هنر خیابانی، موسیقی (II)

درست است که برطرف شدن نیازهای مادی هنرمند، اولین عاملِ به‌صحنه‌ی خیابان کشاندن وی است. اما همه می‌دانیم برای این امرار معاش راه‌های دیگری نیز وجود دارد، به‌خصوص برای کسانی که از بضاعت خوبی در هنرشان برخوردار هستند. در انتخاب این حضور، بارزترین نمودی که دیده می‌شود، طغیان و رهاشدگی‌ست. اصولن در برابر هر نوع فشاری می‌توان طغیان کرد. فشار مالی، شاید از اولین‌ها باشد، اما قطعن تنها عامل برای چنین طغیانی نیست. دیده شدن جسورانه، دلیل محکم‌تری برای این حضور در خیابان‌ها به‌نظر می‌رسد.

احتمالن کسان زیادی شرط‌بندی‌های دوران کودکی و نوجوانی‌شان را به‌یاد دارند که همراه بود با مثلن شوخی‌ای بیجا با دیگران یا هنجارشکنی‌ای ملایم. اما نکته‌ای که در این نوع شیطنت‌ها مشترک بود، جسارت زیادِ بازیگر نقش اول در تمام آنها بود که اگر بدون گریم و چهره‌ی مبدل انجام می‌گرفت، نمره‌ی مثبتی در کارنامه‌ی شهامت شخص باقی می‌گذاشت.

امروزه هنرمندان خیابانی و به‌خصوص موزیسین‌ها با بهترین شکل ظاهری و وضعیت ممکن برای چنین حضوری، در این پرفورمنس هنری ظاهر می‌شوند. آنها از نوازنده و خواننده بودنِ اجباری! بیشتر به نوازندگی روی آورده‌اند و روزبه‌روز بر تعداد نوازندگان حرفه‌ای و آکادمیک در اجراهای خیابانی افزوده می‌شود. تخصص و بینش هنری این نوازندگان، پارک‌ها، خیابان‌ها و مناطق پرتردد شهر را به در‌دسترس‌ترین مناطق برای کشف هنر ناب مبدل کرده و امکان لذت بردن از آن را به همگان می‌دهد.

چون طیف وسیعی از مخاطبین وجود دارند که نه می‌توانند و نه حتا در فکر حضور در سالن‌های اجرای کنسرت هستند، اما توسط همین اجراهای خیابانی با موسیقی و ساز آشنا می‌شوند. البته با تغییر بافت شهری و حرکت به‌سوی مناطق عمومن فقیرنشین‌تر، نوع این حضور خیابانی با تغییر سازها و تغییر موسیقی هم فرق می‌کند. نکته‌ی قابل تامل دیگر، وجود هنر خیابانی تنها در چند کلان‌شهر کشورمان است و بس. گویی تمام جامعه، هنوز پذیرای این نوع برخورد هنری نیستند.

البته باید توجه داشت که هر عرضه‌ی موسیقی در خیابان را نمی‌توان موسیقی خیابانی نامید. هنوز یکی از شیوه‌های تکدی‌گری، امرار معاش از هر راه ممکن و استفاده از عناصر موسیقایی با شیوه‌هایی غیرحرفه‌ای، چرک و فاقد ارزش است که البته در بحث “هنر” و “موسیقی خیابانی” جایی ندارد.

متاسفانه هنوز بی‌اهمیت‌ترین نوع موسیقی در باور عام، همان نوعِ خیابانی‌اش است. در تحقیقی برای روزنامه‌ی “واشنگتن پست”، یک موزیسین حرفه‌ای به‌نام جاشوا بل، به مدت ۴۵ دقیقه در شهر واشنگتن به اجرای خیابانی پرداخت. از بین ۱۰۹۷ نفری که در این مدت از همان منطقه عبور کرده بودند، تنها یک نفر هنر او را تشخیص داد، برای چند ثانیه ایستاد و شنونده‌ی اجرایش شد. علاوه بر ۲۰ دلاری که از این شنونده به جاشوا رسید، او در این مدت تنها توانست ۳۲ دلار دیگر به‌دست آورد. ویولنی که وی می‌نواخت، با اجرایی تخت نام حقیقی‌اش، ۰۰۰/۰۰۰/۲ دلار عایدی داشت!

موسیقی‌ خیابانی توسط هنرمندانی اجرا می‌شود که می‌خواهند به مخاطب نزدیک‌تر باشند و با دایره‌ی وسیع‌تری از مردم ارتباط داشته باشند. هنرمندانی که درست شنیده نمی‌شوند و نقطه‌ی مشترک همه‌ عشق به هنرشان است؛ عشق به موسیقی و پرفورم.

