کنسرت زمستان؛ اثری فروتر از انتظار (III)

اخوان به غیر از شعر زمستان اشعار قدرتمند زیادی دارد که هنوز روی آنها کار موسیقیایی انجام نشده است. با این حال هستند آهنگسازانی چون حمید متبسم که زمستان را بهترین شعر اخوان می دانند و مجبوریم هر از گاهی نسخه های کسالت آور جدیدی از این شعر را از زبان خوانندگان مختلفی بشنویم. زمستانی که حسین علیزاده ساخت و استاد شجریان خواند شاید گواه بیشترین پیوند و درک متقابل بین آهنگساز با شعر باشد. ارتباط متبسم اما با این شعر ارتباطی معنا ستیزانه بود. زمستان اخوان، سرد، تهی، بی رحم، بی تحرک و بی امید و نوید است، آهنگسازی متبسم در مقابل تصویری گرم، پرصدا، گاه مهربان و پر از تحرک و پویایی است به طوری که اگر شعری با مضمون بهار یا تابستان یا پاییز هم بر این ملودی ها می گذاشتی به همین اندازه بی ارتباط جلوه می کرد.

اخوان تصویر زمستان را آنقدر خشن و بی رحم توصیف می کند که آهنگساز می بایست در انتخاب خواننده ی مرد هم وسواس به خرج دهد و تا حد ممکن به دنبال صدایی بگردد که القا کننده ی این حسِ حاکم بر فضای شعر باشد. در مورد دلیل انتخاب فریبا داوودی به عنوان خواننده ی اثر لابد آقای متبسم دلایلی قابل قبول برای خودشان دارند اما این دلایل هر چه که باشد ناهمگونیِ صدای داوودی را با مفاهیم شعر زمستان توجیه نمی کند. دلیل حضور هادی فیض آبادی اما کاملاً مشخص بود، حاشیه ای برای پر کردن زیر صدای داوودی با انگیزه ی اخذ مجوز اجرای کنسرت. در هر حال حضور آقای فیض آبادی هم به مصداق آنچه که در باره ی آقای شعاعی گفته شد چندان ضروری به نظر نمی رسید.

مهمترین نکته در مورد بخش آوازی این بود که همخوانان یک ملودی را عیناً می خواندند بی آنکه هیچگونه اثری از دو صدایی در قطعه شنیده شود. فقط در یک قسمت از موسیقی برای خوانندگان، اجرایی شبیه کانُن نوشته شده بود که خوانندگان اشعار را به متعاقباً تکرار می کردند و متاسفانه علی رغم نگرانی آهنگساز در هنگام اجرا و کمک ایشان جهت هماهنگی بین خوانندگان، باز هم این قسمت خوب اجرا نشد و خدا را شکر کردم که متبسم چیز پیچیده تری برای بخش خوانندگان ننوشته بود.

از نکات قوتِ قطعه ی زمستان می توان به تلفیق کم ایراد شعر و موسیقی اشاره کرد. بجز یک مورد که در عبارتِ ” دور یا نزدیک ” کلمه ی ” یا ” با فاصله گرفتن از “دور” و چسبیدن به “نزدیک” معنای حرف ندا را به ذهن شنونده متبادر می کرد (… یا نزدیک)، بقیه ی اشعار به لحاظ اصول تلفیق شعر و موسیقی بی نقص به نظر می رسید و آهنگساز در نوشتن ملودی بر هجاهایی که مرتباً کوتاه و بلند می شدند ماهرانه عمل کرده بود.

نقش موسیقی در فواصل بین خوانش اشعار صرفاً به اجرای پاساژ های سریع محدود می شد و شنیدن این پاساژ های بی روح بخصوص در قسمتی که موسیقی به مقام چهارگاه مدولاسیون کرده بود، آزار دهنده می نمود. اخوان در پایان شعرش، باز نومیدانه تاکید می کند که “زمستان است” اما بخش پایانی این موسیقی مانند سایر بخشها، تصویری متضاد را به ذهن متبادر می کرد.

در پایان باید گفت دانش موسیقی و توانایی نوازندگی آقای حمید متبسم در حدی فراتر از آن چیزی است که در کنسرت زمستان از ایشان شنیدیم و این گفته را مراجعه به آثار قبلی ایشان تایید می کند. برای این هنرمند گرانقدر ماندگاری پنجه های پر توان و روزهایی روشن آرزو می کنم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

رونمایی کتاب «آوای یک زندگی» در موزه موسیقی

کتاب «آوای یک زندگی؛ گفت و گو با پری ملکی» روز جمعه اول آذر ماه با حضور تعدادی از هنرمندان و علاقه مندان در موزه موسیقی ایران رونمایی می شود. کتاب «آوای یک زندگی؛ گفت و گو با پری ملکی» سرپرست گروه موسیقی «خنیا» و مدرس آواز ایرانی روز جمعه اول آذر ماه با حضور تعدادی از هنرمندان و علاقه مندان در موزه موسیقی ایران رونمایی می شود. این کتاب مشتمل بر گفتگویی با پری ملکی است که در آن هنرمند به شرح حال دوران کودکی و نوجوانی، نحوه فعالیت های موسیقایی، تعلیم موسیقی و روایتی از زندگی خود می پردازد.

