«لحظه های بی زمان» (VI)

روزبه تابنده و سجاد پورقناد
روزبه تابنده و سجاد پورقناد
البته در اینجا منظور شما آونگارد دهه ۶۰ است؟
نه به طور مشخص ولی بیشتر به آن دوره تاریخی اشاره دارد. اینکه بگوییم ما باید همان راهی را برویم که آهنگسازان آوانگارد در سالهای جوانی دنبال می کردند و همه آثار آنها حجت است و هر کس یک آکورد سه صدایی بنویسد یا در فرم کلاسیک یک قطعه بنویسد یا در شور بنویسد، این ها خیانت به موسیقی و کهنه گرایی است، از دید من نگاهی منسوخ است. خود سر دمداران این اندیشه هم در دهه های بعدی فهمیدند که این نوع نگاه به نوعی تندروی است. همان طور که اشاره کردم نکته مثبتی در موسیقی آوانگارد وجود داشت و آن جستجوی افق های صوتی جدید بود.

این جستجو نه تنها مردود نیست بلکه حتی وظیفه آهنگساز است. قرار نیست ما ردیف موسیقی ایران را همانطور که میرزا عبدالله اجرا می کرد تا سالها ادامه دهیم. من تعجب می کنم که بسیاری از استادان موسیقی امروز، تاکید دارند که این ردیف باید هنوز مو به مو به همان شیوه گذشته اجرا شود.

درک این مساله نیازمند فهم ریشه های تاریخی است. تعداد کسانی که این ردیف را در دوره قاجاریه و حتی قبل از آن اجرا می کردند خیلی کم بود، ضبط صوت هم وجود نداشت، نت هم نبود. بنابراین استادان موسیقی به این نتیجه رسیده بودند که اگر شاگردانشان بخواهند دخل و تصرفی مطابق میل خود در آن انجام دهند، بعد از چند دهه، کل میراث گذشته از بین می رود. پس در آن موقع لازم بود که این شیوه خشک آموزش حفظ شود تا اینکه قسمتی از آن در قالب ردیف به ما برسد. ولی امروز مضحک است که بگوییم این را دقیقا مثل میرزا عبدالله باید زد و اگر این زینت را عوض کنید، بدعت ایجاد می شود. از دید من ملودی ها و ریتم های موسیقی ایرانی، سرشار از امکانات بی شمار و تازه است.

نه چسبیدن افراطی به سنت ها راه درستی است و نه گسستن از سنت به طوری که فکر کنیم هر جزئی از سنت عقب افتاده و کهنه است. راه شخصی من راهی بینابینی است. قدم زدن در این راه، بر خلاف ظاهرش شهامت می خواهد. زیرا از هر دو طرف نقد می شود: از دید سنتی ها، بیش از حد از سنت فاصله گرفته و از زاویه نگاه آوانگاردها، محافظه کارانه است. کسی که در این راه قدم بر می دارد از دو طرف آماج نقد های شدید قرار می گیرد. بنابر این راه امنی نیست. برداشت معمول این است که در حد تعادل راه رفتن یعنی دو طرف را داشتن، ولی در حقیقت این طور نیست. قدم برداشتن در راه میانه یعنی هیچ طرف را نداشتن. وقتی وسط باشید، نه آن سمت را دارید و نه این سمت. دشواری کار در اینجاست.

نمی توانم ادعا کنم که راه شخصی من در موسیقی امروز ایران راهگشا است، چون ممکن است بسیاری از راه های دیگر نیز به نتیجه مورد نظر خودشان برسند، اما تلاش من این است که در وسط جستجو کنم. افق های صوتی جدید را بسنجم، امکانات تازه ای را که قبلا تجربه نشده اند، تجربه کنم و از طرف دیگر ریشه های موسیقی ایرانی را نیز چه در قالب ملودی ها و چه در ریتم و هارمونی، به کار گیرم. نه به سنت به عنوان وحی منزل نگاه می کنم و نه با نگاهی رادیکال سعی در نفی هر آنچه هست دارم. به بیان دیگر، جایی میان زمین و آسمان معلقم! و امیدوارم همچنان معلق بمانم و پیوسته جستجو کنم…

مجله هنر موسیقی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

روشی برای کمک به هنرجویان در انتخاب کوک درست (II)

الف- مطمئن شوید دست چپ روی انگشت دوم و سوم متعادل شود و انگشتان، بالای نت هایشان شناور باشند و به راحتی روی آن‌ها فرود آیند.

