نهال ارکستر سازهای ملی کاشته شد!

پنجشنبه ۴ تیر ماه ۱۳۹۴ به همت و تلاش بنیاد رودکی، طرح ارکستر سازهای ملی ایران با مدیریت هنری علی رهبری در تالار رودکی اجرایی شد. در این مراسم علی رهبری، طی سخنانی از بی مهری دولت های گذشته به سازهای ایرانی و ادامه دار نبودن طرح های آنها درباره تشکیل ارکستر سازهای ملی انتقاد کرد.

ارکستر سازهای ملی ایران، سابقه ای طولانی در تاریخ موسیقی ایران ندارد و اولین بار در سال ۱۳۴۵ توسط فرامرز پایور تشکیل شد که «گروه سازهای ملی وزارت فرهنگ و هنر» نام داشت. این ارکستر تحت حمایت مادی و معنوی وزارت فرهنگ و هنر سابق (وزارت فرهنگ و ارشاد فعلی) بود، دوازده سال پیش از انقلاب به فعالیت پرداخت و پس از آن نیز بدون حمایت دولت با عنوان ارکستر فرامرز پایور به فعالیت پرداخت.

پس از تشکیل این ارکستر و در کنار فعالیت آن، ارکستر های دیگری که تشکیل شده از سازهای ایرانی بودند توسط هنرمندان موسیقی ایرانی با گرایش های مختلف تاسیس شد. بعضی از این ارکسترها محصول گردهمایی شاگردان مرکز حفظ و اشاعه موسیقی بودند و بعضی نیز فارغ التحصیلان هنرستان ملی؛ گروه هایی که از مرکز حفظ و اشاعه سر برآورده بودند، به صورت یکصدایی و اونیسون به اجرای موسیقی های دوره قاجار می پرداختند و در کنار آن، گروه هایی با مدیریت و آهنگسازی فرامرز پایور، حسین دهلوی و شاگردان آنها مثل اسماعیل واثقی و اسماعیل تهرانی، به اجرای موسیقی چند صدایی با سازهای ایرانی می پرداختند.

پس از انقلاب، با خانه نشین شدن یا کوچ بعضی از استادان و شاگردان هنرستان ملی و سپس تعطیلی این هنرستان، روند فعالیت این نوع از موسیقی ایرانی دچار رکود شد، هرچند بعضی از شاگردان هنرستان مانند حسین علیزاده و مهرداد دلنوازی، کم و بیش با مضامینی که مربوط به گفتمان آن دوره بود، مشغول فعالیت بودند.

پس از گذشت حدود ۵ سال از وقوع انقلاب، کم کم موسیقی های چند صدایی با ارکستر ایرانی، توسط بعضی از شاگردان سابق مرکز حفظ و اشاعه موسیقی نیز رواج پیدا کرد که بعضی از آنها فارغ التحصیل دانشگاه هنرهای زیبا و تا حدی آشنا با قوانین چندصدایی موسیقی کلاسیک غربی بودند، ولی دانش اندک این افراد در زمینه تکنیک های چند صدایی موسیقی باعث شد، آثاری تولید شود که از نظر چندصدایی کیفیت نسل شاگردان هنرستان ملی را نداشته باشد.

این نوع (به اصطلاح) تنظیم موسیقی، تا کنون هم مورد استفاده بسیاری از هنرمندان نسل امروز موسیقی ایرانی قرار می گیرد؛ در این نوع چند صدایی، نمی توان به صورت منسجم، تکنیک های چندصدایی را شناسایی کرد و بافت های هارمونیک و کنترپوانتیک، به صورت اتفاقی و گذرا مورد استفاده قرار می گیرند.

در سالهای اخیر با حضور مجدد بعضی از هنرمندان و هنرآموختگان هنرستان موسیقی ملی در ایران، بارقه هایی از امیدواری برای تشکیل ارکستری با قدرت تکنیکی بالا و خلق آثاری با ساختار چندصدایی محکم و قدرتمند بوجود آمد ولی به دلیل نبود سازمان های حمایت کننده، همه آنها با شکست روبرو شدند.

