سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (VIII)

سایر الحان دوره ساسانی به تعداد ۱۴۱ می رسد. دیگر موسیقی دانان دوره ساسانی عبارتند از:
بامشاد، خارکش، رامتین، کاسه‌گر، سرکب، نکیسا، آزاده، آرزو، آزادوار چنگی، مشک‌دانه، که مهم‌ترین آن‌ها: بامشاد موسیقی‌دان شهیر زمان خود که او راهم رده با باربد ذکر کرده‌اند.

رامتین (رامین) از چنگ‌نوازان دوره خسروپرویز بوده است که او را استاد نواختن چنگ و مخترع چنگی بنام رام و رامی دانسته‌اند. در فرهنگ عمید آمده: ”رامی در فارسی نام شخصی بوده که چنگ خوب می‌نواخته است و او رامین و رامتین هم گفته‌اند.”

“در فرهنگ فارسی، رامتین را مخترع چنگ ذکر کرده‌اند البته این گفته به این منظور نیست که قبل از وی چنگ وجود نداشته است، زیرا قدمت و پیدایش آن به پیش ‌از این زمان می‌باشد. احتمالاً او این ساز را تکامل بخشیده یا تعداد تارهایش را بیشتر کرده و تغییر جنس داده و چنگی کامل‌تر و بهتر از ساز پیشین ساخته است.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۱۲۶) نکیسا یکی دیگر از چنگ‌نوازان ماهر دوره خسروپرویز بوده است که بنا به گفته نظامی هم‌طراز باربد بوده است. معروف است که آواز دلکشی داشته است. برخی از تصوفات در تقطیع الحان را به او نسبت داده‌اند. برخی از اشعار نظامی نشان می‌دهد که ممکن است او مخترع چنگ و برخی از نغمه‌ها بوده باشد.

یکی از نواهای مشهور نکیسا “جامه‌دران” بوده است که امروزه نیز گوشه‌ای به این نام در ردیف دستگاهی ایران وجود دارد. در فرهنگ جهانگیری تأثیر این نوا بسیار اغراق‌آمیز ذکر شده: “صوتی است از تصنیفات نکیسای چنگی، گویند آن صوت را چنان نواخت که حضار مجلس جامعه‌ها بر تن پاره‌پاره کردند و مدهوش شدند. بنابراین بدین نام مرسوم شد.”

زنان خنیاگر

“از خنیاگری دختران در بسیاری از شئون زندگی موارد بسیار زیاد و فراوانی در داستان زندگانی بهرام گور باقی مانده است و او پادشاهی بوده است که به‌عنوان عاشق خنیاگری و دوستدار زنان شهرت بسیار دارد.” (بویس، ۱۳۶۸: ۶۸) آزاده چنگ‌نواز و کنیز بهرام گور بوده است، چنانکه نامش در شاهنامه آمده است: “بهرام گور کنیزکی رامشگر چنگ‌نواز را بر رکاب‌های زرین و سیمین می‌نشانده است، تا در بیابان و نخجیر نیز از نوای او بهره‌مند شود.” در کتاب شعر و موسیقی دکتر ابوتراب رازانی از آزاده بنام آزادآور چنگی نام برده شده است: “آزادآور چنگی که از زنان موسیقی‌دان و چنگ‌نواز متبحر عصر بهرام گور بوده است.” آرزو زن چنگ‌نواز دوران ساسانی است که نام او نیز در شاهنامه ذکر شده است. او دختر ماهیار زرگر بود که با چنگ زنی و میهمان‌نوازی از بهرام گور دل ربود و به جمع زنان حرم‌سرای او پیوست. او از شخصیت‌های مهم موسیقی در زمان بهرام گور است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (IV)

صداقت‌کیش ادامه داد: در امر دراماتیک اما این گونه نیست و درون و بیرون با هم یکی می‌شوند. اگر اجازه دهید مثالی در مورد امر هنری بزنم. کسانی که تئاتر بازی می‌کنند رابطه‌شان با متن نمایشی درونی است. یعنی نمی‌توانیم این رابطه را به درونی و بیرونی تقسیم کنیم و بگوییم این شخصیت واقعا وجود دارد و آن شخصیت فقط روی صحنه وجود دارد، همه‌شان وجود دارند. بنابراین این نظام باید با یکدیگر یکی و ادغام شده باشد. اگر به موضوع دادن پول به فروشنده به عنوان یک کنش برگردم، نمی‌توانیم بگوییم الان بیرون این نظام ارتباطی هستیم و نظام داخلی آن با نظام بیرونی‌اش متفاوت است. اگر کسی هم از بیرون به این رویداد نگاه کند فقط در حال نگاه کردن به یک کنش است و مانند موضوع داستان نیست که نتواند داخل آن شود، او هم می‌تواند وارد این کنش شود و مرزی ندارد.

