داریوس میلو، آهنگساز بزرگ فرانسوی (I)

داریوس میلو (1974-1892)
داریوس میلو (1974-1892)
داریوس میلو، از خانواده ای یهودی و سرشناس بود. در محیطی مساعد رشد یافت که سبب رشد اخلاق و اندیشه اش شد. استعداد زودرسش با طبع حساسش مغایرت نداشت. در هفت سالگی ویولن را فراگرفت. در دوازده سالگی عضو یک کوارتت زهی شد. والدینش در نظر داشتند نوازنده ویولنی چیره دست از او بسازند به همین سبب در ۱۹۰۹ همراه دوستش “لونل” او را به پاریس فرستادند. در این دوره میلو رویای آهنگسازی داشت. هر از گاهی به کنسرواتوار پاریس میرفت و در کلاسهای “لورو” (هارمونی)، “ویدور” (فوگ)، “گدالگ” (کنترپوان) شرکت می کرد.

در ضمن آثار بسیاری تصنیف کرد که بعدها همه را از بین برد. تمام آثار این دوره زیر نفوذ دبوسی و موسورگسکی ساخته شدند. به طور خصوصی نزد ” کوئشلن” به یادگیری موسیقی مشغول شد. میلو اساس شکل گیری خود را در موسیقی مدیون این آهنگساز بزرگ است.

در سال ۱۹۱۷ پل کلودل، شاعر و دیپلمات، میلو را به ریودوژانیرو برد تا با هم بر روی پروژه های تئاتری موسیقی کار کنند. از ۱۹۱۷ تا ۱۹۱۸ در برزیل زندگی کرد و عمیقا از جذابیت های موسیقی محلی امریکای جنوبی تاثیر گرفت.

میلو در ۲۱-۱۹۲۰، خاطرات خوش برزیل را به صورت سوئیت رقص برای پیانو ساخت و آنرا برای ارکستر نیز تنظیم نمود.

بعدها با موسیقی “جز” آشنا شد، ابتدا این موسیقی را در پاریس کشف کرد و سپس در جریان سفری به ایالات متحده امریکا در ۱۹۲۳ عمیقا تحت تاثیر جز قرار گرفت. در بازگشت، به یک گروه از آهنگسازان جوان (اوریک، دوری، اونگر، پولانک، تله فرر) پیوست. این گروه به طور منظم شنبه شبها یکدیگر را ملاقات می کردند.

به پیشنهاد دوستشان “کوکتو” تصمیم گرفتند از موسیقی فرانسوی در برابر واگنریسم و امپرسیونیسم حمایت کنند. “اریک ساتی” آنها را با سادگی اش در موسیقی و عدم دنباله روی اش در روش کار شیفته کرد. در قیاس با پنج آهنگساز روس، این موسیقیدانان جوان که تنها به سبب دوستی و برخی سلیقه های مشترک گرد هم آمده بودند، تبدیل به گروه شش نفری شدند.

در طول پانزده سالی که پس از جنگ آمد میلو روزهای طولانی را در “اکس” وقف آهنگسازی کرد، اما به سفرهای فراوانی نیز دست یازید: وین (که در آنجا با شوئنبرگ آشنا شد)، هلند، ایتالیا، پرتغال، روسیه، اسپانیا، ایالات متحده امریکا و دیگر کشورها.

در ۱۹۲۵ با دختر عمویش “مادلن” که همراهی بی نظیر برای وی شد ازدواج کرد. در ۱۹۴۰ به اتفاق همسر و پسرش “دانیل” که بعدها نقاشی مشهور شد، ناچار به ترک شهر خود شد. رنج دوری از خانه اش در اکس به غم ناشی از مرگ مادر افزود. آثار این دوره از زندگی میلو شاهد تعلق بیش از پیش او به مدیترانه است. آنها به “اوکلند” در کالیفرنیا رفتند و میلو در “میلز کالج” به تدریس مشغول شد.

در ۱۹۴۷ استاد کنسرواتوار پاریس شد. میلو در طی دوران تدریس اش شاگردان بسیاری را تعلیم داد که برخی از آنها در موسیقی قرن ۲۰ جایگاه ویژه ای یافتند. از مهمترین و مشهورترین این شاگردان عبارتند از: ایانیس کسناکیس، کارل اشتوکهاوزن و دیو بروبک.