پس از ورود علی رهبری به ایران و هدایت بخش هنری بنیاد رودکی، امید به تشکیل چنین ارکستری و حمایت مرکزی نیمه خصوصی از این گرایش قوت گرفت، چراکه رهبری نه تنها هنرآموخته این هنرستان بود، بلکه مدتی مدیریت هنرستان ملی را نیز به عهده داشته و قطعاتی نیز برای ارکستری از سازهای ایرانی که در آن زمان با همت استادش حسین دهلوی تشکیل شده بود، تصنیف کرده بود.

پنجشنبه ۴ تیر ماه ۱۳۹۴ امسال با گردهمایی گروهی از نوازندگان سازهای ایرانی و وعده رهبری هنرمند با سابقه و قدیمی مکتب وزیری، اسماعیل تهرانی، نهالی کاشته شد که در اولین قدم، امیدهای بسیاری را در دل اهالی موسیقی کلاسیک ایران (که پس از سالها هنوز تشنه آثار قدرتمند گروهی موسیقی ایرانی هستند)، زنده کرده است. امید است با همت و تلاش این ارکستر که میانگین سنی آن زیر ۳۰ سال است، خاطره روزهای طلایی موسیقی کلاسیک ایرانی دوباره جان بگیرد.

روزنامه فرهیختگان

4 دیدگاه

  • fafar
    ارسال شده در تیر ۱۰, ۱۳۹۴ در ۳:۱۸ ب.ظ

    مبارکمان

  • 350
    ارسال شده در تیر ۱۰, ۱۳۹۴ در ۱۱:۴۹ ب.ظ

    بسیار کار خوبیه امیدوارم ادامه پیدا کنه و آثار آهنگسازا اجرا بشه، چه جدید چه قدیمی

  • آرزو
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۴ در ۳:۳۰ ب.ظ

    این خبر رو خوندم، بی شک جای خوشحالی داره..
    ولی من از قسمت آخرش خیلی غمگین و نا امید شدم..
    ” میانگین سنی”… با این اوصاف، من هیچوقت نمیتونم به آرزوم برسم..

  • 350
    ارسال شده در تیر ۱۱, ۱۳۹۴ در ۱۰:۰۵ ب.ظ

    آفرین خبر خیلی خوبیه. امیدوارم کارهای آهنگسازای قدیمی و جدید اجرا بشه و همه بشنون.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

«توانایی یا دانایی»

از روزگار سرودن مولانا تا امروز این مصرع از دفتر چهارم مثنوی گزین‌گویه‌ای مشهور شده است. آن را همراه ضرب‌المثل دیگر، «کنار گود نشسته می‌گوید لنگش کن»، برای رد نقد به کار می‌برند (گرچه تنها کاربردشان این نیست). با آوردن این مصرع تلویحا از منتقد می‌خواهند تنها به شرطی نقد کند که بتواند کاری بهتر یا همسنگ اثری که نقدش می‌کند، انجام دهد (و اینجا هم مقصود از «نقد» اغلب داوری منفی است). در حقیقت گوینده‌ی این جمله می‌خواهد «مرجعیت» نقد و منتقد را برای خرده‌گرفتن بر این یا آن اثر زیر سوال ببرد.

اجرا و تحلیل سه اثر پیانویی در دانشگاه هنرهای زیبا

روز یکشنبه ساعت ۱۲ روز سی ام اردیبهشت ماه سال جاری دانشکده موسیقی پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران میزبان آروین صداقت کیش و سینا صدقی از نویسندگان و منتقدین موسیقی اکادمیک در ایران است. در این برنامه کارن سلاجقه، مطهر حسینی و افشین مطلق فرد به ترتیب آثار پیانوییِ شروین عباسی، فرنود حقانی پور و نیما عطرکار روشن را خواهند نواخت. شایان ذکر است این برنامه با محوریت موسیقی معاصر از نگاه تکنیک آهنگسازی و ساختارهای زیبایی شناسانه معاصر به تحلیل آثار فوق خواهند پرداخت.