شهرام صارمی از مدیریت اجرایی جشنواره موسیقی فجر استعفا کرد

در پی استعفای اعتراض آمیز علی ترابی، شهرام صارمی مدیر اجرایی سی و پنجمین جشنواره موسیقی فجر، یک روز پس انتصاب مدیر جدید دفتر موسیقی وزارت ارشاد با انتشار نامه‌ای سرگشاده از سمت خود استعفا کرد.

از روزهای گذشته…

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

گزارش جلسه سیزدهم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (IV)

بنابر گفتاری که گذشت، بزرگ‌ترین چالش یا دشواری جامعه‌شناسی برای وارد شدن به دنیای نقد این پرسش است که: آیا دو نوع ارزش [هنری]- ارزش درون‌ذاتی یا زیباشناختی، و ارزش برون‌ذاتی یا سیاسی [اجتماعی]- وجود دارد؟ اگر وجود دارد رابطه‌ی اینها چیست؟ و نقدی که بر شالوده‌ی جامعه‌شناسی ساخته می‌شود چگونه بر چالش میان این دو پیروز خواهد شد. نحوه‌ی پاسخ به این پرسش(‌ها) چگونگی ورود جامعه‌شناسی را مشخص خواهد کرد.
Neapolitan 6th

Neapolitan 6th

شاید نام آکورد ناپولیتن شش را شنیده باشید، وجه نامگذاری این آکورد به احتمال زیاد به این جهت بوده است که در قرون ۱۷ و ۱۸ بخصوص در دوران باروک به کررات در اپراهای شهر ناپل ایتالیا استفاده می شده است. این آکورد معمولا” در مواقعی که اپرا حالت درام و مهیج به خود می گرفته است کاربرد بسیار داشته.
گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

گذشتن از مرز کلمات با «تریو اولریش درِکس‌لِر» (III)

میشائل نشسته پشت پیانو و حالا اوست که سرسام آور می‌نوازد. تکنوازی پیانو به شکلی آشوبناک در محدوده‌ی بم است و هر از گاهی به مُشتی ختم می‌شود که پیانیست بر کلاویه‌ها می‌کوبد و مایه‌ی شعف و شوق حاضرین می‌شود. تکنوازی نمایشیِ آتونال. چیزی که باز هم، شاید جایی در اجرای درِکس‌لِر نداشت. ولی به هر حال، آرام‌آرام پیانو وارد تونالیته می‌شود و ریتم می‌گیرد و یکی دو میزان بعد، درست سرضرب، درامز و کلارینت‏باس وارد می‌شوند و قطعه را به اتفاق به پایان می‌برند.
آلبوم گزیده آثار، ناگوار برای گروههای موسیقی

آلبوم گزیده آثار، ناگوار برای گروههای موسیقی

یکی از عوارض جانبی صنعت آسیب دیده و سردرگم موسیقی، ثابت نبودن معنای “آلبوم گزیده آثار” است. از یک طرف، آلبوم گزیده آثار برای کمپانیها و تهیه کنندگان منبع بزرگ پولسازی است که موجب شده است این کمپانیها هنرمندان تحت قرارداد خود را وادار کنند قبل از اینکه در کار خود به جایی برسند، یک مجموعه از بهترین آثار-گاهی مختصر- خود را برای پخش آماده کنند. از طرف دیگر، وجود رسانه ای چون iTunes، تهیه آلبوم بهترینها را به چیزی مازاد بر احتیاج تبدیل کرده است زیرا هرکس میتواند ترانه های مورد علاقه خود از هر خواننده یا گروه را به ترتیب مورد نظر خود به شکل یک مجموعه درآورده و در آرشیو خود داشته باشد.
حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

حسین دهلوی، هنرمند کمال گرا (IV)

دهلوی در سال ۱۳۵۴ یکی از مهمترین آثار موسیقی سمفونیک ایران را با نام “باله بیژن و منیژه” تصنیف کرد که اثری عظیم و با شکوه برای ارکستر سمفونیک بود. این اثر بعدا به صورت یک سوئیت پنج قسمتی زهی نیز تنظیم شد که بارها به اجرا در آمد. “بیژن و منیژه” هنوز هم یکی از قله های آهنگسازی در موسیقی سمفونیک ایران محسوب میشود و نشان از توانایی بی حد و حصر آهنگساز در تکنیکهای آهنگسازی و ارکستراسیون و همچنین تسلط او بر موسیقی اوایل قرن بیستم و ترکیب هوشمندانه آن با موسیقی ایرانی دارد.
لئوش یاناچک (II)

