نگاهی به موسیقی قوالی در هند و پاکستان (II)

قوالی؛ موسیقی کاملا مردانه
از صدر اسلام بیشتر محافل عمومی مختص مردان بود. زنان در شرایط خاص می توانستند در جنگ ها شرکت کنند، اما ترجیح داده می شد که کمتر در این محافل عمومی حضور یابند. مجالس موسیقی قوالی هم چون گردهمایی موسیقی مذهبی به شمار می رفت تنها به مردان اختصاص داشت.این سنت تقریبا به همان شکل تا به امروز حفظ شده است.

یک گروه قوالی از ۸تا۹ مرد تشکیل می شود که شامل خواننده اصلی، نوازنده هامونیوم و نوازندگان سازهای کوبه ای مانند طبلا و دوهلک است. از قدرت و توانایی این فرم از موسیقی برای انتقال اسرار الهی استفاده می شود.

مفهوم و فلسفه
یکی از مفاهیم مهم در تعلیمات صوفی ها “معرفت” است. این مفهوم تقریبا نزدیک به “گنوسیز” در فرهنگ یونانی به معنای دانش غیر قابل دستیابی با ابزارهای عادی است. سنت های اسلامی راه های زیادی برای رسیدن به آن بیان کرده اند که یکی از آنها تمرین های ذهنی است. قوالی به عنوان یکی از این تمرین ها مورد استفاده قرار می گیرد که انسان را به حقیقت درونی خود نزدیک تر می کند.

تاثیر ترکیب کلام و موسیقی قوالی بر روی انسان غیر قابل وصف است. تاثیر متقابل فرم و درونمایه که با کلمات خاصی ترکیب می شوند و تقریبا با زبان ساده ای مسایل صوفیانه را بیان می کنند، غیر قابل انکار است. قوال به یک جمله یا عبارت تکیه می کند و با تکرار لغات و هجاها معنای ظاهری را از بین برده و معنای پنهانی آنها را آشکار می کند.

تکنیک دیگر قوالی تکرار عبارتها تا جایی است که معنایشان را از دست بدهند و کاملا بی معنا شوند؛ با ین کار شنوندگان به معنای اسرارآمیز “معرفت” بیشتر نزدیک می شوند؛ با این تکنیک معنا کاملا نفی می شود و تنها فرم به طور خاص خلق می شود.

یکی از اهداف قوالی ایجاد حال خلسه است. خلسه امکان دارد از تاثیر موسیقی بر شنوندگان و یا در اثر اجرای موسیقی، آواز و یا رقص ایجاد شود. هدف نهایی این دیالوگ بین موسیقیدان ها و شنوندگان بردن آنها به حالتی است که“حال” را درک کنند.

قوالی هم مانند برخی دیگر از آثار موسیقی مذهبی شنوندگان را به سطح دیگری از آگاهی می برد؛ مردم عادی را با پیچیدگی ها و رموز دست نیافتنی “معرفت” آشنا می کند. معمولا طرفداران قوالی از واژه “سفر” برای تجربه هایشان از این نوع موسیقی، استفاده می کنند. آنها احساس سفر به قلمرو یا سطح دیگری را دارند. در ظاهر هم ما می بینیم که به خلسه رفته اند. این خلسه هم می تواند درجات مختلفی داشته باشد که از تکان دادن ریتمیک سر شروع شده و به رقص های بسیار وحشیانه ختم می شود؛ این به میزان تاثیرپذیری فرد بستگی دارد!

قوال به دقت مواظب خلسه ایجاد شده از موسیقی است. او این کار را تا زمان رسیدن به مرحله مورد نظر ادامه می دهد. قدرت یک قوال را از میزان تاثیرگذاریش روی دیگران می سنجند. یک استاد قوالی می تواند تمام شنوندگان یک سالن را که هیچ آشنایی با کار او ندارند و حتی کلمه ای از حرف هایش را نمی فهمند به مرحله “حال” ببرد.

آخرین مرحله را صوفیان “فنا فی الله” می دانند که شباهت زیادی به“نیروانا” در آیین بودایی دارد. در این مرحله، هوشیاری این جهانی از بین می رود و فررد با حالات اخروی درمی آمیزد. در بعضی از مجلس قوالی ممکن است شنونده به این مرحله برسد.

