روش سوزوکی (قسمت بیست و چهارم)

یکبار این پوزیسیون درست انجام شد اما در نوبت های بعدی درست انجام نشد و بالاخره هنگامی که آنرا درست انجام دادم، از صمیم قلب با کودک روشن دل احساس همدردی کردم. بعد از دو هفته تمرین چقدر باید این تمرین روزانه را تکرار می‌کرده است. اما تائیچی و مادر و پدرش با صبر و حوصله‌ی هر روزه و تکرارهایشان بالاخره به این شکوفایی زیبا و شامخ نائل آمدند. بعد از این تمرین‌های آرشه که در این هفته به ثمر نشسته بود، تمرین‌های اولیه ی، دست گرفتن که با این سختی توانسته بود آنها را انجام دهد. کار کم‌کم رو به سادگی می‌رفت. پس از آن می بایست تمرین ‌های اصلی بر روی ساز انجام بگیرد، تلاش‌های تائیچی در حال نتیجه دادن بود بطوریکه بعد از یکسال توانست در کنار کودکان دیگر قطعات را اجرا کند. وقتی که تمام شاگردان من یوکو آریماتسو (Yoko Arimatsu)، کوجی تویودا (Koji Toyada)، کنجی کوبایاشی (Kenji Kobayashi) و… در سالن “Hibiya” جمع بودند، تائیچی شش ساله آثاری از (Seitz) زیتس اجرا کرد.

این کودک نابینای ویلونیست بر روی صحنه همه تماشاچیان را به ابراز به احساسات عجیبی برانگیخته بود و جملگی اشک هایشان سرازیر شده بود.

دیدار و ملاقات سرنوشت سازی با شاهزاده یوشیچپکا نوکوگاوآ
درباره یک موضوع کوتاه و موقتی در دوره ای کوتاه و درباره تعریف از خود (خود ستایی) و…
(KAN) پدر من که صاحب شرکت ویولون سازی سوزوکی بود، مرا به مدرسه بازرگانی فرستاد، چون باید به میل پدرم بعدها در شرکتش کار می کردم. در فصل تعطیلات تابستانی به این مدرسه می‌رفتم و بسیار چیزها از ساخت ویولون را می‌آموختم. بعد از اتمام تحصیلات مدرسه‌ام به عنوان رئیس به استخدام رسمی ‌بخش اکسپُرت در آمدم. کار من بسیار زیاد بود البته در قسمت سفارشات و دسته ‌بندی، با این حال از کارم راضی و خوشحال بودم. اما بعد از دو سال کار به یکباره تب کردم و دکتر برایم استراحت نوشت.

در این مدت (سه ماه) من می بایست در یک مسافرخانه در اوکیتسو (Okitsu) در تختخواب استراحت می‌کردم. در آنجا با میهمان دیگری از این مسافرخانه آشنا شدم بنام آقای یاناگیداس (Yanagidas) از هوککیایدو (Hokkaideo). او با همسر و دو فرزند کوچکش در آنجا زندگی می‌کردند، ما که هر دو بچه‌ها را بسیار دوست می‌د اشتیم به زودی با یکدیگر دوست شدیم.

آقای یاناگیدا برای من تعریف می‌کرد که در زمان مدرسه با توکوگاواس (Tokugawas) در گاکوشوین (Gakushuin) در مدرسه مخصوص همکلاس بوده اند. بعد از برگشت از سفر ناگایا (Nagaya) در اوایل تابستان، نامه ای غیرمنتظره از آقای یاناگیدا دریافت کردم که در آن نامه از من سوال کرده بود که آیا مایل هستم به یک سفر یک ماهه تحقیقاتی زیست شناسی تحت سرپرستی شاهزادگان به کی شیما بروم؟ علاوه بر آن من می‌توانستم دیداری هم از جزایر داشته باشم و تاریخ حرکت کشتی هم در اول آوگوست بود.

بعد از کسب رضایت پدرم، دعوت را پذیرفتم و به توکیو رفتم که موافقت شاهزاده را بگیرم در آنجا من آقای توکوگاوا (Takugawa) را برای اولین بار ملاقات کردم و این دیدار به سرنوشت من جهت داد.