میلو از این پس هرسال وقت خود را میان پاریس و اوکلند تقسیم کرد. آثار بزرگ او تقریبا تمام انواع، تمام فرم ها و تمام ترکیبات سازی را در برمی گیرد. برخی منتقدین به او ایراد می گیرند که زیاد می نوشته و به همین جهت در آثارش خوب و بد در کنار یکدیگر قرار دارند. میلو نیز مانند موتسارت با بیماریهای روانی و احساسی بیگانه بود.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

هماهنگی در موسیقی ایران (II)

از کارهای او یکی ترجمه کتاب «هارمنی» بود که آنهم به کمک مزین الدوله انجام شد و شامل جزوه ای بود که توسط او به شاگردان مدرسه موزیک تدریس می شد و بچاپ هم نرسید. این کتاب در حقیقت یک نوع هم آهنگی ساده برای پیانو بود و بسبک چهارصدایی نوشته نمیشد بلکه آنهم شامل دست راست و دست چپ پیانو بود و به هرحال برای اولین بار تدریس این فن در مدرسه موزیک شروع شد. سالار معزز مارشهای نظامی و سرودهائی هم برای مدارس میساخت که آنها را نیز بهمان سبک «هارمونیزه» میکرد که با پبانو نواخته میشد و برای ارکستر نظامی هم مینوشت که در دسته های موزیک نواخته میشد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (VI)

به دلیل بزرگ شدن جامعه موسیقی در سی سال اخیر این مشکل بیشتر به چشم می آید ولی سابقه تاریخی داشته است چراکه اصولا در موسیقی ایرانی تولید کننده موسیقی از نوازنده موسیقی جدا نبوده است. این سنت در موسیقی کلاسیک هم تا پایان قرون وسطا وجود داشته است ولی به مرور زمان شنوندگان موسیقی کمالگرایی را به جایی می رسانند که دیگر اثر هر نوازنده ای برایشان قابل قبول نبوده و دیگر دوره کارهایی که از نظر چند صدایی ضعیف بودند به پایان رسیده بوده است و این آغاز تخصصی شدن آهنگسازی بوده است. این روند سالها پیش می رود تا جایی که یک شخصیت مستقل به نام آهنگساز و شخصیت مستقل دیگری به نام نوازنده شکل می گیرد ولی باز تا امروز هم بسیاری از آهنگسازان در نوازندگی هم توانایی های قابل توجهی دارند.

از روزهای گذشته…

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

وام‌گیری موسیقایی به مثابه ارجاع به هویت (IV)

یک پرسش اما باقی می‌ماند، و آن این که؛ چگونه از لحاظ تکنیکی مشکل فرق میان دو گونه، دو سبک و فرهنگ مختلف، اختلاف میان دو سر این آمیختگی حل شده است؟ پاسخ آهنگساز به این پرسش پنداری از «مونودی» مدرن است. او برای این که بتواند آنها را با هم ترکیب کند مونودی را همچون کلیدواژه‌ای به کار می‌گیرد که هم می‌تواند درباره‌ی ویژگی‌ خاصی در آثار موسیقی آوانگارد اروپایی به کار رود و هم درباره‌ی اکثر موسیقی‌های شرقی (از جمله نمونه‌هایی که انتخاب کرده است) و هم رابطه‌ای قوی با آموخته‌هایش، محیط هنری که در آن آموزش دیده و کار می‌کند، دارد.
۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۱

۸۵ سالگی اسطوره جاز – ۱

دیو بروبک (Dave Brubeck)، تصمیم گرفت که به جای یک جشن تولد کوچک در خانه، همسر، فرزندان و نوه های خود را در باربیکن هال (Barbican Hall) لندن ملاقات کند. او در این روز کنسرت مفصلی اجرا کرد که تمام ۲۰۰۰ بلیط آن توسط هوادارانش خریداری شده بود و همه هنگام اجرای ترانه Happy Birthday که توسط کوارتت جاز او و ارکستر سمفونیک لندن همراهی میشد، با یکدیگر دم گرفته بودند.
چرخ مولد صدا

چرخ مولد صدا

تولید و فروش رادیوهای A-Box برای کمپانی هموند (Hammond) در عرض یکسال معادل ۱۷۵ هزار دلار سود به ارمغان آورد.
سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر، ستاره ای در کلارینت