برداشتهای جهانی موانع زبانی را هموار می کند
زبان اشعار قوالی معمولا اردو، پنجابی و گاهی هم فارسی است. قوال ها در مناطقی که زبانشان را نمی فهمند، بیشتر به فرم و ریتم موسیقی تکیه می کنند تا بتوانند مفاهیمی را که در ذهن دارند به شنوندگان انتقال دهند و آنان را به حال خلسه درآورند؛ آنها توانسته اند این کار را با موفقیت انجام دهند؛ آمار به دست آمده از واکنش شنوندگان در “کارنیگی هال” در آمریکا گواه این مدعاست. علت محبوبیت یافتن ناگهانی قوالی در خارج از مرزهای کشورهای جنوب آسیا هم، کشف توانایی این موسیقی در تغییر دادن سطح خودآگاهی شنوندگان است.

زمانی که در این مورد از یک قوال سوال شد، توضیح داد که برای انتقال راز عمیق “معرفت” الزاما به لغات احتیاج ندارد. می توان گفت قوالی فرصتی برای مستقیما تجربه کردن است.

میراث شفاهی
سنت های موسیقی قوالی در جنوب آسیا محرمانه است. استاد فقط تکنیک ها را به برادران و پسرانش می آموزد. قوال ها اطلاعات سری زیادی در مورد تکنیک های به خلسه بردن افراد دارند و بر ارزش بالای آنها آگاهند. اما تا زمانی که این افکار قدیمی بر آنها حاکم است این سنت ها را فقط به فرزندانشان منتقل می کنند یا با خود به گور می برند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر کتاب «ردیف آسان است؛ قدم به قدم با ردیف موسیقی ایران، دستگاه شور»

روژا پیتِر –ریاضیدان مجار- در کتاب «بازی با بینهایت» بدون اینکه نام کتابش را «ریاضی آسان است» بگذارد، هنرمندانه پیچیده‌ترین موضوعاتِ ریاضی را دست‌یافتنی کرده است. اگر فرمانروای مطلقِ همه‌ی دانش‌ها می‌تواند آسان شود پس ردیفِ ما هم علی‌القاعده باید بتواند. کتابِ حاضر با وجود تلاش‌هایی که شده نه تنها در این کار توفیقی نیافته بلکه به جای زدودنِ ملال و پیچ و خم‌های زاید از پیکره‌ی موضوع (بر طریقِ یک متدلوژیِ منسجم و به پشتوانه‌ی یک ساختمانِ نظری مستحکم و واحد) به خوبی توانسته است نشان دهد که ردیف چقدر می‌تواند غامض و گیج‌کننده باشد.

تکروی بااستقامت! (II)

نتیجه همان که در سال ۱۳۴۹ براثر «مشکلات سیاسی» از بانک کشاورزی اخراج شد. مخالفت با رژیم شاه در آن زمان بین روشنفکران عادی بود اما بین موسیقیدانان که عموما به جماعتی محافظه کار و خطرگریز و «صلح کل» نامیده شده اند، چنین مخالفت هایی اصلا رایج نبود بلکه سازش با وضع موجود و تلاش درجهت جلب منافع مادی بود که ارجح شمرده می شد. نتیجه هرچه بود، رجبی دیگر به کاردولتی برنگشت و زندگی «بهمن گونه و رجبی وار» او از آن زمان شکل گرفت. او هنرمندی بود برخلاف جریان آب. به شب نشینی و مطربی نمی رفت، از ارباب قدرت بیزار بود، از تعارف و حفظ ظاهر به قیمت ریاکاری نفرت داشت و صراحت تلخش دشمن تراش بود، اهل مطالعه بود، ورزش حرفه ای را برگزیده و کوهنوردی همیشگی بود.

