شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک (I)

چکیده
دو تکنیک “Lip” و “Nose”، بصورت یک مکمل در کنار هم می توانند در شنیده شدن و اجرای فواصل دور از هم، در ساز گیتار، موثر باشند. تا قبل از این ما به عنوان یک نوازنده ی گیتار از اجرای فواصلی که دست چپ توانایی اجرای آن را نداشت صرف نظر می کردیم و به دنبال جایگزین و یا حذف برخی از نت ها بودیم تا امکان اجرای آنها میسر شود؛ بخصوص توانایی دست چپ نوازنده نیز ملاک اصلی در این انتخاب بود. روش های مطرح شده، همراه با عکس و فایل ویدئویی آن، می تواند در انتقال بهتر مفاهیم راهنمای شما در چگونگی انجام این تکنیک ها باشند. تاکید مولف بر ابداع در این مقاله، متمرکز بر روی تکنیک “Lip” است.

مقدمه
در این مقاله با توجه نمودن به تنظیمات و آثار ارائه شده برای گیتار، سعی بر آن شده با ابداع روشی نوین، بر بالاتر بردن پتانسیل ساز گیتار، بخصوص در سبک کلاسیک تلاش نمایم. به عنوان یک نوازنده ی گیتار همیشه در حین تنظیم قطعات از سازی دیگر بر روی گیتار، دچار محدودیت هایی برای گرفتن نت ها با فواصل دور از هم بودم. این مقاله سعی بر بیان ایده ی جدید در نوازندگی گیتار دارد که شاید بتواند بر بالاتر بردن توانایی های این ساز در ذهن علاقمندان گیتار موثر باشد.

لزوم بکارگیری شیوه ای نوین در نوازندگی گیتار کلاسیک
شما به عنوان یک نوازنده ی گیتار یا فردی آگاه پیرامون نوازندگی در این ساز، می دانید که برای اجرای آکوردها و ملودی های مختلف همیشه نیازمند انگشت گذاری و انتخاب پوزیسیون (Position) مناسب برای دست چپ هستید. البته همه ی آن نکاتی که برای دست چپ لحاظ می نمایید، در نهایت نیاز به ایجاد صدادهی مناسب توسط انگشتان دست راست دارد.

بگذارید با طرح یک سوال به سراغ اصل مطلب برویم. اگر از شما بخواهند به عنوان یک نوازنده ی گیتار آکوردی در پوزیسون دهم (X) گیتار گرفته و همزمان یک نت باس، بر روی باره ی چهارم (IV) سیم ۶ بگیرید؛ آیا راهکاری برای آن دارید؟ حال اگر باز فاصله را بیشتر کنیم و آکورد باره ی دهم را حفظ و بخواهیم نت فادیز بر روی سیم ۶ باره ی دوم (II) را اجرا نماییم؛ آن زمان چه خواهد شد؟

تجربه به من نشان داده که جواب ها یکسان هستند: «امکان اجرای این نت با چنین فاصله ی زیادی، بدون تغییر کوک ساز وجود ندارد.» پس اگر شما نیز هم نظر هستید، شاید بررسی راه ابداعی در این مقاله برایتان جالب باشد.

در اینجا لازم است اشاره ای بنمایم به منابع و مسیر طی شده برای ابداع این روش ها؛ اولین اشاره را به تنظیمات و آثار ساخته شده توسط «رولند داینز» (Roland Dyens) دارم چراکه در بین فعالان معاصر گیتار کلاسیک، قطعاً جزو آنهایی بشمار می رود که با شناخت پتانسیل بالای گیتار، هارمونی غنی و منسجمی را در آثارش ارائه داده تا شما بارها و بارها شاهد پیچیده بودن هارمونی قطعات در حالت بسته-ی پوزیسیون ها باشید و البته هنر وی نیز همین است.

ولی اگر قرار باشد فاصله ی بین بخش های صدایی بیش از حد زیاد شود (اشاره به سوال مطرح شده)، سعی بر اجتناب از این مشکل دارد و در همان پوزیسیون بسته به دنبال ارضای مخاطب از یک هارمونی غنی می گردد. نفر بعدی که می توان تنظیمات و تفکر وی را جرقه ای برای شکل گیری این روش ها دانست، نوازنده ی بزرگ گیتار کلاسیک «کازوهیتو یاماشیتا» (Kazuhito Yamashita) می باشد.

