چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه چهارم

در این شماره، جلسه چهارم کلاسهای مبانی اتنوموزیکولوژی را می خوانید؛ پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.

اتنوموزیکولوژی و دیگر رشته‌های موسیقی‌شناسی
در بخش اول این مبحث، به تعاریف و مفاهیم موسیقی‌شناسی و رشته‌های وابسته به آن پرداخته می‌شود. این مفاهیم و دسته‌بندی‌ها تاحدود زیادی پایه‌گذار و تعیین کنندۀ چارچوب شاخه‌های اتنوموزیکولوژی می‌باشند.

موسیقی‌شناسی
واژۀ «موسیقی‌شناسی» می‌تواند به شیوه‌های مختلفی تعریف و تعبیر شود؛ به عنوان یک متد، عبارت است از یک شیوۀ دسته‌بندیِ علمی مبتنی بر فرایند تحقیق و مطالعه. بر این اساس می‌توان آن را به‌طور کلی «مطالعۀ عالمانۀ موسیقی» قلمداد کرد (Duckles and Pasler, 2001). از دیدگاه سنتی، موسیقی‌شناسی موجودیت خود را از دو رشتۀ قدیمی «تاریخ هنر» و «مطالعات ادبی» وام گرفته است (Treitler, 1995). «انجمن موسیقی‌شناسی آمریکا» ( The American Musicological Society – AMS) در سال ۱۹۹۵ تعریفی برای موسیقی‌شناسی به این شکل ارائه داد: «حوزه‌ای از دانش که هدف از آن بررسی هنر موسیقی به عنوان پدیده‌ای فیزیکی، روانشناختی، زیبایی‌شناختی و فرهنگی است» (JAMS, viii, p.153).

دیدگاههای نوین بر این نکته تکیه دارند که مطالعات نباید صرفاً متمرکز بر موسیقی باشد، بلکه باید موسیقی‌دان و عمل آفرینش او در حوزۀ اجتماعی و فرهنگی نیز مدنظر قرار گیرد. بر این مبنا، نگاه به موسیقی به عنوان یک «محصول» جای خود را با نگاه به موسیقی به عنوان یک «فرایند» که اجزاءِ آن سازندۀ اثر، نوازندگان و شنونده است عوض می‌کند. این امر مستلزم بهره‌برداری از ابزار جدیدی مانند مطالعات اجتماعی، مردم‌شناسی، قوم‌نگاری، زبان‌شناسی، جامعه‌شناسی و فرهنگ است. این شیوۀ جستجو، به گونه‌ای با اتنوموزیکولوژی نیز مرتبط می‌باشد. هریسون (Harrison, 1963) و شمار دیگری از اتنوموزیکولوژیست‌ها در این زمینه معتقدند که «این نقش‌مندی، غایت همه موسیقی‌شناسی‌هاست که در واقع اتنوموزیکولوژی باشند؛ به‌ گونه‌ای که گسترۀ نگاه مطالعاتی خود را با دربرگرفتن جنبه‌های اجتماعی، توسعه داده و این جنبه‌ها را در کار خود لحاظ کنند.»

موسیقی‌شناسی به عنوان یک علم
تا نیمۀ قرن نوزدهم مطالعات موسیقی به عنوان یک شاخه علمیِ مستقل محسوب نمی‌شد، بلکه ابزاری در خدمت بررسی‌های عمومی موضوعات تئوریک موسیقی به شمار می‌رفت. کریساندر (Chrysander, 1863) به عنوان یکی از نخستین افراد، معتقد بود ضروری است که موسیقی‌شناسی به خودیِ خود همانند سایر علوم، علمی قائم به خویش باشد. با این وجود موسیقی‌شناسان غربی، پیشینه پیدایش موسیقی‌شناسی و سرشاخه‌های آن را به دورۀ یونان باستان و آثار افرادی چون فیثاغورث نسبت می‌دادند.