از روزهای گذشته…

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VII)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (VII)

آشنایی اولیه ایران با سینما، زمان مظفرالدین شاه قاجار به اتفاق میرزا ابراهیم خان عکاسباشی در فرانسه با «سینموفتوگراف» در «لاترن ماژیک» حدود پنج سال بعد از رواج اختراع برادران لومیر در پارِس رخ داده است. (۵) سینما می تواند به راحتی مدرن باشد چرا که در اروپا مدل های «سنتی» ندارد و همه سینماگران ایرانی و اروپایی بدون ترس از امکان از دست دادنِ «سینمای سنتی» با هم در راه نوآوری قدم برمی دارند. هنرمندان ایرانی بدون مشکلات ناشی از مسائل قومی، مذهبی، طبقاتی، سنتی، تاریخی، با دیگر همکاران جهانی شان، چه غربی و چه شرقی (امریکا، اروپا، هند، چین و ژاپن) بدون کپی برداری، همراه و همگام هستند و هنر سینمای ایران هنری مدرن و جهانی است. علت نگفته پیدا است. سینما خود از اول یک هنر مدرن است که همراه با مدرنیته پا به عرصه وجود گذاشته است و نوع سنتی، قومی، مذهبی، تاریخی و طبقاتی ندارد.
پدیده های دنیای جز (I)

پدیده های دنیای جز (I)

Jazz سبکی از موسیقی است که ریشه در تفکر روحانی، موسیقی بلوز و البته Ragtime دارد. در یک بیان ساده موسیقی جاز، هنر بداهه نوازی مطابق با سبک و روحیات مختص هر نوازنده است. در واقع برخلاف موسیقی کلاسیک، نحوه اجرا و القای خصوصیات روحی نوازنده در ملودی آنقدر تاثیر پذیر است که اگر شنونده ای اجرای نسخه دوک الینگتون (Duke Ellington) از یک موسیقی مشخص را می پسندد، باید حتمآ همان نسخه را گوش کند، چرا که ممکن است نسخه ای از همان موسیقی را که دیگری اجرا کرده است به هیچ وجه نپسندد.
گفتم بگو، سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می کنم

گفتم بگو، سکوت کرد و رفت و من هنوز گوش می کنم

اولین سالگرد زنده یاد احمدآقالو که از هنرمندان تئاتر و سینما بود، در “خانه هنرمندان ایران” در تاریخ ۳/۹/۱۳۸۸ برگزارشد. به یقین ا نسان هایی همچون احمد آقالو، برگ زرینی در تاریـــخ هنر ایران محسوب می گردند. جان شیــفته او در کفایت جاودانگی اش بر تـــارک تاریخ فرهـنگ وهنر ما، در خاطره مشترک جمعی مان جاودان می درخشد ، هرچند سوخت اما ساخت تا خاکستر بغض اش در عبور از خاطره ها، رو به افق های معنایی پرکشــد اما سبکبار همچون ذات فردی اش برخلاف روال مالوف و معـمول به سوی اعتلای ارزش های پاک انسانی گام نهاد و درسایه سار حافـظه تاریخ، در وسعت دستاوردهای بشری دل به دریا زد و رفت.
نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

نقدی بر تاریخ موسیقایی محض

تاریخ نه لزوماً تکرار می‌شود نه می‌توان همواره از آن درس گرفت. تاریخ ممکن است یکسره با حال بیگانه باشد و خواندنش دست‌کم مستقیماً هیچ کارکردی برای جامعه‌ی کنونی دربرنداشته باشد. این مسأله وقتی پای به دنیای تاریخ‌نگاری هنر می‌گذارد، آزاردهنده‌تر می‌شود: دانستن اینکه فلان موسیقی‌‌دان در فلان قطعه‌اش چه مضرابی به‌کار برده را چه به آنی که در قرن بیست‌و‌یکم آهنگسازی می‌کند؟
کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

کنسرت گروه کر شهر تهران در هفتۀ موسیقی معاصر تهران

«گروه کر شهر تهران» به رهبری «مهدی قاسمی» در پانزدهمین سال فعالیت هنری اش، خود را برای کنسرت هفتۀ موسیقی معاصر تهران آماده می کند. به همین منظور، عاطفه دمیرچی روزنامه نگار و عضو «گروه کر شهر تهران» در نوشته ای، برنامه های پیش روی «گروه کر شهر تهران» را برای سایت ارسال کرده است که در ادامه می خوانید.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IX)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (IX)

