تحلیلی بر کتاب‌شناسی‌های موسیقی در ایران (II)

با وجود آوردن عنوان و تقسیم‌بندی موضوعی، خواننده‌ی پژوهش‌گر گاه نیازمند است بیشتر بداند، چرا که بسیاری از اوقات عنوان، گویای تمامی بار اطلاعات یک مقاله یا کتاب نیست. همچنین تقسیم‌بندی موضوعی هر چقدر هم دقیق باشد نمی‌تواند خواننده را کاملا راهنمایی کند که در مقاله چه چیزی خواهد یافت. به همین دلیل توصیف و چکیده‌نویسی یا به عبارت دیگر کتاب‌شناسی توصیفی ضرورت می‌یابد. اولین مسئله‌ای که کتاب‌شناسی‌های توصیفی را از یکدیگر متمایز می‌کند روش چکیده‌نویسی است؛ زیرا یک چکیده‌ی خوب می‌تواند ضمن فشرده بودن، اطلاعات زیادی را منتقل کند.

از این دیدگاه هر چه اطلاعات منتقل شده نسبت به طول چکیده‌ی نوشته شده (تعداد کلمات) بیشتر باشد کارآیی بیشتر است. در فهرست‌نویسی از مراجع (به‌ویژه مقالات) علمی این مشکل کمتر دیده می‌شود چون که چکیده‌ی مقاله یا پژوهش بخش جدا نشدنی آن است؛ بدیهی است که می‌توان (اگر اندازه‌ اجازه می‌دهد) آن را بدون تغییر چاپ کرد و در غیر این صورت مبدا کار قرار داد. اما در ایران حتا مجلات تخصصی موسیقی (غیر پژوهشی) نیز چکیده‌ی مقالات را چاپ نمی‌کنند، که بتوان از آن استفاده کرد. بنابراین چکیده‌نویسی را باید مولف کتاب‌شناسی انجام دهد از همین رو انتخاب زبان هم از عناصر مهم بوده و نتیجه‌ی کار باز هم متمایز کننده‌ است.

پس از یک بار فهرست کردن تمامی مراجع، مسئله‌ی فهرست‌کردن ضربدری پیش می‌آید. به لحاظ این که مقالات (و بیش از آن کتاب‌ها) تنها به یک موضوع نمی‌پردازند، گاه لازم است اطلاعات مربوط به یک مدخل در چند جای دیگر هم بیاید. تشخیص این نکته که این تکرار اطلاعات در کجا و در مورد کدام مدخل‌ها صورت بگیرد، نکته‌ی دیگری است که به عنوان وجه تمایز میان کتاب‌شناسی‌های مختلف می‌تواند مورد بررسی قرار گیرد.

پژوهندگان معمولا با اطلاعات اولیه به دنبال مراجع می‌گردند. به اصطلاح گفته می‌شود جستجوی‌شان جستجوی کور نیست؛ به همین علت لازم است که فهرست‌های دیگری هم جدا از فهرست اصلی تشکیل شود که از زوایای دیگر اطلاعات را نگاه کرده باشد. برای مثال گاه پژوهش‌گری به دنبال نام خاصی است و هر چه درباره‌ی او یا نوشته‌ی او باشد ممکن است هدف تحقیق‌اش قرار گیرد. برای چنین فردی فهرست راهنمای نام‌ها از فهرست اصلی مهم‌تر می‌شود.

در صورتی که فهرست دوم (نام‌ها) موجود نباشد او باید بگردد و تمامی مراجع مرتبط با نام مورد نظرش را خود بیابد (عملا آن فهرست را برای دست‌کم یک مدخل تشکیل دهد). این به شرطی است که اطلاعات مربوط به آن نام در مدخل‌ها موجود باشد (اطلاعات ممکن است داخل مقاله یا کتاب پنهان شده باشد). فهرست‌های راهنما یا آن گونه که در کار مرجع‌شناسی و کتاب‌داری معروف است؛ «نمایه‌ها»، از دیگر است هستند که می‌تواند این نوع کتاب‌ها را از یکدیگر متمایز کند.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

ریتم و ترادیسی (VI)

