پاتتیک شماره یک (I)

پیتر ایلیچ چایكوفسكی (1840 -1893)
پیتر ایلیچ چایكوفسكی (1840 -1893)
مقدمه:
در جنگل های دور افتاده بزرگ شدم و از همان کودکی، درونم را از زیبایی توصیف ناپذیر و خاص موسیقی بومی روسیه می انباشتم… عاشق سودا زده عنصر روس در تمام جلوه هایش هستم. آثار “چایکوفسکی” بیش از آثار معاصرانش، یعنی گروه پنج نفره، به سبک و سیاق موسیقی غرب است. او عناصر ملی و جهانی را در هم آمیخت تا موسیقی بسیار شخصی و سودایی خود را بیافریند. در نوشته هایش آمده است: “هنگام آهنگسازی، شور و احساس چنان مرا می گدازد و در ذهنم شعله ور می شود که تمام کسانی که موسیقی ام را می شنوند، بازتابی از آنچه بر من گذشته است را تجربه خواهند کرد.”

چایکوفسکی در نامه ای که به بانو فون مک می نویسد، این سمفونی را به شرح زیر تفسیر می کند:
مقدمه این سمفونی که با تمی قهرمانی آغاز می شود، نماینده “Fatum” یا “تقدیر” است. این تقدیر که ما را از خوشی ها و لذات دنیا محروم کرده است، مانند شمشیر داموکلس (Damocles)، بر بالای سر ما معلق است و ما را به اطاعت وادار می کند. ولی ما در برابر این سرنوشت چاره ای نداریم جز آنکه خود را به رویاهای دور از حقیقت و شیرین دلخوش کنیم. تم ملایمی که پس از آن شنیده می شود، نماینده این خوشی و آرامش روحی است که چون سرابی ما را می فریبد.

اما این خواب خوش هم به زودی سپری می شود و بار دیگری سرنوشت تهدید می کند، گویی می خواهد ما را در دریای بیکران حوادث غرقه سازد.

قسمت دوم وجه دیگری از تاملات روحی انسان را بیان می کند. این حالت خسته و مالیخولیایی، روح ما را تسخیر می کند. شبها هنگامی که از کارهای طاقت فرسای روز، خسته و کوفته به کناری آمده، کتابی در دست می گیریم تا آنرا به منظور تسکین اندوه خود مطالعه کنیم، کتاب از دست ما می افتد و گوئی سرنوشت از سعادتی که در آن لحظه ممکن است نصیب ما گردد غبطه می خورد، تنها خوشی ما به گذشته است، زیرا همیشه گذشته از آینده بهتر بوده است.

قسمت سوم در واقع تعدادی آرابسک و تزئینات متوالی است که به روش پیتسیکاتو اجرا می گردد. این صور نامربوط هنگامیکه ما برای فراموشی غم و اندوه، خود را به باده می سپاریم و سرمست تخیلات خود هستیم در نظر ما جلوه می کند. دهقان پیری به نظر می آوریم که مست و مدهوش با آوازی کوچه باغی از مقابل ما می گذرد. این تم کوتاه نشانه بی قیدی انسان است ولی تمام این تخیلات دور از حقیقت به زودی نابود می گردند.

در قسمت چهارم منظور این است که اگر خوشی در وجود ما نیست آنرا در احوال دیگران بجوئیم. در جشن دهقانان که خالی از ریا است شرکت کنیم، اما آنها از وجود ما بی خبرند و به چهره ما توجهی ندارند. آنان شادند زیرا از احساسات بی شائبه خود پیروی می کنند. سرنوشت همیشه ما را تهدید می کند ولی به خوشی دیگران دلشاد باشیم و به سرنوشت توجهی نشان ندهیم.

2 دیدگاه

  • امیر
    ارسال شده در مرداد ۲, ۱۳۹۴ در ۸:۵۹ ب.ظ

    با این تفاسیر، این سمفونی ۴ هستش نه ۶٫
    سمفونی ۴ هم پاتتیک نیست.