در آن زمانها من تحت تاثیر تولستوی بودم.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» توسط علی رحیمی

موسسه فرهنگی هنری فرزانه کارگاه آشنایی و نوازندگی «هنگ درام» علی رحیمی را برگزار می‌کند. این کلاس ها در شش جلسه سه ساعته برگزار خواهد شد و متقاضیان به دو صورت فعال و غیر فعال می‌توانند در این کلاس‌ها شرکت کنند. تعداد اعضای فعال محدود می‌باشد و پس از جلسه مشاوره رایگان توسط استاد رحیمی انتخاب خواهند شد.

«نیاز به کمالگرایی داریم» (I)

اگر اهل مطالعه نوشته های مربوط به موسیقی باشید حتما نام سجاد پورقناد برای شما آشناست؛ او سردبیر قدیمی ترین مجله اینترنتی روزانه موسیقی به نام گفتگوی هارمونیک است. البته فعالیت در عرصه مطبوعاتی (اینترنتی و کاغذی) تنها بخشی از فعالیت های پورقناد را تشکیل می دهد. او غیر از فعالیت گسترده در زمینه نقد، گزارش و مقاله نویسی، تلاش های قابل توجهی در زمینه تولید و اجرای موسیقی داشته است که شامل آثار مختلفی از نوازندگی، خوانندگی و در این اواخر آهنگسازی می شود.

از روزهای گذشته…

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

بررسی مقایسه‌ای آثار آریستوگزنوس تارنتی و ابونصر فارابی (I)

«ابونصر طرخان ابن محمد فارابی» را «معلم ثانی» لقب داده‌اند (به تعقیب ارسطو که معلم نخست بود) که یعنی ارسطوگراترین متفکر دوره‌ی خودش بوده است. اندیشه‌ی موسیقایی فارابی نیز در بعضی دیدگاه‌ها بی نصیب از تاثیر اندیشه‌های یونانی نمانده تا حدی که برخی آرا و اندیشه‌های موسیقی‌شناسانه‌ی او را تنها ترجمانی از آرای موجود در نوشته‌های نظریه‌پردازان موسیقی یونانی می‌دانند:
گفتگو با فرهاد فخرالدینی (II)

گفتگو با فرهاد فخرالدینی (II)

ماجرا برمی‌گردد به توجهی که من به موسیقی قدیم داشتم. همیشه معتقد بوده‌ام که اگر ما درک درستی از تاریخ خودمان نداشته باشیم، نمی‌توانیم به خودمان متکی باشیم. یعنی باید یک ریشه‌ای وجود داشته باشد تا این تنه بتواند خود را حفظ کند. باید بدانیم گذشته‌‌ی موسیقی ما چه بوده و آیا آنچه به عنوان دروس موسیقی به ما آموخته‌اند همان موسیقی گذشته‌ی ماست یا نه؟ من در آن دوره عملاً دیدم که تعریف‌ها در موسیقی ما، تعریف‌های اروپایی و مخصوصاً فرانسوی هستند و عبدالقادر مراغه‌ای، فارابی، ابن‌سینا یا صفی‌الدین ارموی و دیگران طور دیگری به موضوع نگاه می‌کرده‌اند. نگاهشان با نگاه موسیو مولر خیلی فرق می‌کرده است. البته این هر دو نگاه را باید دانست و در این بحثی نیست. تعصبی ندارم که بگویم باید یکی را نادیده بگیریم. خلاصه! با این فکرها بود که به سمت رسالات کهن کشیده شدم و اولین نوشته‌هایم در آن حوزه بود.
آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

آرشه خمیده، بدعتی از تلمانی (II)

با این موهای شل میتوان سه یا چهار سیم را همزمان نواخت. شاید برای کسانی که آشنایی به نحوه اجراهای آکورد های چهار صدایی با ویولون ندارند این سئوال پیش آید که تا پیش از این مگر ویولن چطور این آکوردها را اجرا می کرده؟ جواب خیلی ساده است، به طور جدا جدا! در واقع آرشه های معمول ویولن در حالت کشیده نمی توانند روی بیشتر از دو سیم بخوابند و چاره ای جز این نیست که آکوردهای چهار صدایی را دو به دو ولی با سرعت اجرا کنیم تا حداقل تا حدی همزمان به گوش برسد.
ساموئل زیگمونتوویچ (II)

ساموئل زیگمونتوویچ (II)

