یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I) – گفتگوی هارمونیک Harmony Talk

یک پیانیست چه نوع تمریناتی و به چه مقدار اجرا مینماید؟ (I)

بسیاری از پیانیست ها یک ساعت و یا بیشتر بر روی تمرینات تکنیکی وقت صرف مینمایند، برخی از این تمرینات میتواند مانند تمرینات Hanon (تمرین برای ۵ انگشت که الگوهای متفاوتی را اجرا مینماید) یا Dohnanji و Cortot که برای تفکیک انگشتان بکار میرود (من فکر میکنم این دو تمرین آخری واقعا خطرناک میباشند و ممکن است موجبات صدمات جدی بر انگشتان و عضلات وارد نماید و باید وقتی تمرین شود که شخص واقعا تجربه و دقت کافی را داشته باشد) -همچنین گامها- فرمهای بسیاری برای گام نوازی وجود دارد.

علاوه بر ۳۵ گام اصلی (ماژور و دو فرم از مینور) بعلاوه گام کروماتیک که میتوان آنرا بوسیله دو دست و یا یک دست اجرا نمود. نواختن گامهای یکسان در اکتاوهای بالا و یا پایین تر – فواصل سوم و ششم (یا دیگر فواصل) و یا استکاتو نوازی و لگاتو و یا مخلوطی از این دو همراه با استفاده از دینامیک های مختلف. همچنین تمرینات مشابهی نیز در مورد آرپژ ها وجود دارد که معمولا شامل ماژور و مینور – کاسته و نیز اجرای قطعاتی که دارای جملات تکنیکی میباشد.

بسیاری از پیانیست ها برای طراحی یک دوره فشرده تمرینی که آنها را قادر بسازد تا تکنیکهای مختلفی را هر روز تمرین نمایند بدون اینکه وقت بیش از یک ساعت برای تکنیک اختصاص دهند برنامه ریزی میکنند.

در اینجا باید از کتابی به نام Pianoforte Technique on an Hour a Day از Geoffrey Tankard نام برد که با توجه به پیشنهادات و شیوه های تمرینی ارائه شده، پیانیست ها میتوانند با تمرکز بیشتری تمرینات خود را در باره زمانی کوتاه انجام دهند.

تمرینات تکنیکی از این نوع برای پیانیست ها واقعا لازم است آنهم در دوره ای که نوازندگان حرفه ای بسیاری وجود دارند، داشتن تکنیک بالا یک مزیت محسوب میشود. شاید تشبیه یک نوازنده به ورزشکار و تمریناتی که باید برای حرفه ای شدن انجام دهد زیاد عجیب نباشد اما این تمرینات تنها صرف بالا بردن تکنیک نیست، بلکه توجه به عناصر اصلی موسیقی چون موزیکالیته نیز هدف اصلی یک نوازنده باید باشد.

برخی از پیانیست ها هنگامی که بر روی صحنه میروند احساس میکنند که تمامی تمرینات تکنیکی لازم را برای بدست آوردن موزیکی مناسب انجام داده اند اما برخی دیگر نیازمندند تا هر روز تمرینات تکنیکی را انجام دهند مانند Shura Cherkassky که تمرینات گام و آرپژ را آنهم در تمامی سر کلید ها هر روز انجام میدهد در مقابل Barenboim که خودش بیان میدارد تمریناتی از این قبیل را تنها به مقدار زمانی کمی انجام میدهد.

این مقدار از تمرین بنظر میرسد به توانایی های ذاتی و طبیعی نوازنده بر میگردد که شامل توانایی تمرینات بصورت ذهنی نیز میشود. یکی از تمرینات بسیار مهم برای یک نوازنده تمرینات ذهنی میباشد.

این اختلاف عقیده در نوع تمرین بصورت فیزیکی و ذهنی در بسیاری از پیانیست ها وجود دارد. بسیاری از آنها نمیخواهند این واقعیت را قبول نمایند که بیش از میزان توانشان تمرینات فیزیکی انجام میدهند و این تمرینات جز اینکه وقت آنها را بگیزد ارزش خاصی ندارد.

