در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (I)

احمد عبادی
احمد عبادی
نوشته ای که پیش رو دارید، از کتاب “خاطرات هنرمندان” نوشته پرویز خطیبی انتخاب شده و سعی شده قسمتی از آن حذف نگردد تا کاملا فضای زمان وقوع ماجرا و همچنین نوع نگارش این نویسنده حذف شود:
سال ۱۳۲۷، جمشید شیبانی در آمریکا به سر میبرد، همان سال اولین صفحات سی و سه دور او در لس آنجلس ضبط شد که حاصل همکاری من و کریم فکور و خود او بود. پیش از آن من و حسین استوار و پرویز محمود قراردادی بسته بودیم تا در انگلستان اقدام به ضبط صفحه کنیم ولی متاسفانه بنابر دلایلی این کار انجام نگرفت.

استوار با نعمت الله مین باشیان برای تهیه صفحه به هندوستان رفت و من به گروه دو نفره شیبانی – فکور پیوستم.

با تمام کوششی که به عمل آمده بود تا صفحات ساخت آمریکا زودتر وارد بازار شود، این کار به خاطر مسائل مادی و معنوی به عهده تاخیر افتاد و در نتیجه استوار و مین باشیان، صفحات ساخت هندوستان را در دسترس علاقمندان قرار دادند.

بی مورد نیست بنویسم که من و جمشید از دوران مدرسه ابتدایی آشنا بودیم. خانه ما در لاله زار بود و خانه آنها در میدان بهارستان، کوچه نظامیه. گاه و بی گاه من و مجید محسنی، جمشید و احمد فرنیا همراه با چند تن دیگر در خانه دوستان و آشنایان تئاتر میدادیم، تئاتری که بیشتر به سبک روحوضی بود و داستان مشخصی نداشت و بر طبق معمول یک ارباب و یک کاکاسیاه در آن وجود داشت و یا نوکری که در مقابل آقای خانه فضولی میکرد. عصرها که مدرسه تعطیل میشد پاتوق ما سرکوچه نظامیه جلوی بستنی فروشی مشهدی مهدی بود که در مقابل پنج شاهی یک بستنی به وزن تقریبا یک چهارم پوند، توی ظرف و بالای نان می گذاشت و به دستمان می داد.

وقتی هنرستان هنرپیشگی تاسیس شد و پدر جمشید، عنایت الله خان شیبانی به نظامت هنرستان انتخاب شد، جمشید و مجید محسنی به عنوان شاگردان دوره اول رسما اسم نویسی کردند و یک سال بعد هر دو به خاطر استعداد فراوان موفق شدند نقش های نسبتا مهمی را روی صحنه تماشاخانه تهران بازی کنند.

به هر حال انتظار من و فکور برای دریافت صفحاتی که جمشید در آمریکا ضبط کرده بود مدتی مدید به طول انجامید تا بالاخره عنایت الله خان شیبانی پیغام فرستاد که صفحات رسیده است. برای دریافت صفحات که قرار بود از هر لحاظ بهتر و برتر از صفحات مشابه باشد یک روز عصر به خانه جمشید رفتم.

من بارها به خانه او رفته بودم، حتی اگر به خاطر خود او هم نبود من به خاطر انس و الفتی که با پدرش داشتم غالبا از فرصت استفاده میکردم و پای سخن و ساز مردی مینشستم که به خاندان هنر علاقه داشت و از گذشته های دور و نزدیک حرفهای جالبی میزد، از عارف و قزوینی و علی اکبر شیدا میگفت و با نوای تارش بعضی از آثار این بزرگان موسیقی سنتی ایران را می نواخت و به راستی مرا به عالم دیگری میبرد.