محور مباحث در موسیقی‌شناسی
در مورد محور مباحثِ موسیقی‌شناسی دیدگاه‌های متعددی طرح شده است؛ برخی همواره بر این عقیده بوده‌اند که در رشتۀ موسیقی‌شناسی پاره‌ای از موضوعات، مباحثِ اصلی تشکیل‌دهندۀ این رشته بوده و سایر موضوعات دارای جایگاه فرعی‌تری هستند. در این زمینه تقسیم‌بندی‌های متفاوتی ارائه شده که مهم‌ترین آن‌ها به این شرح است:
موسیقی‌شناسی بر اساس تقسیم‌بندی فریمری
نیکلاس فریمِری (Nicolas Etienne Framery) در سال ۱۷۷۰ تقسیم‌بندی جالبی از مراتب حوزۀ مطالعات موسیقی معرفی می‌کند که در مرتبۀ اول مشتمل بر سه شاخه است:
• اکوستیک (Acoustic)
• اجرایی (Practical)
• تاریخی (Historical)

هریک از شاخه‌های فوق نیز خود به زیرشاخه‌هایی تقسیم می‌شود:
• اکوستیک: مطالعات فیزیکی و متافیزیکی
• اجرای موسیقی: آهنگ‌سازی و اجرا
• تاریخ موسیقی: موسیقی و موسیقی‌شناسان داخلی و خارجی در دو بازۀ زمانی حال و گذشته
تقسیمات دیگری که فریمِری ارائه می‌کند عبارتند از: مذهبی و غیرمذهبی، آوازی و سازی، بومی و خارجی و گونه‌های موسیقایی.
در حوزۀ اجرایی نیز جایی برای مطالعات بین‌رشته‌ای دیده شده است مانند موسیقی و شعر، موسیقی و رقص، موسیقی و نمایش، موسیقی و بلاغت، طراحی و ساختِ ساز، تئوری موسیقی و فرامین اجرا.

موسیقی‌شناسی بر اساس تقسیم‌بندی فورکل
چند سال بعد، فورکل (Johann Nikolaus Forkel 1749-1818) این تقسیم‌بندی را گسترش داده و یک تقسیم‌بندی پنجگانه ارائه کرد:
• فیزیک اصوات (Physics of Sound)
• ریاضی اصوات (Mathematics of Sound)
• گرامر موسیقی (Musical Grammar)
• بلاغت اجرا (Musical Rhetoric)
• نقد موسیقی (Music Criticism)

موسیقی‌شناسی بر اساس سایر مدل‌ها
پس از فریمِری و فورکل مدل‌های بسیاری ارائه شد که هرکدام دارای نقاط ضعف و قوّتی بودند. به عنوان مثال مدل فِتیس (François-Joseph Fétis’s, 1869) سعی داشت موسیقی غیرغربی را نیز مدنظر قرار دهد که می‌توان آن را آغاز‌گر مدل‌هایی دانست که بعداً منجر به موسیقی‌شناسی تطبیقی شد. این سیر تا طرح مدل موسیقی‌شناسی تاریخی ( Historical Musicology) و سیستماتیک (Systematic Musicology) توسط گیدو آدلر (Guido Adler) ادامه یافت.

شاخه‌های امروزی موسیقی‌شناسی
امروزه علم موسیقی‌شناسی شامل شاخه‌های زیر می‌باشد:
۱- متد مطالعات تاریخی (Historical Method)
۲- تئوری و تجزیه و تحلیل (Theoretical and Analytical Method)
۳- اسنادی و نگارشی (Textual Scholarship)
۴- مطالعات آرشیوی (Archival Research)
۵- مطالعات فرهنگ‌نامه‌ای و تعریفِ مفاهیم (Lexicography and Terminology)
۶- سازشناسی و شمایل‌نگاری (Organology and Iconography)
۷- تمرین و اجرا (Performing Practice)
۸- زیبایی شناسی و نقد (Aesthetics and Criticism)
۹- جامعه‌شناسی موسیقی (Socio-musicology)
۱۰- روان‌شناسی و شنیدن (Psychology, Hearing)
۱۱- مطالعات جنسیت و موسیقی (Gender and Sexual Studies)

