جف بک، نابغه دیوانه!

جف بک
جف بک
جف بک (Geoffrey Arnold “Jeff” Beck) در ۲۲ ژوئن سال ۱۹۴۴ در والینگتون انگلیس بدنیا آمد. او نوازنده راک انگلیسی و یکی از اعضای گروه رویایی آن زمان یعنی Yardbirds که ستارگانی چون اریک کلاپیتون و جیمی پیج در آن حضور داشتند، بود. جف بک در کودکی خواننده گروه کر کلیسا بود، وقتی نوجوان بود توانست نواختن را با قرض گرفتن گیتار فرا بگیرد.

شاید استعداد این نوازنده گیتار را از اینجا درک نمود (که با قرض کردن گیتار توانست نوازندگی را بیاموزد و در آن مهارت پیدا کند) وی پس از مدتی سعی کرد تا گیتاری برای خود از جعبه های مختلف سیگار و دیگر وسایل چوبی وچسباندن آنها به همدیگر و استفاده از سیم های زائد بسازد. بجای فرت وی با رنگ کردن آنرا تفکیک نمود.

این تلاش های وی ادامه داشت تا اینکه توانست گیتار الکتریکی تهیه نماید وی در مصاحبه ای عنوان نمود که تا مدتها تفاوت میان گیتار الکتریک و آکوستیک را نمیدانست. جف از Les Paul بعنوان نوازنده گیتاری یاد میکند که او را تحت تاثیر قرار داده است.

خواهرش نوازنده بود و با دیدن استعدادهای برادرش سعی مینمود تا به او کمک نماید و مسبب آشنایی جف با نوازنده جوانی به نام James Patrick Page شد که به جف را در زمینه نواختن گیتار کمک نمود. کسی که بعدها با عنوان Jimmy Page به یکی از ستاره های موسیقی راک بدل شد.

جف بک همانند بسیاری دیگر از نوازندگان گیتار در گروههای کوچک مشغول به نوازندگی بود تا اینکه در سال ۱۹۶۵ و به دعوت جیمی پیج (به سبب آشنایی دیرینه) بعد از آنکه اریک کلاپتون این گروه را ترک نمود به گروه Yardbird پیویست.

audio file قسمتی از اجرای جف بک را بشنوید

بسرعت شیوه نواختنش همه را تحت تاثیر قرار داد و توانست موقعیت خوبی در گروه کسب نماید. جف بک هیچ موقع نتوانست در گروه Yardbirds با به موفقیت تجاری نسبت به بقیه اعضای دیگرش برسد. شاید بسیار عجیب باشد که وی بعد از سالها عضویت در گروه های بسیار مشهور و ضبط آثار متعدد در تالار مشاهیر راک Rock and Roll Hall قرار نگرفت و همیشه در سایه نامهای بزرگ دیگر نتوانست خود را نشان دهد.

او همواره به این نکته اشاره میکرد که این همکاری جز اینکه وی را در دنیای موسیقی محو نماید نتیجه دیگری برای وی نداشته بود!

شاید مشکل دیگرش این بود که در دنیای نوازندگی گیتار نیز فردی خارق العاده بود چرا که وی با سبکهای مختلفی چون راک، جز، بلوز و غیره آشنایی داشت و همچنین اجرای موسیقی چونblues rock, heavy metal, jazz fusion متبحر بود و هیچگاه نتوانست در یک سبک خاص به جلو برود چه تا این زمان که مخلوطی است از یک نوازنده گیتار و یک موزیسین موسیقی الکترونیک.

تا سال ۱۹۷۷ وی موفقیت های تجاری کمرنگی را بدست آورد؛ داستان هایی وجود داشت از اخلاق غیر عادی و نا معقولانه وی چه از زبان هوادارانی که در تورها همراهش بودند و چه از زبان سایر موزیسین های که با او مینواختند و جف بعنوان یک نابغه دیوانه بیشتر مطرح بود تا یک گیتاریست خلاق!

در هر حال بعنوان یک گیتاریست همیشه مورد نقد تحسین آمیز از طرف منقدین قرار گرفت و همچنین جوایز گرمی بسیاری را در طی سالهای فعالیتش بعنوان نوازنده سولو آنهم در سبک نوازندگی راک دریافت نموده مانند آلبومهای :
Jeff Beck’s Guitar Shop – ۱۹۸۹, Flash – ۱۹۸۵ و در بسیاری از تاثیر گذارترین آثار راک نیز به نوازندگی پرداخته است.

