در نقد آلبوم سخنی نیست (I)

چیست هم‌آوایی امروزین ما؟
چند سال پیش در نقد کوتاهی بر آلبوم تنیده در خطوط موازی «علی قمصری» و با اشاره به قطعه‌ی «روشن و ناخوانا»ی او که خودش آن را «نقطه سر خط» خوانده بود، نوشتم آن قطعه یا پیش‌نمایش یک گرایش جدید در کار قمصری است یا تجربه‌ای ناتمام و زودتر از موعد انتشار یافته و به هر حال تک افتاده در میان کارهای آن روز قمصری (۱). اکنون با انتشار آلبوم سخنی نیست روشن است که آهنگساز راه را دنبال کرده و این بار از رهگذر کامل کردن تجربه‌هایش، به موضوع هم‌آوایی و جمع­خوانی در موسیقی ایرانی پرداخته و طبیعتا در این راه با مساله­ بافت عمودی هم برخورد کرده است.

آثار او هم چونان دیگر آثار هنری در خلا مطلق آفریده نشده‌ بلکه بر بستری از پیش‌زمینه‌ها و ریشه‌ها شکل گرفته‌اند. ریشه‌هایی در آثار خودش که دنبال کردن آنها سیر تدریجی تکوین کارهای امروزینش را به نمایش می‌گذارد و زمینه‌هایی در آثار آهنگسازان هم‌دوره یا متقدم که فضای کلی گفتمان منجر به این اثر هنری خاص را می‌سازند. هم‌آوایی در موسیقی ایرانی از این قاعده مستثنا نیست (۲) و بالطبع آثار خود قمصری نیز.

پیشینه‌ها و زمینه‌ها
از دیدگاه تاریخی توجه به مساله­ چندصدایی در موسیقی ایرانی معاصر حاصل برخورد با موسیقی کلاسیک غربی است. بر بستر این برخورد در شاخه‌ی آوازی؛ کرال‌ها، اپرت­ها، اپراها و خلاصه انواع و اقسام شکل‌های آوازی وام گرفته‌شده از موسیقی کلاسیک غربی پا گرفت. اما این شاخه‌ی بسیار مهم از فعالیت موسیقایی جز وام دادن ایده‌ی کلی هم‌خوانی و کلیت جلب‌توجه به بافت عمودی پیوند چندانی با موضوع کار در اینجا ندارد.

جز این نوع موسیقی آوازی که مستقیما از سنت دیگری آمده بود در نیمه‌ی سده‌ی حاضر گرایش‌هایی به آفریدن نمونه‌هایی از چندصدایی مبتنی بر موسیقی ایرانی (۳) پیدا شد و اندکی دیرتر تجربه‌هایی برای هم‌آوایی یا هم‌خوانی مبتنی بر آن.

این تجربه‌ها از آن رو با تجربیات قبلی متفاوت هستند که یکسره (یا تا حد قابل‌توجهی) بهره‌گیری از تجربیات چندصدایی غرب را به کناری نهادند و کوشیدند راهی به ساخت بعد عمودی از دل خود این موسیقی بجویند. و چنان که خواهیم دید تجربیاتشان آنجا نیز که قرابتی با دیگران پیدا می‌کرد قرابتش تنها با نمونه‌های اولیه‌ی قرون وسطایی، آن هم به عام‌ترین معنا بود.

در سال ۱۳۵۸ «فوزیه مجد» آواز لیلی را ساخت. این قطعه‌ی بسیار تک افتاده و دور از دسترس شنوندگان (تا حدود سی سال بعد) احتمالا اولین تلاش برهم نهی چند خط آواز ایرانی یا چیزی مشابه آن است. خطوط آوازی ساده و قدری زمخت خوانندگانی که به نظر می‌رسد خواننده‌ی موسیقی کلاسیک ایرانی نبوده‌اند (یا از آنان خواسته‌شده چنین خام بخوانند) روی‌هم قرار می‌گیرد و تحریرهای ساده‌ای (که اگر شکلشان تعمدی نبوده، دقیق‌تر آن است که بگوییم ناشیانه) در متن آن می‌نشیند. (۴)

