درباره‌ی آلبوم «نه فرشته‌ام نه شیطان» (II)

همايون شجريان و تهمورث پورناظري
همايون شجريان و تهمورث پورناظري
روشن شد که موضوع اصلی این آلبوم (و همانندهایش) باز تعریف رابطه‌ی آفریننده/شنونده است و این میسر نمی‌شود مگر به یاری تغییراتی در خود موسیقی. به بیان دیگر برای پسند مردم شدن لازم است کارهایی صورت گیرد و صورت موسیقی (هرچند اندکی) تغییر کند. از این پس اولین نکته‌ای که در کارها ظاهر می‌شود، ساده شدن است. تصور غالب این است که قطعه هر چه ساده‌تر، ارتباط برقرار کردن با مخاطب هم به همان اندازه آسان‌تر (۳).

اسباب و ابزار موسیقایی دگرگونی آلبوم مزبور در اینجا تغییر یکی دو مدل از پیش تثبیت‌شده در خاطره‌ی جمعی و برخی تغییرات تکنیکی است. در این میان شناخته شده ترین الگوی مورد استفاده در موسیقی مردم‌پسند الگوی خواننده-ساز همراه است؛ همان الگویی که در نواختن یک گیتار به همراه ملودی اصلی (که صدای خواننده باشد) عمل می‌کند. در آن الگو حتا لزومی ندارد گیتار ملودی را بنوازد، آکوردهایی برای همراهی کفایت می‌کند. ساختار موسیقی تا حد ممکن و برای رابطه برقرار کردن هرچه گسترده‌تر، ساده و محدود به دوگانگی مشهور ملودی-هارمونی می‌شود. مشابه این پدیده در چند قطعه‌ی آلبوم به چشم می‌خورد.

در این مورد، عنصر چیره و مستولی آواز در مقابل عنصر غیرملودیک (یا کم ارتباط با ملودی‌ای که خواننده می‌خواند) و به شدت رقیق شده‌ی همراهی ساز قرار گرفته و خودنمایی می‌کند. همراهی ساز(ها) برخلاف نمونه‌های معمول اغلب شکل ملودیک خط آواز را ندارند، آن را تنها گذاشته و گاه نیمه ارتباطی برقرار کرده و می‌گذرند.

در گیر و دار این تغییر، نقش سه تار به اعتبار کم‌رنگ شدنش از همه پررنگ‌تر است. سه تار سازی است که به گمان من بیش از هر ساز دیگر ایرانی قابلیت تبدیل شدن به آن چه گیتار در فرهنگ مردم‌پسند غربی شد، دارد. سه تار سازی است راحت، همراه و صمیمی که می‌تواند علاوه بر نقش کلاسیک اش حضور در عاشقانه‌های سبک را هم بپذیرد. این ساز پیش از این در رنگ صوت و برخی تکنیک‌های نواختن حرکت به سوی گیتار را آغاز کرده بود. اما در نه فرشته‌ام نه شیطان و به ویژه نمونه‌های بهترینش «درون آینه» و «کولی»، در نیمه‌ راه (یا حتا پایان آن) تبدیل‌شدن به یک ساز همراه (آکومپانیمان) و فرو رفتن در نقش دوگانه‌ی یاد شده است. این همراهی اگر چه در نگاه اول ممکن است، به ویژه در این دو قطعه مشابه آکورد به گوش برسد اما وارسی دقیق‌تر، خصلت‌های جالب توجه دیگر همراهی را نیز آشکار می‌سازد.

در این همراهی‌ها اگرچه دو یا سه صدایی (آکوردهای ساده یا مختصر شده) نیز به گوش می‌رسد اما آن چه جالب توجه است ظرافت بازی با پاره‌های ساده شده‌ی ملودی و اندک زینت‌هایی است که برای همراهی به کار گرفته‌ شده. در حقیقت اگر گونه‌ی تصنیف با پیروی ملودیک تقریبا کامل سازها از خط آواز را یک نمونه‌ی کلاسیک در نظر بگیریم بافت همراه ساده شده‌ی یک گونه‌ی مردم‌پسند مرتبط، می‌تواند چیزی مشابه قطعه‌ی با کلام «درون آینه» باشد.

گونه‌ای بافت در حد فاصل تک‌صدایی و هم‌صدایی (هموفونی) پدید می‌آید که مدل برتری ملودی آواز و همراهی بافت ساده را معادل‌سازی می‌کند. بگذریم که در قطعه‌ی «در حصار شب» گیتار به عنوان عنصر سازی مسلط به کار گرفته شده و در نتیجه مدل به اصلش از این هم نزدیک‌تر می‌گردد.

