بررسی الگوی ثبت شده از سه تار هاشمی (II)

آنالیز طرحی از مرحوم هاشمی:
۱- برای رسم یک الگو، ابتدا ساختار و محدوده آنرا که شامل خط طولی و خطوط عرضی در ابتدای دسته و قطر دایره مرکزی می باشد، با استفاده از اندازه های داده شده رسم می کنیم. با رسم این خطوط، مقدار خطا در هر یک از اندازه های داده شده نیز مشخص می شود.
۲- سپس دایره ای که محیط صفحه را مشخص می کند، رسم می کنیم و دایره ای هم برای بهتر مشخص شدن محدوده دسته می کشیم.
۳- دایره ای دیگر رسم می کنیم، شعاع این دایره، به صورت تقریبی، قطر دایره صفحه خواهد بود. (شعاع این دایره ۱۴۱٫۰۹۳۳ میلیمتر است که اختلافی ۴٫۰۹۳۳ میلیمتری با قطر دایره اصلی دارد.)
۴- در مرحله بعد خطی عمود را از انتهای دسته عبور می دهیم.
۵- در اینجا خط را تا جایی که انحنای دسته بعد از آن شروع می شود جدا می کنیم.
۶- در این مرحله با استفاده از دستور “Construction Line” خطی را رسم می کنیم که از مرکز دایره دوم عبور کرده و در امتداد، آخرین نقطه ی مشترکی را که این دایره با محیط الگو دارد را قطع کند.
۷- سپس با استفاده از این دستور، خط دیگری را از انتهای دسته و به صورت افقی عبور می دهیم.
۸- محل تقاطع این دو خط، مرکز دایره دیگری خواهد شد.
۹- و در آخر، طرح “Trim” شده و قرینه سازی می شود.
حال بعد از آنالیز رسم این الگو به بررسی بیشتر طرح می پردازیم.

۱- اندازه های ساختار طرح را مورد بررسی قرار می دهیم:
پس خطی را منطبق بر خط رسم شده الگو و با اندازه ذکر شده (۲۴۸ میلیمتر) رسم می کنیم. همانطور که در تصویر نیز مشاهده می شود، الگو ۶٫۰۵ میلیمتر از اندازه داده شده کوچکتر می باشد.
۲- سپس خط دیگری منطبق بر خط دسته و با اندازه ذکر شده ۲۷ میلیمتر رسم می کنیم.

در این قسمت نیز خط رسم شده از آنچه ذکر شده ۱٫۲۱ میلیمتر بزرگ تر می باشد.

لازم به ذکر است که خط قرینه رسم شده نیز به درستی دسته را به دو قسمت مساوی تقسیم نکرده است.

۳- حال خطی را منطبق برقطر دایره و با اندازه ذکر شده ۱۳۷ میلیمتر رسم می کنیم.

همانطور که در تصویر مشاهده می کنید، قطر الگو ۲٫۲۲ میلیمتر از مقدار داده شده بزرگتر می باشد.
۴- سپس انحنایی را که برای قسمت بیرونی طرح در نظر گرفته شده، اندازه گیری می کنیم. مقدار تعیین شده ۴ میلیمتر می باشد، در حالی که پس از اندازه گیری به اعداد ۳٫۲۸ میلیمتر و ۲٫۷۰ میلیمتر می رسیم که برابر نیز نمی باشد.
۵- اینک خط طولی الگو را که خط قرینه طرح نیز می باشد مورد بررسی قرار می دهیم و خطی را منطبق بر آن رسم می کنیم. پس از بررسی این قسمت، متوجه می شویم این خط کج رسم شده و طرح را به درستی به دو قسمت مساوی تقسیم نکرده است.

اگر بخواهیم خط قرینه را پیدا و آنرا رسم کنیم، به دلیل عدم تقارن و تفاوت در اندازه ها با تعدد خطوط قرینه مواجه می شویم.

