توضیحاتی در مورد مرور آقای بهرنگ نیک آئین (I)

بر کتاب «موسیقی ایرانی» شناسی نوشته خسرو جعفرزاده
قبل هر چیز از آقای نیک آئین تشکر می کنم که همت و مروری بر نوشته بنده، نموده اند و مسائلی را که شناسی کرده اند، نوشته اند تا من هم بتوانم از آنها آگاه شوم و در پی حل مسائل برآیم. شناسایی مسائل و کوشش در حل آنها، تنها راهی است برای دسترسی به یک تئوری جامع و درستِ موسیقی ایرانی. نوشتن کتاب و تئوری درباره موسیقی ایرانی مهم و لازم است، اما نقد و بررسی و گفتگوی نوشته شده، مهمتر است. دیدگاه های مختلف و متفاوت باید در کنار هم گذاشته و سنجیده شوند یکی از مشکلات بزرگ در این راه که تنها از راه گفتگو نمودار می شود، وجود عادت های ذهنی است. موسیقیدانان ایرانی چند دهه (حدود ۱۳۰۰ تا ۱۳۷۰ هـ. . ش) عادت به «گام های موسیقی ایرانی» داشتند – و بعضی هم هنوز دارند – در آخرین دهه های قرن اخیر عادت به «دو دانگی» جایگزین عادت قبلی شده است.

«عادت» همراه با گفتمان عامیانه در فضای تئورئتیک موسیقی ایرانی، از مشکلات بزرگ در راه رسیدن به «دانش» است. اما علاقه و همتِ جوانانی مانند آقای نیک آئین باعث امیدواری است. بدون مرور آقای نیک آئین بنده متوجه نمی شدم که چرا مقام سه گاه با سه شاهد مقام ساده است و ترکیبی نیست، در حالیکه گفته ام مقام ترکیبی بیش از یک شاهد دارد. جواب آسان است، اما در کتاب من نوشته نشده است.

آن سه شاهد در سه گاه صداهای بدیل (Alternativ) هستند. یعنی در هر اجرایی یکی از این سه تا می تواند نقش شاهد را داشته باشد. در تصنیف «دل دیوانه» (ص۷۲) صدای سل شاهد است. اما در مقام های ترکیبی در عمل از دو یا سه شاهد استفاده می شود.

آقای نیک آئین مسائل موجود در این کتاب و ایراد هایشان را در چهار گروه شناسایی و بررسی کرده اند. اما چون ایرادها اهمیت های متفاوت دارند. سعی من در این نوشته بر این است که بیشتر به ایراد ها و مسائل مهم و پایه ای بپردازم. بسیاری از مسائل جزئی به علت سوء تفاهم ها در مسائل اصلی و پایه ای است.

مهمترین مسئله برای دسترسی به تئوری موسیقی ایرانی مربوط به مبحث «ساختار مقام و نقش جنسیت ها در موسیقی ایرانی» است. در گروه دوم ایراد ها آمده است که:
«جنسیت ها. . . این سلول های پنج نتی (و تری کورد ها و تتراکوردها که در این تئوری استفاده نشده اند) بستر نغمگی را به اجزاء کوچکتری تقسیم می کنند که این اجزاء باید به عنوان جزئی از کل دارای نقشی باشند.» و «در تئوری هیچ توضیحی درباره اینکه جنسیت ها چگونه در محدوده ی صوتی مقام ها قرار می گیرند داده نشده است.» و «روشی برای استفاده از این جنسیت ها… ارائه نشده است.» و «در تجزیه و تحلیل ها بستر های نغمگی مقام ها به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم شده است. اما در عمل بسیاری از صداهای فرعی نقشی در ساختار مقام ندارند… بی استفاده هستند و موجب بروز خطا در انتخاب جنسیت ها شده اند.»

ارسال دیدگاه

رایانامهٔ شما نمایش داده نخواهد شد.

