«لحظه های بی زمان» (II)

روزبه تابنده و سجاد پورقناد
روزبه تابنده و سجاد پورقناد
کل این دو قطعه در سه روز تنظیم شده اند؟
بله، چون ایده های اصلی کاملا در ذهنم واضح و روشن بود. از طرفی بیش از یک ماه به کنسرت نمانده بود و قصد داشتم که این کار حتما در رپرتوار کنسرت باشد. بنابر این سه روز، به طور فشرده برای نوشتن این دو قطعه وقت صرف کردم.

بعد از آن هم دستکاری نشد؟
خیر، این همان نسخه ای است که اجرا کردیم. فقط قبل از ضبط، چند آرایه خیلی ظریف برای ویلن تکنواز به قسمت اول “آواز چهارگاه” اضافه کردم. ولی قطعه “طلوع” کاملا دست نخورده مطابق نسخه اولیه اجرا شد.

ماجرای “لحظه های بی زمان” از چه قرار بود؟
نوشتن این قطعه، به معنای یک گسست کامل از شیوه قبلی آهنگسازی من بود. مدتی بود که احساس می کردم نوع نگاهم به آهنگسازی تغییر کرده و به شیوه ای که در آثار قبلی به کار گرفته بودم، اعتقادی نداشتم. یکی از تفاوت ها، نگاه من به مساله ریتم بود. این گسستن از ریتم، در حقیقت نوعی عصیان بود. نقدی بود بر استفاده از ارکستر به عنوان یک “موتور ساز زنی” که به طرزی مکانیکی و مترونومیک در یک وزن و متر ثابت، کل یک اثر را از ابتدا تا انتها اجرا می کند و یا بدتر از آن، شیوه غیر استاندارد ضبط استودیویی غیر آنسامبل با مترونم که این روزها در ایران بسیار رایج است. تصمیم گرفتم چیزی بنویسم که به روح آزاد بدیهه سرایی در موسیقی ایرانی نزدیک تر باشد و به هیچ عنوان به صورت غیر آنسامبل و یا با مترونم قابل اجرا یا ضبط نباشد. بر مبنای همین ایده، بخش های زیادی از این اثر بدون میزان بندی و به صورت آزاد نوشته شده و کاملا بر اساس حس آنی تکنواز ویلن، در لحظه تفسیر می شود.

اولین جلسه تمرین این قطعه را هم فراموش نمی کنم. سر جلسه تمرین به نوازنده ها گفتم، کاری نوشته ام که خودم هم نمی دانم چطور می خواهیم آن را تمرین و اجرا کنیم! اما به هر حال شروع کردیم و بچه های ارکستر هنگام، در آن زمان در شیراز، با تمرین زیاد به خوبی از عهده کار بر آمدند. اما ماجرای “سه گانه ایرانی” باز هم متفاوت است. این قطعه حتی به نوعی گسست از روش قطعه قبلی هم محسوب می شود.

یعنی هر کدام از آثار این آلبوم، به نحوی تجربه راهی جدید برای خود من است. هرچند که قالب اصلی همه مشترک است، همه آثار برای سازهای زهی نوشته شده و تنها ساز ایرانی استفاده شده (یعنی کمانچه) هم سازی زهی است. در حقیقت تلاش من این بوده که در عین استفاده از سازهای زهی ایرانی و غیر ایرانی، به نوعی روح موسیقی ملی ما در این اثر وجود داشته باشد. همه آثار این آلبوم، از زاویه دید خودم، به شکلی متفاوت در جستجوی این روح ایرانی هستند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

شیدایی تار (II)

وی در جریان انقلاب اسلامی از سمتهای خود استعفا کرد و به مردم انقلابی پیوســت و ســاخته ها و نواخته های او با صدای محمدرضا شــجریان و شــهرام ناظری در نوک پیکان انقلاب قرار گرفت و امروزه به عنوان یک خاطره ملی در اذهان مردم باقی است. لطفی در مورد ساخته معروف خود، سپیده (ایران ای ســرای امید)، می گوید: «وقتی در دستگاه ماهور شروع به کار کردم طبق روال آواز از منطقه بم شــروع شد ولی هر کاری که می‌کردیم، می دیدیم جور درنمی آید. پس از مدتی قرار شد آقای شجریان از اوج بخواند و خیلی خوب درآمد. در آن روزگار جامعه ایرانی یکپارچه شور و هیجان بود، ما هم که از جامعه دور نبودیم و با مردم همصدا بودیم.

تکنیک های هارمونی در موسیقی های امپرسیونیسم و رومانتیسم (II)

من این نوع دیدگاه گسترش هارمونی را در هفت متد اصلی دسته بندی و خلاصه می کنم که در جای خود در باره ی هر کدام صحبت می کنم. این متد ها عبارتند از:

از روزهای گذشته…

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

نگاهی به وضعیت خواننده و خواننده سالاری در موسیقی معاصر ایران (I)

شاید همۀ ما سالهاست که با این واژۀ نام آشنا مواجه هستیم و با معضلات و حواشی آن دست و پنجه نرم می کنیم. البته این پدیده (خواننده سالاری) جزئی از معضلات و مشکلات هنری در کلیۀ کشورها و فرهنگ ها است ولی این مساله در ایران به مانند بسیاری از مسائل دیگر بالاخص در ۳ دهۀ اخیر به مساله ای پیچیده و لاینحل تبدیل شده و بازتاب اجتماعی و فرهنگی آن بسیار ملموس تر از بسیاری فرهنگ های دیگر در سایر ملل می باشد.
گروه ریمونز (I)

