نقدی بر مقاله پیمان سلطانی، «آهنگ شعر معاصر» (V)

پیمان سلطانی می نویسد “اما هنگام خوانش همین مصرع بر اساس موسیقی بیرونی با تاکید بر روی “نه” ، “آ” ، “نه” و “به” دور ریتمیک از ۶ تایی پابت به ۴-۸-۶-۴ تایی تغییر می کند. همین طور در مصرع دیگری “به سوگواری زلف تو این بنفشه دمید” تاکیدات موسیقی بیرونی به شکل ۷-۳-۷-۴ تایی بر وزن ۶ تایی ثابتِ موسیقی درونی منطبق می شود، وزن این شعر را ۸ هجای کوتاه و ۸ هجای بلند تشکیل داده است و از آنجایی که هجای بلند دوبرابر هجای کوتاه است می توان گفت، وزن عروضی مجموعا از ۲۲ هجای کوتاه تشکیل شده است.

سلطانی در جایی آن را به صورت ۴-۸-۶-۴ بیان کرده و گفته که دور ۶ تایی به این ریتم تغییر کرده است. این نظر سلطانی از ریشه غلط است چرا که با فرض به اینکه دور را ۶ تایی بخوانیم تنها می توان گفت تغییر ریتمی که سلطانی از آن سخن گفته فقط ساخته ی ذهن ایشان است.

چگونه ریتم تغییر کرده در حالی که موسیقی بیرونی شعر در کل اثر یکسان است؟ همه اتفاقات ریتمیک شعر اعم از جناس ها، واج آرایی ها و… همه زیر سایه موسیقی بیرونی شعر اتفاق می افتد و هیچ گاه مثلا موسیقی درونی شعر باعث ایجاد اختلال در موسیقی بیرونی نمی شود و نمی توان به اعتبار استفاده از جناس و واج آرایی و… گفت ریتم شعر دچار تغییر شده که اگر چنین شود وزن دچار شکستگی شده است و در جایی دیگر موسیقی بیرونی با ریتم ۷-۳-۷-۴ را معرفی می کند که یک هجا کم دارد! در ادامه می خوانیم: “شعر هم از آنجایی که قبل از مشروطه با ممنوعیت های بسیار روبرو بود می بایست بار مسئولیت همه هنرها را به دوش می کشید. در نتیجه ادبیات آهنگین از دل این ماجرا بیرون آمد. شعر جدید نیز از عروض و قافیه به آهنگی نیاز داشت تا با صورت بندی و مدل بیانی اش وارد میدان شود. در غزل معاصر این هوشنگ ابتهاج بود که این آهنگ را به خوبی می شناخت و به خوبی هم از آن بهره برد.”

در جمله اول این پاراگراف متوجه منظور سلطانی نشدم. آیا شعر قبل از مشروطه با ممنوعیت مواجه بوده؟ اگر چنین است چگونه ممنوعیت شعر باعث شده شعر بار سایر هنرها را به دوش بکشد؟! شاید مطلب ایشان دچار اشتباه نگارشی شده و منظورش ممنوعیت موسیقی بوده نه شعر! اگر چنین هم باشد باز این سوال پیش می آید که ممنوعیت موسیقی چه ارتباطی با شعر و موسیقی شعر داشته؟! من هر چه فکر کردم نتوانستم پیوندی میان این جمله پیدا کنم. از این گذشته منظور از ادبیات آهنگین چیست؟ نثر مسجع؟ شعر منثور یا نثر شاعرانه؟

با فرض به اینکه اصلا بپذیریم منظور از ادبیات آهنگین اصلا شعر بوده این سوال پیش می آید که آیا ممنوعیت شعر یا موسیقی باعث به وجود آمدن آهنگ شعر شده است؟! هر کلامی که از واجگاه خارج می شود دارای آهنگ است چه برسد به شعر. قبلا هم بیان کردم که موسیقی عضو جدانشدنی شعر است و در تمام اشعار از کلاسیک گرفته تا نیمایی و بعد از آن سپید جریان دارد. غیر قبل انکار است که در هر دوره ای با تغییر زبان معیار شاهد تغییراتی در وزن شعر هم بوده ایم و چه بسا وزنهایی که در دوره هایی کمتر و در دوره هایی بیشتر مورد استفاده واقع شده اند. با فرض به اینکه از دوره های مختلف شعر کلاسیک چشم پوشی کنیم چگونه می توان پذیرفت که در شعر معاصر فقط هوشنگ ابتهاج موسیقی شعر را خوب می شناخته و خوب از آن بهره برده است؟!