جایگاه علم و هنر در روند جهانی شدن (VIII)

هشترودی در زمانی که هنوز جهان درگیر جنگ سرد بود و مسائل مربوط به جهانی شدن مطرح نشده بود این نکته مهم را عنوان کرد که هویت اصلی یک ملت و قدرت حضور آن در جهان، بیشتر تابعی از زایش هنری و فلسفی اوست تا صرفاً پیوستگی مجرد به علم و مباحث آن. در حقیقت او به درستی روی این نکته دست می گذارد که جریان جهانی شدن جریانی سطحی و مبتذل از فروریزی فرهنگ ها در درون حوزه یی از قدرت علمی – فنی نیست. هر فرهنگی با هویت خود که همان ظرفیت هنری و فلسفی خود است وارد این میدان می شود و حضورش نیز به اندازه همین ظرفیت صاحب ارزش می شود.

مکتب و مکتب داری (IV)

نمونه ای دیگر، کنسرت گروه اساتید (به کوشش فرامرز پایور) در مایه دشتی به سال ۱۳۵۸ همراه صدای محمدرضا شجریان است. در آلبوم «پیغام اهل راز» استاد فرامرز پایور، روایتی دیگر و برداشتی خاص از تصنیف «خون جوانان وطن» اثر عارف را ارائه داده و یکی از زیبا ترین اجراهای استاد اسماعیلی در همین آلبوم است. ارتباط شنونده این آثار باصدای ضرب (تنبک) استاد، ارتباطی ناخودآگاه است. مانند ارتباط شنونده ارکستر سمفونیک با صدای کنترباس ها و ویولونسل ها و دست چپ پیانو.

از روزهای گذشته…

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

موسیقی آفریقای جنوبی (V)

همکار قدیمی ابراهیم، یعنی هیوگ مسکلا که نوازنده ترومپت بود، نیز در خارج از آفریقای جنوبی کسب و کار موفقی به راه انداخته بود. مسکلا در آغاز رشد موسیقیایی خود تحت تأثیر ترِور هادلستون (Trevor Huddleston) قرار داشت که یک کشیش بریتانیایی بود که در محله های شهر کار می کرد و نخستین ترومپت مسکلا را برایش خرید. مسکلا وارد صحنه های پرهیجان سوفیاتاون شد و سپس با کینگ کانگ به بریتانیا راه یافت و در اوایل دهه ۶۰ قرن بیستم به نیویورک راه پیدا کرد. قطعات جزِ پاپْ مانندی، مثل: “Up, Up and Away” و “Grazin’ in the Grass” به پر فروش ترین ها تبدیل شدند.
به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

به مناسبت ۷ مهر تولد حسین دهلوی (I)

نام دقیق وی “امیر حسین دهلوی پور” است و نام کامل پدر وی “معزالدین امام ” بوده است. پدر، خود شاگرد مستقیم علی اکبر خان شهنازی (نوازنده شهیر تار) بود که دوره ای را هم در کلاسهای کلنل علی نقی وزیری شرکت کرد. لذا هم با نوازندگی تار آشنایی داشت و هم با نوازندگی ویولون. وی در آن زمان، کلاس آموزش موسیقی در خانه خود دایر کرده بود که خود به امر تدریس اشتغال داشت. وی در آن زمان جزو معدود معلمان موسیقی ایرانی بود که تعلیم ساز را با شیوه جدید (استفاده از خط نت) آموزش می داد. دهلوی از ۱۱ سالگی زیر نظر پدر دوره اول ویولون ایرانی (برای چپ کوک) را آموزش دید و در حدود ۱۷ سالگی برای تکمیل آموخته های خود، وارد کلاس استاد ابوالحسن خان صبا شد. اما دهلوی دوره های پیشرفته نوازندگی ویولون را چه در نزد صبا و چه افراد دیگر در آن زمان ادامه نداد.
دو مضراب چپ (قسمت سوم)

دو مضراب چپ (قسمت سوم)

چهار مضراب شور حبیب سماعی از چهارمضراب های معروف برای سنتور است که در صفحۀ شور شهناز به همراه آواز پروانه اجرا و ضبط شده است. پایۀ این چهارمضراب بعدها الگوی بسیاری از قطعات و چهارمضراب های دیگر قرار گرفت و بعدها شکل های کامل و پیچیده تری نیز به آن افزوده شد.
ریتم و ترادیسی (XXI)

ریتم و ترادیسی (XXI)