اما تاثیر وی در دنیای موسیقی راک بر هیچکسی پوشیده نیست او یکی از اولین نوازندگان گیتار الکتریک بود که از distortion در نواختن گیتار استفاده برد (بالاخص در زمانی که در گروه Yardbirds و گروههایی که خود تشکیل داده بود) و همچنین استاندارد خاصی از صدا را در موسیقی راک تعریف نمود.

جف بک و ب.ب کینگ


کارهای وی در گروه و Yardbirds و آلبومهای منتشر شده بسیار بر موسیقی هوی متال تاثیر گذار شد. بسیاری از نوازندگان آن زمان تحت تاثیر نواختن وی بودند، اشخاصی چون Jimi Hendrix, Ritchie Blackmore, Brian May وحتی نوازندگان اخیر چون Joe Perry , Jack White , Slash, StevieRay Vaughan و یا حتی Mick Ronson که جف بک را بت نوازندگی خود میدانست.

audio file قسمتی از اجرای جف بک را بشنوید

جف بک بعنوان نوازنده با نوازندگان بسیاری در آلبومهای متعددی به نواندگی پرداخته مانند :
John McLaughlin’s The Promise, on the track “Django”
Joe Cocker’s Heart & Soul album on 4th track I (Who Have Nothing) playing lead guitar
Brian May’s “The Guv’nor” from the album Another World
Stevie Wonder’s Talking Book
Imogen Heap’s Speak for Yourself
Roger Waters’ Amused to Death
Mood Swings’ song Skinthieves
Tina Turner’s Private Dancer
Jon Bon Jovi’s solo album Blaze of Glory
Paul Rodgers song “Good Morning Little School Girl”
Stanley Clarke’s 1975 album Journey to Love
Stanley Clarke’s 1978 album Modern Man

جف تکتیک های اجرایی فراتر از معمول و مرسوم را در آلبومهای دیگر به نمایش گذاشت و توانست به فوق ستاره ای در گیتار الکتریک بدل شود. او یکی از بزرگترین گیتاریست های جهان محسوب می شود و تکنیک نوازندگی اش بی نظیر است.

en.wikipedia.org
jeffbeck.com

6 دیدگاه

  • پیمان
    ارسال شده در دی ۲, ۱۳۸۶ در ۵:۴۲ ب.ظ

    حالا که حرف از جف بک نابغه شد، از جغ بوکلی نابغه هم بنویسید لطفا!
    و در مورد گروه تاثیرگذار دپچ مد هم تعجب می کنم چرا توی سایت چیزی نیست. می خوام بدونم آیا در نظر منتقدان هم قوی و ماندگار هستند؟

  • rouzbeh kalantaray
    ارسال شده در اردیبهشت ۲۶, ۱۳۸۷ در ۱۰:۴۲ ق.ظ

    inja sohbat az players boode va hamabn toor ke midooni depeche baraie kar ba synth haie analog ash besiar maroof ast pas behtare dar jaie digar ba taze fekre digari bashad..: baraie peimane aziz

  • ehsan
    ارسال شده در فروردین ۱۳, ۱۳۸۸ در ۳:۳۷ ب.ظ

    man gitar mizanam.vase kharidesh majbur shodam bazi vasile hamo befrusham ta ye gitar daste 2 begiram.

  • ارسال شده در مرداد ۲۵, ۱۳۸۹ در ۱۱:۱۱ ب.ظ

    از دپچ مد هم بگویید!
    گروه از این گروه قوی تر تو سبک synthpop نمی شناسم!
    قدرتمندترین گروه اکترونیک در ۳ دهه اخیر با موسیقی تاثیرگذار خود، نگاه جهانیان رو همواره به خود معطوف داشته!
    enjoy the silence از تاثیرگذارترین کارهای گروه و یکی از الهام بخش ترین تک آهنگ های ۲۰ سال اخیر بوده!
    barrel of a gun, useless, walking in my shoes, world in my eyes, halo و personal jesus از فوق العاده ترین کارهای گروه هم از دیدگاه منتقدین سخت گیر و هم ا دیدگاه شنوندگان هستند!
    در حالی که کار ضعیف نمی تونید از این گروه خوش نام گیر بیارید!
    کارهای این گروه رو به هر آهنگساز و خواننده ای توصیه می کنم که برای بهبود کاهاش از آن ها الهام بگیره!