وقتی وارد خانه شدم، جز عنایت الله خان کسی نبود. مثل همیشه با همان سادگی و محبت و گرمی برایم چایی آورد و چون میدانست که برای دیدن صفحات عجله دارم، جعبه چهارگوشی را که از پست خانه دریافت کرده بود آورد و روی میز گذاشت، بعد با لحنی جدی گفت: «من این صفحات را یکبار گوش داده ام، نمیدانم چه بگویم؟ امروزه جوانها چیزهایی را میپسندند که هیچ شکل و شباهتی به موسیقی خودمان ندارد»

عنایت الله خان خودش در دوران جوانی چند صفحه ۷۸ دور پر کرده ولی روی صفحه فقط به ذکر حروف ع – ش اکتفا کرده بود. من یکی از صفحات آواز او را سالها پیش در خانه دوستی شنیدم و مجید محسنی هر وقت به جمشید شیبانی میرسید به طعنه و کنایه میگفت: «آقای عین-شین چطورند؟»

در خانه شیبانی بحث من و پدر جمشید بر سر این موضوع که آیا موسیقی مدرن هم در جامعه ایرانی باید راهی داشته باشد یا نه به درازا کشید، عنایت الله خان میگفت این راهی که شماها باز کرده اید موسیقی اصیل ایرانی را به خطر می اندازد ولی من معتقد بودم که جامعه حکم یک مغازه را دارد که باید در آن انواع و اقسام اجناس وجود داشته باشد تا هر کسی هر جنسی را دوست دارد بخرد.

بحث های ما بی اغراق یکی دو ساعت به طول انجامید، ناگهان زنگ زدند و عنایت الله خان از دری که به هشتی دالان منتهی میشد رفت و در را باز کرد. کمی بعد مردی بلند بالا و لاغر اندام وارد اطاق شد و آقای شیبانی اول مرا به او معرفی کرد و مهلت داد تازه وارد روی مبل بنشیند. برای چند لحظه سکوت مطلق در اطاق پذیرایی حکم فرما شد، آن وقت عنایت الله خان گفت : «آقای عبادی، دایی جمشید هستند»

یک دیدگاه

  • ارسال شده در بهمن ۱۵, ۱۳۸۶ در ۴:۱۵ ب.ظ

    آری جناب شیبانی در روند موسیقی پاپ ایرانی تلاشی فراوان داشته و آثار بیادماندنی ایشان را فتانه خواننده پاپ اجرا نموده است .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

نگاهی به کتاب «موسیقی ایرانی»شناسی (II)

پیش از انتشار این کتاب، استادانی بودند که موسیقی ایرانی را اول با گوشه‌های مدال ردیف درس می‌دادند؛ کسی که مجدانه در این زمینه تا امروز فعال بوده، حسین عمومی نوازنده و مدرس موسیقی دستگاهی است. عمومی در کلاس‌هایش قبل از آموزش کل ردیف، درسی به نام «پیش‌ردیف» را تدریس می‌کند که در زمانی حدود ۲۰ دقیقه، کل گوشه‌های مدال ردیف را پشت هم می‌خواند. (۵)

فراخوان سیزدهمین جشنوارۀ ملی موسیقی جوان منتشر شد

در بخش «موسیقی دستگاهی ایرانی تار، تنبک، دف، سنتور، سه‌تار، عود، قانون، کمانچه، نی؛ در بخش «موسیقی کلاسیک» نوازندگان سازهای ابوا، پیانو، ترومبون، ترومپت، فلوت، کلارینت، کنترباس، گیتار، ویلن، ویلنسل، ویولا، هورن؛ و در بخش «موسیقی نواحی ایران» خوانندگان و نوازندگان سازهای زهی، بادی و کوبه‌ای از مناطق مختلف کشور به رقابت خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