شکل ۲۷ نمای خارجی، نقشه ی زمین، و قطعه ی کوچکی از گچ بُری کتیبه را نشان می دهد، همگیِ آن ها چیرگیِ تنوع در تکرار را نشان می دهند. گوته به چنین ساختار های معماری تکرارشونده ای با عنوان «موسیقی منجمد» ارجاع می دهد، اگرچه دیدگاه جدید معماری با عنوان «افراد در حال حرکت از طریق فضا های پُرشده از نور» (۵) شباهتی نزدیک تر را با بداهه پردازی موسیقایی پیشنهاد می دهد.
دو نمود از یک تفکر (V)

دو نمود از یک تفکر (V)

تقارن، یکی از بنیادی ترین و طبیعی ترین شیوه های دست یابی به نظم و انسجام در یک اثر هنری است، ضمن این که در معماری و ساخت و ساز، تقارن موجب ایستایی و پایداری بیشتر بنا می گردد. در معماری ایرانی، تقارن نیز به مانند پیمون یا مدول، تنها در حد حفظ ساختار سازه ای ایفای نقش نمی کند و نتایجی فراتر از آن را با خود در بر دارد.
مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

مرگ کریستف پندرسکی، آهنگساز بزرگ لهستانی (III)

دوره دوم در اواخر سال های ۱۹۸۰ آغاز می شود. وی با ساده سازی ساختار آهنگ هایش به کلاسیک گرایی بیشتری روی آورد. به ویژه با ساخت اثر رکوئیم لهستانی که تجدید پیمان با سنت رمانتیک نیز محسوب می گردد. البته پندرسکی خود معتقد است که : «موسیقی من همان است. تنها شیوه ابراز آن تغییر کرده است».
یک خبرنگار

یک خبرنگار

شاید بیشتر از آنکه نام مارک ناپفلر (Mark Knopfler) در ذهن دوستداران موسیقی باشد، نام گروه دایر استریتس (Dire Straits) شهره عام و خاص باشد. وی قبل از آنکه گروه دایر استریتس آغاز بکار کند مشغول فعالیت های خبرنگاری و تدریس بود.
معرفی کوتاهِ کتاب «مکتب های کهن موسیقی ایران» نوشته محسن حجاریان

معرفی کوتاهِ کتاب «مکتب های کهن موسیقی ایران» نوشته محسن حجاریان

کتابِ در سال ۱۳۹۳ توسط نشر گوشه در تهران منتشر شده است. نویسنده ی کتاب که دکترای قوم موسیقی شناسی دارد و از او مقالات متعددی به انگلیسی و فارسی به خصوص در کتاب سال شیدا چاپ شده است نویسنده ی کتاب های «مقدمه ای بر موسیقی شناسی قومی» (۱۳۸۷)، «موسیقی جهان»(۱۳۸۹)، «موسیقی وشعر»(۱۳۹۲)، و مترجمِ «مردم شناسی موسیقی سرخپوستان آمریکا» (۱۳۸۸) است و کتاب «مردم شناسی و موسیقی» را در دست انتشار دارد.
طلوع مشکاتیان

طلوع مشکاتیان

مرکز حفظ و اشاعه موسیقی، از اواخر دهه پنجاه با هدف آموزش، احیا و رواج سنتهای موسیقی ایرانی بوسیله نورعلی خان برومند و داریوش صفوت، تاسیس و سپس با دعوت از اساتید بزرگ آن زمان تکمیل شد. نقش این مرکز، در پیشرفت موسیقی ملی، غیر قابل انکار است بطوریکه بسیاری از اساتید شاخص حال حاضر، پرورش یافته همین مرکز بودند.
طلایه‌دار تلفیق (II)

طلایه‌دار تلفیق (II)

هنرمند پیشرو، عباس شاپوری، نود سال پیش، در هفدهم تیرماه ۱۳۰۲ در تهران تولد یافت. پدرش غلامرضا شاپوری مدیر آن روزگار گراندهتل مشهور تهران، در خیابان لاله‌زار، بود و به همین واسطه با بسیاری از رجال نام‌آور عصر نشست و برخاست داشت. از اقبال بلند عباس شاپوری، هنرمندانی چون ابوالحسن صبا و حسین هنگ‌آفرین هم در حلقه آشنایان پدر بودند.