هیات داوران ششمین جشنواره موسیقی «نوای خرم» معرفی شدند

به گزارش روابط عمومی ششمین جایزه و جشنواره همایون خرم (نوای خرم )، ستاد برگزاری ششمین جشنواره موسیقی نوای خرم اسامی هیات داوران مرحله رقابتی این دوره در بخش های مختلف را منتشر کرد.

از روزهای گذشته…

چارلی پارکر، اسطوره جاودان جز

چارلی پارکر، اسطوره جاودان جز

در دنیای موسیقی جز وقتی صحبت از اسطوره های فراموش نشدنی این سبک میشود بی هیچ اغراقی باید از چارلی پارکر یاد نمود. نوازنده ای که در زندگیش فراز و نشیب های زیادی را بخود دیده اما همگان وی را بعنوان یکی از شخصیت های بنیادین این موسیقی می شناسند. چارلی پارکر (Charles Parker)در ۲۹ آگوست سال ۱۹۲۰ در شهر کانزاس آمریکا بدنیا آمد. در خانواده ای نه چندان با ثبات. وی لقب “Bird” را برای خود انتخاب نمود عنوانی که بر روی بسیاری از کارهایش میتوان مشاهده کرد مانند : Yardbird Suite
ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

ریختر، پیانیستی برای تمام دوران (I)

اسویتوسلاو ریختر (Sviatoslav Teofilovich Richter) در آگوست سال ۱۹۱۵ از پدری آلمانی و مادری روس در شهر Zhytomyr شوروی سابق (اکراین امروزی) بدنیا آمد. وی را بعنوان یکی از برترین نوازندگان پیانو در قرن بیستم یاد میکنند. موزیکالیته و تکنیکی ستودنی و همچنین رپرتوار گسترده ای که داشت مورد شگفتی و تحسین همگان بود.
از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

از مجله موسیقی تا ماهنامه رودکی (III)

مجلهء موزیک ایران را بهمن هیربد، شش سالی پیش از دورهء سوّم مجله موسیقی، بنیاد کرده بود. جالب است که هیربد، که کارمند وزارت دارائی بود و تنها آشنائی تفنن‌آمیزی با ویولن داشت، بدون برخورداری از حمایت‌های مالی دولتی، توانسته بود جمع مخاطبان گسترده‌تری برای مجلهء خود فراهم آورد. مجلهء موزیک ایران‌ را هم استادان و هنرجویان هنرستان‌ها می‌خواندند، هم جانبداران موسیقی‌ مغرب زمین و هم هواخواهان موسیقی سنتی و حتی جوانان و نوجوانانی که به‌ موسیقی سبک شهری (ترانه‌ها) دلبسته بودند.
رولاندو ویلازون (II)

رولاندو ویلازون (II)

علاوه بر کنسرتهای مشهور این سولیست بزرگ آواز، رولاندو ویلازون به عنوان رهبر ارکستر بر روی سن در بسیاری از کشورها برنامه داشته است، اجراهای مهمی در تالار باربیکن لندن، تاتر الیسس در پاریس و بسیاری سالنهای دیگر. در کنسرتهایش در نیو یورک، میامی، ونکوور، توکیو، تولس، مونته کارلو، مسکو، خیابان پترزبورگ، پراگ، زوریخ، روم، آتن، استانبول، مونته کارلو و کوپنهاگن. در سال ۲۰۰۷ رولاندو نقش آلمانی خود را در دیچترلیبه (Dichterliebe) به خوبی به نمایش گذاشت، او این برنامه را به همراه دانیل بارنبویم (Daniel Barenboim) ایفا کرد، موفقیت وی در خانه اپرای برلین، سالهای بعد نیز تکرار شد.
تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

تنها میزگرد تخصصی موسیقی ایران (III)

من با صحنه فعلی موسیقی ایران آشنا نیستم. چرا که مدتی از وطن دور بودم، اما کار چند آهنگساز مثل آقایان حنانه و استوار را شنیدم و خوشم آمد. در باره کار آهنگسازان ایران که به شیوه غربی آهنگ می سازند نمی توانم نظر قاطعی بدهم. من در سبک خودم در بند مخلوط کردن عوامل ایرانی و موسیقی غرب نیستم. اگرچه در پرلود و فوگ دشتی چنین کاری را کرده ام و چند تای دیگر هم در همین ضمینه ساخته ام. اما این کارها استثنایی بودند.
همکاری با بزرگان موسیقی

