگی با ورود به هنرستان عالی موسیقی و انتخاب ساز ترومبون زیر نظر اســتاد چک «ژوزف اسالدک» مشغول تحصیل گردیــد و پس از مــدت کوتاهی به همکاری با ارکســتر رادیو به سرپرستی پرویز محمود پرداخت. او جزو شاگردان ممتازی بود که به دعوت دولت ترکیه و با بورســیه هنرستان برای ادامه تحصیل روانــه آنکارا گردید و در آنجا زیر نظر اســتاد «کاظم آکســس» از شاگردان برجســته «بلا بارتوک» آهنگساز شهیر مجارستان به همراه دوست دیرینه اش ثمین باغچه بان به فراگیری آهنگسازی پرداخــت.

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران (مگتان ۱۲- بهمن ماه ۹۶) برگزار می شود

دوازدهمین دوره مسابقات گیتار تهران در روز ششم بهمن ماه ۱۳۹۶ به صورت اینترنتی برگزار خواهد شد. ای دومین دوره مسابقات مگتان است که به صورت اینترنتی به صورت ترکیب اجرای زنده و اینترنتی برگزار می شود و طبق معمول به برنده این مسابقه یک گیتار با ارزش اهدا خواهد شد.

از روزهای گذشته…

کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

کنسرت غفار ذابح در فرهنگسرای نیاوران

یکشنبه سوم مرداد ۱۳۹۵، فرهنگ‌سرای نیاوران شاهد اولین اجرای گروه «مرغ سحر» به خوانندگی «غفار ذابح» (زادبه) خواهد بود. تنظیم قطعات را در این اجرا، «پویا سرایی» به‌عهده داشته و گرچه نوع این تنظیم به آنسامبل بیشتر نزدیک است، اما رنگ صدایی این ارکستر با بهره‌گیری از سازهای تار، پیانو، ویولن، ویولا، ‌ویولن‌سل و تنبک، اندکی متفاوت خواهد بود.
هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

هنر نیروی مهم جاذبه و وحدت اجتماعی (I)

یک نگاه به جریان بالندگی و تکامل هنر در جوامع مختلفِ انسانی ما را به سوی چند اصل مهم در این حوزه راهنمایی می کند؛ آنها عبارت اند از:
طراحی سازها (IV)

طراحی سازها (IV)

ما مفهوم ریاضی را بصورت آکادمیک بدین عنوان فرا گرفته ایم که قوانین ریاضی به منزله یک کیف بی‌جان پر از ابزار و فنون است که مورد استفاده مهندسین و حسابدارها قرار می گیرد، اگر بتوانیم این مفهوم را از بین ببریم، و به این قوانین به چشم یک راز سر به مهر برای اصلاح فرهنگ مردمی نگاه کنیم، دست‌کم توانسته‌ایم فضای روشن‌فکرانه‌ای را در برابر معضل درک تصورات ریاضی دوران قبل ایجاد نماییم.
به وسعت دنیا (I)

به وسعت دنیا (I)

ورلد میوزیک (World Music) وسعتى دارد اندازه خود دنیا. در دنیاى موسیقى مرز ها باز و آزادند و مردم را با علاقه به خود مى خوانند. خاطره هاى این دنیا طولانى است اما به پاى تاریخ نمى رسد، زیرا تنها در بردارنده خاطرات مثبت و شیرین است. «ورلد میوزیک» البته قسمت شاد آن، در برگیرنده آثار پاپ ماهرانه غیرغربى و موسیقى سنتى با انواع گرایش هاى بى شمار آن است و البته مى توان موسیقى کلوپ ها و آثار عجیب موسیقى تمدن ها را هم قسمتى از آن دانست. این اشکالى ندارد. رفتار هاى بدون تعصب نسبت به موسیقى ارزش آن را در جهان ملموس تر مى کند.
سعیدی: تکنیک نوازندگی قانون را تغییر دادم