قرار نیست در این مقاله به اشخاص و ایده هایشان پرداخت؛ ولی بد نیست بدانید در حدود ۲ سال پیش، زمانی که مشغول بررسی تنظیمات یاماشیتا به خصوص «تابلوهای یک نمایشگاه» (۱)، اثر «مدست موسورگسکی» (۲) بودم؛ متوجه غیر عادی بودن آن با تمام تنظیمات و آثار ارائه شده برای گیتارکلاسیک شدم.

پوزیسیون ها و انگشت گذاری های بسیار سخت یا به اصطلاح نوازندگان (بد دست)، استفاده از رنگ های صوتی و تکنیک های بسیار زیاد در هر صفحه از این تنظیم و با جلو رفتن در بخش های این اثر، مواجه شدن با ترکیب همه ی عناصری که نوازنده ی گیتار کلاسیک سعی بر اجتناب از آن دارد تا در نهایت این سوال را به وجور آورد: آیا این تنظیم با تمام این جزئیات و پیچیدگی ها قابلیت اجرا برای همه ی نوازندگان را دارد؟

پی نوشت
۱- Pictures at an Exhibition (طبق آخرین مکاتبه ای که با انتشارات مربوطه داشتم؛ در حال حاضر نت این اثر به خواست ایشان منتشر نمی شود.)
۲- Modest Petrovich Mussorgsky

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

یادی از نوازنده کلیمی، یحیی زرپنجه (III)

در هر حال کسی هرگز فکر نمی کرد که او با آن بنیه سالم و جوان به این زودی از دست برود و اگر در «جزوات یادی از هنرمندان» (چاپ شده در سال ۱۳۵۷) یادی از او نیامده بود، شاید همین مقدار اطلاعات هم از او در دسترس نبود. از بازماندگان زرپنجه کسی باقی نیست. یحیی زرپنجه مطربی عاشق از نسلی دیگر و دورانی فراموش شده است که همچون صفحات کهنه اش تنها عده ای معدود را آشناست.

نی و دندان (II)

صدای نی ایجاد شده در نی ارتباط مستقیمی با طول و عرض و عمق کام و ارتفاع دندانها، شدت دمش و قوت و اندازه و پهنای زبان و… دارد و می شود به این نتیجه هم رسید که کیفیت تولید صدای نی برای هر نوازنده نی ای، نقطه اوجی دارد که بهتر از آن نمی تواند کیفیت صدای تولید شده را ارتقا بخشد و از توانایی فیزیکی او خارج است؛ همان طور که گفته شد در تولید صدای نی هر نوازنده ای در صورت تداوم به نقطه اوج خود خواهد رسید ولی در صورت عدم رعایت این ظرایف ممکن است سیر نزولی هم داشته باشد، اگر نوازنده ای صدای مطلوبی تولید می کند شک نیست که شرایط مناسب فیزیکی را هم داراست.

از روزهای گذشته…

نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

نکته های پزشکی، برای همه نوازندگان (III)

تمرینات کششی برای هر نوازنده ای الزامیست که قبل از تمرین و در انتهای تمرینات سعی نمایید تا به عضلات خود با کمک این کشش ها کمک نمایید و موجب شوید تا گرفتگی های احتمالی را از میان ببرید. عکسهایی که در ادامه مشاهده خواهید کرد برگرفته از کتاب دکتر Jameson با عنوان بازتوانی اندام های آسیب دیده میباشد که در آن تمریناتی کششی برای بازسازی عضلات آسیب دیده و همچنین از سوی دیگر پیشگری از آسیب های احتمالی داده شده است.
درباره مشکل کوک

درباره مشکل کوک

اگر در جمع موسیقیدانان موسیقی ایرانی باشید، حتما” شنیده اید که گاهی نوازندگان به هم توصیه هایی راجع به بالاتر یا پائینتر بردن پرده های سازها می دهند و بعد از تغییر دستگاه، دوباره نوازنده را می بینیم که پرده ها را به جای اولیه خود باز می گرداند! حتما” این سوال برای شما پیش آمده که آیا جایگاه مشخصی برای نتهای مختلف در موسیقی ایرانی وجود ندارد؟ بهترین جواب برای این پرسش اجراهای دقیق جلیل شهناز و احمد عبادی است.
نی و دندان (I)

نی و دندان (I)