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره روبیک گریگوریان (III)

در ابتدای حکومت رضا شاه، کلنل علینقی وزیری که در هر دو کشور درس های مقدماتی موسیقی غربی را خوانده بود، عامل تغییرات اولیه فضای موسیقی رسمی کشور، از ایرانی به فرنگی، به حساب می آمد و مورد تشویق و حمایت قرار می گرفت. در دوره دوم حکومت رضا شاه که اصول کلی سیاست های جاری تغییر کرده بود، دیگر لزومی نداشت که «تجدد را در لباس سنت» عرضه کنند (فی المثل، والس های شوپن را با تار بنوازند!).

زیستن با هنر سلوکی عاشقانه (IV)

در آن سال هایی که برای فراگرفتن ردیف موسی خان معروفی خدمت استاد هوشنگ ظریف می رسیدم، از ایشان برای فراگیری آهنگ سازی راهنمایی خواستم. در اوایل دهه هفتاد آهنگ هایی را برای گروه های موسیقی ایرانی می نوشتم و با گروه های مختلف اجرا می کردم و این شد که سرانجام با توصیه و معرفی استاد ظریف در حدود سال هزار و سیصد و هفتاد و چهار به کلاس های آموزش تئوری موسیقی و هارمونی استاد فرهاد فخرالدینی راه پیدا کردم.

از روزهای گذشته…

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

منبری: پایور بود که کار متفاوتی ارائه کرد

همینطور است. در موسیقی ما آهنگسازانی که خواسته اند توانایی آهنگسازی ایرانی شان را نشان بدهند، در مقامهای خاصی مثل دشتی مانور داده اند. چون دشتی فواصلی دارد که امکان استفاده از برخی دیزونانس ها و آکوردها را به آهنگساز می دهد. حتی آقای مشایخی که با موسیقی ایرانی و ردیف بطور تخصصی آشنا نیست در دشتی می تواند مانور دهد. اما اگر بخواهیم از ردیف در کمپوزیسیون مان استفاده کنیم، همه گوشه ها برای کار مناسب نخواهند بود.
ارکستر دوک الینگتون

ارکستر دوک الینگتون

بـا وجـود آنـکـه دوک الـیـنـگـتـون (۱۸۹۹-۱۹۷۴) در اصل نوازنده پیانوی Jazz بود اما ارکستر معروف او توانست سبک یگانه ای را برای موسیقی Jazz بدعت گذاری کند که تا آن زمان وجود نداشت و دلیل آن چیزی جز انتخاب ساز و تنظیم کارهای ارکستر توسط شخص دوک نبود.
راه سوم!

راه سوم!

با گران تر شدن قیمت محصولات فرهنگی، مثل کتاب و سی دی، مسئله کپی رایت از همیشه سخت تر شده است. وقتی قیمت یک سی دی نصف یک پیتزا بود (!) کمتر کسی به خود زحمت خرید اثر ارجینال را می داد، حتی اگر قلبا” راضی به متضرر شدن هنرمند مورد علاقه اش نباشد. اینکه مسئله نقض کپی رایت در آثار فرهنگی از کجا شروع شده و چرا بیشتر ایرانیان، کوچکترین توجهی به زیر پا گذاشتن حقوق صاحب اثر ندارند، موضوع این نوشتار نیست؛ با این نوشته می خواهیم مروری کنیم، وضعیت کنونی هنرمندان جوانی که از طریق هیچ نهاد و سازمان دولتی، حمایت نشده و فقط فعالیت آنها وابسته به سازمان های خصوصی است.
جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی، آخرین فوق رهبر قرن بیستم

جورج سولتی متولد مجارستان از بزرگترین رهبرهای ارکستر جهان در سال ۱۹۱۲ در بوداپست بدنیا آمد. پیانو را نزد موسیقی دانانی چون ارنست فون دونای (Ernst von Dohnanyi) و بلا بارتوک (Bela Bartok) در آکادمی فرانس لیست (Franz Liszt) در بوداپست فرا گرفت و اولین کنسرت بزرگ خود را در سن ۱۲ سالگی اجرا کرد.
کتاب اول آموزش کمانچه نوازی اردشیر کامکار منتشر شد