مستر کلاس پیانو پروفسور هانس اودو کرویلز برگزار می شود

پروفسور هانس اودو کرویلز (Hans Udo Kreuels) متولد ۱۹۴۷ در آلمان است. اولین فعالیتهای هنری خود را با پدرش تجربه نمود، او در نه سالگی اولین تلاشش را برای آهنگسازی انجام داد. در سن ۲۱ سالگی تحصیلات خود را در رشته موسیقی در زمینه نوازندگی و نیز آهنگسازی در آکادمی “NWD” دتمولد نزد اساتیدی چون: دریسلر (Johannes Driessler) و کلیبه (Giselher Klebe) دنبال نمود، او نوازندگی پیانو را نزد وبر (Dieter Weber) در وین ادامه داد و در سال ۱۹۸۱ در وین موفق به کسب کارشناسی ارشد گردید، در ادامه تحصیلات خود در دانشگاه وین نزد دکتر والتر پس، دوره موزیکولوژی را به پایان رسانید و در مسترکلاس‌های متعددی نزد اساتیدی چون: کمپف (Wilhelm Kempff)، نویهوس (Stanislaw Neuhaus) و پوستیانو (Positano) شرکت کرده است. او تا سال ۲۰۱۵ بعنوان پروفسور کنسرواتوار فلدکیرش در رشته تخصصی نوازندگی پیانو مشغول به کار بوده و بسیاری از شاگردانی که تحت تعلیم ایشان بوده‌اند موفق به کسب رتبه‌های برتر در مسابقات معتبر گردیده‌اند.
گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (V)

مدرس بحث را با بررسی نمونه‌هایی از این نقد پی‌گرفت. و ابتدا اشاره کرد که هیچ نمونه‌ای که به مفهوم کامل نقد روان‌شناسانه‌ی اثر موسیقایی باشد در فارسی نمی‌شناسد.
چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

چهارمین جشنواره سنتور به همت آموزشگاه پایور یزد برگزار میشود

آموزشگاه موسیقی پایور یزد در نظر دارد چهارمین جشنواره تخصصی “سنتور” را در مقاطع سنی کودکان، نوجوانان و بزرگسالان به صورت تکنوازی، دو نوازی و پنج نوازی، آبانماه امسال برگزار نماید. این برنامه که هرساله برای نشان دادن استعدادها و توانایی هنرمندان یزدی و نیز توانمندی آموزشی این مرکز، برنامه ریزی می گردد، هر ساله یک شب را نیز به برگزاری یاد و نکوداشت یکی از بزرگان موسیقی کشور اختصاص می دهد.
به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

به بهانه کنسرت ارکستر کامه راتا در تالار وحدت (II)

در هنگام مقایسه کلیه آثار پارت پس از ۱۹۷۶، یک تم بنیادین مشترک وجود دارد و آن امر ماورائی و الهی است. رویکرد پارت به مذهب، جلوه خاصی به خلوص و بی آلایشی نگاه هنرمندانه وی بخشیده است. بسیاری موسیقی پارت را گذار شنونده به “لحظه بیرون زمان” تعبیر کرده اند. از برجسته ترین آثار این دوره می توان به Fratres، Cantus In Memoriam Benjamin Britten و Tabula Rasa اشاره کرد.
مژگان چاهیان برنده جایزه اول مسابقه بین المللی آهنگسازی شد

مژگان چاهیان برنده جایزه اول مسابقه بین المللی آهنگسازی شد

در بیست و چهارمین دوره مسابقه بین المللی آهنگسازی بولونیا ایتالیا، مژگان چاهیان موفق به کسب رتبه اول شد. مسابقه بین المللی آهنگسازی در شهر “بولونیا” ایتالیا از سال ١٩٩۴ توسط تئاتر شهرداری بولونیا راه اندازی شده و هر سال برگزار می گردد و از مهم ترین مسابقات آهنگسازی در دنیا است. از آهنگسازان بزرگی که هر سال به عنوان رئیس هیات داوران این مسابقه انتخاب می شوند می توان به افراد شهیری چون: «انیو موریکونه»، «ریکاردو موتی» و «ریکاردو چلی» اشاره کرد. همچنین هر سال از داوران بین المللی برای قضاوت آثار دعوت به عمل می آید. در سال ٢٠١٢ نیز برای اولین بار از یک آهنگساز ایرانی (امیر اسلامی) در این مسابقه دعوت به عمل آمد تا به عنوان یکی از داوران به قضاوت آثار بپردازد.
مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

مرور کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه»