پی‌نوشت‌
۱- با عنوان «پیچیده به بالای تار» منتشر شده در مجله‌ی «فرهنگ و آهنگ» شماره‌ی ۳۰.
۲- شاید تنها استثنای این قاعده نوآوری‌های منجر به تغییرات سبک‌شناختی بزرگ باشد. اگر چه حتا در آن موارد نیز اغلب با کار تحلیلی دقیق می‌توان نشان داد که چگونه در همان دوره زمینه‌های روی دادن چنین گسست زیباشناختی‌ای مهیا بوده است.
۳- در اینجا منظور ابدا موضوع «هارمونی ایرانی» نیست که نسبت به رویدادهای اشاره شده، متقدم بوده و سرشت متفاوتی نیز دارد.
۴- توجه به این موضوع که آواز لیلی در حقیقت بخشی از موسیقی ساخته‌شده برای فیلم «چریکه­ تارا» است (که در نهایت روی فیلم قرار نگرفت) و به هنگام ساخت احتمالا به عنوان یک قطعه‌ی مستقل مد نظر نبوده، اظهار نظر در مورد آن را دشوار می‌سازد. و البته تا همین اواخر ناشنیده بوده پس نمی‌توانسته است بر سرنوشت هم‌آوایی مورد بحث ما اثر چندانی بگذارد و تنها دلیل حضورش در اینجا ترسیم بهتر تاریخ این تجربه ها است.

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

درباره «سرزمین کلاغ‌های مهاجر»

مؤسسه فرهنگی هنری «آوای ماد» آلبوم «سرزمین کلاغ‌های مهاجر» به آهنگسازی مزدک کوهستانی را روانه بازار موسیقی کرده است. این آلبوم شامل هفت قطعه برای ویولن و ارکستر زهی است که با تفکرات موسیقایی قرن بیستمی و با رگه‌هایی از موسیقی ایرانی هرچند نهفته در لایه‌های موسیقی پلی‌تنال و بعضاً آتنال موسیقی غربی تصنیف شده‌اند. به گفته مزدک کوهستانی او در این آلبوم تلاش داشته که از آنچه موسیقی مدرن گفته می‌شود فاصله بگیرد. بابک کوهستانی در نقش سولیست این اثر حضور داشته است.

درخشش مژگان چاهیان، در چهل و چهارمین فستیوال بین المللی هنر ایتالیا

مژگان چاهیان به عنوان آهنگساز و نماینده ایران در این فستیوال برگزیده و دعوت به آهنگسازی شد و اثر جدیدش در فستیوال بین المللی هنر ایتالیا اجرا خواهد شد. تعامل بین هنرمندان بین المللی و استعدادهای جوان در آهنگسازی از جمله اهداف این فستیوال است.

از روزهای گذشته…

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

به استقبال شب فیلیپ گلس در تهران (III)

بعضى ها فکرمى کنند تنها یک رویکرد از مدرن وجود دارد که نوع اصیلى از آن هم هست و سایر رویکردها به آن نزدیک و شبیه هستند و یا از آن دوراند و درصورتى که شبیه و نزدیک باشند صحیح اند و اگر دور طبعاً غلط. اینان کاملاً در اشتباهند!
سخنرانی سلطانی در نقد نغمه

سخنرانی سلطانی در نقد نغمه

مطلبی که پیش رو دارید، متن سخنرانی پیمان سلطانی در جلسه نقد نغمه، ویژه آلبوم سیمرغ به آهنگسازی حمید متبسم و آواز همایون شجریان است.
در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

در باب متافیزیک موسیقی (VIII)

دقیقا به همین ترتیب، بازگشت به تونیک باید پس از همان تعداد میزان، به همان نحو در یک بخش صحیح میزان به آن برسد که در نتیجه آن رضایت کامل به وجود می آید. مادام که این تطابق لازم، یعنی برآورده شدن دو عامل به دست نیامده باشد، ممکن است که ریتم، از یک سو، مسیر منظم خود را دنبال کند و نت های مورد نیاز از سوی دیگر، به قدر کفایت به دست آیند؛ اما این ها یکسره فاقد آن تاثیری که ملودی به واسطه آن به وجود می آید خواهند ماند. شاید نمونه بسیار ساده زیر به روشن شدن این مطلب کمک کند:
نگاهی گذرا به برخی از ویژگی های هنری و رفتاری “بهمن رجبی”

نگاهی گذرا به برخی از ویژگی های هنری و رفتاری “بهمن رجبی”

در روزگاری که سلاطین هنر موسیقی به فکر عقب راندن نسل های پس از خود و استثمار جوانان هنرمند هستند، بهمن رجبی، هنرمند آزاده و پیشرو، با عشق سرشار به دنبال تربیت هنرمندانی بزرگتر از خود می باشد.
گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (I)