زیگمونتوویچ دو طبقه از ساختمان سنگ قهوه ای پنج طبقه اش را در پارک اسلوپ بروکلین به دفتر کارش اختصاص داده در حالیکه همسرش، لیزا برونا، و دو پسرش نیز در همانجا ساکنند. شاگرد ۲۵ ساله او نیز در زیرشیروانی زندگی می کند. زیگمونتوویچ از مشتری هایش در “سالن” که اتاقیست با پنجره های بسیار بزرگ، مبلمان قدیمی ناهماهنگ، یک پیانوی بزرگ و بوفه هایی شامل طرح های تمام آلات موسیقی که تا کنون لمس کرده است، پذیرایی می کند. طرح بزرگی از یک ویلنسل– متعلق به یویو ما – بر دیوار اتاق خودنمایی می کند.
گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

گزارش جلسه دوم «کارگاه آشنایی با نقد موسیقی» (III)

در این مرحله، قطعات «بغض» و «تا مهتاب» از مجموعه‌ی جوی نقره‌ای مهتاب باز هم بدون اعلام مشخصات و بدون اشاره به این که نقدی در مورد این قطعات دقایقی پیش در کارگاه خوانده شده است، پخش و از حاضران خواسته شد که برای آنچه می‌شنوند توصیف یا شرح بنویسند. نتیجه این بود که بدون استثنا (حتا آنها که آموزش موسیقی کلاسیک اروپایی دیده بودند) –نسبت به نمونه‌ی مادریگال‌های ایتالیایی- حضار نکات بیشتری برای گفتن داشتند (اغلب این نکات درباره‌ی تشخیص محتوای مدال و پرده‌گردی قطعه بود). تا آنجا که حتا یکی از اعضای کارگاه (عباس خدایاری) توصیفی از این اثر به دست داد، مبتنی بر مقایسه‌ای که او با گونه‌های قدیمی‌تر (به زعم وی اصیل‌تر) سه‌تارنوازی در ذهن صورت داده بود.
هایفتز، ویلونیست قرن

هایفتز، ویلونیست قرن

یاشا هایفتز (Jascha Heifetz) در دوم فوریه ۱۹۰۱ در “ویلنا”ی روسیه به دنیا آمد و در۸۳ سال از ۸۶ سال عمر خود به نوازندگی ویولن پرداخت. او درآغازدر سه سالگی نخستین آموزشهای خود را از پدرش و درپنج سالگی ازایلیا مالکین فرا گرفت.
اقیانوسی بنام باخ (II)

اقیانوسی بنام باخ (II)

دلیل جاودانگی آثار باخ هر چه که باشد، سبب می شود شنونده مجددا به باخ برگردد. کاملا واضح است که بقای هر اثر هنری ارتباط مستقیم با اشتیاق آهنگسازان و مخاطبان برای اجرا و شنیدن اثر مربوطه دارد. موسیقی باخ بر خلاف تابلوی مونالیزای داوینچی یا مجسمه پیتای میکلانژ در هر اجرای جدید، مجددا زنده شده و نزد شنونده نمود پیدا می کند.
شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

شریف؛ مردم سالار موسیقی (II)

در رابطه با سبک نوازندگی فرهنگ شریف سخن بسیار گفته شده و آن چه کمتر مورد بحث قرار گرفته است، مواضع جریان های مختلف موسیقی ایرانی در این سالها راجع به فرهنگ شریف و بطور کلی این نوع سبک از نوازندگی و اجرای موسیقی است. از دید نگارنده جریان های مختلف موسیقی در ایران معاصر را می توان در سه دسته کلی مورد تقسیم بندی قرار داد.
اولین موسیقی واگنر

اولین موسیقی واگنر

در میان کلیه مصنفان بزرگ، به استثنای چایکوفسکی، واگنر دیرتر از همه به تحصیل موسیقی پرداخت. صحیح است که در ایام کودکی نت خوانی را آموخت و کوبیدن روی کلیدهای پیانو را تاحد فرا گرفت اما هیچیک از آلات موسیقی را با مهارت نمی نواخت.
زود یاد بگیرید (II)

زود یاد بگیرید (II)

وقت زیادی را صرف نواختن هر صفحه نکنید. زمان تمرین روی تریوی سیویلش، درست در همان ابتدا گرفتار شدیم. بنابراین تصمیم گرفتیم از بخش پایانی شروع کنیم، به این شکل کارمان بسیار ساده تر شد و اعتماد به نفس پیدا کردیم. بعد که قسمت اول را نواختیم؛ خیلی بهتر از قبل بود چون توانستیم آن را با کل موومان متناسب کنیم.