از روزهای گذشته…

موسیقی در دوران زندگی انسانهای اولیه و جوامع برده داری (I)

موسیقی در دوران زندگی انسانهای اولیه و جوامع برده داری (I)

در سازمان اجتماعی اولیه، وسایل زندگی و شکار و حوضه های ماهیگیری و زمین های کشاورزی در مالکیت مشترک بودند. تامین نیازهای انسان از طبیعت، کشت و برداشت محصول و شکار، به شکل اجتماعی به وسیله تمام اعضای قبیله صورت میگرفت. طبیعت (که در آن زمان پدیده ای ناکاویده و رام نشده بود) چنین می نمود که نیروهایی پرتوان، اسرار آمیز و زنده را در خود جای داده است. قبایل اولیه در کنار نخستین گامی که برای مهار کردن طبیعت از راه کشف رمز آتش، ساختن تیشه، نیزه، چرخ، قایق و سفال برمیداشتند، میکوشیدند با توسل به مراسم جادوی دسته جمعی نیز طبیعت را به زیر فرمان خویش درآورند.
نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نقش گم شده‌ی ویراستار (IV)

نوشتن نام‌ها با الفبای فارسی شاید مغشوش‌ترین قسمت کتاب باشد. در این قسمت نه تنها اثری از نام‌ها به شکلی که خوانندگان فارسی زبان با آن مانوس‌اند، نیست، بلکه در جاهای مختلف هم اسامی یک نفر به شکل‌های مختلفی آمده است. برای مثال: نام آنتون وبرن به غیر از یک یا دواستثنا (ص ۱۸۸) (۸) همه جا به شکل «وبر» (ص ۹۸ و …) نوشته شده و معلوم هم نیست چرا این تغییر صورت گرفته است. همچنین است نام «بولز» (ص ۲۰۰) و تغییر یافته‌اش «بولتز» (ص ۲۰۹). یا نام کتاب پل هیندمیت، «آگاهی برای هارمونی» (ص ۱۴۰) و «اطلاعاتی پیرامون هارمونی» (ص ۱۴۶) ترجمه شده، معلوم نیست چه عاملی باعث می‌شود تا ترجمه‌ی نام یک کتاب در طول ۶ صفحه دستخوش چنین تغییر بزرگی بشود. خواننده‌ای که با آثار و نوشته‌های این آهنگساز آشنا نباشد احتمالا گمراه خواهد شد که آهنگساز دو کتاب به این نام‌ها داشته است.
شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IX)

حقیقت یافتن یکی از دو سوی این متناقض‌نما دیگر بستگی به مولف و کارش ندارد بلکه بیشتر مربوط به واکنش جامعه‌ی موسیقی است و آن کسانی که کتاب را می‌خوانند و به کار می‌بندند. احتمالا آگاه بودن بر این نکته که تحلیل ردیف به عنوان نوعی دستور زبان چه کاستی‌هایی دارد یا می‌تواند به بار آورد، همان کاستی‌ها را به نقطه‌ی قوتی در دگرگونی تلقی ما از دامنه‌ی خلاقیت در موسیقی دستگاهی تبدیل خواهد کرد، حتا اگر شده با مطرح کردن پرسش‌هایی درباره‌ی حدود تفسیر و … به بیان دیگر اگر دستاوردهای تحلیلی کتاب به عنوان یک حقیقت مسلم یا یک و تنها یک تفسیر قطعی درک شوند سوی اول روی می‌دهد و اگر به عنوان یک تفسیر خاص اما معتبر از میان بسیار تفسیرها، سوی دوم.
اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

اولین کنگره‏ بین المللی موسیقی در تهران (II)

در یکی از جلسات، دکتر رعدی طی یک سخنرانی طولانی، مقام موسیقی را تشریح نمود و موسیقی را زبان و روح ملت‏ها نامید و گفت: «موسیقی زبانی است که بیگانه نمی‏شناسد؛ موسیقی گاهی از شعر مدد می‏گیرد؛ گاهی به شعر مدد می‏رساند؛ هر دو به یکدیگر نیازمندند، ولی اگر کار به دعوای بی‏نیازی کشد، شاید موسیقی بی‏نیازتر یا لا اقل کم‏نیازتر باشد.»
صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

صفحه طلایی، پلاتینیوم و …

تا مدتها بزرگترین نماد موفقیت یک اثر موسیقی چیزی نبود جز “صفحه طلایی”، یک شاهکار تبلیغاتی که به افتخار گلن میلر از سال ۱۹۴۱ ارائه آن آغاز شد.
درباره بازسازی تصنیف های امیرجاهد