  • صادق رنجکش
    ارسال شده در مرداد ۵, ۱۳۹۴ در ۱۱:۱۷ ق.ظ

    با سلام.
    لطفا در دیگر قسمت های این مقاله که در آینده از طریق همین سایت منتشر خواهد شد، پاسخ انتقاد خود را دریافت نمائید، با سپاس…

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

آگاهی بی پایان (II)

همچون الماس هایی بالغ به نظر می رسد همه چیز زاینده، بالغ و پیوسته در اتصال به یکدیگر است. باورمند بودن به مجموعه پویای هستی و در هم تنیدگی میان پدیده ها، به انگار که حتی خارج از اراده ماست؛ اما در درون یکپارچگیِ غیر قابل انکاری این پیوستگی را گواهی می دهد. ما چه…
ادامهٔ مطلب »

بررسی برخی ویژگی های ساختاری آثار پرویز مشکاتیان (VI)

پیروزی (چهارگاه): قطعه ای است در دستگاه چهارگاه با الگوی ساختاری چهارمضراب و با وزنی لنگ و دور ده تایی با ترکیب منظم و دائمی ۳+۴+۳، با اینکه وزن اجرایی این اثر پیچیده است و اجرا و حفظ آن برای نوازندگان کاری مشکل، ولی از لحاظ نغمات و جمله بندی ترکیبی است بسیار شنیدنی و گوش آشنا، این قطعه از مشهور ترین آثار ساخته شدۀ بی کلام در مجموعه آثار چاووش است که برای ترکیب ساز های سنتور، تار، بمتار و کمانچه به عنوان بخش ساز های نغمه پرداز و تنبک به عنوان بخش کوبه ای گروه، طراحی و تنظیم شده است. در قسمتی از اثر نیز شاهد همنوازی دو تنبک بدون همراهی ساز های نغمه پرداز هستیم. در ساخت این قطعه به گوشه هایی چون درآمد، زابل، مخالف چهارگاه، حصار و فرود به چهارگاه اشاره شده است. همانطور که ذکر شد وزن ده تایی این اثر از ابتدا تا انتها ثابت است و در حین اجرای قطعه تغییری نمی کند. ابتدا به پایۀ اثر توجه کنید؛ بعد اجرای هر یک جملات مجددا به این پایه در فواصل مختلف دستگاه چهارگاه می رسیم:

از روزهای گذشته…

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

قیطاسی: همرنگ جماعت شو!

هرچند سابقا موسیقی کلاسیک بهتری داشتیم اما درکل موسیقی کلاسیک ما به صورت ریشه ای دچار اشکال است، چه قبل از انقلاب در جایگاه خودش و چه بعد از انقلاب که مشکلاتش بیشتر شده است، به خاطر آنکه به خوبی شناسانده و تعریف نشده است به همین دلیل گروه های کوچک مثل ما قابل فهم نیستند –البته ما این مطلب را به جایگاه خودش می رسانیم- و مطلب بعدی آن است که موسیقی های مردمی و موسیقی های سنتی خیلی بیشتر در میان مردم جایگاه پیدا کردند و مردم گوش شنوای خودشان را از دست دادند و این ها باعث شد که بیشتر بحرانها به موسیقی کلاسیک دامن بزند و اینها را بیشتر زیر سوال ببرد، مثلا مردم موسیقی کلاسیک کمتر گوش می کنند چون بیشتر به موسیقی پاپ و کمی موسیقی سنتی گرایش دارند و برایشان قابل فهم تر است ولی کلا درک موسیقی مردم بسیار از پیش بالاتر رفته است.
برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

برونو والتر، رهبر بزرگ آلمانی (II)

در حالیکه والتر در سال ۱۹۱۱ شهروند اتریش شده بود در سال ۱۹۱۳ آن کشور را به مقصد مونیخ ترک کرد و مدیر موسیقی رویال باواریا (Royal Bavarian Music Director) شد. والتر در ژانویه ۱۹۱۴ اولین کنسرت خود را در مسکو رهبری کرد. والتر در جریان جنگ جهانی اول فعالانه به رهبری پرداخت. او اولین اجرای Violanta و Der Ring des Plykrates از اریک ولفگانگ کورنگولد (Eric Wolfgang Korngold) و Palestrina را از هانس فیتزنر رهبری کرد. او همچنین در سال ۱۹۲۰ نخستین اجرای Die Vogel از والتر برونفلز (Walter Braunfels) را رهبری کرد.
فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

فراخوان سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران

سومین جشنواره وبلاگ ها و سایت های موسیقی ایران اسفند ماه سال جاری در فرهنگسرای ارسباران برگزار می شود و علاقمندان تا ۱۵ اسفند ماه فرصت دارند تا آثار خود را به دبیرخانه جشنواره ارسال کنند. حامیان این دوره از جشنواره، فرهنگسرای ارسباران و انتشارات ماهور هستند.
صادقی: از کودکی به صدای نوری علاقه پیدا کردم