برخی از نویسندگان از دگره ای استفاده می کنند که در آن اعداد مختلفی، بسته به برخی از ویژگی های ساز یا رویداد، ممکن است در فواصل زمانی ظاهر شوند: حجم صدای آن، نوع زخمه زنی، یا دیرش آن. برای مثال، برآون دامنه ی رویداد های نت را به وسیله ی دیرش زمانی سنجش می کند (Brown 1993)، که ممکن است هنگام تلاش برای کشف خودکار وزن مفید باشد. در این طرح، ریتم ایو عبارتست از:

موسیقی شناسی فمنیستی (I)

در دوران معاصر بحث حقوق زنان در جوامع و پرداختن به ارزشهای زنان از جایگاه ویژه ای در می ان صاحب نظران و انسان شناسان برخوردار است. در طول تاریخ در راستای برابر سازی حقوق زنان و مردان تلاشهای بسیاری شده است. این تلاشها صرفا در زمینه حقوق اجتماعی و شغل و پوشش و… نبوده بلکه یکی از این شاخه ها برابری در زمینه هنر است. چیزی که امروزه در غرب همچنان با آن مواجه هستیم و آن استفاده ابزاری از زن برای جذب مخاطب در آثار هنریست، از نقاشی و مجسمه سازی تا سینما و موسیقی. بر خلاف تبلیغ سیستم های غربی در زمینه برابری جنسیتی زن و مرد در عمل مشاهده می کنیم که هیچ برابری حتی در صحبت های برخی فیلسوفان تاریخ غرب برای زن و مرد در نظر گرفته نشده و گاها حتی زن را عاری از نبوغ و شعور آفرینش اثر هنری می دانستند. بحث بسیار گسترده و طولانیست اما در این مقاله با استفاده از چند نوشتار مشهور در زمینه موسیقی شناسی سعی کردیم تا حدودی به این موضوع مهم در زمینه هنر و مخصوصا موسیقی بپردازیم.

از روزهای گذشته…

ریتم و ترادیسی (III)

ریتم و ترادیسی (III)

در اصل، ریتمِ سرودْ ریتم گفتار عادی لاتین است زیرا قصد رسیتال روشن سازی معنی تا حد امکان است. در عمل، ممکن است استانداردسازی سرودها به گونه ای که بر کلمات مهم تأکید شود مطلوب باشد. گیدو دِ آرِتْزو، یک راهب بِنِدیکْتی قرن یازدهم، اولین فرم نت نویسی سرود را با قابلیت نت نویسی زیرایی و ریتم با استفاده یک حامل چهار خطی ابداع کرد. این نت نویسی اولیه ی موسیقایی (با استفاده از نمادهایی چون لُنگا، بِرِوِس، ماکزیما و سِمیبِرِوِس که در شکل ۱ نشان داده شده است) امکان امتداد واکه های معین و کوتاه سازی دیگر واکه ها را در اختیار قرار داد. به خصوص، هنگام نت برداری از موسیقی غیر شعری، دقت بیشتری مورد نیاز است. روش دِ آرِتْزو در نهایت به نظام امروزی نت نویسی موسیقایی تبدیل شد.
گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

گفت و گو با لانگ لانگ، نوازنده پیانو (II)

لانگ لانگ نوازنده جوانی است که اجراهای عمومی زیادی دارد و همین مساله هم برای دیگران نوعی مبارزه طلبی محسوب می شود. او اعتقاد دارد که هنوز مثل یک مقاله نیمه تمام است و می خواهد از هنرمندان بزرگ چیزهایی یاد بگیرد. در برلین این پیانیست در کنسرت تولد ۶۵ سالگی استادش دنیل برنبویم برنامه اجرا کرد، و در مورد اجرای اخیرش با دومینگو ابراز خوشحالی نمود و گفت قصد دارد با چچیلیا بارتولی هم برنامه ضبط کند.“کار کردن با خواننده ها برای من مهم است.”
نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VII)

نکاتی درباره امپراتوری جاذبه (VII)