یک دیدگاه

  • morteza
    ارسال شده در تیر ۸, ۱۳۹۴ در ۵:۳۳ ب.ظ

    کاش سایتتون رو جوری طراحی می‌کردن که بشه نوشته‌ها رو تو سایت‌های اجتماعی به اشتراک گذاشت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

محمدرضا امیرقاسمی «شبی برای پیانوی ایرانی» را به روی صحنه می برد

کنسرت گروه موسیقی برف با عنوان «شبی برای پیانوی ایرانی» در تاریخ جمعه ۱۰ اسفند ساعت ۲۰ در سالن خلیج فارس فرهنگسرای نیاوران روی صحنه خواهد رفت. سرپرست و تکنواز پیانوی گروه برف محمدرضا امیرقاسمی و خواننده این کنسرت علی امیرقاسمی و اجرای تمبک با سحاب تربتی می باشد. در این برنامه علاوه بر اجرای آثار اساتید بزرگ پیانوی ایرانی نظیر جواد معروفی و مرتضی محجوبی، از چند نوازنده پیانوی دوره قاجار مانند اساتید محمود مفخم (مفخم الممالک) و مشیرهمایون شهردار هم قطعاتی اجرا خواهد شد. اجرای آثاری کمیاب و خاص از پیانو نوازیِ دوره ی قاجار و عصر مشروطه اولین بار است که در یک کنسرت اتفاق می افتد.

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (XIX)

تنها درویش خان تا حدودی با وزیری تفاهم داشت و برای شنیدن کنسرت ها و خطابه های او به مدرسه خصوصی اش می رفت. اما قبل از این که این رابطه و تفاهم ثمری به بار آورد – و قبل از ریاست اول وزیری در مدرسه موزیک (۱۳۰۷)، درویش خان فوت شد (۱۳۰۵). بعد از فوت او تجدد طلبی به کشمکش بین وزیری و مین باشیان ها یا «موسیقی نوین و علمی ایرانی» با «موسیقی بین المللی و علمی» محدود ماند.

از روزهای گذشته…

درباره «مستر کلاس»

درباره «مستر کلاس»

شاید شما بارها با عنوان «مستر کلاس» در موسیقی برخورد داشته اید و این سوال برای شما بوجود آمده باشد که این کلاس برای چه افرادی و در چه سطحی است؟ آیا کلاسی است برای نوازندگان پیشرفته موسیقی؟ برای شرکت در این کلاس ها چه سطحی از مهارت در نوازندگی لازم است؟
طراحی سازها (VIII)

طراحی سازها (VIII)

پیش از آن‌که تاریخچه مختصر ریاضیات را در فضای متروک قرون وسطی پی بگیریم، باید به معرفی یک رومی استثنائی به نام Marcus Vitruvius Pollio بپردازیم وی یک معمار بود که برای امپراطور Augustus کار می‌کرد. او مجموعه منسجم نادر و اعجاب‌انگیزی از تئوری یونانی را عمیقاً مورد توجه قرار داد که این مجموعه ده کتاب در باب معماری De Architectura Libri Decem است. Vitruvius از این اثر، در کنار فرآیندهای کاربردی رومی خود، شامل هر آنچه که امپراطور روم مایل به آگاهی از آن‌ها بود، اعم از مهندسی و معماری استفاده کرده است
رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

رحمتی: وزیری سالهای زیادی از عمرش را در انزوا می گذارند

دلیل این انتخاب، تاثیر شگرفی است که حضور وزیری به مثابه یک موسیقیدان موسیقی کلاسیک بر پیکره ی موسیقی ایرانی اواخر پادشاهی قاجار گذاشته و فصل تازه ی پر گفتگویی را به وجود آورده است. مناقشات موجود بر سر تاثیرات جدی و بنیادین حضور این موسیقیدان در موسیقی ایرانی از بدو ورود در این عرصه تا به امروز وجود دارد، که با فرونشستن غبار حاصل از حب و بغض های تاریخی، نیازمند کاووش های جدی و فراوان است. با مطالعه ای که اینجانب بر روی یادداشت های پراکنده و مصاحبه های مختلف موجود در این زمینه داشتم، به این نتیجه رسیدم که مخاطب، با مطالعه ی این یادداشت ها و مصاحبه ها نهایتا نمی تواند به یک تصویر شفاف و روشن از شخصیت موزیکال وزیری و همچنین عملکرد او به عنوان یک مدیر آکادمیک موسیقی رسیده، و موضع صریح و مشخصی در قبال او اتخاذ کند.
«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» (I)