سعیدی: تکنیک نوازندگی قانون را تغییر دادم

همان طور که گفتم در ایران من این را از می‌توانم بگویم از سال ۵۸۵۹ قطعه‌هایی را من هم نوشتم و در ایران اجرا کردم البته من در ترکیه مستر کلاس داشتم آنجا اجرا کردم، یک شاگرد فرانسوی داشتم در سال ۷۰ که با خانم پریسا رفته بودم، سرپرست گروه نی ریز بودم و با هم رفتیم و با یک آقایی به نام ژولین ویس آشنا شدیم که ایشان پشت سن آمد و گفت من تا حالا ندیده بودم کسی این‌طوری قانون بزند خودش هم قانون می‌زد؛ منتهی همان تکنیک عربی را می‌زد.
هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

هنوز هم برای یادگیری ساز جدید دیر نیست (II)

مندلسون از موتسارت تاثیر پذیرفته و ما نیز بعضی از آثار موتسارت را به طور منظم هر جمعه اجرا می کنیم. موتسارت خود یک ویلنیست بزرگ بوده که در نامه ای پدرش به او گفته: ”تو می توانی یکی از بزرگترین ویلنیست های اروپا باشی” و گمان می کنم او به حقیقت اینطور بود… اما نوازنندگی ویلن را رها کرد. من عاشق نواختن آثار وی هستم اگرچه عقیده دارم نوازنده هر سازی احتمال می رود عقیده داشته باشد که موتسارت بهترین قطعه را برای آن ساز نوشته است. چیزی که درباره آهنگسازی موتسارت برای من حیرت آور است؛ گویی قطعه را برای خوانندگی نوشته است، تمام آثار وی برای ویلن بسیار عالی تنظیم شده اند، محدودیتهای این ساز هیچ مانعی برای آهنگساز نداشته است.
نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

نقدی بر «شیوه نوازی» علی قمصری (I)

چندی پیش نوازنده عزیز و توانای تار، علی قمصری، ویدئوهایی چهارگانه، تحت عنوان «گزیدهای از شیوههای تارنوازی از مکاتب مختلف، با رویکردی آموزشی، پژوهشی» در فضای مجازی منتشر کرد. لازم دانستم نکاتی را پیرامون این عمل ایشان ذکر کنم:
“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

“بهزاد” پس از سالها در سرزمین مادری اش می خواند

در واقع این جشنواره هم از دل همان جمعی بوجود آمد که در راه اندازی فهرست سل و پیش از آن، گروه های یاهو با یکدیگر آشنا شده و تمایل به ارتباط غیر مجازی داشتند. تا چند سال فقط دیدارهای ما به صورت غیر رسمی بود تا اینکه در جلسه ای بعضی از اعضای این گروه تصمیم گرفتند یک مسابقه هم در این گردهمایی برگزار شود و اکثریت دوستان با این طرح موافقت کردند و بیشتر از یکسال طول کشید تا مقدمات برگزاری جشنواره فراهم شود. در این پنج دوره داوران زیادی با ما همکاری کرده اند، مثل آقایان: حمیدرضا عاطفی، پیمان سلطانی، سید ابوالحسن مختاباد، رضا فیاض، آروین صداقت کیش، پویا سرایی، زنده یاد محسن قانع بصیری، شهرام صارمی، دکتر پیروز ارجمند، مهران پورمندان، دکتر هومان اسعدی، هادی سپهری، دکتر کیوان آقامحسنی و سعید یعقوبیان و خانم دکتر نرگس ذاکر جعفری.
گری مور

گری مور

رابرت ویلیام گری مور متولد چهارم آوریل سال ۱۹۵۲ در بلفاست، از شهرهای شمالی ایرلند، نوازنده گیتار و خواننده موفق دهه شصت که با گروههایی چون Thin Lizzy ، Colosseum II و Skid Row همکاری داشته است.
سزاریا اوورا

سزاریا اوورا

جزایر کیپ ورده (Cape Verde) (کشوری شامل مجموعه ای از جزایر که در غرب سنگال، در کرانه شرقی آفریقا قرار دارد و اهالی آن پرتغالی و افریقایی هستند.) محل تولد سزاریا اوورا (Cesaria Evora)، بهترین خواننده مورنا (morna) در این کشور است.