پی نوشت
۳- تهمورث پورناظری، خود در گفتگو با «نیوشا مزیدآبادی» بر این نکته تاکید می‌کند (و همزمان نمی‌پذیرد که کارش مردم‌پسند باشد): «به نظر من موسیقی پاپ یکی از زیباترین موسیقی‌هاست چون می‌تواند به سادگی با مخاطب ارتباط برقرار کند.» (از گفتگوی منتشر شده در روزنامه‌ی اعتماد، خردادماه ۱۳۹۳)

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

پیرگلو: نسبت به گذشته افت داشتیم

در آن زمان من هم ماندم و به هر حال یک سری مسائل خانوادگی هم بود، برادرم فوت شده بود و دختراشان را باید نگه می داشتم، مادرم هم که سرطان گرفته بودند و فوت کردند، این شد که فعلا دیگر ماندگار شدم.

ویژگی‌های رابطه‌ی موسیقی و برآمدن دولت-ملت مدرن در ایران (VI)

این گواه کوتاه نشان می‌دهد پیش از تولد دولت-ملت مدرن هم تصوری از یک فرهنگ موسیقایی که بتوان آن را «موسیقی ایرانی» خواند در مراکز اصلی شهری، یعنی تجمع‌گاه‌های قدرت و ثروت، وجود داشت. با یک جستجوی سردستی نیز دست‌کم تا میانه‌ی دوره‌ی قاجار می‌توان پیشینه‌ی چنین مفهومی را عقب برد. برخلاف نمونه‌های اروپایی در ایران این زبان موسیقایی نه تنها ممنوع (۲۵) یا گمشده نبود بلکه حمایت‌شده و رسمی هم بود. موسیقی دستگاهی افزون بر تمایز بسیار روشن از موسیقی اروپایی، به قدر کافی از همتایانش، یعنی حوزه‌های موسیقایی عربی و ترکی نیز فاصله گرفته بود.

از روزهای گذشته…

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

منبری: کیستم من را برای ارکستر مضرابی نوشتم

آقای مشایخی به من گفتند قطعه ای برای فلوت بنویسم. پرسیدم فقط فلوت تنها؟ گفتند فعلاً فقط فلوت تنها. گفتم استاد برای ارکستر و فلوت بنویسم؟ گفتند نه فقط برای فلوت. من قطعه ای برای فلوت سلو در شوشتری نوشتم. سعی کردم به لحاظ ریتم و ملودی مونوتون نباشد. کار متفاوتی بکنم. ایشان کار را گام به گام می دیدند و نظراتی می دادند، وقتی تمام شد، گفتند در فرهنگسرای نیاوران اجرایی داریم که می خواهم قطعه تو هم اجرا شود. کسی را می شناسی که فلوتش را بزند؟ من دوستم ناصر رحیمی که نوازنده حرفه ای فلوت هستند را معرفی کردم و با اجرای ایشان کار اجرا و ضبط شد.
پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی برگزار شد

پنجمین جشنواره سایت ها و وبلاگ های موسیقی ایران، دیشب ۲۳ اردیبهشت در تالار هنر فرهنگسرای ارسباران با حمایت موسسه رادنواندیش و فرهنگسرای ارسباران برگزار شد. در ابتدای این برنامه، مجری این جشنواره زهرا تقی ملا، پس از خیر مقدم و معزفی جشنواره، از میهمان و حامی معنوی این جشنواره، دکتر محمد سریر درخواست کرد به ایراد سخنرانی بپردازد.
دو نمود از یک تفکر (III)

دو نمود از یک تفکر (III)

در معماری ایرانی نیز چنین وضعیتی کمابیش وجود دارد؛ تنها با یک تفاوت؛ معماری بنا به ذات کاربردی خود و وابستگی اش به علوم فنی، در صد و چند ده ساله ی اخیر چاره ای جز تغییر نداشته است. با تغییرات بنیادین فنی در معماری و ورود تکنولوژی های جدید، آن چارچوب های همیشگی –که رابطه ای انکارناپذیر با مسائل به اصطلاح نیارشی نیز داشته اند– ناچار به کنار گذاشته شدن بوده اند.
ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

ویژگی های یک سنتور خوب (VI)

