چکیدۀ درس‌گفتارهای مبانی اتنوموزیکولوژی، جلسه پنجم (I)

در این شماره، بخش اول از جلسه پنجم کلاسهای مبانی اتنوموزیکولوژی را می خوانید؛ پیاده سازی و ویرایش این نوشته را نسیم احمدیان نوازنده و اتنوموزیکولوگ انجام داده است.

تحقیق در محل (Fieldwork)
اتنوموزیکولوژیست‌ها برای آشنایی با رفتارهای موسیقایی مردم و انواع موسیقی‌ای که در شرایط مختلف زندگی خود از آن بهره‌مند می‌شوند، به مناطق مورد نظر سفر می‌کند و ضمن استقرار در آن محل به کسب تجربه و ثبت اطلاعات می‌پردازند. سفر به محل زندگی مردم با فرهنگ‌های مختلف و تجربۀ زندگی با آن‌ها و شریک شدن در لحظه‌های آفرینش و اجرای موسیقی توسط آنان و فراگیری نواختن سازهای آنان، از جمله ویژگی‌هایی است که اتنوموزیکولوژی را از سایر رشته‌های موسیقی‌شناسی متمایز می‌کند.

طبق نظر تیموتی رایس (Timothy Rice) در کتاب اتنوموزیکولوژی (Ethnomusicology: A Very Short Introduction) «اتنوموزیکولوژی اهمیت زیادی برای آن دسته از مطالعاتی قائل است که از یک سو به عملکرد نوازنده یا خواننده به عنوان عضوی از اجتماع می‌پردازد و از سوی دیگر تأثیر و تأثرات وی و جامعه را مورد توجه قرار می‌د‌هد» (Rice 2014: 27).
انتخاب محل تحقیق
مهمترین عامل در انتخاب محل تحقیق توسط اتنوموزیکولوژیست، علاقۀ وی به فرهنگ موسیقایی آن محل است. پس از آن می‌توان به تکراری نبودن موضوع مورد بررسی در آن منطقه، اشاره کرد. این بدان معنا است که اگر چندین موسیقی‌شناس دیگر نیز در آن منطقه کارکرده‌اند ما هنوز می‌توانیم آن منطقه را به عنوان حوزۀ مطالعاتی خود انتخاب کنیم، مشروط به آن‌که موضوع تحقیق یا رویکرد مطالعاتی ما از پژوهشگران قبلی متفاوت باشد.

تحقیق‌پذیری از دیگر عواملی است که در انتخاب محل تحقیق مهم است. پژوهشگر بایستی امکان تحقیق در منطقۀ مورد نظر را از جهات مختلف مانند توانایی جسمی، داشتن شرایط اجتماعی، سیاسی، مذهبی، جنسیتی و غیره در نظر بگیرد.

تحقیق هدفمند
اثر پژوهشی باید یافته‏ های مهمی را در دانش بشر گزارش نماید و دارای پیامی آشکار باشد؛ بنابراین پیش از شروع، محقق باید چند سوال بنیادین از خود بپرسد:
• آیا مطالب او آن‏قدر مهم است که انتشار آن قابل توجیه باشد؟
• آیا دیگران از آن بهره خواهند برد؟
• آیا نتایج پژوهش او، کار آن‌ها را تحت تأثیر قرار خواهد داد؟

