در خانه عنایت الله شیبانی با استاد سه تار، احمد عبادی (II)

عنایت الله و جمشید شیبانی
عنایت الله و جمشید شیبانی
به لباس های عبادی که بسیار خوشرنگ بود خیره شدم و به کفش هایش که انگار تازه از کفاشی خریده است، کروات و «پوشت» او که با لباسهایش هماهنگی کامل داشت و بوی ادکلنی که در فضای اطاق پیچیده نشان می داد که تا چه حد به نظافت و حفظ ظاهر اهمیت میدهد. شاید خنده دار باشد اگر بگویم که جوراب های عبادی هم از نظر رنگ و فرم برای من تازگی داشت.

صدای آقای شیبانی یکبار دیگر سکوت را شکست: «آقای عبادی سه تار را خیلی عالی مینوازند»

عبادی سرش را پایین انداخت و زیر لب چیزی گفت که متوجه نشدم. پیدا بود که مایل نیست تعریفش را بکنند. آنقدر مودب و ماخوذ به حیا بود که موقع حرف زدن در چشم کسی نگاه نمیکرد. حرف زدنش کوتاه و صدایش آرام بود. هر وقت او را دیدم لبخند شیرینی بر لب داشت و با تواضع و فروتنی جواب سلام دوستان را میداد، هرچند که اغلب اوقات خودش «پیش سلام» بود.

حالا که این سطور را مینویسم به یاد می آورم که در میان هنرمندان به نام روزگار ما، رهی معیری و عبادی در ادب و نزاکت و شیک پوشی، مقام اول را داشتند، شاید دیگران هم شیک پوش بودند اما از نظر صفات اخلاقی به پای این دو نفر نمیرسیدند.

مدتی گذشت و من با جوانی به نام فرامرز آشنا شدم که مادرش نوه عموی جمشید بود و پدرش آقای فوادی با عبادی روبرو شدم و بعدها شنیدیم که او پسر کوچک میرزا عبدالله نوازنده معروف تار است که خدمات بی شماری به موسیقی ایران کرده و با جمع آوری ردیف ها و آموزش آن به شاگردانی چون مخبرالسلطنه هدایت سبب شده است تا موسیقی ایرانی از هر گونه گزندی در امان بماند و از این نسل به آن نسل برسد، جالب است که عبادی از هفت سالگی در محضر پدر به فراگیری ساز و مخصوصا سه تار مشغول میشود و پس از مرگ پدر، خواهرانش مادر و خاله جمشید استادی او را میپذیرند. در تابستان سال ۱۳۳۰ یک روز من و فرامرز به دنبال کاری رفتیم و حدود ساعت ساعت ۲ بعد از ظهر به حوالی خانه عبادی رسیدیم، فرامرز پیشنهاد کرد که سری به او بزنیم ولی من که مایل نبودم آن وقت روز مزاحم کسی بشوم در اتوموبیل نشستم تا او برود و برگردد.

هنوز پنج دقیقه نگذشته بود که استاد عبادی در حالی که پیژاما به تن داشت به سراغم آمد و با اصرار زیاد مرا به خانه اش برد، خانه آنها در طبقه دوم اطاقی داشت که درش به سمت بیمارستان پانصد تختخوابی باز میشد و نسیم خنکی که از آن سمت می آمد روح و جسم را در آن تابستان گرم زنده میکرد.

ظاهرا عبادی تازه از سرکار برگشته بود. سفره کوچک او را خانمش با سلیقه مخصوص روی زمین پهن کرده بود، همه چیز سرجای خودش قرار داشت، کاسه آب یخ، سبزی خوردن و تربچه و نان سنگک برشته و بالاخره خربزه که برای دسر صرف میشد. ناهار را که طاس کباب بود با لذت فراوان خوردیم و من که عادت به خواب بعد از ظهر داشتم در گوش فرامرز گفتم که باید برویم اما عبادی متوجه منظورم شد و گفت: «همین جا میتوانی بخوابی»

آن وقت خودش بلند شد رفت و ملافه و متکا آورد و روی زمین پهن کرد، اجازه گرفتم و دراز کشیدم، فرامرز و عبادی صحبت میکردند و بحث بر سر تصنیف افشاری بود که آهنگش از عارف قزوینی است و رضا محجوبی بر روی آن شعر طنزی گذاشته است، پیش از آن روز خود من هم فکر میکردم آهنگ از رضا محجوبی است.