به طور کلی تا امروز، اینکه بین سازهای بسیار خوب کدام سازها واقعا درجه یک هستند قضاوت بسیار مشکل است تا وقتی که رشته ی “ساز سازی” و “ساز شناسی” به عنوان یک رشته حرفه ای نگریسته و کار نشود و اجماع نظرها اتفاق نیفتد و کیفیت سازها با سطوح مختلف استاندارد نشود ماجرا همین خواهد بود. بنابراین سازی که مثلا استادی قیمت یک میلیون تومان را برای آن تعیین می کند، استاد دیگر بعید نیست آن ساز را یک ساز متوسط تلقی کند و بیش از چهارصد هزار تومان بر روی آن قیمت نگذارد و این بازار آشفته تا به سرو سامان برسد سلیقه افراد همیشه به عنوان موثرترین چاشنی عمل خواهد کرد، به طوری که نتیجه آن کماکان دورتر شدن از مبحث استاندارد خواهد بود چرا که بازه ی سلیقه ی افراد بسیار گسترده و تابع عوامل گوناگون است.
سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

سیری در تاریخ موسیقی و خنیاگری ساسانیان (II)

“مسعودی روایت بسیار جالب‌توجهی دارد، می‌گوید: اردشیر اول که تمام جزییات تشکیلات اداری را به او نسبت می‌دادند، رجال دولت را بر هفت دسته تقسیم کرده بود و خوانندگان و نوازندگان را در ردیف عالی‌ترین مأموران دولت قرار داده بود.” (راهگانی، ۱۳۷۷: ۸۵)
نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

نگاهی کوتاه به مقایسه آکوستیکی تمبک و کلام (II)

تولید دسته ای از آواهای گفتاری همراه با ارتعاش تارهای صوتی و تولید صدا است مانند “آ”، “e” و… به این دسته از آواها “صدادار، مصوت یا واکه (Voiced)” می گویند. برعکس در تولید دسته ای دیگر از آوا ها اندامهایی به غیر از تار صوتی نقش دارند مانند دندانها، لثه و… این آواهای بدون بهره از ارتعاش تارهای صوتی را “بی صدا، صامت یا بیواک (Voicless)” گویند مانند “ش”، “s” و… بعضی از آوا ها هم ترکیبی اند مانند “ز” که اندام گفتاری مجزا جهت تولید صدای آن نقش داشته و در واقع ترکیب صامت و مصوت است.
آسیب شناسی آواز ایرانی

آسیب شناسی آواز ایرانی

موسیقی ایران در گذر از سالیانی پر تلاطم و پر فراز و نشیب همواره به عنوان یکی از اصلی ترین پایه ها و ارکان فرهنگ ، بیانگر احساسات و اندیشه های ایرانیان بوده وآواز نیز به عنوان شاخص ترین و اصلی ترین بخش آن به شمار میرفته است. چرا که این موسیقی همواره پیوندی نزدیک با شعر داشته است و این درآمیختگی با ادبیاتِ پُر بار و کهن ایران باعث غنای هر چه بیشتر این موسیقی گردیده است.
نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان ایران

متن زیر حاصل گفتگوی وبلاگ مضراب با خانم ارفع اطرایی نوازنده و مدرس با سابقه سنتور و نخستین موسیقیدان حرفه ای جامعه بانوان هنرمند ایران است که توسط آقای سعید کمالی دهقان به دست ما رسیده . در این مطلب با سوابق و فعالیتهای این هنرمند آشنا می شوید و در مطلب بعدی مصاحبه ای با ایشان را می خوانید.
پنج ترانه اول سال نو میلادی

پنج ترانه اول سال نو میلادی

در این هفته با توجه به شروع سال جدید میلادی و عید کریسمس، بازار ترانه های مناسب با این حال و هوا داغ است و تقریبا تمام خوانندگان مطرح جدید و قدیمی به اجرای سرودها یا ترانه هایی با موضوع کریسمس دست زده اند.
نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

نگرشی به تجدد طلبی در هنر و فرهنگ ایرانِ قرن بیستم (V)

شک نیست که تحت تاثیر حکومتِ خودکامه در ایران و ارتباط و تماس ایرانیان فرهیخته با جوامع و فرهنگ اروپایی به همراهِ جنبش آزادیخواهی، نیاز های تازه ای در ایران نشو ونما کرده بودند. اما برای برآوردنِ این نیاز ها نه راهی از درونِ جامعه بلکه تنها راه ها و نسخه های فرنگی در دسترس بود. (۲)