  • هومن
    ارسال شده در بهمن ۱۷, ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۳ ق.ظ

    من هیچوقت از اهنگهای جف خوشم نیومده

  • ناشناس
    ارسال شده در آبان ۱۰, ۱۳۹۰ در ۱۲:۵۶ ق.ظ

    sathe musice jeff beck enghadr balast ke har kasi dark nemikone , nazir nadare tu 2nya vaghean ye nabeghe

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دیبازر: توسعه کیفی در حال رشد است

اگر یک تصمیم جمعی بر این باشد که دانشگاه های موسیقی را تعطیل کنیم، یک گزاره این است که آن را باید بررسی و اهم و فی الاهم کنیم. گزاره دیگر هم این است که سعی کنیم کیفیت چیزی که داریم را بالا ببریم. من فکر می کنم که واقعیت جامعه ما این است که تقاضا در رابطه با موسیقی از نازل ترین شکل تا بالاترین شکل ممکن بسیار زیاد است. عرضه نیز نسبت به 20 سال پیش بیشتر شده است. شاید دوره بازنگری در این است که چگونه کیفیت چیزی که عرضه می کنیم را بالا ببریم. یعنی چقدر می توان روی دانشجوی فارغ التحصیل موسیقی کار کرد تا کیفیت کارش بالا رود.

هنر خیابانی، موسیقی (III)

گاهی این نوازنده‌ها می‌خواهند از فضای عمومی شهری برای نشان دادن توانایی و استعدادشان استفاده کنند. گاهی موسیقی آنها، موسیقیِ اعتراض است؛ اعتراض در مقابل مضیقه‌های اقتصادی، فرهنگی، فردی، اجتماعی و… . گاهی نوازندگی در خیابان برای بعضی از آنها، جنبه‌ی مالی دارد. گاهی این خیابان‌های شهر هستند که جای خالیِ اجراهای رسمی را برای نوازندگان و خوانندگان پر می‌کنند. گاهی دغدغه‎‌ی شادی بخشی به جامعه، مدنظر است و البته گاهی هم نه نیاز مالی وجود دارد و نه مشکلی برای اجرا. اما بدون شک ارتباط مستقیم و نزدیک با مخاطب، یکی از اهداف مشترک تمام مجریانِ موسیقیِ خیابانی‌ست و حس و حال چنین اجراهایی به هیچ وجه قابل مقایسه با هیچ کنسرتی هم نیست. خیابان‌، فضای فرهنگ غالب جامعه است و هنرمندانی که به خلق در چنین فضایی دست می‌زنند و به نشر کارشان اصرار دارند، در حقیقت به دنبال دیدن بازتاب فعالیت‌شان بین عموم مردم هستند.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VIII)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (VIII)

روایت است که مختاری قطعات بسیاری در طول مدت زندانی بودنش ساخت! پس از آزادی او اداره هنرهای زیبا تصمیم گرفت مدرسه شبانه‌ای برای تدریس موسیقی به وچود آورد و رکن الدین مختاری را به ریاست آن مدرسه برگزید. وی هرچند که دیگر به مقام‌ ریاست شهربانی بازنگشت، اما همچنان در دربار راه داشت و کار موسیقی را نیز تا آخر عمر رها نکرد.
آشنا چون کویر (I)

آشنا چون کویر (I)

بیان درونی ام را به واژه ی “آشنا” و “غریب” و تضاد میانشان اختصاص می دهم و در این جا از “آشنا” می گویم، چراکه درباره اش حرف های ناگفته ی بسیاری دارم. با گذشت سی سال از دوران موسیقایی ام و کشف صداهای متعدد و جستجوی مدام برای دستیابی آن چه غریب به نظر می-رسد، هنوز وقتی با خود خلوت می کنم به دنبال صدای آشنا می گردم غالباً در پی این بوده ام که زیر و بالای هر آن چه را که غریب می ماند، از صدا، سکوت ـ زمان و مکان، غربت را بردارم و آشنایش کنم و نهایتاً از غرابت دوری کنم؛ باز گردم و هر آن چه آشناست را در مقابل بگذارم و بکوشم تا در آینده آن را ترسیم سازم.
آکوردهای sus – قسمت دوم