«پرورده یِ عشق» (IV)

سخن دیگر اینکه توجّه شهیدی به تنوّع شعر و خواندن شعر شاعران مختلف مثال زدنی است و صرفا به دو یا سه شاعر برجسته اکتفا نکرده است. بنابر سنّت های سینه به سینه در آواز ایرانی بیشتر آواز را با غزل و آن هم غزل سعدی و بعدها غزل حافظ می خوانند و در مرتبه ی پایین تر غزل و مثنوی عطّار و مولانا یا رباعیّات خیّام، در این میان با وجودِ نبوغ شعری بی نظیر و تصاویر بدیع و محتوایِ عاشقانه یِ برجسته یِ سروده های نظامی، شعر حکیم نظامی گنجوی در آواز ایرانی مورد غفلت واقع شده است، عبدالوهّاب شهیدی نظامی خوانی ست بی نظیر که به خوبی از عهده ی بیان احساساتِ عمیق شعر نظامی برآمده و در این زمینه در مجموعه ی برنامه ی گلها آثار ماندگاری از خود به یادگار گذاشته است: هنگامی که در audio file برنامه ی گلهای رنگارنگ ۳۸۸ در مثنویِ ابوعطا، زاری های مجنون را بر درگاهِ کعبه زمزمه می کند:

از روزهای گذشته…

رمضان: تغییراتی در مرور زمان در سبک های اشخاص مختلف دیده می شود

رمضان: تغییراتی در مرور زمان در سبک های اشخاص مختلف دیده می شود

چیزی که مهم است آن است که نوازنده این مسائل را بداند و با هر آهنگسازی بتواند خود را وفق دهد. دقیقا چیزی که آهنگساز خواسته چه در آن زمان و چه در حال حاضر، چون بعضی از این قطعات تازه نوشته شده اند… این ارتباط برقرار کردن خب خیلی مشکل است و چالشی است که نوازندگی به آن احتیاج دارد. چیزی که برای من جالب است این است که تکنیک های آهنگسازی هم در این آهنگ ها با هم فرق کرده اند. مثلاً قطعه ی آقای والی که در سال ۱۹۸۰ نوشته شده است کاملاً با اکول ساختار آهنگسازی وین آهنگسازهایی مثل وبر، لوئینو تطابق دارد ولی موسیقی که الان آقای والی می نویسند کاملاً متفاوت است، می دانم که ایشان که مطالعه ی خاصی روی ربع پرده دارند، روی موسیقی فولکلوریک ایران دارند و الان اگر مثلاً کنسرتو های ایشان را که برای نی و ارکستر جدیداً اجرا شده بشنوید، کاملاً متفاوت از لحاظ ساختار آهنگسازی با قطعه ای که من اجرا کردم در CD که حدود ۳۵ سال پیش نوشته شده، را احساس می کنید.
درباره کتاب «دُرآهنگ»

درباره کتاب «دُرآهنگ»

کتاب «دُرآهنگ» مجموعه ده آهنگ از آثار استادان ویولون، تار، سه‌تار، نی و قانون است که برای سنتور تنظیم شده است. این کتاب به همراه یک لوح فشرده توسط انتشارات خنیاگر به مدیریت شهاب منا، در سال جاری به بازار موسیقی عرضه شده است. نویسنده این کتاب محمود بامداد از شاگردان آموزش میلاد کیائی است.
اپرای متروپلیتن (VI)

اپرای متروپلیتن (VI)

تالار اپرا متروپلیتن (Metropolitan Opera House): ساختمان اپرای تاریخی که در فیلادلفیا، پنسیلوانیا واقع است. این عمارت در مدت زمان کوتاهی، نزدیک به چندین ماه در سال ۱۹۰۸ ساخته شد. نهمین تالار اپرایی بود که توسط مدیر انجن موسیقی و تئاتر: اسکار همراشتین اول (Oscar Hammerstein I) ساخته شد. در ابتدا این تالار خانه شرکت اپرای همراشتین بود، بنابراین در آن زمان به تالار اپرا فیلادلفیا شهرت داشت.
افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افق‌های مبهم گفت‌وگو (III)