گروه ریمونز (I)

ریمونز یا ریمون ها (Ramones) یک گروه مشهور راک آمریکایی هستند که بیشتر به عنوان اولین گروه پانک راک شناخته شده اند. این گروه در منطقه ای در سال ۱۹۷۴ در تپه های جنگلی (Forest Hills, Queens) در نیویورک به وجود آمد. تمامی اعضای گروه، نام ریمون را به جای نام فامیل خود برگزیدند! آنها به مدت ۲۲ سال و بدون وقفه در حدود ۲۲۶۳ کنسرت برگزار کردند. در سال ۱۹۹۶ بعد از شرکت در جشنواره موسیقی لولاپالوزا (Lollapalooza)، گروه آخرین کنسرت خود را به مناسبت جدایی اعضا از یکدیگر اجرا کرد. در مدت این هشت سال جدایی، سه تن از بنیانگذاران گروه؛ جوی ریمون (Joey Ramone) خواننده، جانی ریمون (Johnny Ramone) گیتاریست و دی دی ریمون (Dee Dee Ramone) بیس نواز، فوت کردند.
مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

مرثیه ای فنی برای یک سنتورنواز (II)

نخست خلاقیت وی در دگرگونه شیوش صدای ساز رخ نمود. صدایی که پلی شد میان صداهایی از خاطره سنتور و آینده هنوز آفریده نشده اش. او این همه را بر بنیاد راست، استوار نشستن در پشت سنتور، یکی شدن دست و مضراب و بهره بردن از تمامی جان دست برای به فریاد آوردن آن همه سیم به دست می آورد. به حرکت های دست، جز از گردش از سر مچ یا بازی حلقه مضراب به دور انگشتان باز، تازش مچ، هم گیری و فشردن انگشتان انتهایی و نرمی ته دست را افزود، بنابراین ظرافت نواختن مضراب با صلابت همنشین شد.
تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

تفاوتهای صوتی استردیواری و گوارنری (II)

پژوهشگران آکوستیک از ابزارها و روش های متفاوتی برای ساده کردن طیف پیچیده موسیقی بهره می گیرند. به عنوان مثال، عایق صوتی و تاثیر مواد بکار رفته در آن و تعداد دفعات پژواک صوت در سالن ها در تحلیل باند ۳/۱ اکتاو اندازه گیری می شوند که رزولوشن (resolution) فرکانس خوبی برای زمینه آوایی آزمایش شده به دست می دهد و این باند اکتاو بسیاری از «باندهای مهم شنوایی» یعنی باندهای طیفی طبیعی گوش انسان را نیز دربر می گیرد.
معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

معرفی یک هنرمند: سرپاس مختاری‌ (V)

«سرپاس مختاری» با تمام قوا در برابر نیروهایی که مقابل شاه ایستاده بودند، قرار گرفته و حاضر به کوچکترین انعطافی نبود و همین موضوع دستان هنرمند او را آلودهء خون کسانی کرد که بسیاری از آنها برای پیشرفت ایران مبارزه می‌کردند.
دو نمود از یک تفکر (III)

دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.
کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رأی کوثر (قسمت دوم)

کنسرواتوار ایروان در گفت وگو با نیک‌رأی کوثر (قسمت دوم)

قصه به آنجا رسید که در ایران، استادان یکدیگر را نفی می‌کنند. این را نیک‌رأی در حیطه موسیقی گله می‌کند، ولی در همه عرصه‌ها چنین است. مهندسی نیست که مهندس دیگر را گرامی بدارد، جز در تعارف و شعار. پزشکی نیست که تشخیص و تجویزپزشک قبلی را اشتباه یا لااقل بی‌فایده نداند… باری، به گفت وگو بازگردیم.
بداهه نواز خوب باشیم (II)

بداهه نواز خوب باشیم (II)

موسیقیدانان و نوازندگان خبره جز (Jazz) از لحاظ جسمی یا روحی چیزی بیش از شما ندارند. در واقع اینطور نیست که خداوند چیزی بیش از شما در وجود آنها قرار داده باشد. برتری آنها بر دیگر علاقمندان عادی به موسیقی آن است که با جدیت و نظم بیشتری به تمرین موسیقی می پردازند بطوریکه پس از مدتی توانایی شنیدن ایده های موسیقی در مغز و انتقال آن به انگشتان خود را بدست می آورند.
بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

بررسی کوتاه در باب سنت و نوآوری در موسیقی ایرانی (I)

تاریخ به ما نشان داده است، نزاع بر سر سنت و مدرنیته کاری بس بیهوده بوده است. با این همه، همچنان نقش پرنگی در جامعه ما به خصوص جامعه موسیقی که بحث مورد نظر ماست، دارد. از یک سو سنت، تهی و تو خالی بودن ارزش های مدرنیته و از سوی دیگر مدرن ها، کهنه گرایی و ناکارآمد بودن سنت را به یکدیگر گوشزد می کنند.
چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

چهره ی آدرنو از قابِ اتنوموزیکولوژی (VII)

نکته ی دیگری که در این قسمت از نوشته های آدرنو به چشم می خورد شرح مفصل آدرنو در مثال هایی است که از موسیقی “جدی” اروپا (در اینجا بتهوون) ارائه داده است. این در حالی است که حتی یک نمونه ی شنیداری هم از موسیقی عامه پسند ذکر نکرده است. حداقل می توانست با قرار دادن دوک الینگتون (به عنوان نماینده ی موسیقی عامه پسند) در مقابل بتهوون تصویر واضح تری از آنچه قصد ابراز آن را دارد ارائه دهد.