آکوردهای sus – قسمت دوم

در ادامه مطلب مربوطه به آکوردهای Sus ، به Improvise انجام شده روی این توالی آکورد شکل اول که تکرار میشود توجه کنید تا در ادامه بحث راجع به آکورد های sus را دنبال کنیم.
منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

منوچهر صهبایی: ترجیح میدهم بیشتر آثار ایرانی ضبط شود

بدنبال تهیه مطلب “آخرین پرچمدار” با منوچهر صهبایی موسیقیدان معاصر مصاحبه ای انجام دادیم که در این مطلب قسمت اول آنرا میخوانید.
بررسی اجمالی آثار شادروان<br /> روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت پانزدهم)

این هم نفسی با حافظ، مستلزم طی طریقی است که انسان را از عالم ناسوت، حدّاقل در لحظاتِ خلق اثر، جدا سازد. شاید همراهِ دیرین خالقی، مرحوم استاد حسینعلی ملاح، در نامه به خانم گلنوش خالقی در 1370 از حقیقتی پرده برداشته که قبل از آن، براساس مطالبِ بالا، تنها میشد آنرا حدس زد: پدر شما سخت معتقد به عشق لاهوتی بود.
کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

کریمی: هیچ استادی نمیتواند همه چیز را بیاموزد!

«فروغ کریمی»، نوازنده‌ی فلوت و کینوزولوگ، استاد دانشگاه موسیقی و هنرهای نمایشی وینِ اتریش، در تابستان سال گذشته سفری به تهران داشت و با همکاری «حامد پورساعی»، «سجاد پورقناد» و «میثم قدرتی» مسترکلاس سه‌روزه در تهران برگزار کرد. این چهارمین سفر ایشان به ایران بوده است؛ وی در سال‌های 1386 و 1387 برای اجرای کنسرت -‌در تالار رودکی و خانه‌ی هنرمندان، دونوازی فلوت و گیتار- و برگزاری مسترکلاس، سفری به ایران داشت، اما این‌بار بدون برگزاری کنسرت، تنها به برنامه‌های مسترکلاس فلوت و موسیقی کینزیولوژی پرداخت.
نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

نگاهی به آثار و توانایی های حسین خواجه امیری (II)

در صورتی که بتوان، صدای واقعی ایرج را با توجه به کیفیت پایینی که به نسل امروزی رسیده، بدست آورد و شنید، شاهد خواهیم بود که او دارای صدایی منحصر به فرد و یگانه در تاریخ موسیقی ایران می باشد، صدایی که منتها درجه هر یک از پارامترهای یک صدای خوب (سونوریته مناسب، حجم بالا، وسعت مطلوب، وضوح و شفافیت عالی و…) را داراست البته با توجه به کیفیت ضبط و انتقال آنها از ادوات ضبط و پخش موسیقی قدیم تا کنون (که اکثرا امروز به صورت داده های کامپیوتری است) کمتر کسی صدای واقعی او را شنیده است.طبیعتا هر چه صدا به صدای واقعی نزدیکتر باشد، به همان نسبت نیز قضاوت ما صحیح تر خواهد بود.
رموز ویولن (II)

رموز ویولن (II)

در این قسمت به تشریح ساختاری ویولون می پردازیم. آنچه را از ویولون می بینیم مجموعه ای است که بطور مشخص از چهار قسمت اصلی ساختمانی ساخته شده. این قسمتها در رابطه مستقیم و حیاتی هستند که به ایجاد سازی به نام ویولون می انجامند؛ این بخشها مشخصا 1- صفحه زیر 2- صفحه رو 3- دیواره ها (کلاف) 4- دسته می باشند.
حفظ کنیم یا نه؟ (I)

حفظ کنیم یا نه؟ (I)

سال گذشته در روزنامه ای خواندم که به یک نوازنده جوان به دلیل توانایی هایش در اجرای یکی از آثار سخت معاصر از حفظ ، جایزه داده اند. از آن زمان تا به حال روی مساله تاثیر حفظ کردن بر اجرای خوب فکر می کنم. آیا بدون نت نواختن توانایی های اجرایی نوازنده را ثابت می کند؟ برای دریافت جواب با بسیاری از همکارانم صحبت کردم.