افزون بر این، حالتی بسیار خاص از بده‌بستان (و درنتیجه گفت‌وگو) در موسیقی ایرانی و همه‌ی هم‌خانواده‌های آن (همه‌ی موسیقی‌هایی که هنر اجرای بداهه یا به بیان دقیق‌تر بِداهنگسازی (۷) بنیان بروز خلاقیت هنری در آنها را می‌سازد) وجود دارد که آن را باید ذیل گفت‌وگوی مخاطب و مولف درک کرد. بداهه‌پردازان کلاسیک اغلب از وجود نوعی کیفیت یا «حال» در هنگام اجرا سخن می‌گویند که اگر خوب باشد اجرای بهتری را رقم می‌زند. این کیفیت که به راستی باید زیباشناختی (و گاه تا حدی همراه اغراق و افسانه‌پردازی (۸)) در نظرش گرفت نه تنها بر کیفیت آفرینش تاثیر می‌گذارد بلکه اغلب ویژگی‌ها یا روند اجرا مانند دستگاه یا گوشه‌هایی که قرار است اجرا شود و از این قبیل را نیز تعیین می‌کند. بخشی از این کیفیت به مجموع شرایط اجرا (هر ویژگی ریزودرشت محیطی) باز می‌گردد اما بخش دیگری -و به نظر می رسد بخش عمده‌ای- به گونه‌ای واکنش غیرفیزیکی حاضران اشاره می‌کند.
نمودی از جهان متن اثر (XII)

نمودی از جهان متن اثر (XII)

همان‌طور که در بخش‌های پیشین مقاله هم کمی به آن پرداختیم این جنبه‌ی طبقه‌بندی آنالیز است که اغلب در این زمینه مورد استفاده است. کارکرد طبقه‌بندی در این جا بیشتر دسته دسته کردن عناصر و روال‌های سازنده‌ی موسیقی است تا طبقه‌بندی خود آثار (۵۷).
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (VII)

«صفوت می گوید: بداهه نوازی یکی از ویژگی های مهم در موسیقی ایرانی است. این ویژگی ابزاری در دست استاد در نوازندگی است، که آشنایی کاملی با موسیقی سنتی پیدا کرده است، چون بداهه نوازی فنی است که نوازنده استاد را قادر به اعمال تغییرات دلخواه در ملودی برحسب احساس خود نماید. بر اساس سنت، شاگرد مجبور است برای فراگیری کامل ردیف سال های متمادی وقت صرف نماید.
کنسرتو  پیانوی شماره سه راخمانینف

کنسرتو پیانوی شماره سه راخمانینف

راخمانینف (Rachmaninoff) کنسرتو پیانو سوم خود که به Rach-3 مشهور است را به عنوان اثر اصلی و برای نمایش توانمندی خود در اولین تور کنسرتش در ایالات متحده آماده کرد.
یک خبر از قاتل جان لنون

یک خبر از قاتل جان لنون

مارک چاپمن (Mark Chapman)، قاتل جان لنون (John Lennon) – از اعضای گروه بیتلز – در انتظار رای دادگاه – که هفته آینده تشکیل خواهد شد – برای آزادی خود می باشد.
منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

منبری: برخی آثارم را به دیگر خوانندگان دادم

باید بگویم نقطه عطف دیگر کار من و از بزرگترین افتخاراتم همکاری با جناب فخرالدینی بود. حدود سه سال با ارکستر ملی همکاری کردم که اوایل دهه هشتاد بود. به پیشنهاد آقای فخرالدینی قطعات زیادی که برای این ارکستر نوشتم از من اجرا شد. خودم هم آواز ارکستر را می خواندم. قطعه ای هم برای صدای هنرمند شایسته آقای قربانی تنظیم کردم.
سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

سالاری: استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود

در قدیم سیستم پل گذاری بدین گونه بوده است که قطعه چوبی را در عرض ساز زیر سیم ها ، بریده بریده کار می گذاشتند و به آن پل شانه ای و یا پل شتری می گفتند. اما از آن جا که این پل ها نمی توانستند صدای خوبی را بوجود آورند پل های ستونی توسط حبیب سماعی ساخته شد و تکنیک آن به ناظمی انتقال یافت و استاد ناظمی مبتکر پل رگلاژ بود.