موتسارت افسانه‌ای، دردانه‌ی دنیای موسیقی را با نبوغ خارق‌العاده‌اش می‌شناسیم. حتا آنها که موسیقی‌اش را هم نشنیده‌اند احتمالا چیزکی از استعداد شگرف او به گوششان خورده. تصور ما را از این استعداد شگرف (و نیز خودِ مفهومِ نابغه‌ی درک نشده توسط مردم هم‌عصرش) زندگی‌نامه‌های رومانتیک قرن نوزدهمی و دنباله‌های قرن بیستمی‌شان به وجود آوردند و شاخ و برگ دادند. کتاب «موتسارت؛ تصویر یک نابغه» نوشته‌ی «نوربرت الیاس»، جامعه‌شناس برجسته اما راهی دیگر در واکاوی زندگی موتسارت در پیش می‌گیرد؛ پرسش جامعه‌شناسانه از نبوغ.
اعجاز پاگانینی (II)

اعجاز پاگانینی (II)

این باورکردنی‌ترین اتّهامی بود که می‌توانستند به او بزنند، زیرا تا آن زمان هیچ «انسان»ی آنگونه ویولن ننواخته بود! چنین شایعه‌ای در آن عصر کم از ترور فیزیکی نداشت و نیکولو را مجبور به ترک سرزمین مادری و مهاجرت به وین می‌کند. در آنجا با شوبرت آشنا می‌شود و مورد حمایت او قرار می‌گیرد و پس از چندی آوازه‌اش ابتدا پاریس و لندن و پس از چندی تقریباً تمامی شهرهای مهم اروپا را تسخیر می‌کند.
چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه نهم (I)

یکی از شاخه‌های اصلی اتنوموزیکولوژی که در مباحث مردم‌شناسی (۳) نیز به آن پرداخته می‌شود، «زندگی دور از وطن و جهانی‌‌سازی» است. معمولاً مباحث هویت (۴)، جهانی‌سازی و اقوام مهاجر (۵) در یکدیگر تنیده می‌شوند (۶).
هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

هایدن و مراسمی برای سالگردش (I)

شهر وین در کشور اتریش، امسال مانند بیشتر شهرهای بزرگ اروپایی شاهد برگزاری مراسم سالگرد تولد هایدن آهنگساز بزرگ اتریشی بود. هایدن آهنگسازی است که غیر از تاثیرات بسیار زیاد در تکامل موسیقی کلاسیک، دو شاگرد مهم را هم به موسیقی کلاسیک تقدیم کرده است، موزار و بتهوون! در برنامه قبلی این فستیوال که به مدت دو روز پنجم می از ساعت ۱۱ تا ۱۷ و ۲۷ می از ساعت ۱۴ تا ۲۱ برگزار شد، نوازندگان در محوطه قصر با شکوه “BELVEDERE” به اجرای برنامه پرداختند. این برنامه با همکاری دانشگاه موسیقی وین برگزار شده بود و در آن هنرآموزان و هنرجویان برگزیده دانشگاه به اجرای آثاری از هایدن و یا در ارتباط با او، پرداختند.
گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

گزارش جلسه چهارم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (VII)

در پی این تعریف، نمونه‌ی دیگری و این بار از قلم «ساسان فاطمی» با عنوان «شوق شنیدن موسیقی قدیم: نگاهی به آلبوم شوق‌نامه» در فصلنامه ماهور شماره‌ی ۵۳ خوانده شد: «مثلا دور ایقاعی کار عجم (بتی دارم) هم از سوی رئوف یکتا […] مخمس دانسته شده و هم در همه‌ی نسخه‌های موجود در سایت‌های نامبرده مخمس معرفی شده است. صبحی ازگی […] نیز آن را با دور مخمس ثبت کرده است […] با این حال، کتابچه‌ی آلبوم به ما نمی‌گوید به چه علت این اثر با دور خفیف اجرا شده و چه نسخه‌ای مبنای چنین تصمیمی بوده است.» (ص ۲۱۷)