لئوش یاناچک (II)

وی با سبک نئو رومانتیسیزم کرن مخالف بود و کلاسهای جوزف داشز (Joseph Dachs) را نیز ترک کرد زیرا تکنیک پیانو نوازی او را نمی پسندید. وی قطعه سونات ویلن خود را در رقابت کنسرواتوآر وین شرکت داد اما داوران آنرا به دلیل آنکه “بسیار آکادمیک” یافتند رد کردند. وی کنسرواتوآر را علی رغم گزارش بسیار خوبی که فرنتس کرن درباره او نوشته بود، نیمه کاره و نا امیدانه رها کرد. در بازگشت به برنو در ۳۱ ژوئیه ۱۸۸۱ با یکی از شاگردان جوانش ازدواج کرد.
بوطیقای ریتم (V)

بوطیقای ریتم (V)

آیا او می‌تواند در همان متر متقارن معمولی که تاکنون بسیاری اجرا کرده‌اند ایده‌ی ریتمیک و تاکیدی جدید را جای دهد که کسی پیش از او به آن نپرداخته است؟ بله، و به گمان من یکی از رازهای زیبایی قطعات او در همین امر نهفته است. نگاهی کوتاه به میزان‌های اولیه‌ی قطعه‌ی کاروانیان موضوع را روشن می‌کند (شکل ۳). قطعه در متر ۴/۴ نوشته شده، اما الگویی که آهنگساز برای شروع انتخاب کرده بسیار بدیع است؛ الگوی سنکوپ‌دار (چه زمانی که در سکوت شنیده می‌شود و چه زمانی که واخوان‌ها نقش همان سکوت را به خود می‌گیرند) که به تاکیدی در انتها می‌رسد. چیزی که به سختی شمردن چهار ضربه را در ذهن شنونده تثبیت خواهد کرد.
دیمیتری شوستاگویچ (II)

دیمیتری شوستاگویچ (II)

در سال ۱۹۲۷ “دومین سمفونی” خود را ساخت همچنین در همان دوران آغاز به نوشتن اپرای “بینی” (The Nose) کرد بر اساس داستانی از گُگُل (Gogol) بود. در سال ۱۹۲۹ این اپرا توسط سازمان موسیقی استالین (RAPM)، فورمالیست و ممنوع خوانده شد! در سال ۱۹۲۷ با آهنگساز ایوان سولرتینسکی (Ivan Sollertinsky) آشنا شد که به دوستی بلند مدت آنان تا مرگ ایوان منجر شد.
سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

سر توماس بیچام، رهبر بزرگ انگلیس (VIII)

توماس بیچام در ۸۱ سالگی در اثر سکته قلبی در آپارتمانش در لندن درگذشت! او ۲ روز بعد در قبرستان بروکوود در سِری خاک سپرده شد. به خاطر تغییراتی در بروکوود، باقیمانده جسدش در سال ۱۹۹۱ پس از نبش قبر در حیاط کلیسای سن پترز در لیمپسفیلد در سِری به خاک سپرده شد. آرامگاه او حدودا ۱۰ متر با آرمگاه فردریک دلیوسِ آهنگ ساز فاصله دارد. پس از سر توماس پسر بزرگش آدریان ولز بیچام بارونت شد.
سرک کشیدن به کمی دوردست تر (II)

سرک کشیدن به کمی دوردست تر (II)

شهر خاموش آغاز بسیار کندی دارد و در فراز آغازین به آهستگی فرایندی ظاهر می‌شود که سراسر این مجموعه از کارهای وی را (به غیر از یکی) در بر می‌گیرد. همه چیز از یک صدای کشیده سر زده و به ترتیب تکمیل می‌شود. طرحی که در ابتدا تنها یک چند-صدای کشیده است که تغییرات کندی را در شدت‌وری و رنگ می‌پذیرد، به تدریج با یک الگوی دو نغمه‌ای و سپس چهار نغمه‌ای ادامه پیدا کرده و همین‌طور به سمت جلو فیگور کوتاه کم کم بلندتر می‌شود. در این میان چند-صدای آغازین همچنان شنیده شده و بیش از هر عامل دیگری با تغییرات رنگ به پیش می‌رود. شبه موتیف‌های کوتاه ظاهر می‌شوند و پس از مدت کوتاهی خود را در تغییرات رنگی محو می‌کنند.