کتاب اول آموزش کمانچه نوازی اردشیر کامکار منتشر شد

کتاب آموزش کمانچه (دوره اول) تالیف اردشیر کامکار نوازنده، نواساز و مدرس کمانچه توسط نشر هستان منتشر شد. اردشیر کامکاردر این باره می گوید: از سال های آغازین فعالیت هنری ام همواره در تلاش برای ارتقاء جایگاه کمانچه در موسیقی سنتی ایران بوده ام. در این رهگذر کوشش خود را برجنبه های گوناگون اعم از: ساختن و نواختن قطعات مختلف (در قالب تکنوازی و گروه نوازی) تألیف و آموزش ارتقای سطح تکنیکی این ساز گمارده ام. اینک پس از دهه ها فعالیت مستمر در این عرصه، خوشحالم که کمانچه جایگاه والای خود را در موسیقی ایرانی یافته، آهنگسازان با امکانات وسیع برای آن می نویسند و نوازندگان جوان و توانا آن را بسیار پر احساس، توانمند و بیانگر می نوازند. و این بار تلاش خود را پس از سال ها آموزش، معطوف به تالیف کتاب آموزش پایه کمانچه بر اساس ویژگی های موسیقی ایرانی و موسیقی محلی کردم؛ و نتیجه آن کتاب حاضر است که می تواند در هنرستان و آموزشگاه ها مورد استفاده هنرجویان قرار گیرد.
جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (I)

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (I)

ذهن علمی و در عین حال شاعرانه هشترودی از او یک اندیشمند ویژه ساخته است. او هم از منظر تجربیات و جهان عینی همچون یک عالًم و هم از منظر آرزومندی و خیال چون یک شاعر به پدیدار ها می نگریست. از این رو برخلاف اندیشه های پوزیتیویستی حاکم بر عصر وی، او به قلمرو پدیدارشناسی نیز گام گذاشته بود و قادر بود عقل علمی را از حصارهای محدود کننده دیدگاهی زمانه اش رها کند. یک راسیونال (عقل گرا)، مقوله زمان را از حوزه عقلی خود جدا می کند و از این رو امکان تحلیل و نظور هر اندیشه را در نسبت با تاثیرات زمانه اش از دست می دهد. اما هشترودی اینچنین نبود.
قدمت زمین و سهم موسیقی در آن

قدمت زمین و سهم موسیقی در آن

اگر به کتاب های تاریخ تمدن رجوع کنیم در خواهیم یافت که حدود ۲۰۰ میلیون سال پیش تمام قاره های کنونی به هم پیوسته بودند و بقولی یک ابر قاره را که مرکز آن آفریقای کنونی بود تشکیل می دادند. شاید برای شما جالب باشد که بدانید این نظریه بسیار مهم فقط حدود ۲۰۰ سال است که توسط یک زمین شناس آلمانی مطرح شده است. براستی جایگاه و سهم موسیقی در این ۲۰۰ میلیون سال چه مقدار و کجا بوده است؟ بخصوص اگر در نظر بگیریم که طبق برآورد دانشمندان قدمت زمین حدود ۴٫۵ میلیارد سال می باشد موضوع پیچیده تر می شود.
سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

سخنرانی پورقناد در نقد نغمه (II)

مشکلی بزرگ در همنوازی سازهای مضرابی وجود دارد که باعث شده حتی عده ای از منتقدان، موافق گروه نوازی سازهای مضرابی نباشند و آن ایجاد نویزی است که هنگام همنوازی ایجاد می شود. وقتی ما گرافی که مربوط به ثبت سازهای کششی است را می بینیم متوجه می شویم یک فرکانس همراه با هارمونیک هایش به شکل موازی و نامیرا از ابتدا تا انتهای نت اجرا شده دیده می شود، در حالی که در سازهای مضرابی یک پیک قوی همراه با نویز و نوفه و فرکانسهای بالا بوجود می آید و پس از آن طنینی از فرکانس اصلی را به صورت میرا داریم.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (II)

ابوالحسن صبا، چهره برجسته موسیقی ایرانی که او را پس از کلنل وزیری تاثیر گذار ترین مروج موسیقی نوین ایرانی میدانستند، دهلوی را بسیار با استعداد دید و او را برای تنظیم قطعات برای ارکستر تازه تاسیس خود به همکاری دعوت کرد. این ارکستر که با نام ارکستر شماره یک هنرهای زیبا به فعالیت مشغول بود، توسط صبا هدایت میشد و در آن بسیاری از شاگردانش به نوازندگی می پرداختند.
نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

نقدی بر اجرای استابات ماتر توسط گروه کر فیلارمونیک ایران

گروه کر فیلارمونیک ایران، در روزهای ۴، ۵ و ۶ شهریور ماه، “استابات ماتر” اثر آنتونین دورژاک را به رهبری علیرضا شفقی نژاد روی صحنه برد. اجرای این اثر فاخر، کاری بسیار سنگین و بزرگ است که گروههای معتبری در جهان اقدام به اجرای آن نموده اند؛ مطمئنا شنیدن اجراهایی نظیر “گروه کر و ارکستر فیلارمونیک لندن” و یا “ارکستر سمفونیک ژنو” از طرفی سطح توقع شنونده خاص را بالا می برد و از جهتی مخاطب را در مواجهه با ورژن وطنی دچار مشکل می نماید.