۶- همینطور خط دسته نیز که برای اتصال دسته بسیار مهم می باشد کاملا صاف ترسیم نشده است.
۷- یکی دیگراز نکات حائز اهمیت، ضخامت بیش از اندازه و ناهماهنگ و همچنین عدم یکنواختی خطوط است که گاه تا بیش از ۱ میلیمتر متغییر است و باعث اختلاف و خطا در اندازه گیری و همینطور عدم دقت در مراحل بعدی کار خواهد شد.
نتیجه گیری
بعد از آنالیز و بررسی طرح این سوال مطرح می شود که طرحی که با ایده ای مناسب رسم شده چگونه دچار این تناقض در اندازه ها شده است؟ آیا استفاده از الگویی که طرح اولیه آن دچار دگرگونی شده، برای الگو برداری و ساخت ساز مناسب خواهد بود؟ در کشور ما که آثار مکتوب در این زمینه بسیار کم و نایاب می باشد وظیفه سازندگان چیست؟ آیا با عدم توجه و از بین رفتن الگوها میراثی ارزشمند را از دست نخواهیم داد؟

منابع:
۱- کتاب سازسازی سه تار، صفحه ۲۰
۲- کتاب روش ساختن سه تار، تالیف: ناصر شیرازی، انتشارات پارت

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

دنبال ساز دست دوم می‌گردید؟

گاه از زبانِ آنها که تصمیم گرفته‌اند به دنیای موسیقی گام بگذارند می‌شنویم که دنبال یک «ساز دست دوم» هستند؛ احتمالاً با این ذهنیت که قیمت‌اش ارزانتر باشد یا اینکه اگر از ادامه‌ی راه منصرف شدند، زیاد متضرر نشوند.

افق‌های مبهم گفت‌وگو (IV)

از چنین راستایی می‌توانیم گفت‌وگو با دیگری فرهنگی را در موسیقی شدنی‌تر بیابیم زیرا آغاز راهش سهل‌تر می‌نماید ( و تنها می‌نماید وگرنه دلیلی نداریم که حقیقتاً باشد). احساس اولیه از دریافت دیگریِ فرهنگ موسیقایی اگر به خودبزرگ‌بینی منجر نشود، همچون طعمه‌ای فریبنده پنجره‌ی گفت‌وگو را می‌گشاید. نخست به این معنا که بدانیم دیگری موسیقایی نیز وجود دارد. بر وجود او آگاه شویم. و سپس خواست فهمیدن او پدید آید. و این خواست مفاهمه چیزی افزون بر آن دارد که پیش‌تر میان دریافت‌کننده و دیگری مؤلف برشمرده شد. اینجا پای «خود» به مفهوم هویت جمعی نیز در میان است.

از روزهای گذشته…

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

پنجره ای موسیقی شناسانه به موسیقی آوانگارد (V)

روشن است که دشواری دوچندان می شود زیرا گونهای بسیار خاص از چیزی پیش روی ما است که نوع عامش هم چندان برایمان شناخته شده نبوده است. حال برای آن که کمی موضوع ملموس تر شود تحلیل یک فراز کوتاه اما مهم کتاب راهگشا است: «محتوای اینتناسیونی سری پیچیده و متنوع است. بررسی آن از لحاظ علمی بهتر است به چند مرحله تقسیم شود. مرحله ی ابتدایی، آشنایی با آن ویژگیهای اینتناسیونی ای است که در سطح قرار دارند و مستقیما با گوش درک می شوند. روشهای مهم تحلیل عبارت اند از: ۱- شنیدن اینتناسیون ها به صورت گروهی […] یکی از عمده ترین کارکردهای ساختاری سری، برآورده کردن تمام بافت (هم از لحاظ افقی، هم از لحاظ عمودی، هم در بعد مختلط) با یک ماتریال اینتناسیونی واحد است.
جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

جواهری: یک موسیقی می تواند بارها اجرای زنده داشته باشد (قسمت پایانی)

من معتقدم بچه ها باید بیشتر زحمت بکشن و در کنار نوازندگی و اجرای قطعات، روی مکتوب کردن قطعات کار کنیم، چه از بچه های نسل خودمون، کار بسازیم و ارائه بدیم یا کارهای (همونطور که گفتم) نوازنده های نسل قبل از خودمون را منتشر کنیم به صورت جمعی؛ حالا نه کتابی که فقط برای تار یا سنتور یا کمانچه … باشه،
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژنده ی خود را (I)

…این روزها، بیشترین عناوینی که با آن برخورد می کنیم، عناوینی است نظیر جهانی کردن موسیقی، نوآوری و ابداع، پیوند شرق و غرب، ارکستری با سازهای ابداعی، موسیقی تلفیقی و… که عمو مأ به صورت فردی در یک شب به فکر، عمل و ارائه میرسند. پیشرفت در هنر یک شبه و جهشی اتفاق نمی افتد. آنهم در سرزمینی که موسیقی آن بسیار رمزآلود و تا حدود بسیار زیادی ناشناخته است.
مصالحه فیزیک و موسیقی (II)