اصول پژوهش علمی
اصول و معیارهای مهم در پژوهش علمی عبارتند از:
۱- فرایند تفکر؛
تفکر، تلاش برای معلوم کردن مجهول با استفاده از علوم موجود است. هر پژوهش علمی در پی پاسخ دادن به پرسش‏هایی است که تاکنون برای مخاطبان کشف نشده است.
۲- منطقی بودن؛
راه درست اندیشیدن، استدلال آوردن و نتیجه‏ گیری است. قواعد تعریف، طبقه‏ بندی، استنباط‏ های قیاسی و استقرایی، روش‏های مختلف نمونه‏ برداری و غیره همه از ویژگی‏های منطقی یک مطالعۀ علمی است.
۳- انتظام و انسجام؛
مرتبط بودن اجزای مختلف یک اثر علمی با هم‌دیگر، همچنین متناسب بودن آن‌ها با عنوان تحقیق و ارتباط عناوین فرعی با هم‌دیگر، از جمله مواردی است که به اثر پژوهشی، یکپارچگی و انسجام می‏بخشد.
۴- تراکمی بودن؛
از آن‌جا که هدف پژوهش پاسخ به سؤال‌هایی است که تا آن زمان دست کم از نظر محقق، پاسخی منطقی برای آن وجود نداشته است، هر پژوهش علمی باید از یک سو به منظور کشف دانش جدید و از سوی دیگر، برای تکمیل دانشِ موجود، صورت پذیرد. بنابراین هدف اصلی یک مقاله، کشف یا تکمیل دانش بشری است، نه تکرار دوبارۀ آن با عبارات مختلف. ۵- تناسب موضوع با نیازهای فعلی جامعه علمی؛
هر پژوهش علمی باید نیازهای اساسی جامعه علمی خود را در نظر گرفته و در صدد حل آن مسائل برآید.
۶- خلاقیت و نوآوری؛
هر تحقیق علمی زمانی می ‏تواند در ارتقای سطح دانش، موفق و مؤثر باشد که از فکری بدیع و خلّاق برخوردار باشد. ۷- توضیح مطلب در حدّ ضرورت؛
از جمله مواردی که محقق در نوشتن گزارش پژوهش خود باید بدان توجه کند، پرهیز از حاشیه‏ روی و زیاده ‏گوییِ افراطی است.
۸- متناسب بودن با نظریه‏ ها؛
هر رشتۀ علمی، متشکل از نظریه‏ ها و قوانینی است که مورد اتفاق صاحب‏نظران آن فن است. یافته ‏های به‌دست آمده در تحقیقات میدانی یا توصیفی نباید با قوانین کلی آن رشته تخصصی منافات داشته باشد.
۹- اجتناب از کلی‌گویی؛
محقق باید بتواند مباحث علمی خود را به روشنی توضیح دهد و با زبان گویا آن را تبیین و از کلی‌گویی اجتناب نماید.
۱۰- گزارش روش‏ شناسی تحقیق؛
چگونگی گردآوری شواهد و تبدیل آن‌ها به یافته‏ ها «روش‏شناسی» (methodology) نامیده می‏ شود. در این زمینه همواره یک سؤال بنیادین وجود دارد:
«چگونه داده‏ ها باید گردآوری شوند و مورد تفسیر قرار گیرند، به‌طوری‌که ابهام حاصل از آن‌ها به حداقلِ ممکن کاهش یابد؟»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پاسخ پیمان سلطانی به نامه سرگشاده سیاوش بیضایی

آقای پورقناد با من تماس گرفتند و از من خواستند تا در مورد ادعاهای (به زعم من کاذب و هیاهوی دوباره) آقای بیضایی درباره ی قطعه ی «ایران جوان» متنی را بنویسم. اینجانب اعلام‌ می کنم قطعه ی «ایران جوان» که قبلا خود من از آن به عنوان «نخستین سرود ملی ایران» نام برده ام ساخته ی اینجانب است. از آنجا که ملودی استفاده شده در بخش آوازی این اثر قدیمی است هر موزیسین علاقه مندی حق دارد و می تواند آن را برای هر آنسامبلی هارمونیزه، ارکستره و تنظیم کند کما اینکه چندین آهنگساز قبل و بعد از لومر نیز بر اساس این تم‌ قدیمی آثاری را ساخته اند لذا همین جا اعلام‌ می کنم که این ملودی متعلق به آقای لومر نیست و اسناد آن در اختیار اینجانب است.