فرامرز «که او هم طبعا منسوب عبادی بود» سه تاری را که پشت سر استاد به دیوار تکیه داده شده بود برداشت و پرسید: «برای خودتان هم ساز میزنید؟» استاد جواب داد: «هر روز…» و ساز را برداشت و کوک کرد، چنان انگشتان بلند و باریکش روی سیم ها میدوید که باور کردنی نبود، قطعه ای را در همایون شروع کرد که خواب را از چشم من گرفت، تا آن روز شاید نمیدانستم که با سه سیم، فقط سه سیم چه ها که نمیشود کرد، وقتی سازش تمام شد سکوت ادامه پیدا کرد، عبادی نگاهی به من انداخت و پرسید: «نگذاشتم بخوابی؟» گفتم : «اختیار دارید، ساز شما اعصاب مرا تخدیر کرد.» گفت: «تا به حال این ساز را از نزدیک گوش کرده بودی؟» گفتم: «یکبار در خانه دوستی شنیده ام، البته او کجا و شما کجا؟»

گفت: «صبا از من بهتر میزند، همه خیال میکنند او ویولونیست خوبی است در حالی که باید به سه تارش گوش بدهند.»

سالها بعد وقتی این موضوع را با صبا در میان گذاشتم خندید و گفت: «احمد شکسته نفسی کرده است. در نواختن سه تار همتا ندارد.» از قضا ابوالحسن صبا و احمد عبادی هر دو سه تار را در محضر مادر جمشید شیبانی تکمیل کردند، مردی که سازش و خلق و خویش به برنامه «گلهای جاویدان» عطر می پاشید امروز خاموش شده است اما من همیشه آن چهره دوست داشتنی را در مقابل چشمانم میبینم.

5 دیدگاه

  • hossein
    ارسال شده در شهریور ۷, ۱۳۸۷ در ۵:۱۷ ب.ظ

    سلام
    من خیلی وقت دنبال قطعه شهر اشوب استاد عبادی هستم
    میتوانید در پیدا کردنش کمکم کنید؟

  • مهران زرگری
    ارسال شده در فروردین ۲۸, ۱۳۸۹ در ۴:۲۰ ب.ظ

    سلام.مطلبتان خیلی خواندنی بود.خیلی لذت بردم خدا بیامرزداستاد عبادی را هرچه از او سخن گفته شود حق مطلب ادا نخواهد شد.ایکاش از اجرای تصویری استاد داشتم .ممنون میشم اگر در این زمینه مرا یاری دهید.

  • حسین بهشتی
    ارسال شده در خرداد ۸, ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۷ ب.ظ

    دست شما درد نکنه خدارو شکر که هنوز انسان هایی پیدا میشن که به اساتید بزرگ موسیقی ایران احترام بذارن دم شماها گرم.

  • ارسال شده در مهر ۴, ۱۳۹۰ در ۱:۰۰ ق.ظ

    در این ویدئو در یوتاب: صدای عبادی، ساز عبادی و دست گرفتن عبادی! و چه کیفیت خوبی! ای کاش دست چپ بیشتر نشان داده میشد.؛ نمیدانم چگونه از تهیه کننده برنامه (مسعود بهنود) تشکر کرد. ای کاش عاشقان موسیقی از جناب بهنود درخواست کنند، فوتج اصلی این سه تار نوازی استاد عبادی در باغ را بر روی یوتوب یا سایت خود قرار دهند تا نوازندگان این ساز طرز دستگیری و اجرای ایشان را بهتر ببینند و بشنوند، بدون مونولوگ و به طور مستقیم و کاملتر. . http://www.youtube.com/watch?v=aKZc95LR4CI

  • خالد
    ارسال شده در فروردین ۶, ۱۳۹۱ در ۳:۴۰ ب.ظ

    حیفه این آهنگها را برای دانلود بگذار تا همه استفاده کنند .

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

مروری بر آلبوم «سالنامه»

سالنامه در میان آثار فیاض، بیش از همه در مسیرِ «در گذر» است. علاوه بر مشابهت در فرایند آهنگسازی و نوعِ کنار هم نشاندنِ و برخورد با مواد و مصالح موسیقی، حضور صریحِ برخی نقش‌­مایه­‌های «در گذر»، مدگردی­‌های متنوع، استفاده از نوازندگانِ گروه در مقامِ خواننده و ساختار کلی مجموعه، این همانندی را پررنگ­‌تر می­‌کند.

آرنولد شونبرگ و آهنگسازی ددکافونیک (III)

آنچه شونبرگ دنبالش می گشت، همان بود که باخ می جست: دست یافتن به وحدت کامل در یک ترکیب موسیقی. شونبرگ احساس می کرد که این روش نوین مبتنی بر ادراک کامل و جامع فضای موسیقی است. ولی به هر حال موسیقی نوشته می شد، با تمام شیوه ها، و شونبرگ اصرار داشت شنونده و آهنگساز هر دو باید شیوه ها را فراموش کنند، و موسیقی را به عنوان موسیقی بشنوند و قضاوت کنند. گفته است: «اغلب درست نمی توانم توضیح دهم: کار من ساختن موسیقی ۱۲ صدایی است نه ساختن موسیقی ۱۲ صدایی.»