در طرف دیگر زمان بخاطر سپاری نت و قطعات بستگی زیادی به نوع تمرین شما دارد. برخی از نوازندگان ساعت به تمرین فیزیکی مشغول میشوند زیرا آنان به چیزی تکیه کرده اند که به حافظه عضلانی مشهور است. اما در طرف دیگر برخی از نوازندگان هستند که به سادگی به نت نگاه میکنند و با آنالیز آن در ذهن و بخاطر سپاری نکات مهم ظرف چند دقیقه آنرا اجرا مینمایند و دلیلی هم بر قوی تر بودن این دسته از نوازندگان بر دسته قبلی نیست بلکه آنها تنها با ذکاوتی بیشتر به تمرین میپردازند و بصورتی دیگر آنها تعادلی میان ذهن و عضلاتشان ایجاد میکنند!

مقاله ای از Richard Beauchamp
سخنرانی در کنفرانس BAPAM در شهر ادینبورگ در سال ۱۹۹۹

8 دیدگاه

  • amir
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۶ در ۹:۰۳ ق.ظ

    kheili khoob bood merci

  • saeed1922
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۶ در ۹:۵۲ ق.ظ

    منتظر مقالات تحلیلی شما درباره جشنواره موسیقی فجر هستیم

  • محمد
    ارسال شده در دی ۹, ۱۳۸۶ در ۵:۲۹ ب.ظ

    مقاله ی بسیار مفیدی بود.
    ممنون

  • ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۶ در ۱۱:۴۷ ق.ظ

    با پاراگراف آخر این مقاله موافق نیستم و در مقاله- حفظ قطعه برای اجرا- با شناسه:http://www.harmonytalk.com/id/404 نکات مثبت این کار رو بیان کردم.

  • ناشناس
    ارسال شده در دی ۱۰, ۱۳۸۷ در ۱۲:۲۵ ق.ظ

    ممنون

  • پرنیان
    ارسال شده در خرداد ۱۵, ۱۳۹۲ در ۲:۰۴ ب.ظ

    من ۱۱سالمه واز مقالتون خیلی خوشم امد ممنون

  • ناشناس
    ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۰ ب.ظ

    ممنون.

  • ارسال شده در آذر ۱۴, ۱۳۹۵ در ۱۱:۵۲ ب.ظ

    مرسی

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

تار و پودِ نشانه (I)

تار و پود بیش از آن که یک آلبوم باشد یک نشانه است؛ نشانی از دشواری‌های یک راه نکوبیده و نپیموده در موسیقی کلاسیک ایرانی. با آن، حمید متبسم که پیش از این طبع خود را رویاروی بلندترین قله‌ی شعر حماسی فارسی (شاهنامه‌ی فردوسی در قطعه‌ی سیمرغ) آزموده بود، حالا به صرافت طبع‌آزمایی موسیقایی با یکی از بلندترین ستیغ‌های شعر غنائی فارسی (خسرو و شیرین نظامی) افتاده است. به این ترتیب مجموعه‌ی تار و پود بدل به نشان مسئله‌ی موسیقی ما با روایت داستانی شده است. سیمرغ را می‌توانستیم «یک تجربه‌ی منفرد» (یا نادر) بشماریم و بگذریم یا همچون یک راه تازه‌گشوده با آن برخورد کنیم و منتظر آنچه در تداوم راه پیش می‌آمد بمانیم. اما با آمدن تار و پود، هنگامی که کار از یک گذشت، به وادی مقایسه می‌رسیم و خواه‌ناخواه آنچه پیش‌تر مبهم بود آشکار می‌شود. موقعیت این مجموعه به‌عنوان دومین تلاش است که آن را نشانه می‌کند.