گزارشی از سخنرانی آروین صداقت کیش در سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» (I)

سمینار «موسیقی و امر دراماتیک» با سخنرانی آروین صداقت‌کیش، منتقد و پژوهشگر موسیقی یکی از نشست‌هایی بود که روز دوشنبه نهم اردیبهشت توسط انجمن موسیقی خانه تئاتر و در قالب شانزدهمین هفته بزرگداشت تئاتر در تالار مشاهیر مجموعه تئاتر شهر برگزار شد.
دو نمود از یک تفکر (IV)

دو نمود از یک تفکر (IV)

همین مساله سبب آن می گردد تا در درک و دریافت یک اثر معماری یا موسیقی ایرانی، با اتفاقی “آنی” طرف نباشیم و همه چیز با کشف و شهود، مراقبه و به صورت تدریجی انجام گیرد. کشف تفاوت ها و خصیصه های هر بنا، کشف جزییات تزیینات سر در یک بنا یا شبستان یک مسجد و یا کشف تفاوت های تاویل دو نوازنده یا موسیقی دان متفاوت در مواجهه با گوشه ای یکسان است که “تنوع” در عین “وحدت” را در هنر ایرانی معنا می بخشد. شاید این تفکر “کشف و شهود”ی، کلیدی باشد برای دریافت بیشتر بینش آثار هنری در شرق و به خصوص در ایران.
شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

شناخت کالبد گوشه‌ها (IV)

این نگاه جزءنگر به درون گوشه‌ها پیش از طلایی هم وجود داشته است اما تا پیش از او جایی در متن‌های آموزشی نمود نمی‌یافت. نمود اصلی‌اش در عمل موسیقایی نوازندگان استاد، به صورت جمله‌بندی زیبا و پرانرژی بود یا در مقالات و کتاب‌های موسیقی شناسی. آوردن آنها در یک متن آموزشی رسمی چیزی را که احتمالا از کمی پیش از آن در میان مدرسان سایه‌هایش موجود بود، به سطح آورد (۱۲).
به وسعت دنیا (II)

به وسعت دنیا (II)

هائیتى املین میشل در هائیتى و فرانسه مدت ها است که به عنوان خواننده مطرح پاپ و آهنگساز معروف است. او صدایى نرم و انعطاف پذیر دارد و از لحاظ موقعیت اجتماعى بسیار بالا است. آلبوم هشتم او «Rasin Kreyol» نام دارد. در این مجموعه او راجع به نگرانى ها و آرزو هاى خود براى کشورش هائیتى آواز خوانده است. این اثر با یک ارکستر مجلل و باشکوه پاپ به اجرا درآمد. او در به کار گیرى ریتم ها از قوانین موجود در سراسر کشورش بهره جسته است. میشل فانک مدرن را با قدرت خارق العاده خود با موسیقى مهار نشدنى کارناوال و «رارا» ادغام کرده است. پیام اصلى او رسیدن به زندگى با آرامش است و در این راه وو دو دریم بیت (نوعى فلوت) و صداى درخشان آن به کمکش آمده و به زیبایى ایده آل هایش را نشان مى دهد.
Radio K.A.O.S – I

Radio K.A.O.S – I

سال ۱۹۷۹ راجر واترز در حال ساخت یک مستند رادیویی درباره آلبوم The Wall بود که با جیم لد (Jim Ladd تهیه کننده برنامه های رادیویی و از مشهورترین DJ های راک رایدو در آمریکا) ملاقات کرد. این ملاقات نقطه شروع رابطه دوستانه و صمیمی ای بود که تا به امروز نیز ادامه یافته است.
بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

بیانیه هیات داوران هفتمین جشنواره نوشتارها و وب‌سایت‌ها موسیقی

شکی نیست سلیقه عمومی و شناخت صحیح نسبت به موسیقی در جامعه نیازمند راهبری و هدایت فکری است و این مهم در سایه نگارش و انتشار مقالات، نقدها، یادداشت و گزارش‌های پر مغز در رسانه‌ها تقویت می‌شود. و همین اهمیت بوده است که هر گاه سخن جدی گفتن از موسیقی در رسانه‌ها جدی گرفته شد سطح سلیقه عمومی و دانش شنیداری جامعه نسبت به آنچه به نام موسیقی تولید می‌شود بالاتر رفت و امروز که جدیت این مهم رنگ‌باخته شاهد زوال سلیقه موسیقایی در جامعه هستیم.