درباره بازسازی تصنیف های امیرجاهد

در کتاب‌های مربوط به تاریخ موسیقی ایران، بارها و بارها نام محمدعلی امیرجاهد را در کنار شیدا و عارف، دو تصنیف سرای مشهور دوره قاجار و مشروطه خوانده‌ایم. در کارگان موسیقی دستگاهی ما، تصنیف‌های پرشماری از عارف و شیدا شنیده می‌شود که در طول صد سال گذشته، بارها و بارها اجراشده‌اند؛ اما کمتر دیده و شنیده‌ایم که هنرمندان تصنیف‌هایی از امیرجاهد را اجرا کنند، گویی شمار تصنیف‌های به‌جامانده از او، بسیار اندک‌تر از آثار شنیده‌شده از عارف و شیدا است؛ اما اگر تصنیف‌های امیرجاهد کم‌شمارند، چرا در تاریخ موسیقی ما نام وی در کنار این دو هنرمند پرکار قرارگرفته است؟
مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

مصاحبه با ایگور ایستراخ (II)

بله خیلی، بیش تر از هر دانش آموز دیگری، به آنها خیلی مؤدبانه آموزش می داد، شوخی می کرد و سعی می کرد به آنها توهین نکند اما من پسرش بودم و این مسئله زیاد اهمیت نداشت!
گفتگو با فیلیپ میرس (II)

گفتگو با فیلیپ میرس (II)

فیلیپ میِرس (Philip Myers) به مدت ۳۰ سال نوازنده فرنچ هورن (هورن فرانسوی) اصلی ۴ ارکستر بوده است. می توان گفت که خصوصیات مایرس و کم و بیش شبیه سازی است که می نوازد: گستاخ، پیچیده و ممتاز. صدای او آرام و خنده هایش طنین انداز است که کلمه طنین انداز برای توصیف خنده های او ناکافیست! او از ترس از دست دادن «توانایی نوازندگی» و قوه شنواییش، عشقش به گروه موسیقی و زندگی مرفه برایمان می گوید.
طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

طرّاحی دیتیل برای نی و تنبک (II)

هم‌دوره‌های ما که الان خیلی پیر هستند امّا از شاگردهای ما آقای کامبیز نوایی و کامبیز حاج‌قاسمی بودند که دوستانِ هم نیز بودند که کتابی هم راجع به معماری ایران نوشتند. هنوز هم با هم هستند و با هم دفتر دارند و فکر می‌کنم هنوز هم درس می‌دهند. آقای [علی‌اکبر] زرگر و آقای هادی ندیمی هم جزو شاگردان من بودند و آقای هادی ندیمی رئیس دانشگاه ملّی شد. من در این سال‌ها می‌آیم و می‌روم؛ امّا بیشتر ارتباط من با اهالی موسیقی است تا معماری. از سال ۱۹۸۴ که از ایران خارج شدم هم برای گذران زندگی کار معماری می‌کردم و هم موسیقی درس می‌دادم. بخشی وابسته به دانشگاه سوربن وجود داشت که مرکز مطالعات موسیقی شرقی نام داشت و من را برای تدریس به آن‌جا دعوت کردند و من برای مدّتی بسیار طولانی در آنجا تدریس می‌کردم.
منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

منبری: خوانندگان امروز گرفتار شجریان زدگی اند!

چگونه می شود خواننده ای بخواهد آگاهانه از مثلاً بیات اصفهان به سه گاه تغییر مد داشته باشد و با فواصل آشنا نباشد. این خواننده می داند که از دو جا این امکان هست. درجه سوم و ششم اصفهان. مرکب خوانی طولی و عرضی. مثلاً در اصفهان سل، سه گاه سی کرن و می کرن را می شود داشت. خوانده ناآشنا با این مفاهیم علمی و فنی، احتمالاً بتواند صرفاً مدولاسیون هایی که در خود ردیف پیش بینی و معرفی و تبیین شده اند را درک کند اما دستش در ورود به تمامی مقام ها بسته است. نتیجه اینکه داشتن صدا کافی نیست. اصلا کافی نیست و باید مسائل زیادی را یک خواننده بیاموزد وگرنه به دردسر خواهد افتاد (خنده).