دوم آن که استفاده از نگارش و اجرای از روی آن، برای به خاطر آوردنِ خطوط کلی آثار موسیقی ایرانی است. چنانچه کارگان (رپرتوار) موسیقی ایرانی را منحصر به ردیف خاصی ندانیم و کلیه چهار مضرابها، پیش درآمدها، تصانیف، رِنگها و سایر قطعات معتبر ساخته شده توسط اساتید مسلم موسیقی ایرانی را همراه با ردیف، جزو کارگان موسیقی ایرانی بدانیم، متوجه خواهیم شد که حجم بسیار بالایی از گوشه و قطعه را در اختیار داریم و هیچ کس نمی تواند این حجم مطلب موسیقیایی پیچیده را کامل و بدون نقص از بر داشته باشد. راه حل سریع و آسانِ به خاطر آوردن قسمتهای مختلف کارگان، استفاده از نتِ نگارش یافته آن مطالب است که مسلما نگارش دقیق تر و کامل تر، کارآمدتر هم هست. لازم به ذکر است که در این مورد میتوان از اجرای مواد کارگان، موجود بر روی حاملهای صوتی، هم استفاده کرد.
اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

اختتامیه سومین جشنواره سایتها و وبلاگهای موسیقی برگزار می شود

مراسم اختتامیه سومین جشنواره سایت ها و وبلاگهای موسیقی روز پنجشنبه، بیست و دوم اسفند ماه ۱۳۹۲ ساعت ۱۹ در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود. در این نشست برگزیدگان شاخه های مختلف سومین دوره جشنواره معرفی می گردند و جوایزی نیز به رسم یادبود به آنها اهدا می گردد. از دیگر برنامه های اختتامیه جشنواره می توان به اجرای آثاری توسط دو گروه موسیقی نیز اشاره نمود.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (I)

دوره ساسانیان دوره‌ی شکوفایی، اعتلا و جهش عظیم موسیقی در ایران بوده است. موسیقی در این عصر نزد پادشاهان مقام والا و به سزایی کسب کرد، توجه و علاقه درباریان و اشراف به موسیقی موجب پرورش و رشد موسیقی گردید، به‌طوری‌که سرودهای مذهبی، ترانه‌های ملی و بومی و ترانه‌ای که از وقایع مهم سرچشمه می‌گرفت برای اولین بار در این دوره سروده و خوانده شد.
ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

ونسا دو رزا، هورن نواز موسیقی فیلم

«درست است که من قبلا موسیقی فیلم های بیشماری را مینواختم اما آن زمان شرایط آنگونه بود. امروزه به خاطر بار سنگین ترافیک نواختن حداکثر دفعات ممکن در روز – معمولا ۳ یا ۴ جلسه- غیر ممکن است. زیرا در گذشته ما می توانستم در نیم ساعت خودمان را به هرکجا که در لس آنجلس می خواستیم برسانیم. یک روز برای اجرا در استودیویی تماسی با من گرفته شد و قرار شد که من در وقت نهار به آنجا بروم که نزدیک به محل کار صبحم بود. بنابراین تا آن استودیو پیاده رفتم. وقتی وارد شدم دیدم که روی پایه فقط آهنگی با دو نت وجود دارد. از من خواسته شد که آن را قوی بنوازم و من این کار را انجام دادم. سپس پرسیدم که چه چیز دیگری را باید بنوازم و آنها گفتند فقط همین! و این قطعه ضبط شده موفقیت چشمگیری را از آن خود کرد!»
مرزهای زنانگی در هنر (IV)

مرزهای زنانگی در هنر (IV)

هر هنرمندی پس از فراگیری تکنینک ها و مهارت های لازمه شروع می کند به باز آفرینی جهان از منظر خودش اما جهانی که او خلق می کند صرفاً متعلق به او نیست زیرا او با مخاطبینش در بسیاری از تجربیات حسی، مشترک است. پس او اگر سعی دارد اثری خلق کند که مطلقاً متعلق به خودش باشد باید تجربیات حسی را تا حد ممکن به یک سو نهاده و اثرش را تا حد ممکن با یاری گرفتن از دریافت های شهودی اش بسازد و این همان حد اعتلای هنر است.