«لحظه های بی زمان» نام آلبومی است که به تازگی منتشر شده است با دو نام آشنا و کم آشنا! منوچهر صهبایی رهبر و ابوایست با سابقه که در کارنامه خود ضبط چندین اثر سمفونیک ایرانی از ساخته های بزرگان رشته آهنگسازی ایران را دارد و دیگری روزبه تابنده، آهنگساز. اینکه چطور منوچهر صهبایی با حساسیت هایی که در مورد آهنگسازی دارد، تن به ضبط اثری از آهنگسازی جوان داده سئوالی است که در اولین لحظات شنیدن این آلبوم به پاسخ آن میرسیم.
سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

سرگذشت کتاب من و کپی رایت در ایران (I)

نوشته ای که که پیش رو دارد، نامه ای است از هنرمند گرامی مصطفی آخوندی، نوازنده و مدرس گیتار کلاسیک که درباره انتشار اولین کتابش در ایران تهیه و به سایت گفتگوی هارمونیک رسیده است. با هم می خوانیم:
کرونوس کوارتت و اجرای آثار تازه

کرونوس کوارتت و اجرای آثار تازه

بر عهده گرفتن اولین اجرای یک قطعه موسیقی برای گروه نوازندگان سازهای زهی کرونوس کوارتت Kronos Quartet امری عادی است. از سال ۱۹۷۳، زمانی که دیوید هرینگتون David Harrington این گروه چهارنفری را در سانفرانسیسکو به وجود آورد تاکنون، کرونوس به اجرای بیش از ۵۰۰ قطعه موسیقی جدید از آهنگسازان مختلف پرداخته است که ۲۰۰ قطعه از آنها به قدری قابل توجه و با ارزش بوده اند که توسط گروههای دیگری از نوازندگان اجرا و ضبط شده اند.
درجه و رنگ

درجه و رنگ

حتما” تابحال از خود این سئوال را پرسیده اید که چگونه با وجود آنکه یک ترمپت تنها سه کلید دارد می تواند ملودی های بسیار زیبا با تعداد زیادی نت را اجرا کند؟
نقدی بر هارمونی زوج (III)

نقدی بر هارمونی زوج (III)

تاکید نویسنده در این مقاله بر روی درجه های زوج بوده و در ادامه خواسته است آن را اثبات کند اما درجه ی پنجم در موسیقی کلاسیک ایرانی چندان هم بی ارزش نیست چون شاهد بسیاری از شاه-گوشه ها (واژه ای که استاد عمومی برای گوشه های اصلی یک دستگاه نام برده است) درجه ی پنجم شاهد درآمد دستگاه ها هستند و هیچ دستگاهی نیست که در درجه پنجم یک تا چند گوشه ی مهم نداشته باشد. مثلا:
سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

سکانسی به نام موسیقی فیلم (I)

موسیقی عنصری است که در تفهیم بیان به کمک سایر هنرها می رود ولی به تنهایی در انتقال مفهوم خود عاجز است. دور از ذهن به نظر می رسد که قطعه ی بی کلام و بدون نامی را بشنویم و درک و دریافتمان از آن با خواسته و منظور آهنگساز یا نوازنده یکسان باشد. اگر برای کسی ” مرثیه ای برای قربانیان هیروشیما ” اثر آهنگساز لهستانی، پندرسکی را پخش کنیم که تا کنون آن رانشنیده باشد و نامی هم از عنوان اثر نبریم، هرچند او به موسیقی اشراف داشته باشد بسیار بعید به نظر می رسد که بتواند به گوید یادش به قربانیان هیروشیما افتاده است. هرچند که در این اثر پنجاه و دو ساز زهی سعی در انتقال سوژه ی ذهنی آهنگساز کرده باشند و شاید به این مطلب بسنده کند که موسیقی مدرن است.
چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

چند کلام در رابطه با مصاحبه احمدرضا احمدی (IV)

«ردیف» غایت نیست که بخواهیم با دو ساعت نواختنش آفرینش انجام دهیم و ادعا کنیم که موسیقی دستگاهی یعنی همین و لاغیر. ردیف نمونه و نمودی به فعلیت آمده است از نظام ساختاری موسیقی دستگاهی، که آهنگسازان و نوازندگان با شناخت آن نظام ها از طریق نواختن ردیف یا مطالعه ی آن، خود دست به آفرینش می زنند. همانطور که از دل همین ردیف «علی اکبر شهنازی» بیرون آمده، «صبا» هم بیرون آمده، «مشکاتیان» و «علیزاده» و «کلهر» و «محجوبی» و حتی انواع گونه های موسیقی عامه پسند هم همینطور؛ بی آنکه ویژگی آثار آنها شباهت چندانی به یک دیگر داشته باشد.