امامی: استقبال خوبی از برنامه ما در سوئیس شد

من علاقه زیادی به موسیقی قدیم ایران داشته ام و سعی کرده ام در حد توانم بر روی آن حوزه موسیقی کارکرده و بر روی موسیقی دوره قاجار و هم قبل از آن دوره مطالعات مختصری داشته ام و به طبع در آثارم از آن ها بهره می برده ام در این سال ها آلبوم های تولید کرده ایم با همراهی دوستانم مثل آلبوم برافشان و آلبوم چهار سو که با آهنگسازی دوست خوبم حمید شریفی بوده و همچنین آلبوم بزم ۲ با آهنگسازی دوستانم سعید کورد مافی و علی کاظمی که همه این آلبوم ها توسط انتشارات ماهور منتشر شده است و تمامی این آثار رویکردی که ما داشته ایم استفاده از امکانات بالقوه موسیقی قدیم ایران بوده است و اینکه این امکانات بالفعل کرده و امکاناتی نظیر فرم و دورها و متدهای متفاوتی که در آن موسیقی وجود داشته است و الان کمرنگ شده است و یا کمتر استفاده می شوده است. این امکانات در هر صورت به ما راهی را نشان می دهند که شاید از این طریق بتوان رنگ و بوی تازه از موسیقی ایران رو شنید، البته شاید! در هر صورت راهی است که می شود در بستر تاریخی اصالت ها را حفظ کرد و موسیقی گذشته را به این شکل منتقل کرد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گذشته از پیوند دادن نتایج پژوهش‌های تجربی روان‌شناسی مدرن با نقد هنری آنچه بیشتر به‌عنوان نقد روان‌شناسانه (به‌ویژه در ادبیات) شهرت دارد برآمده از به‌کارگیری روان‌کاوی و روش‌ها و دست‌آوردهای آن در نقد ادبی سده‌ی گذشته است. اما پیش از پرداختن به نقد روان‌کاوانه‌ی موسیقی ناگزیر باید ببینیم رابطه‌ی روان‌کاوی و موسیقی چگونه است یا می‌تواند باشد. امروزه روان‌کاوی موسیقی حوزه‌های مطالعات مختص خود دارد و دیگر لازم نیست با مشابهت‌یابی زمینه‌هایی در ادبیات، آن را تاسیس کنیم:
آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

آثار باقیمانده از ردیف موسیقی ایران (III)

درباره نت نویسی کتاب مذکور لازم به توضیح است که از ذکر علاماتی که مبین حالت است، در نت نویسی خودداری شده، گو اینکه موسیقی ردیفی ایران بدیهه سرائی است و این حالات را بنا به سلیقه نوازنده واگزار مینمایند ولی چقدر به جا بود که این حالات را همانگونه که اساتید گذشته اجرا مینمودند، در نت نویسی اضافه مینمودند، مطلب دیگر اختلافاتی که بین این ردیف و سایر آثار بازمانده ساز اساتید گذشته به چشم میخورد، مثلاً در اولین دستگاه کتاب مذکور که مشهور است آنچه ذکر شده با آواز شور که توسط آقای علینقی وزیری، حضوری از پنجه آقا حسینقلی به نت درآورده، اختلاف فاحش دارد، همچنین است اختلاف در ردیف چهارگاه، ولی در دستگاه ماهور مقدمه آواز آن کاملاً با آنچه آقای وزیری نت کرده اند منطبق است و نواها توافق دارد.
ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

ارسلان کامکار: نمیدانم کسی به اندازه من عاشق موسیقی است؟

معلم من در ابتدا پدرم بود و در سن ۱۶-۱۷ سالگی، برادرم هوشنگ که آن زمان دانشگاه بود برای من نت‌هایی را می‌آورد. بعد از اینکه وارد دانشگاه شدم اولین و تنها معلمم منوچهر انصاری بود که بسیار از او آموختم ولی با شروع انقلاب فرهنگی درس و دانشگاه هم تعطیل شد و مدت زیادی نتوانستم از کلاس ایشان استفاده کنم.
موسیقی متن در یک نگاه (II)

موسیقی متن در یک نگاه (II)

هنگامی که موسیقی بی‌کلام را می‌شنویم بسیار دشوار است تا بفهمیم “چه می‌گوید” (یا به بیانی فنی‌تر؛ معنایش چیست؟) اما به هر حال از لحاظ عاطفی تحت تاثیرش قرار می‌گیریم. به همین ترتیب وقتی که چنین موسیقی‌ای با یک رویداد دیگر همراه می‌شود (که در ساحت امر دراماتیک است) منتظریم تاثیر عاطفی‌ای که موسیقی می‌گذارد معادل همان عاطفه‌ای باشد که در تصاویر جریان دارد یا قرار است از تصاویر به مخاطب سرایت کند.
تنها نامى برجا مانده است