از روزهای گذشته…

اصول نوازندگی ویولن (XII)

اصول نوازندگی ویولن (XII)

تکیه گاه سر انگشت یا نرمچه انگشت شست راست، بر کناره لبه بالایی دهانه پاشنه آرشه و یا در حالت مطلوب تر در ناحیه انتهای لبه بالایی دهانه پاشنه و چوب آرشه قرار می گیرد و بایستی از فرو بردن شست در داخل حفره پاشنه خودداری نمود.
درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

درباره لغو یک رسیتال پیانو در دانشگاه تهران

در ساعت چهار بعدازظهر اول خرداد، قرار بود تا رسیتال پیانویی توسط حمزه یگانه و پدرام نحوی زاده، دو پیانیست جوان، در تالار آوینی دانشگاه تهران برگزار شود ولی در زمان اجرا، جمعیت حاضر در سالن شاهد حضور و اجرای یک پیانیست دیگر بودند!
نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

در نشستی که دوشنبه ۲۲ اسفند در خانه موسیقی برگزار شد، هیات داوران جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، خبر برگزاری این جشنواره در سال ۹۰ را اعلام کردند. لازم به ذکر است جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، از سال گذشته قصد برگزاری این جشنواره را داشت اما در سال ۸۹ امکان برگزاری این مسابقه فراهم نشد.
پیانو، نحوه انتخاب – قسمت ششم

پیانو، نحوه انتخاب – قسمت ششم

در نوشته گذشته راجع به برخی شاخص های فنی پیانو مانند کلاویه، صفحه صدا، بریدج، قلاب و پین های نگاه دارنده سیم ها صحبت کردیم. در این نوشته سعی می کنیم به بررسی سایر قسمت های مکانیکی و مهم پیانو بپردازیم که می تواند در ردیف فاکتورهای مهم ارزیابی یک پیانو خوب و سالم باشد.
گروه جدید کویین و نلسون ماندلا

گروه جدید کویین و نلسون ماندلا

اعضای گروه افسانه ای Queen با خواننده سابق گروه Free و Bad Company به نام پل راجرز (Paul Rodgers)، قصد دارند به فعالیت هنری خود ادامه دهند.
در عمق کارون (I)

در عمق کارون (I)

ابتدا قرار بود این نوشته یک گفتگوی مکتوب با «مهدی میرمحمدی» از هفته نامه ی آسمان باشد. پس از آن که پرسش ها را فرستادند و من در قالب گفتگو پاسخ دادم بنا به صلاحدید همکاران در آن مجله، شکل نهایی یک یادداشت یافت. به دلیل مکتوب بودن مصاحبه و نیز انتشار نهایی آن به شکل یادداشتی از قلم من متن در گفتگوی هارمونیک به نام منتشر شده و نه چنان که رسم است، به نام گفتگو کننده.
درگذشت روجیرو ریچی

درگذشت روجیرو ریچی

روجیرو ریچی، ویولنیست ویرتوز، روز یکشنبه در نود و چهار سالگی در منزلش در پام اسپیرینگ در کالیفرنیا درگذشت. ریچی نخستین مخاطبانش را در ده سالگی و با نواختن بی عیب و نقص مندلسون بدست آورد. او بعدها به موزیسینی کارکشته تبدیل شد که گستره کارهایش از بندبازی های قرن نوزدهی کاپریس های پاگانینی تا نخستین اجراهای آثار معاصر را در بر می گرفت.
کنسرتو ویولن برامس

کنسرتو ویولن برامس

نسیم آغازین و وسوسه انگیز بادی ها در ابتدای نخستین موومان، به آهستگی ارکستر را چون دریایی خروشان می سازد که در تموجش اثری از سازگاری و آرامش نیست و تکنواز به ناگاه و بسیار زود هنگام همانند ذره ای کوچک به میان این طوفان می افتد. کوشش آغازین تکنواز برای رهایی از این تلاطم راه به جایی نمی برد و سر انجام او در میان موجهای سرگردان این دریا، غوطه ور می شود.
پیت فاونتین همچنان مینوازد

پیت فاونتین همچنان مینوازد

نیو اورلینز- خانه پیت فاونتین (Pete Fountain) – نوازنده افسانه ای کلارینت جاز- در نزدیکی خلیج سنت لوییس، تصویری زنده از داستان زندگی او بود – صفحه های طلایی، عکسهایی که با چهار رئیس جمهور دارد، یادداشتهای تشکر آمیز از فرانک سیناترا (Frank Sinatra)، کلارینتهای عزیزش و سازهای قدیمی و کلاسیک دیگر.
روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

روایت ملودیک سفرهای استراوینسکی

به دلیل دور بودن استراوینسکی از کشورش روسیه، بحث های زیادی درباره ماهیت روسی او صورت گرفته است. جمعه، بیست و دوم ژانویه ۲۰۱۲، در برنامه ای به نام “استراوینسکی بیرون از روسیه” لئون بتشتاین (Leon Botstein)، ارکستر سمفونیک آمریکا (American Symphony Orchestra) را برای اجرای گلچینی از آثار استراوینسکی رهبری کرد. این آثار به گونه ای انتخاب شده بودند که هم میراث روسی استراوینسکی و هم زیبایی شناسی کشور دومش را به خوبی نشان می داد.