همکاری با بزرگان موسیقی

در ادامه مطالب قبل ‘نصرت فاتح علی خان’ و ‘او آهنگساز بزرگ فیلم بود’ توجه شما را به قسمت دیگری از این مجموعه مطالب راجع به نصرت فاتح علی خان جلب می کنیم.
نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

نقش گم شده‌ی ویراستار (II)

در کتاب هیچ کجا اشاره‌ای به منابعی که مورد استفاده‌ی مولف قرار گرفته نیست. از قرائن چنین بر می‌آید که دست‌کم بخش‌هایی از کتاب از یک منبع خارجی برداشت شده است. جا به جای متن مثال‌هایی از پارتیتور آثار آهنگسازان قرن بیستم (و غیراز آن) وجود دارد که نشان می‌دهد این اطلاعات از منبع دیگری عینا نقل شده (۵). گاهی هم ساختمان جملات و روال متن شبیه برگردان از یک زبان دیگر است؛ البته هر تلاشی برای یافتن منابع اصلی بی‌نتیجه می‌ماند. نام حسن زندباف روی جلد و حتا در فهرست نویسی فیپا به عنوان مولف آمده است.
صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

صادقی: محمد نوری تکرار ناشدنی و خاص است

فقط به مسیری که از گذشته استاد نوری طی کرده اند نگاهی بیندازیم، خودش یک درس بزرگ می تواند باشد. امیدوارم شاگردان ایشان هم بتوانند در این مسیر قدم بردارند و راه درست را تشخیص بدهند. شیوه تدریس استاد هم پرداختن به تکنیک های خاص آواز کلاسیک بوده است، در حقیقت کار کردن در ابعاد تنفسی، بیانی و رزونانسی که مهمترین ویژگی های یک خواننده خوب به حساب می آید؛ روی این مباحث کار جدی می کردند و کمتر به مقوله خواندن ترانه در کلاس می پرداختند و باورشان بر این بود که اگر کسی می خواهد خواننده قابلی بشود چه کلاسیک و چه پاپ، می بایست از پروسه تکنیک آواز کلاسیک وارد بشود تا بتواند آواز کلاسیک یا یک پاپ فاخر و درخشان را ارائه کند. شاگردانی هم که کار تدریس آواز کرده اند مثل خود بنده همه تحت تاثیر همین شیوه آموزشی بوده ایم و الحق خودمان را مدیون محبت های بی دریغ ایشان می دانیم تا همیشه.
گفتگو با سارا چانگ (V)

گفتگو با سارا چانگ (V)

به اندازه کافی افسرده کننده هستند، چرا خودم را با قرار دادن در آن حالت آزار بدهم؟ اما به هر حال موسیقی می تواند شما را غمگین کند، مسلما بسیار زیبا خواهد بود اگر تمام آنچه را که می نواختید شاد و روشن می بودند، اما اینگونه نیست. بعضی از قطعات و پاساژها بسیار ریتم پایین و افسرده کننده ای دارند و این به درون شما نیز رخنه می کند به خصوص زمانی که یک ارکستر نیز در پشت شما بنوازد و اگر هم یک رهبر فوق العاده مثل استاد ماسور(Masur) داشته باشید که او تمام آن حس را به شما منتقل می کند، شما به او نگاه می کنید و او اینجا است وقتی شما در حال نواختنید، او نیازی ندارد حرفی به شما بزند چون شما می دانید او چه می خواهد.
دژآهنگ: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

دژآهنگ: تکنیک های هارمونیکا قابل اجرا روی آکاردئون نیست

جنبه مهم دیگری که شاید موسیقی کلاسیک برای نوازنده‌ها خیلی جالب بوده و خیلی به آن پرداختند این بوده که نوع برخورد با قطعات کلاسیک توسط هارمونیکا می‌تواند خیلی منحصر به‌‌فرد و خاص باشد و می شود از توانایی‌های این ساز در انواع صدادهی‌ها یا افکت‌های مخصوصی که این ساز می‌تواند تولید می کند بهره برد. این تکنیک ها منجر به اجراهای متفاوتی از همان قطعات کلاسیک می شود. ما در هارمونیکا دو مکتب اصلی داریم که گرایش آنها به سمت کلاسیک بوده است. مثلا در آمریکا می‌توانیم مکتب لری ادلر و برادرش و یا جانی پوله و تامی رایل و خیلی‌ کسانی دیگر که می‌توان نام برد… آنها موزیک کلاسیک را از فیلتر‌ هارمونیکا عبور می‌دادند و اجرا می‌کردند.