جامعه‌شناسی موسیقی (۱)
نمونۀ حوزۀ مطالعات اجتماعی موسیقی (۲):
• تأثیر و تأثرات موسیقی و سیاست (The political character of the sociology of music)
• موسیقی به‌عنوان نمود زندگی اجتماعی (Music as social meaning)
• موسیقی به‌عنوان عامل ارتباطات متقابل اجتماعی (Music as social interaction)
• موسیقی و هویت اجتماعی (Music as social identity)
• موسیقی به‌عنوان صنعت و تجارت (Music as commercial and industrial process)

روان‌شناسی موسیقی (۳)
نمونۀ حوزه‌های مطالعاتی روان‌شناسی موسیقی عبارتند از (۴):
درک و دریافت شامل:
• فواصل اصوات
• ریتم
• رنگ صوتی
• حافظه
• ساختار حافظه:
− دریافت انطباقی
− به‌خاطر آوری
• احساس و عواطف انسانی
اجرا شامل:
• توانایی‌های اجرا
• تئوری‌های بیان احساس به‌وسیله اجرا
• موزیکالیته:
− آشنایی با شیوه‌های اندازه‌گیری موزیکالیته
− تأثیر جنبه‌های مرتبط و غیرمرتبط توانایی در بارور کردن موزیکالیته
− آزمایش موزیکالیته
− استعداد، توارث، محیط
− تفاوت‌های زن و مرد در موزیکالیته
− تمرین، مشوق‌ها، آموزش

روانشناسی اجتماعی (۵)
۱- تفاوتهای فردی:
• سن
• جنسیت
• خصوصیات فردی
• اتکای به خود

• درون‌گرایی
• حساسیت فردی
• هراس
۲- طبقۀ اجتماعی
۳- نفوذ فرهنگی
۴- کاربردها
• کاربرد در آموزش، مطالعات بهداشت روانی، مطالعات اقتصاد موسیقی
عصب‌شناسی و موسیقی (Neurology and Music)
این علم به‌دنبال آن است که چگونگی عملکرد سیستم عصبی را در آفرینش، اجرا و دریافت موسیقی مطالعه نماید.

پی نوشت
۱-Sociology of Music
۲- برای مطالعۀ بیشتر در زمینه حوزۀ مطالعات اجتماعی موسیقی رجوع کنید به فصل هفتم از کتاب اطلاعات عمومی موسیقی، نشر نی.
۳- Psychology of Music
۴- برای مطالعۀ بیشتر در زمینه حوزه‌های مطالعاتی روان‌شناسی موسیقی رجوع کنید به فصل هفتم از کتاب اطلاعات عمومی موسیقی، نشر نی.
۵- Social Psychology

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ادای احترامی به یازدهمین و آخرین ترک آلبوم «مرثیه پرندگان»

سهم دانش و تخصص و کارآزمودگی در استفهام اعماق و کرانه‌های یک قطعۀ موسیقی تا چه حد است؟ و سهم تاریخ و تبار و ریشه‌های آدمی چقدر؟ آیا یک ژرمن، به فرض که سال‌ها روی عناصر موسیقی دستگاهی ما کار و تحقیق کرده باشد، می‌تواند دیلمانِ دشتی و عراقِ افشاری را بهتر از یک ایرانی بفهمد؟ یا یک موسیقی‌پژوهِ ایرانی جاز و بلوز را بهتر از یک موزیسینِ سیاهپوست آمریکایی؟ همان جازیست آمریکایی رازِ زخمه‌های راوی شانکار را بهتر از یک هندو خواهد فهمید؟ یا همان هندو ارتعاشاتِ شامیسن و کوتو را بهتر از یک ژاپنی؟ یک موزیسینِ ژاپنی، هزاری هم که کاردرست، می‌تواند ادعا کند که کلزمر را بهتر از اشکنازی‌ها درک می‌کند؟