نامه ای از سیاوش بیضایی درباره سرود «وطنم» یا «ایران جوان»

نوشته ای که پیش رو دارید، نامه ای از سیاوش بیضایی است که برای رعایت قانون مطبوعات در این ژورنال منتشر می شود. لازم به ذکر است که جلسه ای مطبوعاتی درباره موضوع این نامه در روز سه شنبه ۲۸ خرداد با حضور سیاوش بیضایی برگزار می گردد. بدینوسیله از پیمان سلطانی و کارشناسان قوه قضاییه دعوت می گردد که در این نشست که به منظور رونمایی از اسناد بیشتر درباره این پرونده برگزار می گردد حضور یابند. این نشست در ساعت ۱۰ بامداد در خبرگزاری ایلنا به آدرس پستی: تهران، خیابان انقلاب، خیابان دانشگاه نرسیده به روانمهر، پلاک ۱۳۲ برگزار می گردد.

از روزهای گذشته…

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

تحقیقی درباره باربد؛ موسیقیدان دوره ساسانی (VI)

نمونه اولین چکامه در منظومه درخت آسوریک آمده که تا زمان ما حفظ شده است. باربد را بزرگترین شخصیت ناقل فهلویات به شمار آورده اند. یکی از شکلهای معمول شعری و موسیقی زمان باربد پتواژه بوده است. پتواژه از دو واژه پت و واژه یعنی سخن بزرگ تشکیل شده متن آن از اشعار ستایشی و وصفی ترکیب یافته، بیشتر به قصیده های منبعده ی اسلامی شباهت داشت.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.
خانلری و موسیقی (I)

خانلری و موسیقی (I)

خانلری، از همان زمان که در دارالفنون تحصیل می‏کرد، با شادروان روح الله خالقی‏ (موسیقیدان نامدار) مجالست و مؤانست و دوستی داشت. خالقی در کتاب سرگذشت‏ موسیقی ایران نوشته است: یکی از خاطرات خوش آن ایّام، پیدا کردن چند دوست بود که از دوران‏ تحصیل در دارالفنون باهم آشنا شدیم.
راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

راخمانینف؛ واپسین نماینده یک سلسله بزرگ (IV)

مجموع این رویداد بر روح بس حساس راخمانینوف جوان تاثیر بسیار ناگواری بر جای گذاشت و او را چنان دستخوش ناامیدی و سرخوردگی وحشتناکی کرد که تا دو سال نتوانست از آسیب آن بر کنار بماند. سرانجام دوستانش او را وادار ساختند به نزد دکتر “نیکولای دال” که یکی از پیشروان و متخصصان به نام در رشته روانشناسی و تلقین به نفس بود برود، به امید آنکه درمان شود.
دانیل بارنبویم – نوازنده پیانو و رهبر ارکستر

دانیل بارنبویم – نوازنده پیانو و رهبر ارکستر

رهبر ارکستر و نوازنده پیانو آرژانتینی – اسرائیلی دانیل بارنبویم Daniel Barenboim در ۱۵ نوامبر سال ۱۹۴۲ در شهر بوینس آیرس کشور آرژانتین متولد شد. والدینش از یهودیان روس بودند. بارنبویم در ابتدا به عنوان نوازنده چیره دست پیانو به شهرت رسید و هم اکنون نیز در مقام رهبر ارکستر، به همان اندازه محبوبیت جهانی دارد. ناگفته نماند که همکاری این هنرمند با ارکسترهای عربی – یهودی و متفکر صاحب نام معاصر فلسطینی- آمریکایی، ادوارد سعید Edward Said، در محبوبیت او بی تاثیر نبوده است. او تبعیت کشورهای آرژانتین، اسرائیل و اسپانیا را داراست.
گوستاو مالر (III)

گوستاو مالر (III)