مصالحه فیزیک و موسیقی (II)

گفتیم که مشکل از اینجا پیش آمد که در یک گام ماژور نسبت فرکانس نتها به نت پایه بصورت یکنواخت بالا نمی رود؛ یعنی برای هر فاصله نسبت فرکانس نت به فرکانس نت پایه اینگونه بود :
موسیقی و معنا (III)

موسیقی و معنا (III)

به‌رغم بی‌اعتنایی گسترده‌ی فلاسفه و نظریه‌پردازانِ معنا به ایده‌های نشانه‌شناختی پیرس و حتی رد آنها، این ایده‌ها سهم مهمی در ارائه‌ی نظریه‌های مؤثر در باب معنای موسیقی داشتند (مانند Nattiez 1990 ). با این حال موسیقی به آسانی با تمایزات طبیعی- قراردادی که از مسائل بنیادی نظریه‌ی پیرس است، تطابق نمی‌یابد. موسیقی در میان امور طبیعی و قراردادی جایگاه مبهمی دارد؛ همچنین بیان معنا با رویکرد نشانه‌شناختی نیازمند جایگاهی مشخص بین این دو امر است که مبهم بودن جایگاه موسیقی این امکان را محدود می‌سازد.
خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

خواهر و برادری که موسیقی پاپ را متحول کردند – ۲

پس از ترانه Only Yesterday که مقام چهارم را کسب کرده بود، محبوبیت گروه رو به کاهش نهاد و در نیمه آخر دهه ۷۰، آنها با مشکلات خانوادگی و خصوصی درگیر بودند. ریچارد معتاد به داروهای مسکن و تخدیر کننده شد و در سال ۱۹۷۸ با بستری شدن در یک کلینیک ترک اعتیاد، به رفع مشکل خود پرداخت.
از کافه تا رودکی (II)

از کافه تا رودکی (II)

مهمترین عنصر گروه موسیقی در سفره خانه از نظر مراجعین، تماشاچیان و مدیر سفره خانه خواننده گروه است. با توجه به مشاهدات عینی در سه سفره خانه ی متفاوت در پایین شهر وسط شهر و بالای شهر تهران آشکارا می توان به محبوبیت بالای خواننده در میان شنوندگان، صاحبان سفره خانه ها و همچنین عوامل پذیرایی و کارکنان پی برد. بر خلاف گروه نوازندگان که در اکثر سفره خانه ها پوششی بصورت لباس فرم با نقوش سنتی خاص دارند و هنگام اجرا روی صندلی های خودشان می نشینند، خواننده ی گروه با پوششی دلخواه که غالبا کت وشلواری است با رنگ های متفاوت برای هر شب، به هنگام اجرا روی صحنه راه می رود و مستقیما با تماشاچیان در حین اجرا گفتگوی مختصری دارد.
زیادالله شهیدی، پدر موسیقی نوین تاجیکستان

زیادالله شهیدی، پدر موسیقی نوین تاجیکستان

بعد از جنگ جهانی دوم و در سال ۱۹۴۶ عده ای از عاشقان موسیقی تاجیک به قصد نحصیلات آکادمیک وارد کنسرواتوار مشهور چایکوفسکی شدند، از میان آن عده تنها یک نفر توانست فارغ التحصیل شود و آن شخص زیاد الله شهیدی بود.
عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

عارف ساق خنیاگری از شرق ترکیه (I)

در سال ۱۹۴۵ میلادی در شهر آشکاله (Aşkale) از توابع استان ارضروم (muruzrE) که در میان کوه ها واقع شده، به دنیا آمد. از حدود ۳-۴ سالگی که با پدرآسیابانش به آسیاب می رفت، با صداهای موزون آشنا شد. خود عارف ساق (ARIF SAĞ) در این باره چنین می گوید : ” صدای آب، آبی که به پره های آسیاب برخورد می کرد، صدای گردش پره ها و ساییده شدن دو سنگ آسیاب و مخلوطی از این صداها به گوش می رسید و این صدای موزون را یک عنصر دیگر بر هم می زد؛ آن هم چوب کار کرده ای بود که نعل روی آن کوبیده بودند و صدای شق شق می داد. به این ترتیب صداهای موزون با یک ریتم منظم به گوش می رسید. شنیدن مدام این اصوات، انسان را به خیال و رؤیا می برد. درک موسیقی و ریتم از همان سالها شروع شد و من از آنجا سرم را به موسیقی مشغول کردم.”
شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).