قلب مشکاتیان برای مردم می‌طپید (I)

در بحبوحۀ جریان سنت‌گرایی در موسیقی ایرانی، پرویز مشکاتیان از نیشابور به تهران آمد. در مهم‌ترین پایگاه ترویج بازگشت به سنت‌های موسیقی به آموختن سنتور و ردیف موسیقی ایرانی پرداخت ولی از پایگاهی که برای اولین‌بار اصطلاح «موسیقی سنتی» را در ایران باب کرد، هنرمند خلاقی به ظهور رسید که سال‌ها هنر بدیع و ایده‌های ناب او، تحسین اهل هنر و اقشار مختلف اجتماع ایران را برانگیخت. اینکه چرا مشکاتیان با وجود تحصیل در مراکز یادشده، وارد مسیر مغلوط کهنه‌پرستی و سنت‌طلبی نشد و امروز (جدا از مبحث تئوری موسیقی ایرانی) می‌توان او را ادامه‌دهندۀ روش علینقی وزیری دانست، موضوع این نوشتار است.

از روزهای گذشته…

روش سوزوکی (قسمت سوم)

روش سوزوکی (قسمت سوم)

در بخش ما توکیوشیناگاواکه (TokioShinagawa) که آقای میازاوا آنجا را اداره میکرد، یک پرنده کوچک دم درازی داشتیم که برای بچه های کوچکتری که برای درس ویولون به اینجا می آمدند بسیار عزیز بود. از زمانی که خانم و آقای میازاوا این مرغ مینا (یا بلبل) را خریدند، از همان ابتدا زبان ژاپنی یادش دادند، مرتب می گفت من پیکومیازاوا هستم!
عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

عرض اندام دوباره حفظ و اشاعه ای ها (II)

پس از این بخش، دکتر داریوش طلایی به روی صحنه آمد و به سخنرانی پرداخت. اما از میان گفته های ایشان به عنوان نکات مهم به موارد ذیل می توان اشاره نمود:
تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

با وجود آوردن عنوان و تقسیم‌بندی موضوعی، خواننده‌ی پژوهش‌گر گاه نیازمند است بیشتر بداند، چرا که بسیاری از اوقات عنوان، گویای تمامی بار اطلاعات یک مقاله یا کتاب نیست. همچنین تقسیم‌بندی موضوعی هر چقدر هم دقیق باشد نمی‌تواند خواننده را کاملا راهنمایی کند که در مقاله چه چیزی خواهد یافت. به همین دلیل توصیف و چکیده‌نویسی یا به عبارت دیگر کتاب‌شناسی توصیفی ضرورت می‌یابد. اولین مسئله‌ای که کتاب‌شناسی‌های توصیفی را از یکدیگر متمایز می‌کند روش چکیده‌نویسی است؛ زیرا یک چکیده‌ی خوب می‌تواند ضمن فشرده بودن، اطلاعات زیادی را منتقل کند. از این دیدگاه هر چه اطلاعات منتقل شده نسبت به طول چکیده‌ی نوشته شده (تعداد کلمات) بیشتر باشد کارآیی بیشتر است.
سعیدی: در ابتدا سبک نوازندگی ایرانی ها عربی بود

سعیدی: در ابتدا سبک نوازندگی ایرانی ها عربی بود

نوازندگان ایرانی قانون تحت تاثیر شیوه نوازندگی اعراب دوباره نواختن قانون را در ایران از سر گرفتند مانند رحیم قانونی و جلال قانونی و بعد از آن استاد خودم زنده یاد مهدی مفتاح و خانم سیمین آقارضی همه اینها به همان سبک و شیوه‌ی تکنیک موسیقی عربی با نوای موسیقی ایرانی می نواختند. یکی از این اساتید هم که هنوز هستند ولی به دلیل کهولت سن نوازندگی نمی کنند آقای اکبر صدیف هستند که الآن در تگزاس زندگی می کنند. از نواخته های آقای صدیف هم فایل شنیداری دارم.
درباره کتاب «سُلفِژ»