صادقی: از کودکی به صدای نوری علاقه پیدا کردم

نوشته که پیش رو دارید گفتگویی است با محمدرضا صادقی خواننده آواز کلاسیک و از اعضای سابق کر ارکستر سفونیک تهران، این گفتگو در برنامه نیستان در شبکه فرهنگ انجام شده است. لازم به ذکر است که این مصاحبه در ابتدای سال منتشر شده و امروز متن پیاده شده آن را می خوانید.
خاطراتی در مورد حسین تهرانی

خاطراتی در مورد حسین تهرانی

حسین تهرانی از نوادر موسیقی ایرانی و زنده کننده تنبک، قلب تپنده موسیقی ایرانیست. تهرانی جزو انگشت شمار موسیقیدانان ایرانیست که مردم عامی هم با نامش سازش را به یاد می آورند.
نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت برگزار می شود

نکوداشت استاد جواد معروفی در تالار وحدت برگزار می شود

فرهنگ و هنر ایران زمین، هنرمندان بزرگ بسیاری را در دامان خود پرورانده است که هر یک با نوایی و کلامی و نقشی روح ایرانیان و جهانیان را جلا بخشیده‌اند. استاد جواد معروفی یکی از این بزرگان است که با خلق ملودی‌ها و تنظیم‌های زیبا و دلنشین خویش و همچنین نوازندگی منحصر بفرد و تربیت شاگردان بسیار، همواره در یاد و خاطره هنردوستان خواهد ماند.
فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

فخرالدینی: آهنگسازان خودشان با ما همکاری نکردند

اولین پیشنهاد را آقای مهندس کاظمی که هنوز معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد را برعهده نداشتند به من دادند. من در آن زمان در فرهنگسرای بهمن بودم و زیاد اعتماد و اعتقاد به کار نداشتم و دلسرد بودم که دوباره ارکستر تشکیل دهیم تا اینکه آقای مهاجرانی و آقای خاتمی آمدند. زمانی بود که آقای مرادخانی رئیس مرکز موسیقی بودند، همه تاکید می‌کردند که من این ارکستر را تشکیل دهم تا یک ارکستر ملی داشته باشیم و چون پیشنهادشان با حسن نیت بود قبول کردم و در آذر ماه ۱۳۷۶ اقدام به راه‌اندازی ارکستر کردم و نفرات را از قبل تعیین کرده بودم و مشکل چندانی نداشتم.
موسیقى رنگ ها (III)

موسیقى رنگ ها (III)

حال با یک پرومناد دیگر به قصه قدیمى هدایت مى شویم – قصرى قدیمى در ایتالیا – این قسمت احساس قرون وسطایى دارد و با نت هاى باس اجرا مى شود و این نت ها کم کم بالا مى روند. به نظر مى رسد موسورگسکى هنگام دیدن این تابلو بیشترین درنگ را کرده است و آن را در تمپوى آندانته (کند معتدل، با ضرباهنگ گام زدن) نوشته.
گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

گزارش مراسم رونمایی کتاب «بررسی ساختار تصنیف‌های عارف قزوینی» (III)

مرجان راغب افزود فصل بعدی کتاب «بررسی خصوصیات عارف قزوینی» و سوابق او در خوشنویسی، شعر، موسیقی و سیاست می‌پردازد. فصل بعدی کتاب، به «آثار مکتوب عارف قزوینی» می‌پردازد که شامل دیوان عارف، زندگی‌نامۀ خودنوشت او، و عارف‌نامۀ هزار است و در کتاب به تفاوت آنها پرداخته شده است. فصل بعدی «منابع سه‌گانۀ موجود از تصنیف‌های عارف» بررسی و همراه با جدول‌هایی مقایسۀ تطبیقی شده‌اند.
ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

ویولون مسیح استرادیواریوس (VIX)

بیشترین اختلاف میان برداشت شماره ۱ (عدد عنوان شده در جدول) و برداشت شماره ۳ (اندازه مقطع طولی ساز در الگوی خط محیطی) بوده، که حدود ۱ میلی مترمی باشد. (این نوسان قابل توجه در ساختار طراحی می تواند مسیر را به سمت طرحی دیگر سوق دهد.)