تنها نامى برجا مانده است

در روزهایى که PERSIA (نام باستانى ایران در زبان هاى غربى) بر سردر موزه بریتانیا خودنمایى مى کند و ده ها هزار نفر از سراسر جهان را براى بازدید از ارزش هاى تاریخى و فرهنگى ایران به لندن کشانده، کمپانى موسیقى کلوسئوم (Colosseum) در آلمان نیز با همین عنوان، دوستداران موسیقى کلاسیک را به شنیدن ساخته هاى آهنگسازان ایران امروز با حال و هوایى که طبعاً ریشه در همان تاریخ کهن دارد دعوت مى کند.
پاسخی بر نقد حافظ ناظری

پاسخی بر نقد حافظ ناظری

با فاصله کمی از انتشار مطلبی که به بررسی فعالیت های هنری “حافظ ناظری” و “بهرام تاج آبادی” پرداخته بودم، مطلبی در سایت دیگر (موسیقی ما) منتشر شد که به بررسی قسمتی از نوشته نگارنده میپرداخت که مربوط به “حافظ ناظری” بود. این نوع پاسخ ها در چند ساله اخیر بسیار باب شده است؛ نوعی مقالات که به سرعت از طرف طرفداران یک هنرمند در پاسخ به نقدهای (درست یا غلط ) نوشته شده، منتشر میشود. حتی در این اواخر هم دیگر حتی ژست بی طرفی گرفته نمیشود و علنا نویسنده خود را به عنوان “هواداران” آن هنرمند معرفی میکند. البته پاسخ بنده به این نوشته ها، بدون در نظر گرفتن این واقعیت است که طرف مقابل، صرفا “هوای” هنرمند مطبوعش را دارد یا به دنبال حقیقت است و در واقع به این ضرب المثل عمل میشود که “نگو که میگوید، ببین چه میگوید!”
شیفراژ

شیفراژ

Figured Bass به معنای باس شماره گذاری شده، که در کشور ما بیشتر با اصطلاح “شیفراژ” بکار برده می شود نوعی روش استفاده از اعداد برای مشخص کردن فاصله های موجود در آکودرها نسبت به نت بخش باس است. این روش معرفی آکوردها بیشتر در دوران باروک بخصوص برای همراهی سازی مانند ارگ با گروه کر، کاربرد داشته است و امروزه نیز در کتب مختلف برای آموزش هارمونی از آن استفاده می شود.
بررسی اجمالی آثار شادروان <br>روح الله خالقی (قسمت هشتم)

بررسی اجمالی آثار شادروان
روح الله خالقی (قسمت هشتم)

شبِ هجران در آغاز به عنوان برنامهِ عادی موسیقی ایرانی و با ارکستری نسبتاً ساده و در سطح سایر آثار آنزمان اجرا و پخش میگردد. امّا همین اثر بعدها در برنامه های گلهای رنگارنگ شماره های ۲۲۸ و ۲۲۸ ب به یکی از زیباترین و جاندارترین آثاری تبدیل میشود که تاکنون در مایهِ افشاری ساخته شده اند.
نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

نخستین جشنواره وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران در سال ۹۰

در نشستی که دوشنبه ۲۲ اسفند در خانه موسیقی برگزار شد، هیات داوران جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، خبر برگزاری این جشنواره در سال ۹۰ را اعلام کردند. لازم به ذکر است جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی، از سال گذشته قصد برگزاری این جشنواره را داشت اما در سال ۸۹ امکان برگزاری این مسابقه فراهم نشد.
ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی، رهبر مشهور اپرا

ریکاردو موتی (Riccardo Muti) یکی از رهبران ارکستر شناخته شده ایتالیا میباشد که میتوان نام او را در بسیاری از فستیوال های معتبر موسیقی در اروپا و به عنوان رهبر ارکستر مشاهده نمود. ریکاردو موتی در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۴۱ در ناپل ایتالیا در خانواده ای که پدرش مشغول به طبابت بود متولد شد، هر چند در زمینه موسیقی به عنوان یک خواننده آماتور موسیقی نیز فعالیت مینمود اما در سوی دیگر مادرش خواننده ای حرفه ای بشمار می رفت. موتی نوازندگی پیانو را در کنسرواتوار San Pietro a Majella و زیر نظر Vincenzo Vitale فرا گرفت.