همسر مالر، آلما از او نقل کرده که گفته است: “من سه بار بی خانمان شدم، به عنوان بوهمیای اصیل در اتریش، به عنوان اتریشی در میان آلمانها و به عنوان یک یهود در دنیا؛ در هیچ کجا به من خوش آمد گفته نشد!” از مالر به عنوان آخرین آهنگساز سمفونیک آلمان یاد می شود. او سمفونی را ارتقای فراوان بخشید که شامل زیباییشناسی و تاثیری بیانگر بود و عقیده داشت: “سمفونی باید به همه دنیا برده شود.”
کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

کتاب‌شناسی: کتابی درباره‌ی کتاب‌ها (III)

تا کنون ۵ عنوان کتاب کتاب‌شناسی موسیقی به زبان فارسی چاپ شده، که به ترتیب سال انتشار عبارت است از: [۱] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف ویدا مشایخی ۱۳۵۵ «مرکز اسناد فرهنگی آسیا»، [۲] «کتاب‌شناسی موسیقی» تالیف «محمدحسین درافشان»۱۳۸۲ «مرکز پژوهش‌های اسلامی صدا و سیما»، [۳] «کتاب‌شناسی موسیقی (۱۳۸۱-۱۲۸۱)» تالیف «مهتاب خرمشاهی» ۱۳۸۳ «سرود»، [۴] «کتاب‌شناسی موسیقی در ایران» تالیف «سیمین حلالی» ۱۳۸۴ «ماهور» و [۵] «کتاب‌شناسی و مقاله‌شناسی موسیقی ایران به طریق توصیفی» تالیف «سید علی‌رضا میرعلی‌نقی» ۱۳۸۶ «مرکز موسیقی حوزه هنری» (۷). شاید اولین نکته‌ای که در همان نظر اول توجه را جلب می‌کند فاصله‌ی تقریبا سی ساله میان اولی و بقیه‌ی کتاب‌شناسی‌های موجود است.
سان را و فلسفه کیهانی (V)

سان را و فلسفه کیهانی (V)

بلاونتِ افسرده در ژانویه ۱۹۴۳ از زندان آلاباما در واکر کانتی، جاسپر نامه ای به United States Marshals Service نوشت که در آن از ضعف عصبی ناشی از فشارهای زندان، تمایل به خودکشی و ترس مدام خودا ز مورد تجاوز قرار گرفتن نوشته بود. سرانجام با مورد او موافقت شد و در ژانویه ۱۹۴۳ تا پنسیلوانیا اسکورت شد.
کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

کیوان میرهادی: در موسیقی کلاسیک اخلاق اشرافی گری حاکم است

در نظر داریم در حد توان با اساتید و دست اندرکاران موسیقی کشور گفتگوهایی را داشته باشیم تا شاید بتوانیم از این طریق به افزایش آگاهی دوستداران موسیقی از وضعیت موسیقی در کشور کمک کرده باشیم. لذا طی مصاحبه ای آزاد، نظرات آقای کیوان میرهادی راجع به وضعیت موسیقی حال حاضر کشور را جویا شدیم که در اینجا قسمت اول این مصاحبه را ملاحظه می کنید، درضمن نهایت سعی بر این بوده که عین کلام ایشان بدون دخل و تصرف آورده شود.
گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

گزارش جلسه نهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (II)

پس از گفتن این نکات اولیه، «نقد تکوینی» به‌عنوان اولین شیوه‌ی مورد اشاره، معرفی شد. نقد تکوینی که یکی از اصلی‌ترین منابع آن در فارسی کتابی با همین نام (نامی است که مترجم فارسی به گزیده‌ی مقالات گلدمن- گلچین شده از چند منبع مختلف- داده است)، نوشته‌ی «لوسین گلدمن» و برگردان «محمدتقی غیاثی» (۱۳۶۹) است، شیوه‌ای است که در جریان اعتراض فضای اندیشه‌ورانه‌ی اروپایی (به ویژه فرانسوی) به ساختارگرایی بسیار افراطی و همزمان با افول آن پدیدار شد.