سابین مایر یکی از برجسته ترین تکنوازان عصر حاضر است، او یکی از مروجین اصلی ساز کلارینت بر روی صحنه های جهانی موسیقی کلاسیک است. وی متولد Crailsheim است که در Stuttgart زیر نظر Otto Hermann و در Hanover زیر نظر Hans Deinzer تحصیل کرده است.
بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

بیژن کامکار: هرگز برای پول کار نکرده‌ام

… اما خرسندی‌هایی هم هست. گروه های جوانی هم هستند که انصافن خوب کار می‌کنند اگر بی‌پولی و بی‌حمایتی کارشان را خراب نکند. بیشتر گروه هایی که تشکیل می‌شوند به دلیل مشکلات و مسائل مالی و اینکه کارشان بازدهی اقتصادی منطقی ندارد از هم می‌پاشند. خیال‌تان را راحت کنم وضعیت اقتصادی موسیقی ما فاجعه است. چرا باید هنرمند از هنرمند پول بگیرد؟ من چرا باید دستمزدم را از پشنگ بگیرم؟ چرا گروه باید با مرحوم مشکاتیان طرف می‌شد و چرا او باید دستمزد می‌داد؟ بگذارید مثالی بزنم. فقط شش گروهان، از استادیوم آزادی حراست می‌کنند. صد تا مسئول گیشه دارد. یک اکیپ کار نور می‌کند. یک لشکر برای اصلاح چمن وجود دارد.
نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

نگاهی به موسیقی قاره آفریقا (III)

موسیقی آفریقا یکی از پویاترین اشکال هنری است. مصر طی مدتی طولانی کانون فرهنگی جهان عرب بوده‌است، درحالی که تجدید خاطره‌ی نواخت‌های مناطق پایین صحرا به ویژه در غرب آفریقا، از طریق تجارت برده اطلسی به رقص سامبا، آهنگ‌های بلوز، جاز، رگا، موسیقی رپ، و بزن و بکوب نوین منتقل شد.
سرگذشت پیانو در ایران (I)

سرگذشت پیانو در ایران (I)

از زمانی که پیانو ساخته شد به دلیل رنگ زیبای صدا و توانایی آن در اجرای همزمان چندین نت، این ساز بزرگ همواره مورد توجه موسیقیدانان در سبک های مختلف بوده و هست.
پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

پیشرفت همچون یک اصل بنیادین (II)

گسترش جغرافیای سیاسی اروپا (به ویژه آلمان بعد از بیسمارک، و امپراتوری هاپسبورگ) (۲)، دیدگاه‌های فلسفی هگل در مورد تاریخ و ماتریالیسم تاریخی مارکس (۳) را نیز نباید از نظر دور داشت که در مورد سوم وضعیت اقتصادی-سیاسی-اجتماعی بشر فرگشت اجباری می‌پذیرد و نوعی جبر تاریخی را پیش می‌نهد.
بانگ چاووش (II)

بانگ چاووش (II)

کانون چاووش، پرکار و پر شور به فعالیت مشغول بود؛ هنرمندان جوان این کانون، خودشان، می ساختند، خودشان می نواختند و می خواندند، خودشان ضبط می کردند و همینطور خودشان آثار را توزیع می کردند! ساختمانی که گروه چاووش در آن به فعالیت می پرداخت، ساختمانی قدیمی بود در خیابان حقوقی (۴) که امروز در این ساختمان «مکتب خانه میرزاعبدالله» و انتشارات «ماهور» مشغول به کار است.
منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

منبری: اهالی هنر نیاز به دیده شدن دارند

صحبتهایی بود که سروش به صورت یک سری و در چند آلبوم آثار تولید شده در سه سال فعالیت انجمن را منتشر کند. من و دکتر ریاحی و مزدا انصاری و امیر بکان و کاظم داوودیان هیأت موسس آن انجمن بودیم. آقایان دهلوی و روشن روان و مرحوم بیگلری پور و بنده و دکتر ریاحی هم شورای آموزش و پژوهش بودیم که به کارها نظارت داشتیم. زمانی هم گروه موسیقی دانشکده صدا و سیما را تأسیس کردیم که بنده هم جزء هیأت ژوری بودم و در تدوین اساسنامه اش هم بودم و خلاصه چه عرض کنم… رسیدیم به اینجایی که مشاهده می کنید. در مورد انتشار آلبوم هم پروسه سختی شده که سراغش نرفتم.