«این شیوه آموزشی را به ویژه باید به هنرجویان موسیقی ایرانی توصیه کرد که با وجود این همه مُد و مقام و مایه و گام و گوشه و دستگاه و شعبه و آواز نمی دانند این همه شاهد و ایست و متغیر و بُن مایه و تُنیک را چگونه مهار کنند. راه حل بسیار ساده است. فقط کافی است در هر مُد و مقامی که هستیم الگوی جاذبه دو ماژور را به آن تزریق کنیم. همه مشکلات بطور تمپورال و مترونومی ک و بدون کاربرد هرگونه آگوگیک در زمانی کمتر از یک دولا چنگ ترکیبی حل خواهند شد. ربع پرده ها و ردیف آلتره های تمامی هم که مشکلی ندارند. همانطور که آلتره های غربی نیم پرده بالا – پایین می شوند، آلتره های ما فقط ربع پرده تغییر می کنند و در نتیجه خواندن آنها هم بسیار ساده تر است.» (بیضایی ۱۳۸۴، ۲۰۴)
زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

زیبایی‌شناسی ناعادلانه‌ی مردم نروژ بر دوشِ ادوارد گریگ (III)

موسیقی گریگ خیلی زود پس از مرگش، دیگر به ذائقه‌ی شنوندگان خوش نیامد، ولی تأثیر او به‌خصوص بر آهنگسازان فرانسوی اوایل سده‌ی بیستم آشکار است. راول می‌گفت که از بین آهنگسازان، به غیر از دبوسی، «هیچ آهنگسازی نبود که با او این‌گونه احساس نزدیکی کنم.»
جایگاه رهبر (I)

جایگاه رهبر (I)

دو سال پیش، وقتی ارکستر سمفونیک تهران هنوز از داشتن رهبر دائم محروم بود و در حالتی مشوش و سردرگم به سر میبرد، مطلبی با عنوان”ارکستر بی رهبر” چاپ شد که این مقاله در مورد ارکستری صحبت میکرد که بدون رهبر کار میکند و در سطح مطلوبی به فعالیت میپردازد.
دو مضراب چپ (قسمت دوم)

دو مضراب چپ (قسمت دوم)

تکنیک دومضراب تقریبا در آثار تمامی سنتور نوازان قدیم و معاصر مشاهده می شود و تقریبا جزء اولین و اصلی ترین تکنیک های رایج مضرابی در آثار سنتور نوازان است. دومضراب به صورت چهار نت متوالی و با مضراب (راست – راست – چپ – چپ ) است و بهaudio file این صورت اجرا می شود.
مستر کلاس «موسیقی ایرانی شناسی» خسرو جعفرزاده برگزار می شود

مستر کلاس «موسیقی ایرانی شناسی» خسرو جعفرزاده برگزار می شود

خسرو جعفرزاده در روزهای ۱۶، ۱۷ و ۱۸ خرداد در سه جلسه ۲ ساعته، به آموزش کتاب خود، «موسیقی ایرانی شناسی» در آموزشگاه کوشان پور می پردازد. در این دوره، ابتدا مدرس به تشریح مکاتب مختلفی که پیشتر بوسیله آن موسیقی ایرانی تئوریزه می شده می پردازد و در ادامه به روش پیشنهادی خود خواهد پرداخت.
موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

موسیقی نزد ایرانیان در ۱۸۸۵ میلادی (IX)

ساختمان این ساز که همانند تار است، یک پارچه از چوب است، دارای چهار رشته سیم از جنس «زه» و دو رشته سیم از جنس مس زرد است که این دو رشته اخیر به یکی از دو سوی دسته ساز نصب شده است؛ این ساز را با یک قطعه مس کوچک که به آن «مضراب» می گویند، می نوازند؛ در ایران دیگر متداول نیست، ولی در سمرقند و بخارا نواختن آن معمول است.
گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه یازدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

با توجه به کمبود مثال‌های فارسی بخش‌هایی از کتاب «نشانه‌شناسی موسیقی فیلم» نوشته‌ی «تورج زاهدی» (۱۳۸۸) خوانده، و اشاره شد؛ همان‌طور که در ابتدای کلاس گفته شد برداشت سطحی از نشانه‌شناسی به مفهوم تشخیص اینکه «چه چیز نشانه‌ی چه چیز است» می‌تواند متن‌هایی را شکل دهد که از نشانه‌شناسی تنها تفسیر اولیه‌ی نام فارسی‌اش را برخود دارند:
ECM

ECM

شرکت ECM (مختصر شده از عنوان Edition of Contemporary Music) یکی از شرکتهای معتبر در موسیقی میباشد که در سال ۱۹۶۹ در شهر مونیخ آلمان توسط Manfred Eicher تاسیس شد.