چندی پیش مقاله سجاد محرابی (کارشناس دیزاین، نوازنده و سازنده آلات موسیقی) با عنوان «مقدمه ای بر بینارشتگی» را در این سایت خواندید. امروز مقاله ای از رسول صادقی، نوازنده، خواننده و سازنده نی و دندانساز را می خوانید که درباره موضوع تاثیر دندان نوازنده در نواختن نی نوشته شده است:
سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

سرگذشت موسیقی کلاسیک در شوروی کمونیستی (II)

خرنیکوف زندگی تمام کسانی که نامشان را در لیست سیاه قرار داشت، تباه کرد. جلوی تمام فعالیت های آنها گرفته شد و {آنها} تا زمان مرگ استالین در انتظار دستگیری، تبعید یا اعدام بودند. جالب آنکه خرنیکوف بعد از فروپاشی شوروی هم سمت خود را حفظ کرد و تا سال ۱۹۹۱ به عنوان رئیس تحقیقات موسیقایی در روسیه به فعالیت پرداخت. الان او ۹۳ ساله است و اجازه داد ماه گذشته در مسکو با او گفت وگو کنم.
آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

آسیب شناسیِ کاربرد نت در موسیقی کلاسیک ایرانی (XVII)

اغلب ضعف های نگارندگان نت و اجراکنندگان از روی نت مشترک است. تقویت شناخت نظری و در نهایت تسلط عملی به مواردی که به عنوان ضعف های مشترک نوازندگان و نگارندگان مطرح می گردد، به ارتقاء کیفیتِ نتِ نگارش یافته و اجرای مطلوب تر و نزدیکتر به اصل قطعه از روی نت می انجامد. حال به صورت تیتروار، و نه به شکل مرتب بر اساس اولویت، مواردی را معرفی میکنم(بدیهی است فهرست زیر بسیار ناقص است و حالت کامل تر آن در کتابی که در دست نگارش دارم، آمده):
نی و قابلیت های آن (V)

نی و قابلیت های آن (V)

سازی است از خانواده آلات موسیقی بادی. چنانکه از نامش پیداست، دو استوانه است که به یکدیگر جفت یا متصل کرده اند و به همین سبب آن را جفته هم می نامند.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (I)

مقاله ای که پیش رو دارید، نوشته ویکتور . آدوی بل است در باره وضعیت موسیقی ایران در سال ۱۸۸۵ میلادی که توسط حسینعلی ملاح به فارسی ترجمه شده و در سال ۱۳۵۳ در مجله «هنر و مردم» به انتشار رسیده که امروز اولین شماره آن را می خوانید.
ادیت در ویولن (IV)

ادیت در ویولن (IV)

هدف از این نوشتار بررسی و تحلیل انگشت گذاری یا ادیت دست چپ (Edit)در جمله آغازین (تصویر شماره یک) زیگوینروایسن اثر پابلو سارازات برای ویولن و ارکستر است. اجرای جمله آغازین که مرکب از تعداد بیست و دو نت سه لا چنگ (از سل آزاد تا می بمل) می باشد، نیازمند تحلیل ذهنی دقیقی است که منجر به ادیت صحیح آن گردد و نگارنده سعی بر آن دارم تا با بررسی فنی موضوع، به پاسخ تحلیلی مطلوبی در زمینه انگشت گذاری این جمله دست یابم.
جو ستریانی

جو ستریانی

در بین نوازندگان گیتار راک (Rock) دهه های ۸۰ و ۹۰ جو ستریانی یکی از حرفه ای ترین و قدرتمند ترین گیتاریست ها می باشد.
همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VIII)

همه چیز به جز فلسفه و موسیقی! (VIII)

به کار بردن چسبندگی به جای عامل ترکیب اتم‌ها و ملکول‌ها بی‌دقتی‌ای است که با کمترین آشنایی با فیزیک یا شیمی پیش نمی‌آمد. «سوم، میدان جاذبۀ زمین […]؛ چهارم، میدان جاذبۀ منظومۀ شمسی […]؛ پنجم، میدان جاذبۀ عمومی کیهان […]» (ص ۵۸) نیازی به گفتن نیست که همه‌ی این‌ها نیروی گرانش است و هیچ تفاوت ماهوی با یکدیگر ندارند و معلوم نیست چرا نویسنده آنها را از هم جدا کرده است.