درباره کتاب «سُلفِژ»

در پی استقبال علاقه‌مندان به یادگیری اصولی موسیقی از کتاب اول حمیدرضا دیبازر، «هیچ‌وقت دیر نیست» و چاپ مجدد آن، کتاب جدید او «سُلفِژ» نشر یافته است. حمیدرضا دیبازر عضو هیئت علمی دانشگاه هنر، دانشکده‌ی موسیقی، گروه آهنگسازی است.
داستان دیدار بتهوون و لیست

داستان دیدار بتهوون و لیست

هر چند بتهوون در اواخر عمر خود قدرت شنوایی خود را تقریبا” بطور کامل از دست داده بود اما می گویند پس از آنکه در سیزدهم آوریل سال ۱۸۲۳ فرانتس لیست (Franz Liszt) کنسرت بسیار جذابی با پیانو اجرا کرد، بتهوون ۵۳ ساله که در آن زمان در محل کنسرت حضور داشت بر پیشانی این نوجوان ۱۲ ساله بوسه ای می زند و از نوازندگی فوق العاده او تشکر می کند.
موسیقی در دوران هخامنشی

موسیقی در دوران هخامنشی

بر اساس نوشته های هرودوت مورخ یونانی، مغان هخامنشی بدون همراهی ساز با نای سرودهای مذهبی می خواندند و از این نظر، نه مثل سرود خوانان بابلی و آشوری بودند و نه تحت تاثیر اقوام سامی. موسیقی این سرودها صرفآ موسیقی آوازی بود و نه موسیقی سازی.
شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

شناخت کالبد گوشه‌ها (I)

سرانجام آخرین حلقه از پژوهشی که ربع قرن از عمر یک موسیقی‌دانِ پژوهشگر را به خود اختصاص داده بود کامل و به جهان موسیقی ارایه شد. داریوش طلایی با انتشار «تحلیل ردیف: براساس نت‌نویسی ردیف میرزا عبدالله با نمودارهای تشریحی» (۱) سومین و به گمانی آخرین گامش را در راه کشف دستور زبان موسیقی دستگاهی (۲) برداشت. با این گام، تریلوژی/سه‌گانه‌ی او کامل شد. در گام نخست او با فهرست کردن، دسته‌بندی و تحلیل دانگ‌های مولد و سپس ترسیم نقشه‌ی مقام‌شناختی هر دستگاه در کتاب تئوری و مقاله‌ی تکمیلی‌اش زیرساخت‌های انتزاعی ردیف را تبیین کرد (طلایی ۱۳۷۲ و ۱۳۷۸).
نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

نگاهی به سمفونی فانتاستیک اثر جاودان هکتور برلیوز (III)

در موومان دوم با والسی که فرمی همانند روندو دارد (کودا- A′ B A – مقدمه) به شایستگی تضاد کاملی با موومان نخست پدید می آید. فضاسازی لطیف و درخشان در این موومان و بکارگیری دو هارپ به گونه ای که موسیقی تداعی گر بزمی مفرح می شود بسیار قابل توجه است. گفتنی است که این گونه فضاسازی ها مشخصه ی بارز برلیوز است، چنانکه این بخش را می توان با بکارگیری هارپ ها در بخش دوم رومئو و ژولیت، موومان پایانی تدئوم، مارش تروا و همچنین ارکستراسیون برلیوز برای اثری از وبر به نام دعوت به رقص مقایسه کرد.
تصویر تنال (II)

تصویر تنال (II)

همانطور که گفته شد(در اینجا) موسیقی تجربی، موسیقی است که طی دوران زندگی فراگرفته می شود و درک آن برای کسی که روی این موسیقی شناختی ندارد، ممکن نیست. همین مسئله باعث می شود که کودکان به بعضی از انواع موسیقی علاقه نشان ندهند.